سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

بحث‌های زیادی درمورد اوراق بهادار، توکن‌های بهادار و قوانین مربوط به آن در جریان است. طرفداران و پیروان انقلاب بلاک چین و توکن‌ها، نوید یک جهان برابر و غیر متمرکز را می‌دهند. اما آیا برپایی چنین سیستم جهانی ممکن است یا این انقلاب هم به روی کار آمدن یک سیستم انحصاری و استبدادی دیگری منجر خواهد شد؟ بروس فنتان (Bruce Fenton)، از چهره های شناخته شده در وال استریت و فعال در حوزه رمز ارزها، در یک سخنرانی با عنوان “سایفرپانک‌ها و وال استریت”، به بررسی این مسائل چالش برانگیز پرداخته است.

0 83

انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

بروس فنتان (Bruce Fenton)، کهنه کار وال استریت که حالا دانش خود را در مورد سرمایه گذاری سنتی به فضای رمز ارزها آورده، از کسانی است که درمورد قانون گذاری صحبت کرده است:

در 21 سالگی در Morgan Stanley نایب رییس شدم، اما بعدا آنجا را ترک کردم و اولین شرکت سرمایه گذاری جامع خدمات اینترنتی را راه‌اندازی کردم.

در سال 2013، بروس کسب‌‌وکار مالی سنتی و موفق خود را در کنار گذاشت تا از پتانسیل بزرگی که در بلاک چین دیده بود استفاده کرده و حرفه‌‌ قدیمی خود به عنوان کارگزار بورس و این تکنولوژی جدید را باهم ترکیب کند.

اکنون بروس، Satoshi Roundtable را که مخصوص مدیران ارشد در این حوزه است، مدیریت می‌کند. او عضو هیئت مدیره بنیاد بیت کوین و tZero، یک صرافی توکن بهادار مرتبط با Overstock.com و همچنین گروه سرمایه گذاری موفق مدیسی ونچرز (Medici Ventures) است. او همچنین موسس و مدیر عامل تعداد زیادی پروژه دیگر است.

در کنار این ها، بروس زمان کافی برای حضور در انجمن جهانی بلاک چین را پیدا می‌‌کند. انگیزه او واضح و روشن بود: همزمان با محبوبیت توکن‌‌های بهادار، او جریانات کاملا خام و همچنین رو به جلویی را در این انقلاب می‌‌بیند.

بروس در این جلسه، با عنوان “سایفرپانک ها و وال استریت”، درباره اوراق بهادار، معایب سیستم فعلی و انقلاب رمز ارزها توضیح می‌‌دهد.

1-اوراق بهادار توافق‌‌نامه هستند

اوراق بهادار تحت قوانین ایالات متحده اساسا توافق‌‌نامه هستند. تا زمانی که توافق‌‌نامه‌‌ها وجود داشته باشند، به عنوان اوراق بهادار در نظر گرفته خواهند شد.

اوراق بهادار از آنچه بسیاری از مردم فکر می‌کنند وسیع‌‌تر است. من می‌‌توانم برگه‌‌ای را امضا کنم که می‌‌گوید:

هرکس این برگه را در دست داشته باشد صاحب 10 درصد از شرکت من خواهد بود. و سپس آن را در توئیتر به فروش برسانم. این فروش تحت قوانین اوراق بهادار خواهد بود.

و توافق‌‌نامه‌‌ها می‌توانند مرجع یک بلاک چین باشند، حتا زمانی که بلاک چین خودش بی‌‌اطلاع از جهان بیرونی باشد.

بسیاری از مباحث فلسفی حول توکن‌‌های بهادار این نکات ساده را نادیده گرفته اند که پیچیدگی موضوع فراتر از هسته‌‌ی آن است: توافق‌‌نامه ها اوراق بهادار هستند، توافق‌‌نامه‌‌ها می‌‌توانند مرجع بلاک چین‌‌ها باشند و توافق‌‌نامه‌‌ها تنظیم‌‌شده هستند. برای آینده‌‌ای قابل پیش‌بینی، حتی اگر بلاک چین فراگیر شود، اوراق بهادار وجود خواهند داشت.

