روش سرمایه گذاری موزاییک در کریپتوکارنسی

تئوری موزاییک (Mosaic) شامل جمع‌‌آوری اطلاعات از منابع مختلف، عمومی و خصوصی، به منظور محاسبه ارزش یک اوراق بهادار می‌‌شود. اِعمال تئوری موزاییک یک مسئله ظریف و علمی است. تحلیل‌‌گر به اطلاعات نگاه می‌‌کند و تصمیم می‌‌گیرد که آیا آن‌‌ها یک ماجرای منطقی را توضیح می‌‌دهند یا خیر و سپس تبادل را پیشنهاد می‌‌کند.

0 98

پیش از اینکه آغاز کنیم

مهمترین نکته‌‌ای که باید هنگام بررسی موضوع ارزشیابی در ذهن داشته باشیم این است که هیچکس هنوز فهم مناسبی از آن ندارد؛ انگار در سال 1994 حدس می‌‌زدید که اپل به ارزش یک تریلیون دلاری خواهد رسید! هیچ معادلی برای جرج سوروس یا وارن بافه در زمینه اسناد کریپتو وجود ندارد. نزدیکترین گزینه ما، همانطور که قبلا هم توضیح دادیم، متفکرین فضایی و سرمایه‌‌دارانی مثل تیم دریپر هستند که بر روی آینده شرط‌‌های سنگین می‌‌بندند!

همه چیز توسط اقتصاددانان توکنی موشکافی می‌‌شود. بازار هم خود را کشف می‌‌کند. سکه‌‌های اثبات سهام (PoS) ارزش بازاری ملموسی دارند، اما نمی‌‌توانند همانند سکه‌‌های اثبات کار (PoW) ارزش خود را با استخراج نشان دهند؛ بنابراین همه چیز هنوز در حد رفتارهای مبتدیانه و البته شرط‌‌بندی‌‌های جسته گریخته شرکت‌‌های سرمایه‌‌داری بزرگتر می‌‌باشد. در حقیقت، معیار ثابت و اساسی برای ارزیابی رده این دارایی‌‌ها وجود ندارد.

این مسئله به آن معنا نیست که تحلیل‌‌ها کاملا بی‌‌فایده هستند، بلکه باید در ذهن داشت که همه چیز می‌‌تواند در کسری از ثانیه تغییر کند. همچنین باید همیشه به روز ماند و تحلیل‌‌ها و تکنیک‌‌های ارزیابی جدید را به خاطر سپرد و نسبت به فراموش کردن فرض‌‌های جدید، آماده بود. با این تفاسیر، درباره روش چند وجهی صحبت خواهیم کرد.

تیم و فرهنگ

یک تیم موسس قدرتمند برای موفقیت هر کسب و کاری مهم است. در بحث فناوری، به طور کلی افراد حداقل به یک موسس فنی و یک هم‌‌بنیانگذار با تجربه در صنعت پیش روی خود، نگاه می‌‌کنند. بدون تجربه و دانش فنی و توسعه‌‌دهندگان قدرتمند، همه چیز نا امیدانه خواهد بود. ساده‌‌ترین روش برای اطلاع از تیم موسس، بررسی پروفایل‌‌های لینکدین آن‌‌ها است. این سوالات را بپرسید:

  • آیا حداقل یک موسس فنی وجود دارد؟
  • آیا موسسین سابقه موفقیت دارند؟
  • آیا موسسین تجربه کافی دارند؟

مشکلی نیست که تیم در بلاکچین‌‌ تجربه کافی را نداشته باشد. این صنعت یک صنعت جدید محسوب می‌‌شود و افراد از آن اطلاع دقیق ندارند. یک کارآفرین بلاکچین‌‌ در این رابطه می‌‌گوید:

یک سال کار تمام‌‌وقت در بخش بلاکچین‌‌ به اندازه چهار سال تجربه در بخش‌‌های سنتی‌‌تر می‌‌باشد!

