سندروم استراماچونی : موج سواری بر روی امواج پوپولیستی!

اگر به حافظه تاریخی خود رجوع کنید، احتمالاً سخنان رئیس جمهور سابق کشور درباره تأثیر تحریم ها بر زندگی مردم را به یاد خواهید آورد: “تحریم نه منه دی؟! تحریم اصلاً چی هست؟” اما همین تحریمی که نمی‌دانیم چی هست، برای چند هفته دستگاه دیپلماسی کشور (و سایر دستگاه‌های مربوطه) را درگیر یک موضوع پیش پا افتاده کرد: پرداخت حقوق یک مربی خارجی! اما به راستی تأثیر تحریم‌ها به همین جا ختم می‌شود؟ آیا مسئولان کشور در برخورد با مشکلات مشابه صنعتگران و کارآفرینان نیز، تا همین حد پیگیر و مسئولیت پذیر هستند؟ دکتر پیمان مولوی دبیر کل انجمن اقتصاددانان ایران، به این سوال پاسخ می‌دهد.

0 130

معاون وزیر امور خارجه ، کنسول ترکیه ، سفیر ایتالیا ، وزیر ورزش از جمله افرادی بودند که به موضوع سرمربی آبی های پایتخت ورود پیدا کردند، استراماچونی ، به سبب مشکلاتی که در دریافت حق الزحمه خود پیدا کرده بود از استقلال جدا شد و به ایتالیا رفت و قرارداد خود را فسخ کرد.

این رویداد چند جنبه مهم در ایران داشت:

اول: به نظر می رسد تمامی تولیدکنندگان و صادرکنندگان و وارد کنندگان و فعالان تجاری نیازمند داشتن یک تیم فوتبال هستند تا مشکلاتشان دیده شود و مسئولان راسا بدان ورود پیدا کنند، ورود این همه فرد برای پرداخت ۱۰۸ هزار یورو از مبلغ قرارداد یک مربی هر چند در تیمی محبوب واقعا جای تعجب داشت ، تولیدکنندگان و فعالان تجاری که به سبب تحریم ها زیر فشار بسیاری هستند و مفری نمی‌یابند.

دوم: وقتی برای یک نقل و انتقال ۱۰۸ هزار دلاری اینقدر سختی وجود دارد و نیازمند ورود وزیر و وکیل و سفیر است باید دید که یک تولید کننده و فعال اقتصادی زیر چه فشاری است؟ آیا بدان واقف هستند؟ آیا نباید توجه بیشتری روی این موارد کرد؟

سوم: چرا باید برای یک امری بدین میزان بی اهمیت نسبت به بسیاری از مشکلات کشور اینقدر علاقمند برای حل مشکل وجود دارد؟ روزهایی که صادرکنندگان در حال سرو کله زدن برای دریافت وجوه خود و انتقال آن به داخل کشور هستند چرا برای این موارد این همه داوطلب برای حل مشکل وجود ندارد؟

من نام این رویداد را سندروم استراماچونی می‌گذارم، رویدادی که طی آن برای موضوعاتی که حتی می تواند مهم هم تلقی نشود (به لحاظ سایز مالی و سلسله مراتب اهمیت) این همه تلاطم و خبر و حضور مسئولان در آن دیده می شود، آیا این امر طبیعی است؟ فکر کنیم که روزی آنگلا مرکل برای حل مشکلات مربی بایرن مونیخ به آن قضیه ورد پیدا کند! یا وزیری در ایتالیا برای مشکلات میلان!

سندروم استراماچونی نوعی موج سواری بر روی اتفاقات پوپولیستی است، چگونه می‌توانیم از این رویداد برای خود اعتبارکسب کنیم و بیشتر دیده شویم؟

امیدوارم روزی در ایران احتیاجی به ورود این همه افراد برای حل این چنین موضوعی نباشد، شاید این امر در ایران عادی به نظر برسد اما در جهان مدرن بسیار غیر عادی به نظر می‌رسد.

سوال فینمگ: اگر استفاده از بیت کوین و رمز ارزها (به عنوان ابزار پرداخت) در ایران قانونی بود، آیا نمی‌شد حقوق جناب استراماچونی را به راحتی با بیت کوین پرداخت کرد؟

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.