بر خلاف باور کنونی در جامعه رمز ارزها، هر کسی می‌‌تواند اوراق بهادار تائید‌‌شده را خریداری کند. اما گاهی اوقات صادرکنندگان اوراق بهادار از معافیت‌‌هایی استفاده می‌کنند، رایج‌‌ترین آن‌‌ها تنظیم مقررات D است. تنظیم کردن یک اوراق بهادار بسیار دست‌‌و‌‌پاگیر است. این معافیت ها کمتر متوجه شرکت‌‌ها می‌‌شود ولی محدودیت‌‌هایی در مورد این که کدام شهروند ایالات متحده می‌‌تواند سرمایه‌‌گذاری کند، ایجاد می‌‌کند.

ICOها معمولا در این مرحله از توسعه‌‌ی‌‌شان قادر به ثبت کامل به عنوان اوراق بهادار نیستند، بنابراین اگر خواهان انطباق با قوانین اوراق بهادار ایالات متحده هنگام فروش توکن‌‌های بهادار شان هستند، باید از این معافیت‌‌ها استفاده کنند.

از این رو باوجود انکار گسترده این موضوع، اوراق بهادار قرار است برای مدت زمانی طولانی پابرجا بمانند و به اندازه‌‌ای که مردم فکر می‌‌کنند انحصاری نیستند.

2- اما سیستم فعلی آشفته است

امروزه اوراق بهادار به وسیله‌‌ی هزاران گروه مجزا که به همدیگر اعتماد ندارند اداره می شوند، بنابراین مجبورند به واسطه‌‌های مورد اعتماد تکیه کنند.

“فکر کنید 100 تریلیون دلار را از طریق 350 شرکت کارگزار مدیریت دفاتر کل بهادار منتقل کنید که نه تنها به یک دیگر بلکه به صادرکنندگان هم اعتماد ندارند!”

اوراق بهادار در مجمع‌‌الجزایری بدون قاعده از دفاتر کل که از برخی جهات همگی به هم مرتبط و از برخی جهات دور افتاده هستند، ردیابی می‌‌شوند.

کنترل‌‌کنندگان هر دفتر کل به دلایل قابل قبول، تمایلی به اشتراک اطلاعات با یکدیگر ندارند. انگیزه‌‌های آن‌ها در تناقض با یک دیگر قرار دارند. به دلیل رقابت، گلدمن ساکس نمی خواهد مریل لینچ از دفترکلش سر در بیاورد. و هیچ کدام از آن ها نمیخواهد که اپل بداند چه کسی مالک سهام اپل است. به ویژه اگر رابط آن‌‌ها در اپل یا کسی در اپل که مدیر دسترسی به دفترکلی است که باید با اپل به اشتراک گذاشته شود، ممکن است مهره‌ای خرابکار باشد.

نتیجه این روند یک سیستم پیچیده از دفاتر کل سرّی است که به دشواری قابل مدیریت، حساب‌‌رسی، مرتب سازی و قابل اعتماد خواهد بود.

3- وعده توکن‌‌های بهادار برای درست کردن سیستم

” کریپتوکارنسی یک بازار بالای 40 تریلیون دلاری با اهمیتی برابر با اینترنت و حتی ماشین چاپ است.”

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار محبوبیت و پتانسیل سوددهی رمز ارز و توکن‌‌های بهادار، افراد زیادی از گروه‌‌های مختلف مالی و حرفه‌‌ای را جذب کرده است و بسیاری از این تازه‌‌واردان علاقه‌‌ای به انقلاب ندارند.

اما بسیاری از پروژه‌‌های غیرمتمرکزسازی در جهان باعث شورش و ناراحتی موسسات قدیمی خواهد شد. در این جلسه، بروس مانیفست سایفرپانک (Cypherpunk’s Manifest) را روی مانیتور به نمایش گذاشت و اعلام کرد که انقلاب در ذات بیت کوین و بلاک چین است و اگر اهل تحول نیستید، “در فضای اشتباهی وارد شده اید!”

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

خط مورد علاقه‌‌ی بروس در مانیفست به این سادگی است: “سایفرپانک‌ها کد را می‌‌نویسند.”