به عنوان مثال اگر یک موسس، استارت‌‌آپی را برای تخریب زنجیره شبکه قهوه آغاز کند، آیا تجربه کافی در زمینه قهوه یا زنجیره عرضه دارد؟ اگر نه، بهتر است یک هم‌‌بنیانگذار هم داشته باشد (مشاور کافی نیست)!

اغلب می‌‌بینید یک یا چندین مشاور در بخش تیم وبسایت پروژه فهرست می‌‌شود. این مسئله می‌‌تواند گول‌‌زننده باشد و تصویر غلط و کاذبی از شرکت بدهد و فکر کنید که آن‌‌ها اعتبار بسیار زیادی دارند. همه می‌‌توانند مشاور باشند و هر شرکتی هم می‌‌تواند یک مشاور را فهرست کند، پس به طور کلی من این موضوع را چندان قبول ندارم. هرچند باید در ذهن داشت که اگر مشاورین لایق باشند، شرایط خوب خواهد بود. البته این موضوع نیازمند تحقیق نسبتا بیشتر است.

به عنوان مثال در نگاه اول، جان مک‌‌آفی یک سرمایه‌‌گذار و مشاور برجسته است و با اینکه نام مشهوری دارد، سابقه چندان درخشانی را ثبت نکرده. مک‌‌آفی نرم‌‌افزار ضدویروس مک‌‌آفی را سال‌‌ها پیش اختراع کرد (تنها دستاورد قابل‌‌قبول او) و از آن زمان از این کشور به آن کشور می‌‌رود و سوابق قتل و جنایت را به خود نسبت می‌‌دهد؛ غیر از بحث‌‌های توییتری قدیمی او که بسیار هم مشهور شد.

او را با کسی مثل ناوار راویکانت که موسس آنجل‌‌لیست، کوین‌‌لیست بوده و چندین سرمایه گذاری موفق دیگر شامل توییتر و اوبر را در کارنامه دارد مقایسه کنید. یک جستجوی ساده ده‌‌دقیقه‌‌ای برای مک‌‌آفی و راویکانت به شما ذهنیت خوبی از تفاوت وسیع در زمینه حرفه و موفقیت ارائه می‌‌کند.

نکته دوم، همیشه باید به حرف افرادی که در آنجا کار می‌‌کنند گوش دهید. آیا مدیر عامل همانقدر که می‌‌گویند متمرکز و با انگیزه است یا آیا هرگز در جلسات شرکت نمی‌‌کند و در شرکت حضور ندارد؟ آیا محیط کار آن‌‌ها پویا و سالم است؟ من به شما توصیه می‌‌کنم Glassdoor را بررسی کنید تا گزارش و نظرات بیشتری از افراد شاغل در آنجا به دست آورید. همچنین می‌‌توانید از قابلیت Google Alerts برای نام شرکت استفاده کنید تا ببینید به صورت روزانه چه اخباری از آن‌‌ها منتشر می‌‌شود.

البته می‌‌توانید بگویید که بسیاری از کارآفرینان هم سابقه تجربه صنعتی نداشتند و بسیار موفق عمل کرده‌‌اند. مارک زاکربرگ یک مثال بسیار واضح در این زمینه است. هرچند زاکربرگ یک بازار مستحکم (دانشجویان هاروارد) را داشت و می‌‌توانست محصول خود را در آنجا بررسی کند و می‌‌توانست از مای‌‌اسپیس و فرندستر برای رفع نواقص و اشتباهات خود کمک بگیرد. در ذهن داشته باشید که روش موزاییکی عوامل متعددی را در نظر می‌‌گیرد که تمام زیبایی آن محسوب می‌‌شود. علم، ابزار شاخص‌‌های شما است اما این که چگونه اهمیت برخی از عوامل را در مقابل دیگر عوامل بررسی می‌‌کنید به هنر شما باز می‌‌گردد.

یک توصیه دیگر از نویسنده و کارآفرین، تیم فریس:

آیا تا به حال موسسین شغل‌‌های خدماتی مثل پیشخدمتی در رستوران‌‌ها را تجربه کرده‌‌اند؟ اگر چنین است، تمایل بیشتری برای صبر کردن دارند. خودبزرگ‌‌بینی کمتر معمولا به این معنا است که تصمیمات بهتری برای شرکت گرفته می‌‌شود و این مسائل معمولا چند سال زمان می‌‌برند.

