رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی به چه معناست؟

یک اقتصاد متوازن بیان می‌کند که رشد اقتصادی در بلندمدت پایدار است و همچنین اقتصاد در همه بخش‌های مختلف رشد می‌‌کند و متمرکز بر یک صنعت یا حوزه خاص نیست. در این مطلب می‌خواهیم به بررسی مفهوم رشد متوازن و غیر‌ متوازن اقتصادی، ویژگی‌ های آن‌ ها و تاثیرشان در بخش‌ های مختلف اقتصاد و همچنین نشانه‌های هشدار‌ دهنده یک اقتصاد نامتوازن بپردازیم.

0 752

منظور ما از رشد اقتصادی متوازن چیست؟ آیا برای یک اقتصاد مهم است که یک رویکرد متوازن را برای رشد ترویج کند؟ یک اقتصاد متوازن بیان می‌کند که رشد اقتصادی در بلندمدت پایدار است و همچنین اقتصاد در همه بخش‌های مختلف رشد می‌‌کند و متمرکز بر یک صنعت یا حوزه خاص نیست.در این مطلب می‌خواهیم به بررسی مفهوم رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی بپردازیم.

یک اقتصاد متوازن چند ویژگی کلیدی دارد:

  • تورم پایین. از یک دوره رونق و رکود ناپایدار اجتناب می‌کند.
  • توازن بین پس‌انداز و مصرف. یک اقتصاد نامتوازن درصد بالایی از درآمد را مصرف خواهد کرد. یک اقتصاد متوازن‌ تر، درصد عمده‌ای از درآمد را برای سرمایه‌گذاری مالی و ظرفیت مولد آینده ذخیره می‌کند. بدون ذخایر و سرمایه گذاری کافی، رشد بلند‌ مدت تحت فشار خواهد بود.
  • توازن تجاری. یک اقتصاد متوازن با کسری حساب جاری پایین (یا حداقل پایدار)، بین صادرات و واردات توازن خواهد داشت. اگر یک اقتصاد بر واردات تکیه می‌کند و یک کسری حساب جاری در آن در جریان است، این نشانه‌ی عدم توازن است. یک کسری حساب جاری بزرگ، به تأمین مالی از طریق جریان‌های ورودی سرمایه نیاز خواهد داشت.
  • بازار مسکنی که پایدار است. یک بازار مسکن پایدار به توازن اقتصادی کمک می‌کند. یک صعود سریع در قیمت‌ مسکن می‌تواند سبب اثر مثبت در ثروت و صعود موقتی در خرج کردن شود که بعداً ناپایداری خود را اثبات می‌نماید. یک بازار پررونق مسکن می‌تواند ترس از افت قیمت‌ها در آینده را  افزایش دهد.
  • وام‌دهی بانکی پایدار. یک اقتصاد متوازن به یک بخش تأمین مالی قوی و مستحکم نیاز دارد. شرکت‌ها نیاز دارند که به اعتبار دسترسی داشته باشند، اما به رغم مضیقه اعتباری، وام‌دهی بانکی باید پایدار بوده و به سایر وام‌های بانکی وابسته نباشد.
  • رشد در همه بخش‌های مختلف. یک اقتصاد که بر بخش اولیه برای رشد متکی است، بیشتر در معرض ریسک نوسانات قیمت کالا قرار دارد. یک اقتصادی که تنها بر رشد در بخش خدمات تکیه می‌کند، ممکن است برای به دست آوردن درآمدهای صادراتی کافی تقلا کند.
  • برابری توزیع. در یک اقتصاد متوازن رشد بطور همسان در میان طیف‌های درآمدی و در میان مناطق مختلف جغرافیایی توزیع شده است.
  •  سطوح پایدار بدهی (در دولت، بخش خصوصی و شرکت‌ها). اگر رشد اقتصادی بوسیله‌ی بدهی تأمین مالی می‌شود، رشد ممکن است به صورت ناپایدار درآمده و موقتی باشد. 