همینه! این یک ایده است، شما به صورت کد آن را بیان و آن را برای جهان منتشر می‌‌کنید. این تفاوت ‌‌نحوه تخصیص را تغییر می‌‌دهد. این ایده کاری می‌کند که هیچ چیز دیگری تاکنون قادر به انجام آن نبوده است.

توکن‌‌ها برخلاف سیستم اوراق بهادار آشفته کنونی، انگیزه‌های صادرکنندگان اوراق بهادار، دارندگان، کارکنان و حتی مشتریان را هم تراز می‌کند، نیاز به واسطه‌‌ها را از بین می‌‌برد و امکان انجام یک تراکنش بدون نیاز به اعتماد را فراهم می‌‌کند.

بروس می‌‌گوید که این کار بر خلاف سیستم مالی قدیمی که بستگی به دانش و قدرت فرد داشت، همه را به یک سطح یکسان می‌‌آورد. تا زمانی که این سیستم وجود دارد هیچ کس مزیتی بر دیگری ندارد.

سه مساله که باید حل شوند

بروس یک سخنران پرانرژی است که پیام‌‌های مهمی را در صحبت هایش مطرح می‌کند. اما در بین تمامی نکته‌‌های مطرح شده، بیشترین تاکید روی مفهوم انقلاب بود.

در فضای بلاک چین و رمز ارز تنها کندذهن‌‌ترین مخاطب صدای انقلاب را نخواهد شنید. حتا اینجا در ICO Alert (شرکتی که می کوشد که همواره طبق نیاز کاربران عمل کند و کاربرانی را جذب کند که شامل سرمایه گذاران متفکر باشد) شعاری انقلاب‌‌گونه داریم: “سرمایه‌‌دارِ سرمایه خودتان باشید.”

انقلاب همواره یک موضوع رایج در انجمن جهانی بلاک چین بوده است. الکس ماشینسکی می‌‌گوید رمز ارز پایان “700 سال متمرکزسازی” است و نیک اسپانوس (Nick Spanos) تاکید کرد که “اگر ما خودمان را با بلاک چین آزاد نکنیم، آن ها ما را با بلاک چین زندانی خواهند کرد.”

درجهانی که به تغییراتی فراگیر نیاز دارد، بیت کوین، رمز ارز و تمرکز زدایی راه های جدید روبه‌‌جلویی را نوید می‌‌دهند.

با اینکه تمرکز کنفرانس بر اصلاح و بازسازی آشفتگی بازارهای اوراق بهادار بود، اما صحبت از انقلاب تنها به این یک مساله محدود نشد.

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار بسیاری از افراد جامعه رمز ارز شدیدا انقلابی هستند.

این آینده ایده الی است که انقلابیون درمورد آن صحبت می‌کنند:

  • قانونگذاران این انقلاب را می‌پذیرند ( یا سرانجام تسلیم می‌‌شوند).
  • توافق‌‌نامه های مالی و سازمانی توسط کدهای عادل و قابل اعتماد اعمال می‌‌گیرند، نه توسط انسان‌‌های قدرتمند، ناعادل و فاسد.
  • میدان بازی مسطح است و شرایط برای همه برابر است.

با این حال این آرمان‌‌شهر رمزگذاران مباحثی را به دنبال دارد که ما باید درباره آن‌‌ها بحث کنیم.

این مباحث کمی با هم هم‌‌پوشانی دارند، اما من آن‌‌ها را در سه دسته‌‌ی زیر قرار می‌‌دهم: سرکوب پیش بینی نشده، مشکل اجرای انعطاف ناپذیر، امید به انقلابی غیرانقلابی.

1-سرکوب پیش بینی نشده

بسیاری از انقلاب هایی که برای آزادی انجام می‌‌شوند، فضایی جدید برای بردگی ایجاد می‌‌کنند.

این سطح‌‌بندی، از اشتیاق اولیه‌‌ی ما برای برابری در تاریخ، بسیار فاصله دارد.

انسان‌‌ها تمام تلاششان را برای پیدا کردن راه‌‌هایی به منظور استفاده از سیستم‌‌های جدید برای تحکیم قدرتشان و سرکوب بقیه به کار می‌‌برند. حتا اگر سیستمی به منظور برابری ایجاد شود، دیگر سیستم‌‌ها تمام تلاششان را می‌‌کنند تا راهی برای بازی دادن سیستم و استثمار دیگران پیدا کنند. حتا در دنیای غیرمتمرکزسازی.