 

شراکت‌‌ها

ارزش همکاری احتمالی مخفی معمولا نادیده گرفته می‌‌شود. اضافه کردن یک همکار می‌‌تواند رشد قابل‌‌توجه سود و اعتبار را برای یک شرکت به همراه داشته باشد و به همین خاطر در بین استارت‌‌آپ‌‌های بلاکچین‌‌ که سعی در آغاز محکم دارند، اهمیت بالایی خواهد داشت. شراکت می‌‌تواند بین کارمندانی صورت بگیرد که از شبکه‌‌ها و اتصالات قبلی خود برای برقراری همکاری استفاده می‌‌کنند. یک مثال خوب در این زمینه، آشنایی Lightyear با Chain است که Interstellar را به وجود آورد. Chain به واسطه داشتن Citi، NASDAQ و American Express که از محصول Sequence آن استفاده می‌‌کردند، مشهور شد.

تام جسوپ پیش از آدام لودوین که اکنون رئیس Interstellar است، رئیس Chain بود. تام به Fidelity منتقل شد و اکنون رئیس بخش دارایی Crypto می‌‌باشد که اخیرا به واسطه اعلام یک راه‌‌حل وثیقه‌‌ای و دیگر راه‌‌های احتمالی سال 2019، بر سر زبان‌‌ها افتاده. اتصال نقاط از NASDAQ به Chain به Fidelity چند ارزش اساسی احتمالی را ارائه می‌‌کند که تا به حال تشخیص داده نشده و احتمال زیادی وجود دارد که این شراکت‌‌ها یا ارتباطات بتوانند در سودآوری بازاری و رقابت بلند مدت مفید واقع شود. این مسئله در این مورد برای Stellar به عنوان سرمایه گذاری می‌‌باشد.

حضور اجتماع

تمام پروژه‌‌های کریپتو، گروه‌‌های تلگرام و دیسکورد اختصاصی خود را دارند که در آن با دیگر کاربران، توسعه‌‌دهندگان و سرمایه‌‌گذاران ارتباط برقرار می‌‌کنند. این افراد با عموم جامعه در ارتباط هستند و باید بتوانید به سادگی با آن‌‌ها ارتباط برقرار کنید. البته فعالیت و حضور هم می‌‌تواند گول‌‌زننده باشد؛ این که کاربران و دنبال‌‌کنندگان زیادی در شبکه‌‌های اجتماعی وجود دارد به این معنا نیست که همه چیز ایده‌‌آل است. همه چیز می‌‌تواند بازاریابی باشد و برای حضور به افراد پول داده‌‌باشند. ضمن اینکه خدمات افزایش کاربر در تلگرام وجود دارد که به شما امکان خرید دنبال‌‌کننده را می‌‌دهد.

به جای اندازه‌‌گیری تعداد کاربران، به عمق و کیفیت مکالمات و تعامل‌‌ها دقت کنید. آیا کارمندان/ موسسین افراد را به روز می‌‌کنند. آیا به سوالات مردم پاسخ می‌‌دهند؟ یا گروه پر از پیام‌‌های اسپمی و فاقد محتوا است؟

همچنین بهتر است بررسی کنید که آیا شرکت یک صفحه واسطه یا وبلاگ فعال دیگری هم دارد یا خیر. با اینکه نیازی به پست‌‌های هر روزه نیست، اما باید بتوان نظرات موسس و کارمندان و ایده‌‌های آن‌‌ها برای محصول یا بازار را شنید. مخصوصا من اعتقاد خاصی به پست‌‌های طولانی وبلاگ دارم که جزییات فنی و موارد استفاده از محصول خاص را در اختیار قرار می‌‌دهد و بیانگر فکر و اشتراک نظر شرکت می‌‌باشد.

