روزی در سال 2030: بلاکچین چه تغییری در برنامه‌‌ی زندگی ما ایجاد می‌‌کند؟

در این مقاله، نحوه زندگی ما در سال‌‌های آینده تشریح می‌‌شود. در آن روز زندگی روزمره‌‌ی ما نسبت به امروز تغییر زیادی کرده است. کاربردهای بلاکچین بیش از چیزی است که تصور می‌‌شود. با رفع موانع موجود بر سر راه گسترش آن، زندگی بشر دگرگون خواهد شد.

0 116

این متن می‌‌خواهد با یک دید واقع‌‌بینانه، از کاربردهای بلاکچین و تاثیر آن بر زندگی آینده‌‌ بشر سخن بگوید. ویژگی‌‌های بلاکچین، مانند عدم نیاز به اعتماد و شفاف بودن، برهم‌‌کنش‌‌های اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. تمامی مفاهیم این مقاله با یک دید امروزی بیان شده است. امروز عصر تکنولوژی است و عصر هجر نیست:

اگر در سال 1989 از کسی می‌‌پرسیدید برای بهتر شدن زندگی‌‌اش چه می‌‌خواهد، پاسخ او قطعا شبکه‌‌ای غیر متمرکز از نودهای متصل با هایپرتکست نمی‌‌توانست باشد

با یک صبحانه روز خود را آغاز می‌‌کنید. در حین آماده‌‌سازی صبحانه، از اهالی خانه راجع به روز جدید سوال می‌‌پرسید: “هی جرویس، اینترشیپی که به درد دوستم بخوره رو پیدا کردی؟” این سوال برای هوش مصنوعی خیلی پیچیده به نظر می‌‌رسد؛ در حالی که سیری نسبت به چیزی که در ابتدا بود خیلی تغییر کرده است و می‌‌توانید به جای سوالات کلیشه‌‌ای مانند “هی سیری، بازی دیشبو کی برد؟” سوالات پیچیده‌‌تری را از او بپرسید. چرا که همراه دیجیتال شما به هوش‌‌های مصنوعی غیرمتمرکزی متصل است و دو امکان را برایتان فراهم می‌‌کند.

اول اینکه بازار به ارتقادهندگان اجازه می‌‌دهد بر سر ساخت بهترین مدل یادگیری ماشین رقابت کنند؛ پولی که از تایید مدل‌‌ها به دست می‌‌آید انگیزه‌‌ خوبی برای محققان است و این امر جو رقابتی سالمی را برای نو‌‌آوری در هوش مصنوعی ایجاد می‌‌کند.

مورد بعدی این است که به علت ساختار ویژه و کیفیت بالای داده‌‌ها، هوش مصنوعی قابلیت مبادله‌‌ اطلاعات را فراهم می‌‌کند پس می‌‌تواند نیازهای پیچیده‌‌تری را رفع کند.

علاوه بر این، این را هم در نظر بگیرید که تکنولوژی بلاکچین امکانات مدیریتی بهتری را نیز دارد. هوش مصنوعی ابتدا اجازه‌‌ی دسترسی به داده را بررسی می‌‌کند و با این روش داده‌‌های حساس را به راحتی مدیریت می‌‌کند. شما باید به همراه دیجیتال خود اعتماد کنید، به آن تکیه کنید و از پخش شدن اطلاعات شخصی‌‌تان نترسید؛ زیرا در یک سیستم غیر متمرکز، الگوریتم‌‌های نگهداری از داده‌‌ها کوتاه‌‌شده است.

در مسیر حرکت خود به سمت محل کار می‌‌توانید برای خرید نوشیدنی سری به استارباکس بزنید. به جای پرداخت با دلار، می‌‌توانید با توکن‌‌های موجود در برنامه‌‌های تلفن همراهتان هزینه‌‌ی آن را بپردازید و به عنوان مشتری از استارباکس جایزه بگیرید. استفاده از توکن‌‌ها بسیار فراگیر شده است: توکن می‌‌تواند شما را از یک مشتری ساده به یک سهامدار و یا عضوی از جامعه‌‌ی استارباکس تبدیل کند. توکنی که شما برای خرید از آن‌‌ها به دست می‌‌آورید، شما را تبدیل به یکی از سهامداران شرکت می‌‌کند. پس از آن می‌‌توانید از تخفیف‌‌های مخصوص توکن‌‌داران استفاده کنید؛ یا در انتخابات شرکت رای بدهید: رفتار و برنامه زندگی شما جزئی از سرمایه‌‌های شما می‌‌شود. جوایز استارباکس برای مشتریان وفادار، خریدهای همیشگی شما از اپ‌‌استور و پرداخت ماهانه‌‌تان به باشگاه. این شرکت‌‌ها به دلیل اینکه می‌‌خواهند شما را حفظ کنند، به شما جوایزی اهدا می‌‌کنند.