تاکتیک‌‌هایی که آن‌‌ها به کار خواهند برد ممکن است اکنون واضح نباشند. مانند برتری استخرهای قدرتمند استخراج بیت کوین و اخیرا شبکه های اتریوم. طرح‌‌های تاجران قدرتمند دهه‌‌های آینده تنها با ریزبینی بسیار عمیق قابل پیش‌‌بینی خواهد بود.

می‌‌دانم که بحث درباره‌‌ی خطرات احتمالی، برچسب FUD می‌‌خورد، اما بحث درباره‌‌ی خطرات بالقوه، اگر منجر به پیدا کردن راه حل شود، ترس مطلق یا بدبینی نخواهد بود. نمی‌‌توانیم به خاطر ترس از گسترش FUD درباره خطرات احتمالی حرف نزنیم یا خودمان را مدام به آن راه بزنیم و مباحث ناخوشایند درمورد آن را به تعویق بیندازیم تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده باشد.

2-اجرای انعطاف ناپذیر

ایده‌‌ی از بین بردن تبعیض با ایجاد توافق‌‌نامه‌‌ها با داوری کد، ایده‌‌ای اغوا‌‌کننده است. با این حال، اجرای قرارداد به اطلاعات نسبتا بالا و ملاحظاتی نیازمند است که هنوز به وسیله‌‌ی کد به تنهایی قابل پردازش نیست.

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

ربات‌‌ها هنوز برای درک نیت و شرایط خیلی خوب نیستند.

من با نکته‌‌ای که نسیم نیکلاس طالب (Nassim Nicholas Taleb) در Skin in the Game  و جاهای دیگر به آن اشاره کرد، که “قوانین اخلاقی جهان شمول نیستند”، موافقم. برخی قوانین تحت شرایط مختلف کاربرد ندارند. افرادی که فکر می‌‌کنند می‌‌توانند مجموعه‌‌ای از قونین اخلاقی فراگیر ایجاد کنند که با افراد و شرایط خاصی سازگار نیست، هنوز تجربه و شناخت کافی از سیستم‌‌های (غیر)منصف را ندارند.

من این نکته و نکات طالب را می‌‌گذارم برای بحث‌‌های آینده؛ اما چارچوب‌‌های قانونی بدون انعطاف و ترحم در صورت اجرای چند ایده آزمایشی به ویران‌‌شهرهایی آشفته بدل خواهند شد.

معتقدم که ما باید روی سیستم‌‌های ترکیبی کار کنیم که در برخی موارد به وسیله کد اجرا می‌‌شوند و در موارد دیگری انعطاف‌‌پذیری غیرمتمرکزی دارند.

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

بعلاوه حتا سیستم های انعطاف‌‌ناپذیر نیز ممکن است سرانجام مورد سوء استفاده‌‌ی مجرمان حیله‌‌گر قرار بگیرند.

3-انقلاب غیرانقلابی

قبول می‌‌کنم که هنوز درباره‌‌ی این موضوع به اندازه‌‌ی کافی فکر نکرده ام. شاید شما بتوانید کمک کنید.

فضای رمز ارز (و حتی توکن‌‌های بهادار) شرایط دشواری دارد. می‌‌خواهد هم خدا را داشته باشد هم خرما را! ما می‌‌خواهیم قوانین مالی را دچار دگرگونی عمیق سازیم بدون این که علیه این قوانین خشونتی به کار گیریم. می‌‌خواهیم در این مسیر، بسیاری از قانونگذاران را بدون مخالفت جدی از طرف آن‌‌ها، جایگزین کنیم.