حضور اجتماع می‌‌تواند به معنای منابعی باشد که سرمایه گذاری آن‌‌ها برای ساخت اجتماع از طریق شراکت را صورت می‌‌دهد. به عنوام مثال پلتفرم Decent قرارداد هوشمند واقع در اسلوواکی (DCT) دو هکاتون مجزا در اروپا برگزار کرد که توسعه‌‌دهندگان را برای ساخت روی پلتفرم گرد هم می‌‌آورد. آن‌‌ها به برندگان پاداش‌‌هایی می‌‌دادند و من فکر می‌‌کنم این مسئله مثال خوبی از سرمایه گذاری و حضور اجتماع بود و اندازه‌‌گیری ROI بر روی رویدادها سخت است، اما در بلند مدت تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.

یک مثال دیگر، برنامه تمرینی استارت‌‌آپ فرانسوی تزوس می‌‌باشد که بیش از 200 میلیون دلار در ICO خود به دست آورد و یکی از بزرگترین موارد موجود محسوب می‌‌شود. آن‌‌ها چند اختلاف سیاسی داخلی داشتند اما به خوبی به شرایط قبلی بازگشتند و 1000 توسعه‌‌دهنده برای استفاده از پلتفرم تزوس تعلیم دادند. این یک مثال خوب از حضور اجتماع قدرتمند است و یک نگاه بلند مدت را بیان می‌‌کند.

وایت پیپر (White Paper)

وایت پیپرها متعددی وجود دارند که فقط کپی و پیست نسخه وایت پیپر اتریوم هستند. این موارد به وضوح تخلف انجام می‌‌دهند. چالش اصلی این است که هیچکدام از این موارد به صورت کلی، بازبینی همتا نشده، پر از ابهامات فنی است و خواندن آن شدیدا طاقت‌‌فرسا خواهد بود. به همین خاطر، همانند استارت‌‌آپ‌‌ها که 100 درصد تمرکز من را به خود اختصاص نمی‌‌دهند، من وایت پیپرها را هم زیاد جدی نمی‌‌گیرم، اما نگاهی به تیم آن‌‌ها، اندازه بازاری، محصول، قابلیت اجرا و دیگر موارد می‌‌اندازم. هرچند هدف اصلی این است که نسبتا معتبر بود. یک سوال مهم این است که چرا همه چیز بر روی بلاکچین‌‌ باشد؟ به جای اینکه دیتابیسی وجود داشته باشد و هنگام مشکل به سوالات شما پاسخ دهد، می‌‌توانید به صورت آنلاین جستجو کنید و بفهمید که آیا شرکت به سوال شما پاسخ داده یا خیر یا اینکه به صورت مستقیم به آن دسترسی داشته باشید.

جدیدترین کتاب بیت‌‌کوین را بخرید: 37 استراتژی برای کسب سود در اقتصاد جدید رمزنگاری

سرمایه سنتی

هنگامی که یک شرکت سرمایه‌‌گذار مثل a16z یا نام‌‌های بزرگ دیگری از شرکت با تزریق مالی حمایت می‌‌کنند، ارزش توجه را خواهند داشت. همه می‌‌توانند سکه توزیع کنند اما هنگامی که شرکت‌‌های کسب سرمایه وارد ماجرا می‌‌شوند، می‌‌توان فهمید که این سرمایه‌‌گذاران بررسی‌‌های لازم شما را انجام داده‌‌اند. مثلا پلتفرم توکن TrustToken 20 میلیون دلار از آندریسن هوروویتس در سال 2017 کسب کرد. می‌‌توانید موارد مرتبط سرمایه را در وبسایت‌‌هایی مثل Crunchbase مشاهده کنید:

https://www.crunchbase.com/

محصول

صنعت کریپتو از نظر پول در گردش (از ICOها) بی‌‌سابقه است، اما انگیزه کافی برای انجام کارها وجود ندارد. بسیاری از پروژه‌‌ها یک تیم کوچک همراه با توسعه‌‌دهندگان کم‌‌تعداد که پول بسیار زیادی کسب کرده‌‌اند در اختیار دارد. با این حال هیچ قانون مشخصی در این زمینه وجود ندارد. هیچ تاریخ نهایی از سوی سرمایه‌‌گذاران وجود ندارد، هیچ عکس‌‌العمل و هیچ عمل سهامداری را نمی‌‌توان انجام داد زیرا توکن‌‌ها جزو اموال به حساب نمی‌‌آیند و حقوق دستمزد یا عملکرد شرکت را شامل نمی‌‌شوند. در حقیقت اغلب آن‌‌ها حتی یک محصول تولیدی هم ندارند. این مسئله را با استارت‌‌آپ معمولی خود مقایسه کنید که یک Series A انجام داده و مدیر عامل و سرمایه‌‌گذاران به آن برای تحقق اهداف پروژه فشار می‌‌آورند.