نشانه‌های هشدار‌ دهنده یک اقتصاد نامتوازن

رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
  • کسری حساب جاری بزرگ، مخصوصاً اگر از طریق استقراض و جریانات ناپایدار سرمایه‌ی کوتاه‌مدت تأمین مالی شود. در اواخر دهه 1980، انگستان یک کسری حساب جاری بزرگ در طی دوره رونق لاوسون (Lawson Boom) داشت.
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
  • رشد تورمی ناشی از فشار تقاضا. تورم انگلستان در سال‌های 1974 و 1990 به علت یک رونق اقتصادی ناپایدار بالا بود
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
  • پس‌اندازهای پایین. رشد اقتصادی ناشی از هزینه‌ی مصرف‌ کننده‌ی بالاتر است که به ترتیب توسط اعتبار بالاتر و افت نسبت پس‌انداز تأمین مالی می‌شود. در سال 2008، نسبت پس‌انداز انگلستان به کمتر از 5 درصد تنزل یافت که نشانه‌ی این بود که مخارج خانوار بوسیله‌ی اعتبار و پس‌اندازهای پایین‌تر تأمین می‌شود. در رکود اقتصادی بعدی، پس‌اندازها افزایش یافت.
  • نابرابری. رشد سریع درآمد در میان برخی بخش‌ها و گروه‌های درآمدی و افت درآمد در میان گروه‌های کم‌درآمد. این رشد نامتوازن است، زیرا برخی گروه‌ها از رشد اقتصادی سود نمی‌ برند. از سال 2010، انگلستان شاهد یک روند صعودی در تولید ناخالص داخلی واقعی بوده، اما میانگین دستمزدها ایستا بوده است.
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی

قیمت‌های مسکن آمریکا در اواسط دهه‌ی 2000 رونق یافت

  • صعود ناپایدار در قیمت‌های دارایی، از قبیل خانه‌هایی که ممکن است قیمت‌ شان در آینده افت نموده و سبب مشقت اقتصادی برای بانک‌ها و مالکان خانه‌ها شود.
  • صعودهای ناپایدار در سطوح اعتبار و بدهی در هر دو بخش دولتی و خصوصی
  • اتکاء بر هزینه‌های دولتی و کاهش در هزینه‌های بخش خصوصی
  • فقدان سرمایه‌گذاری در بخش عمومی برای فراهم نمودن کالاهای عمومی ضروری
  • افت بهره‌وری و کاهش در سرمایه‌گذاری
  • اتکاء بر محرک‌های پولی/مالی افراطی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی
رشد متوازن و غیر متوازن اقتصادی

در سال‌های 2009 تا 2015، نرخ‌های بهره خیلی پایین باقی ماندند. برخی اقتصادانان معتقد بودند که اقتصاد بطور مصنوعی با نرخ‌های بهره‌ی پایین پشتیبانی می‌شود که به ترتیب با خیلی ارزان کردن استقراض و ترغیب حباب دارایی، اقتصاد را تحریف می‌کند. افزایش در نرخ‌های بهره علامتی است که نشان می‌ دهد اقتصاد سالم‌ تر است و کمتر بر سیاست پولی غیر متعارف متکی می‌باشد.

آیا اقتصاد انگلستان متوازن است؟

نگرانی‌هایی وجود دارند مبنی بر اینکه رشد اقتصادی انگلستان در دهه‌های اخیر تمایل به عدم توازن داشته است. سنگینی این عدم توازن به سمت هزینه‌های خدماتی مصرف‌ کننده و تأمین مالی به وسیله پس‌انداز پایین و نرخ‌های سرمایه‌گذاریِ پایین است. این موضوع اثراتی بر روند نرخ رشد طولانی‌مدت دارد. بدون سرمایه گذاری کافی، بهره‌وری انگلستان به احتمال زیاد از رقبایش عقب خواهد افتاد.