تبدیل دارایی‌‌های مختلف‌‌تان به توکن به شما این امکان را می‌‌دهد که سبد سرمایه‌‌ی خود را به شکل‌‌های مختلف در آورید. می‌‌توانید به جای آنکه یک ماشین از شرکت آستون مارتین را خریداری کنید، هزاران توکن بخرید و آن‌‌ها را نگه دارید. بعد از مدتی بر ارزش آن توکن‌‌ها افزوده خواهد شد. در گذشته اما ممکن بود آرزوی سرمایه‌‌گذاری در چنین فضایی را داشته باشید.

در حین نوشیدن ممکن است به فکر خریدن یک سیب بیفتید تا به توصیه‌‌ دکترتان عمل کرده باشید. برای اینکه چک کنید کارها درست پیش می‌‌رود، با تلفن همراهتان کد QR روی برچسب محصول را اسکن می‌‌کنید: با این کار می‌‌فهمید سیب از کجا آمده و شرایط نگهداری‌‌اش چگونه بوده است. این زنجیره‌‌ی اطلاعاتی غیر قابل تغییر به شما می‌‌گوید آن سیب، سیب سالم و طبیعی‌‌ای که شما انتظار دارید نیست و در واقع یک سیب صنعتی است! پس آن را سر جای خود می‌‌گذارید و یک سیب طبیعی‌‌تر بر می‌‌دارید که برچسب اطمینان دارد. ممکن است کمی گران‌‌تر باشد ولی اینجا حداقل دلیل گران بودنش را می‌‌دانید.

به محل کار خود می‌‌رسید. پذیرش شرکت به شما یادآوری می‌‌کند که باید مدارک خود را برای شرکت کامل کنید. باید مدرک دیپلم خود را از دبیرستان بگیرید و یا در مصاحبه‌‌های بعدی، توانایی‌‌تان را ثابت کنید. خوشبختانه دانشگاهتان اخیرا نوآوری به خرج داده و دیپلمتان را به طور دیجیتال در اختیارتان می‌‌گذارند. این مدرک به اندازه‌‌ی مدرک کاغذی اعتبار دارد. تمام سازمان‌‌های شناخته‌‌شده این کار را می‌‌کنند. در بیمارستان‌‌ها برای تولد بچه‌‌ها گواهی تولد دیجیتال صادر می‌‌کنند و تمام گواهی‌‌نامه‌‌های رانندگی به طور دیجیتال صادر می‌‌شوند. اسناد دیجیتال اجازه‌‌ی ردیابی، ثبت و انتقال را به طور دقیق و معتبر می‌‌دهند. لازم نیست به جایی برای گرفتن گواهی رانندگی مراجعه کنید، مثل کاری که پدرتان کرده است… حتما تعجب می‌‌کنید که با این تفاسیر، چرا قبولی در دانشگاه‌‌ها اینقدر طول می‌‌کشد؟

سریعا مدرک دیپلم دیجیتال خود را به همراه ریز نمراتتان با موبایل به پذیرش نشان می‌‌دهید. اطلاعات تایید می‌‌شوند. اطلاعات مورد نیاز شما در یک کلود غیر متمرکز ذخیره شده اند و احتمال از دست رفتن آن‌‌ها کم شده است.

شغل شما “مهندسی قراردادهای قانونی” است، شغلی که ترکیب کامپیوتر و حقوق است و هر دو رشته مورد علاقه‌‌ی شما هستند. در واقع شغل شما تبدیل قراردادهای قانونی بین شرکت‌‌ها به کدهای کامپیوتری است. یعنی با کمترین هزینه و زمان، قراردادهای غیر قابل دستکاری تولید می‌‌کنید. شرکت شما در حال ساختن اپلیکیشنی برای مدیریت قراردادهای هوشمند در سازمان‌‌های دیگر است و آن‌‌ها را از پیروی این قراردادها از قوانین بلاکچین مطمئن می‌‌کند. این اپلیکیشن امکان رای‌‌گیری دیگر سهامداران را به وسیله‌‌ی پروکسی فراهم می‌‌کند.