به خاطر تازه بودن صنعت، محصول ممکن است یکی از چالش‌‌برانگیزترین مسائل در ارزیابی باشد. آیا آن‌‌ها واقعا روی محصولات خود کار می‌‌کنند و چیزی هم تغییر می‌‌کند؟ آیا آن‌‌ها به اهداف خود می‌‌رسند؟ به شما توصیه می‌‌کنم وارد عمل شوید و Github را برای پیشرفت پروژه آن‌‌ها بررسی کنید. یوتیوبرها مثل Datadash و Ivanontech معمولا بررسی‌‌های Github پروژه‌‌های کریپتو و همچنین آموزش‌‌های آن‌‌ها را ارائه می‌‌کنند. الزامی نیست که برای انجام این کار حتما برنامه‌‌نویس باشید، اما اگر اینگونه باشد کار ساده‌‌تری را در پیش خواهید داشت.

ردیت (و دیگر AMAها) منبع فوق‌‌العاده‌‌ای برای اجتماعاتی مثل Kin هستند که در آن‌‌ها سرمایه‌‌گذاران سوالاتی را مستقیما از مدیر عامل می‌‌پرسند و سعی می‌‌کنند غلط‌‌فهمی‌‌ها را برطرف کنند، پاسخ سوالات درباره محصول را بشنوند و از نیروی کم خود برای صادق ماندن تیم استفاده کنند.

یک روش دیگر (که به آن عبارات سرمایه گذاری کلاسیکی مثل scuttlebuttting هم می‌‌گویند)، صحبت مستقیم با شرکت به منظور کسب اطلاعات است. کسب اطلاعات از خود منبع منطقی به نظر می‌‌رسد و ممکن است به نتایجی متفاوت از موارد آنلاین هم برسید. آندریاس آنتونوپولوس می‌‌گوید:

اگر یک دیتابیس را بگیرید و چند هش به آن اضافه کنید، بلاکچین‌‌ غیرقابل تغییر نساخته‌‌اید! اما این کار برای مشاوران، پول خوبی ایجاد می‌‌کند.

نقدینگی

بدترین حالت ممکن این است که نتوانید سکه‌‌های خود را هنگام نیاز به فروش برسانید و نتوانید به پول لازم برسید. مخصوصا اگر چندین افزایش در قیمت داشته باشید و به قیمت هدف خود رسیده باشید. میزان اهمیت این مسئله به سرمایه خطر شما، افق زمانی و سبک سرمایه گذاری شخصی‌‌تان بستگی دارد.

سکه‌‌های میکرو در صرافی‌‌های بزرگی که هیچ نقدینگی خطرناکی ندارند فهرست نمی‌‌شوند، حتی اگر افق بلندمدتی داشته باشید. یک راه‌‌حل برای این مسئله، تکیه کردن به سکه‌‌های متوسط تا بزرگ یا مواردی است که حداقل چند مورد در صرافی‌‌های بزرگ و مشهور داشته باشند.

همچنین مواردی وجود دارد که پروژه‌‌ها از صرافی‌‌ها حذف شده‌‌اند، زیرا که نتوانسته‌‌اند به شاخص حجم تبادلاتی برسند، پس صرف‌‌نظر از افق زمانی خود، بهتر است عملکرد سکه را هم پیگیری کنید. معمولا حذف فهرست کردن خبر بدی برای پروژه است و بیانگر مشکلات عمیق‌‌تری خواهد بود. اگر نتوانستید نقدینگی مناسبی برای صرافی رمز ارز پیدا کنید، می‌‌توانید به معامله‌‌کنندگان رمزنگاری یا بیت‌‌کوین که تبادلات بین‌‌المللی را تسهیل می‌‌کنند هم مراجعه داشته باشید.

