زیر خط چیست؟

در ادامه بررسی مفاهیم مالی در حسابرسی، در این مقاله به معرفی مفهوم زیر خط پرداخته می‌شود. شناخت این اصطلاح به تشخیص مواردی در حساب سود و زیان کمک می‌کند که تاثیر زیادی در درآمد شرکت ندارند و با جدا کردن این موارد از صورت درآمد، به تصویری از وضعیت حقیقی سلامت مالی شرکت خواهیم رسید.

0 246

زیر خط (BTL) اصطلاحا به مواردی در حساب سود و زیان شرکت گفته می‌‌شود که تاثیر چندانی در درآمد شرکت نخواهند داشت و شامل مواردی می‌‌شود که جایی در دوره حسابرسی ندارند، اما برخی از آن‌‌ها می‌‌توانند در برخی موارد استثنایی به دوره حسابرسی راه یابند. هدف از تخصیص دسته‌‌ای به این نام، بیشتر به جهت مشخص شدن وضعیت مالی دقیق یک شرکت خواهد بود.

Below The Line

چیزی که در لیست زیر خط قرار می‌‌گیرد، دیگر در صورت درآمد جایی نخواهد داشت و در نتیجه تاثیری بر میزان سود یا زیان شرکت (در دوره مورد نظر) نخواهد گذاشت. مثلا شرکت ممکن است در یک دوره حسابرسی، درآمد قابل توجهی بدست آورده یا زیانی کرده که ربط زیادی به حیطه کاری‌‌ و سود و مخارج معمول آن شرکت نداشته باشد. جدا کردن این موارد از گزارش اصلی می‌‌تواند وضعیت واقعی سلامت مالی شرکت را به ما نشان دهد.

مثلا شرکتی مشغول فروختن پمپ‌‌های آبی است، قصد فروش یکی از کارخانه‌‌های خود را دارد وگرنه با مشکلات مالی بزرگی روبرو خواهد شد. این شرکت درآمدی یک‌‌باره با فروش این شرکت بدست می‌‌آورد که در نگاه اول نشان‌‌دهنده سود شرکت است اما این‌‌طور نیست. این درآمد باید از گزارش اصلی دور بماند اما بعد از انجام بررسی‌‌ها باید به لیست درآمدهای کلی بازگردد.

نمونه‌‌ای از موارد زیر خط

Below the Line - Example

موارد استئنایی و فوق‌العاده

موارد استثنایی به مخارجی گفته می‌‌شود که بخشی از مخارج کسب‌و‌کار هستند که به خاطر مقدار بالا یا دفعات زیادشان باید اطلاع رسانی شوند. استانداردهای حسابداری و گزارش مالی (GAAP) از شرکت‌‌ها می‌‌خواهند تا این موارد را در ترازنامه‌‌های سالانه خود قراردهند تا سهام‌‌داران از وضعیت واقعی اقتصادی شرکت مطلع باشند.

موارد استثنایی با موارد فوق‌‌العاده باهم متفاوتند و موارد فوق‌العاده جزو مخارج معمولی کسب‌وکار به شمار نمی‌‌آیند. آن‌‌ها سودها یا زیان‌‌هایی هستند که از اتفاقات غیرمعمول بوجود آمده‌‌ند و در آینده شاید دوباره اتفاق نیفتند. برای همین باید از مخارج معمولی جدا نگهداری شوند.

اگر اتفاقی فوق‌‌العاده شناخته شود، باید غیر معمول باشد و به هیچ عملیات عادی شرکت مرتبط نباشد. این اتفاقات نباید زود به زود اتفاق بیفتند و دوره تکرار آن‌‌ها باید طولانی باشد. قبل از سال ۲۰۱۵، تلاش اصلی شرکت‌‌ها، تشخیص غیرمعمول بودن اتفاقات خود برای محاسبه مالیات‌‌ها بود، سودها و زیان‌‌های حاصله از این اتفاقات بعد از مالیات باید از عملیات‌‌های عادی شرکت جدا می‌‌شدند.

در ژانویه ۲۰۱۵، مدیریت GAAP تغییر کرد و تعریف موارد فوق‌‌العاده از بین رفت و این کار آماده‌‌سازی گزارش‌‌های مالی را برای شرکت‌‌ها آسان کرد، چراکه دیگر حسابداران مجبور به تفکیک موارد فوق‌‌العاده نبودند. این کار همچنین نیاز حسابرسان به بررسی موارد فوق‌‌العاده مشخص شده توسط GAAP را نیز رفع کرد. اما شرکت‌‌ها هنوز باید اتفاقات و تراکنش‌‌های غیرمعمول خود را گزارش دهند و مالیات آن‌‌ها بر اساس آن‌‌ها محاسبه خواهد شد.

نوآوری در حسابداری

برخی از موارد زیر خط، چیزهایی هستند که می‌‌توانند مقدار سود شرکت را تغییر دهند و آن را کمتر یا بیشتر از حد واقعی آن نشان دهند. مثلا یک شرکت می‌‌تواند یکی از منابع دارایی خود را کنار بگذارد و در ازای آن پول بیشتری بدست آورد و از آن برای جبران مبالغ از دست رفته در گزارش مالی استفاده کند. با این‌‌کار شرکت می‌‌تواند مسیر سودمندتری برای خود و سهام‌‌دارانش طی کند. همچنین یک شرکت می‌‌تواند برخی از هزینه‌‌های خود را در گزارش مالی خود دسته‌‌بندی کند تا به سهام‌‌داران اطمینان دهد که وضع مالی شرکت پایدار است. اگر آن‌‌ها احساس کنند که این‌‌گونه نیست، شرکت را تحت بازرسی قرار خواهند داد. نمونه شرکتی که از حسابداری نوآورانه استفاده کرده شرکت برادران لهمان (Lehman) است که به طور موقت برخی دارایی‌‌هایش را از ترازنامه خود جدا کرد تا آن‌‌ها را بفروشد و بالافاصله دوباره آن‌‌ها را بازخرید کرد.

بالای خط یا زیرخط

بالای خط شامل مواردی می‌‌شود که سود و زیان آن‌‌ها مرتبط با عملیات‌‌های معمول یک شرکت است. این موارد به هنگام محاسبه سود و زیان دوره حسابداری، مورد بررسی و اندازه‌‌گیری قرار خواهند گرفت. سود، از کم کردن هزینه‌‌های معمول از درآمد کلی بدست می‌‌آید. اگر درآمد کلی از هزینه‌‌ها بیشتر باشد، شرکت سودمند است و اگر خلاف این باشد، شرکت ضرر کرده است. موارد بالای خط می‌‌تواند شامل سود ناخالصی بدست آمده نیز باشد. این سود ناخالصی از گرفتن درآمد سالانه و کم‌‌کردن میزان محصولات فروشی بدست می‌‌آید. محصولات فروشی جزو هزینه‌‌های عادی شرکت هستند و باعث تولید درآمد می‌‌شوند. هزینه مواد خام، حقوق کارکنان کارخانه و سایر موارد نیز می‌‌تواند روی آن‌‌ها حساب شود. موارد تحت سود ناخالصی جزو موارد زیر خط به شما می‌‌روند و معمولا شامل سایر هزینه‌‌های عملیاتی و مالیات و نرخ بهره و سایر هزینه‌‌های فوق‌‌العاده می‌‌شوند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.