ممکن است در بعد از ظهر در یک پلتفرم بانکی همتا به همتا، تنظیمات سود خود را تغییر دهید و سطح ریسک بالاتری را برای دریافت وام‌‌های کوچک بپذیرید. دیگران ممکن است پول‌‌های خود را در بانک نگه دارند ولی تا وقتی که خودتان می‌‌توانید به طور امن دارایی‌‌تان را مدیریت کنید، چرا باید آن را در سرورهای متمرکز بانک نگه دارید؟ این پلتفرم به شما امکان می‌‌دهد پروژه‌‌های مختلف را از نواحی زیان‌‌ده تا شهرهای پیشرفته پیگیری کنید. برای انتخاب سطح ریسکتان در وام‌‌هایی که می‌‌گیرید، ممکن است نیاز باشد ماهانه کمی پول اضافه بپردازید تا افراد بالادستی‌‌تان سطح ریسک را به طور خودکار تعیین کنند.

هنگام گردش در اینترنت، ممکن است به فکر تغییر دادن شیوه‌‌های تبلیغات و زیرنویس‌‌ها در وبسایت‌‌ها بیفتید. به عنوان مثال بتوانید از طرف شبکه‌‌ی اجتماعی‌‌تان توکن‌‌های رمزنگاری‌‌شده استخراج کنید و از آن طریق قبض برق خود را پرداخت کنید. سایت مورد علاقه‌‌تان پیشنهاد استفاده از نیوزکوین را می‌‌دهد، توکنی که در مرورگر اینترنتتان ذخیره می‌‌شود و برای خرید محصولاتتان بتوانید از آن استفاده کنید. این ایده خیلی کارآمد است زیرا اگر شما نصف یک مقاله را بخوانید، دیگر لازم نیست هزینه‌‌ی مابقی مقاله را بپردازید و تنها پول همان مقدار که خوانده اید را می‌‌دهید. اگر بخواهید داده‌‌های شخصی‌‌تان را به شکل پول درآورید، ممکن است مجبور شوید آگهی‌‌های تبلیغاتی را قبول کنید یا به سایت‌‌ها اجازه دهید اطلاعات رفتاری‌‌تان را به واسطه‌‌ای بفروشند.

موسیقی هم همینطور! صنعت تفریح و سرگرمی با استفاده از قراردادهای هوشمند، به سمت بلاکچین در حال حرکت است. قراردادهای هوشمند امکان به اشتراک‌‌گذاری داده را برای سازندگان در این صنعت فراهم می‌‌کند زیرا درآمد حاصل از فعالیت‌‌ها، بر اساس توافقی که از قبل صورت گرفته است، به صورت خودکار منتشر می‌‌شود. در نتیجه گروه مورد علاقه‌‌ی شما آهنگ‌‌های خود را در پلتفرم‌‌های مختلف منتشر می‌‌کند و در ازای آن پول دریافت می‌‌کند. همه‌‌ی این کارها به طور اتوماتیک انجام می‌‌شود و در اختیار عموم قرار می‌‌گیرد. به این ترتیب بدون حضور واسطه‌‌ها و هزینه‌‌های مربوط به آن‌‌، قطعه‌‌ی موسیقی به راحتی منتشر می‌‌شود.

پس از یک روز کاری طولانی، می‌‌خواهید به همراه دوستانتان چیزی بنوشید و با وسایل نقلیه‌‌ی عمومی که بدون راننده و با شبکه‌‌ی مکانی حرکت می‌‌کنند، به یک بار بروید. وسیله‌‌ی نقلیه ظرف 30 ثانیه می‌‌رسد و پس از شنیدن صدایتان، هویت شما را تایید می‌‌کند. ماشین شما هزینه‌‌ی سفر را به طور خودکار از کیف پولتان پرداخت می‌‌کند و مطابق با تنظیمات اولیه‌‌تان، از دارایی‌‌های مختلفتان درصدی کسر می‌‌کند. مثلا 0/01 از سهام اپل و یک جایزه‌‌ی استارباکس هزینه‌‌ی سفرتان می‌‌شود. برای بیمه هم همینطور است. به محض سوار شدن حق بیمه را می‌‌پردازید و به محض اتمام سفر پرداخت را متوقف می‌‌کنید. ماشین اخطار شارژ شدن می‌‌دهد؛ پس خود را سریعا به اولین نقطه‌‌ی شارژ می‌‌رساند و هزینه‌‌اش را خودبه‌‌خود پرداخت می‌‌کند. در واقع ماشین مثل یک واحد صنعتی عمل می‌‌کند؛ سوددهی دارد، برای تعمیر و تامین انرژی خود هزینه می‌‌کند. هیچ شرکتی مالک آن نیست ولی قسمتی از درآمدش به کارخانه‌‌ی سازنده‌‌اش خواهد رسید. اگر ماشین در یک شهر سوددهی نداشته باشد، خودش تصمیم می‌‌گیرد به شهری دیگر با سوددهی بیشتر مهاجرت کند. غیر متمرکزسازی امکان تصمیم‌‌گیری خودکار و بدون نیاز به واسطه‌‌ها را فراهم می‌‌کند.