نظریه رشد نامتوازن

ما تمایل داریم که فکر کنیم رشد “نامتوازن” برای چشم‌انداز بلندمدت اقتصاد مضر است. لیکن، یک نظریه رشد نامتوازن بیان می‌کند که نه تنها این نوع رشد مضر نیست، بلکه یک بخش ضروری از توسعه‌ی اقتصادی محسوب می‌ شود.

نظریه‌ی رشد نامتوازن مربوط به آلبرت اوتو هیرشمن (Albert O. Hirschman) است.

هیرشمن بیان می‌کند که ممکن نیست همیشه رشد گسترده‌ای در همه‌ی بخش‌های مختلف وجود داشته باشد. او استدلال می‌کند که تا زمانی که در برخی بخش‌ها رشد وجود دارد، این رشد یک فشار دینامیک (پویا) برای رشد دیگر بخش‌ها در مرحله بعد ایجاد خواهد کرد. هیرشمن همچنین استدلال می‌کند که رشد نامتوازن و تنش‌های دینامیکی که در اثر این رشد ایجاد می‌شود، به تسریع توسعه‌ی اقتصادی کمک می‌نماید.

برای مثال، اگر در بخش تولید اولیه رشد وجود دارد، باعث ایجاد یک سرمایه‌گذاری مکمل در حمل و نقل برای رساندن کالاها به بازار صادراتی خواهد شد.

دوماً، اگر در یک بخش رشد وجود داشته باشد، یک اثر تکاثری (multiplier effect) وجود خواهد داشت و این موجب سرمایه‌گذاری در صنایع مربوطه خواهد شد. برای مثال، اگر مشاغل معدنی ایجاد ‌شوند، معدنچیان تقاضای خدمات خرده‌فروشیِ بیشتری خواهند داشت.

سوماً، اگر صنعت معدن توسعه یافته و زیرساخت بیشتری ایجاد نماید، این موضوع بعداً صنایع مختلف را با استفاده از همان زیرساخت منتفع خواهد نمود. برای مثال، ما راه‌آهن‌ها را برای حمل زغال سنگ ساختیم، اما اکنون این راه‌آهن‌ها به وسیله‌ی مسافران برای رسیدن به شهر و کار در بخش خدمات استفاده می‌شوند.

بیماری هلندی – مسئله‌ی غنی بودن از نظر منبع

بیماری هلندی مدلی است که از حد معقول فراتر رفته و می‌گوید که یک اقتصاد که بر تولید محصولات اولیه تمرکز می‌کند، این نوع سرمایه‌گذاری را که متناسب با تغییرات درآمد ملی باشد (induced investment) انجام نخواهد داد، اما می‌تواند با اعمال فشار، بخش‌های دیگر اقتصاد را به حاشیه براند. اقتصادی که از نظر منبع غنی می‌شود، مسائلی از این قبیل برایش ایجاد می‌شود:

  • افزایش نرخ ارز صادرات را غیر رقابتی می‌سازد
  • منبع، سرمایه‌گذاری و نیروی کار را از بخش‌های تولیدی دیگر به سوی خود می‌کشد.
  • در طول زمان، بخش تولیدی کوچک می‌شود، زیرا تحت فشار صنعتِ منبعی که سودآورتر است به حاشیه رانده می‌شود.

قیمت مواد اولیه می‌تواند ناپایدار باشد. اقتصادهایی مانند روسیه و ونزوئلا که وابسته بر تولید نفت هستند، زمانی که قیمت نفت افت می‌ کند،  با مسائل جدی اقتصادی مواجه می‌ شوند. مسلماً برای کشورهای غنی از نظر نفت، استفاده کردن از رویه‌هایی برای ایجاد تنوع و سرمایه‌گذاری برای آینده رویکرد مطلوبی خواهد بود. کشور نروژ یک مثال خوب در این زمینه است.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.