ارزش بازاری

محاسبات سنتی ارزش بازار چنین هستند: عرضه در گردش ضربدر قیمت بازاری. امروز با نگاه به وبسایت Coinmarketcap می‌‌توانم ببینم که قیمت بیت‌‌کوین 5.260 دلار است که اگر در عرضه در گردش 17,383,150 بیت‌‌کوین ضرب شود، ارزش بازاری 96,666,837,347 دلاری را به همراه خواهد داشت. فرضیه بیان می‌‌کند که هر چقدر ارزش بازاری بالاتر باشد، نرخ رشد پایین‌‌تر خواهد بود.

BITCOIN

این مسئله برای ایجاد یک اوراق بهادار متعادل، اندازه‌‌گیری پیشرفت و ارزیابی خطر مفید است. به عنوان مثال اگر من به پنجمین سکه ارزشمند بازاری نگاه کنم و با خود بگویم چه خرید خوبی است، باید از خود بپرسم که چه پیشرفتی را برای آن در ذهن خود دارم. آیا می‌‌تواند 5 برابر یا 10 برابر شود؟ این به آن معنا است که از ارزش بازاری بیت‌‌کوین هم بالاتر رود. آیا من چنین فکر می‌‌کنم (شاید نه)؟ ارزش بازاری بالا مثل اتریوم می‌‌تواند حرکت را آرام اما با ثبات کند. ارزش پایین یا متوسط سکه می‌‌تواند فضا را برای رشد یا نوسان بیشتر کند اما شاید خطر بیشتری هم وجود داشته باشد.

کمی صبر کنید. هنگام محاسبه ارزش بازاری، فرض این است که توکن‌‌ها همانند سهام هستند که البته این فرض یک فرض بزرگ محسوب می‌‌شود. در حقیقت مشکلات زیادی در این رابطه وجود دارد. ابتدا این که توکن‌‌ها حق سهامدار یا هر گونه ادعایی برای گردش مالی آتی ندارند. دوم اینکه عرضه توزیع سهام ثابت است که تامین توکن‌‌ها ثابت نیست و توکن‌‌های جدید را می‌‌توان در یک دوره چند ماه یا چند ساله ادامه داد.

این انتشار سکه‌‌های جدید در بین سکه‌‌های مختلف، زمان‌‌بندی خواهد داشت و به همین خاطر مقایسه ارزش بازاری بین دو مورد سخت است. ممکن است آن‌‌ها به طور کلی حذف شوند. در آخر، سکه‌‌های غیرنقد متعدد و توکن‌‌های از دست رفته‌‌ای وجود دارند که شامل تخمین‌‌های عرضه در گردش می‌‌شوند و الزاما بیانگر واقعیت نیستند.

آیا روش بهتری برای ارزیابی ارزش بازاری رمز ارزها وجود دارد؟ کارآفرین و بلاگر کریپتو، ناتانائیل وایتمور چند پیشنهاد دارد، البته اکثر آن‌‌ها در این مرحله صرفا آزمایشی هستند. عوامل سرمایه مشخص در سکه‌‌ها وارد نشده یا از بین رفته‌‌است. مثلا BCH ارزش بازاری 60 میلیارد دلاری دارد اما ارزش بازاری مشخص آن چیزی در حدود 11 میلیارد دلار می‌‌باشد (که رتبه آن را کمی پایینتر می‌‌آورد!).

برای بررسی روش‌‌های ارزیابی بیشتر، ارائه Honeybadger را مشاهده کنید. یک نکته نهایی این است که باید روی ارزش بازاری کمتر تکیه کنید و به حجم در گردش و نقدینگی توجه داشته باشید. اگر سکه در صرافی‌‌ها وجود ندارد و هیچ‌‌کس آن را خرید و فروش نمی‌‌کند، این موضوع نکته مهمی را به شما بازگو می‌‌کند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.