به بار می‌‌رسید، باریستا مطمئن نیست که شما به سن قانونی رسیده اید یا خیر؛ درنتیجه از شما می‌‌پرسد که بالای 21 سال هستید یا خیر. برای اثبات سنتان نیاز نیست کارت شناسایی‌‌تان را نشان دهید، زیرا در همه جای شهر سنتان تایید شده است. بر عکس یک شبکه‌‌ی متمرکز که هویت افراد توسط پلتفرم مرکزی مدیریت می‌‌شود و باید همیشه داده‌‌ها را برای تایید نمایش دهید، در یک شبکه‌‌ی غیر متمرکز یک دیدگاه جامع وجود دارد که هویت افراد یک مفهوم مستقل است و خودش، خودش را مدیریت می‌‌کند، خودش را به اشتراک می‌‌گذارد، دسترسی‌‌ها را کنترل می‌‌کند و خود را به باریستا اثبات می‌‌کند. هویت دیجیتال هر فرد چندوجهی است. شما با توجه به نیاز (مالی، اجتماعی، تخصصی و …) هر جنبه از آن را به نمایش بگذارید و لازم نیست همیشه همه‌‌ی اطلاعات آن را در اختیار عموم قرار دهید. این تغییر از شبکه‌‌ی قدیمی به شبکه‌‌ی غیر متمرکز به داده‌‌ها امکان عمل در شرایط مختلف را می‌‌دهد و مدل‌‌های مختلف را تلفیق می‌‌کند. اپلیکیشن‌‌ها از داده‌‌های طولی که سازندگان آن را طراحی کرده اند، استفاده می‌‌کنند. به عنوان مثال، افراد برای ارتباط با کاربران گوگل پلاس از فیسبوک استفاده می‌‌کنند. شبکه‌‌های غیر متمرکز منطق اولیه را تغییر می‌‌دهند؛ افراد می‌‌توانند داده‌‌های خود را و حتی هویت خود را اصلاح کنند.

به خانه بر می‌‌گردید. قبل از به خواب رفتن مصرف برق خانه‌‌ی خود را با تلفن همراه چک می‌‌کنید. همه‌‌ی وسایل هوشمند شما به یک دفتر کل متصل شده اند و بدون یک سیستم کنترل مرکزی برای شناسایی یکدیگر، با هم برای به‌‌روزرسانی نرم‌‌افزار، رفع باگ‌‌ها و مدیریت مصرف انرژی برهم‌‌کنش دارند.

سوپرایز! امروز یک روز آفتابی بود و پنل‌‌های خورشیدی روی سقف خانه‌‌ی شما، برق مورد نیاز همسایه‌‌ی تان که پنلش به طور موقت آسیب دیده را هم تامین کرده‌اند. می‌‌توانید با گریدهای هوشمندتان به آن‌‌ها برق بفروشید و کمی پول بگیرید. این پول برای تامین پول برق رایانه‌‌ی تان که در محل کار در حال اجرای برنامه است به کار می‌‌آید. به دلیل اینکه در طول روز از پنل‌‌هایتان استفاده نکرده‌اید، جایزه‌‌‌‌تان این است که پروژه‌‌ای از یک شرکت طبی برای رمزگشایی رشته‌‌های DNA بگیرید و توکن‌‌هایی که از انرژی مصرفی در محاسباتتان به دست می‌‌آید را به سبد سرمایه گذاری خود بیفزایید. شرکت‌‌های بزرگ اکنون بر محاسبات غیر متمرکز تکیه کرده‌اند و برای این محاسبات، کامپیوترهای پرقدرت تهیه کرده‌اند که ضرر کمتری به محیط زیست وارد می‌‌کند. پولی که در ازای کار در یک پلتفرم غیر متمرکز دریافت می‌‌کنید نسبتا کم است ولی کفاف نوشیدنی گهگاه شما را می‌‌دهد.