بروس صراحتا اعلام کرد که یک فعال معترض نیست، حداقل از این نظر که او برنامه‌‌ای برای مخالفت و شکستن قوانین ناعادلانه و رفتن به زندان ندارد. اما سوال هم چنان باقی ست: آیا مردم می‌‌توانند از رفتار انقلابی پرهیز کنند و همزمان انقلابی صورت دهند؟ اگر می‌‌شود، چگونه؟

قبلا دیدیم که صنوف صاحب اعتبار قدیمی در فضای رمز ارز به دنبال سود و قدرت هستند. خریدن صرافی‌‌ها و کسب‌‌و‌‌کارها، دست‌‌کاری بازارهای رمز ارز، ایجاد امتیازهای انحصاری و کنترل کردن رمز ارزها توسط شرکت‌‌های بزرگ و دولت‌‌ها. آیا این نشانه‌‌ای است از این که انقلاب کریپتوکارنسی دارد به بی‌‌راهه می‌‌رود؟ آیا افزایش مشروعیت در واقع دارد این حرکت رمزگذاری را رو به زوال می‌‌برد؟

آیا کسی ظهور خواهد کرد که پرچم انقلاب را دوباره تکان دهد و آتش آن را دوباره شعله‌‌ور کند، اما تنها به این دلیل که در آخر به عنوان امپراطور اعلام وجود کند؟

آیا این فرد قبلا ظهور کرده است؟ آیا آن‌‌ها دارند تازه سرباز و منابع جمع می‌‌کنند و در حال فریب هزاران نفر هستند که به خلوص نیت آن‌‌ها اعتماد کنند؟

انقلاب‌‌های کمی عاقبت خوشی داشته اند؛ حتا برای انقلابیون. اغلب اوقات انقلاب‌‌ها فقط سرکوب‌‌گران جدیدی ایجاد می‌‌کنند.

نمونه های تخیلی اخیر مثل آمیتا و سابال از Far Cry 4 و آما کوین از Hunger Games نمونه‌‌هایی نزدیک به واقعیت از ویران‌‌شهرها هستند. این داستان‌ها از انقلاب‌‌های اخیر در آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا، انقلاب روسیه، انقلاب فرانسه و داستان‌‌های بی‌‌شماری که در آن انقلاب به آمدن دیکتاتوری قوی‌‌تری منجر شده است، تاثیر گرفته اند.

انقلاب‌‌های غیر سیاسی هم (مانند انقلاب‌‌های صنعتی) مسلما شرارت‌‌هایی را به جامعه آوردند که دهه‌‌ها طول کشید تا درمان شوند و گونه‌‌های جدیدی از حاکمان مستبد را در چرخه‌‌های غیر سیاسی به وجود آوردند.

سایفرپانک‌ها و وال استریت: انقلاب بلاک چین و توکن های بهادار

تصویری از دیکتاتور منتخب شما که وقتی انقلاب به تباهی می‌‌انجامد، به شما میخندد!

در بسیاری از موارد مبارزه رهبران انقلابی برای خواسته‌‌های مردم و یا “صلاح مردم!” هرگز نباید مورد پذیرش قرار می‌گرفتند. چه انگیزه‌‌هایشان رسیدن به قدرت یا گسترش جهانی و بی‌‌رحمانه‌‌ ایدئولوژی بوده باشد که برایش تبلیغ می‌کردند، نهایتا خود به دشمن انقلابیون تبدیل شده‌اند.

آیا انقلاب این تکنولوژی بدون نیاز به اعتماد، انقلاب دفاترکل توزیع شده و سازمان‌‌های غیر متمرکز یکی از معدود انقلاب‌‌های تاریخ خواهد بود که واقعا باعث برابری می‌‌شود؟

به نظر می‌‌رسد انقلاب بسیار اجتناب‌‌ناپدیر است. درست به اندازه‌‌ بسیاری از انقلاب‌‌های فوق الذکر که این گونه بوده اند.

من خوش‌‌بین هستم. من رهبران خردمند بسیاری را در این فضا ملاقات کرده ام، افراد و شرکت‌‌هایی که در اندیشیدن درمورد چالش‌‌های آینده توان‌‌مند بوده اند. اما این هدف متعالی چشم بسیاری را بر روی حقیقت بسته است، به طوری که بحث کردن درباره خطرات بالقوه باعث می‌‌شود به شما برچسب FUD بزنند و مانع حرف زدن شما شوند.

آیا ما چیزهایی را که باید برای محقق کردن این انقلاب قربانی کنیم دست کم گرفته‌ایم؟ اصلا ما دنیایی را که این انقلاب برای ما می‌‌سازد دوست خواهیم داشت؟

شما هم نظرات خود را در این مورد با ما در میان بگذارید.

منبع

 

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.