لامپ را خاموش می‌‌کنید و کتابتان را در صفحه‌‌ی موضوع مورد علاقه‌‌تان می‌‌بندید: تاریخچه‌‌ی اینترنت، با شروع در اوایل دهه‌‌ی 80. اتفاقی که در 2010 افتاده برایتان جالب است: انعطاف‌‌ناپذیری پلتفرم‌‌های متمرکز، باعث شده اینترنت ایستا و ناکارآمد شود و تنها توسط غول‌‌هایی که قوانین را دور می‌‌زنند و در اقتصاد نفوذ دارند مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. متمرکزسازی معضلات اجتماعی دیگری را نیز ایجاد کرده است؛ مانند شایعات و اخبار جعلی، ربات‌‌های اسپانسر، قوانین اختصاصی اروپا و بایاس‌‌های الگوریتمی. این اتفاقات راه را برای ایجاد اپلیکیشن‌‌های غیر متمرکز هموار کرد. مزایای تمرکز زدایی چیزی بیش از غیر قابل سانسور بودن و همکاری بدون نیاز به اعتماد است. با اضافه شدن کاربردهای مالی، توکن‌‌ها مدیریت سرویس‌‌های باز و سرمایه‌‌گذاری در آن‌‌ها را امکان‌‌پذیر کردند.

توکن‌‌ها پروتکلی برای ساخت یک میزبان سرویس‌‌دهنده و راهی برای اشتراک منابع محاسباتی خود می‌‌سازند؛ در حالی که تمام آن منابع را به طور غیر متمرکز کنترل می‌‌کنند.شبکه‌‌های توکن به اعضای خود (سازندگان، کاربران، محافظان) اجازه می‌‌دهد برای یک هدف مشترک با هم کار کنند و این هدف مشترک رشد شبکه و افزایش ارزش توکن است. بلاکچین نرم‌‌افزار جایگزینی برای رقابت با پلتفرم‌‌های اقتصادی موجود ساخته است.

رشد پلتفرم‌‌های غیر متمرکز زمان‌‌بر است؛ زیرا باید در بازارهای محصول تثبیت شوند و آن‌‌ها همیشه به طور نصفه و نیمه در بازار حضور دارند و کسی از کاربردهای آن اطلاعی ندارد. ورود به بازار محصول دو مرحله دارد: 1- بازار محصول ارتباطی بین پلتفرم و سازنده‌‌‌‌ی آن برقرار کند 2- بازار محصول ارتباطی بین کاربران و پلتفرم برقرار کند. این مراحل باعث می‌‌شوند بسیاری از متخصصان تکنولوژی پتانسیل پلتفرم‌‌های غیر متمرکز را دست کم بگیرند.

اما دیر وقت است و شما باید به خواب بروید؛ اما با خود می‌‌گویید: “این تازه اولشه!”

نتیجه‌‌گیری

تکنولوژی بلاکچین پتانسیل‌‌های زیادی دارد و آینده در دستان اوست. دارایی‌‌های رمزنگاری‌‌شده و قراردادهای هوشمند به سازمان‌‌ها اجازه می‌‌دهد هدف مشترکی را دنبال کنند. در این مقاله چند مورد از کاربردهای احتمالی بلاکچین را نام بردیم: تحریک اقتصاد و بهبود گنجایش مالی، بهبود لایه‌‌های اصلی اینترنت، انتقال محتوای اقتصادی به صورت دیجیتال، ارتقاء عمر مفید یک نرم‌‌افزار، تضمین هویت واقعی افراد به صورت دیجیتال و استفاده از سیستم‌‌های مدیریت جدید. در ادامه چند کاربرد احتمالی بلاکچین که با سیستم قدیمی عملی نیستند را نام بردیم: 1- صاحب یک محصول دیجیتال بودن یا یک پروکسی دارایی دیجیتال بودن، 2- پول گرفتن در ازای کاری که انجام داده اید، 3- ذخیره‌‌ی محتوا در یک شبکه‌‌ی غیر متمرکز که دستکاری یا سانسور نمی‌‌شود، 4- پرداخت برای دریافت خدمات ارز رمز، 5- به دست آوردن ارز رمزنگاری‌‌شده در ازای داده‌‌ای که به اشتراک گذاشته اید.

بلاکچین می‌‌تواند با همکاری دیگر تکنولوژی‌‌ها مانند هوش مصنوعی یا IoT نوآوری زیادی ایجاد کند؛ مثل کاری که موبایل، سوشال و کلود در ده سال اخیر انجام دادند. به ظهور رسیدن همه‌‌ی پتانسیل‌‌های این تکنولوژی زمان‌‌بر است. تعداد زیادی چالش، خطر و سوال بی‌‌جواب مربوط به بلاکچین وجود دارد. پیشنهاد یک راه حل منطقی برای معضلات اجتماعی به وسیله‌‌ی یک تکنولوژی بی‌‌طرف ساده نیست. می‌‌خواهید امتحان کنید؟!

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.