راهنمایی ده بخشی برای شکست بازار

حرفه‌ای‌های دنیای معاملات و کسانی که در بازار به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند، نکات بسیاری را رعایت کرده‌اند تا به موفقیت فعلی خویش دست پیدا کنند. در این مقاله 10 مورد از این نکات برای رسیدن به موفقیت بیان شده است تا بتوانید با خواندن آن‌ها راهنمایی جهت رسیدن به سود بیشتر را در اختیار داشته باشید و بتوانید معاملات بهتری را انجام دهید.

0 111

این راهنما به شما نشان می‌دهد که چگونه تصاویر مالی پایه که افراد برای موفق و ثروتمند بودن به آن‌ها نیاز دارند را کنار هم بگذارید و مطالبی از ذخایر اضطراری پول‌نقد و خرید خانه گرفته تا 401k، حق‌العمل و حساب‌های آموزشی را پوشش خواهد داد.

1) گردش معاملات را پایین نگه‌ داشته و هزینه‌های اصطکاکی را به حداقل برسانید

این مورد، مورد جدیدی نیست؛ درباره‌ی زیان‌های گردش معاملات (خرید و فروش سرمایه به طور مکرر) مطالب بسیاری نوشته شده است. در حقیقت، به این موضوع در “هشت راز برای افزایش بازده سبد سرمایه گذاری‌‌‌‌” اشاره شده است، اما آنقدر مهم است که دوباره می‌توان آن را تکرار نمود. بسیاری از سرمایه‌گذاران راجع به اینکه market maker’s spread چیست، هیچ نظری ندارند و حتی متوجه نیستند که نگه‌داری سرمایه‌ای که اکنون صاحب آن هستند می‌تواند منجر به بازده‌های طولانی مدت بالاتری شود. اما هزینه‌هایی که وارن بافت (Warren Buffet) نام “هزینه‌های اصطکاکی” را به آن‌ها داد و شامل کمیسیون‌ها، مالیات سودهای بالا، اسپردها و کارمزدهای مدیریتی می‌شوند، می‌توانند درصد بالایی از بازده کلی شما را از بین ببرند.

تصور کنید که بازده طولانی مدت سرمایه 11 درصد است. دو سرمایه‌گذار فرضی با نام‌های سارا و جان را در نظر بگیرید (Sarah and John)، هر دوی آن‌ها 25 ساله هستند و می‌خواهند تا 65 سالگی که بازنشسته می‌شوند هر سال مبلغ 10,000 دلار سرمایه گذاری‌‌‌‌ کنند.

سارا بر خرید سهام بلو چیپ (blue chip stock) با کیفیت و سود بالا و بر معاملات با سود قطعی تمرکز کرده؛ گواهی‌ سهام  را در صندوق امانات بانک قرار داده و دیگر به آن فکر نمی‌کند. از طرف دیگر،‌ جان به طور مکرر معامله کرده و هر ساله 3 درصد به میزان هزینه‌های اصطکاکی می‌افزاید که بعضی از این هزینه‌ها برای خود او نیز قابل مشاهده نیستند (برای مثال شما واقعا متوجه نمی‌شوید که در حال پرداخت پول به مدیر یک صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ مشترک یا یک بازارسازهستید و این درحالی است که این هزینه‌ها واقعا وجود دارند).

چهل سال دیگر سارا با مبلغی بیش از 5.8 میلیون دلار بازنشسته می‌شود؛ اما ‌جان با وجود اینکه همان مقدار پول را سرمایه گذاری‌‌‌‌ کرده و بسیار سخت‌تر تلاش کرده و به طور مکرر با سبد سرمایه گذاری‌‌‌‌ خود خرید و فروش داشته، به خاطر نرخ سود پایین‌تر خود که 8 درصد بوده تنها مبلغ 2.6 میلیون دلار خواهد داشت (3% ­­‑ 11% در هزینه‌های اصطکاکی = 8% نرخ سود به طور سالانه).

2) از قانون مالیات به نفع خود استفاده کنید

آیا می‌دانستید که یک سرمایه با همان حسابی که از طریق آن صاحب سهام خود هستید، می‌تواند نرخ‌ سودهای مختلف بسیاری داشته باشد؟ در مقاله‌ی “استراتژی مالیات: قرار دادن سرمایه” بیان شده است که قرار دادن اوراق قرضه‌ و سودهای سهام پرداختی خاص در یک حساب منتفع از مالیات، مانند 401k یا IRA، می‌تواند باعث شود که سالیانه هزاران دلار ذخیره کنید.

اشتباه رایج دیگر زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران بر ذخایر مالیاتی آنی کمک به IRA ای سنتی، SEP-IRA یا دستگاهی مشابه تمرکز می‌کنند. بسیاری از افراد سخت‌کوش و صادق به من می‌گویند که: “حسابدار من گفته است که چون من در دسته‌بندی 25% قرار دارم، تنها می‌توانم 1000 دلار ذخیره کنم و این پول هم برای چند دهه توقیف خواهد شد.

” فاجعه این‌جاست که ذخایر واقعی نه تنها شامل این 1000 دلار است که حالا به جای رفتن به حساب دولت برای شما سود می‌آورد، بلکه این حقیقت نیز وجود دارد که این حساب‌ها به شما اجازه می‌دهند که بتوانید سود حاصل را تا زمانی که از حساب برداشت شوند به طور مجدد در سرمایه گذاری‌‌‌‌‌های دیگر به کار گیرید. این به معنای صدها هزار یا میلیون‌ها دلار پول بیشتر برای شماست.

علاوه بر این، سرمایه‌گذارانی که در بالاترین دسته‌بندی‌های مالیاتی قرار دارند همیشه و بلا استثناء اوراق قرضه‌ی شهری معاف از مالیات خریداری می‌کنند؛ البته این کار منطقی به نظر می‌رسد زیرا این سرمایه‌گذاران در سودی معاف از مالیات، 4.5 درصد بیشتر پول کسب می‌کنند تا عایدی مشمول مالیات 6.5 درصد را بدست آورند (برای اینکه یاد بگیرید عایدی معادل مشمول مالیات را خودتان چگونه حساب کنید، زمان کوتاهی صرف کرده و این مقاله را بخوانید: سرمایه گذاری‌‌‌‌ با اوراق قرضه‌ی شهری).

پست های مرتبط

جنبه‌ی بد این مسئله این است که اگر شما صاحب اوراق قرضه‌ از طریق صندوق منتفع از مالیات هستید، احمقانه است که چنین چیزهایی را بخرید چرا که این‌ها سود کمتری برای جبران وضعیت قابل توجه خود دارند. در یک حساب منتفع از مالیات این موضوع هیچ ارزشی ندارد. بهتر است که بر اساس اوراق قرضه‌ی شرکتی عمل کنید که کاملا مشمول مالیات بوده و بین صادرکنندگان بسیار متنوع هستند،.

3) به فلسفه‌ی سرمایه گذاری‌‌‌‌ ارزش پایبند باشید

اگر می‌خواهید موفق باشید، خوب است که درباره‌ی افراد و شرکت‌هایی مطالعه کنید که تاکنون به موفقیت دست یافته‌اند. در بازار سهام، برای یک ناظر از بیرون کاملا واضح است که بهترین بازده‌ها در طولانی مدت توسط سرمایه‌گذاران ارزشی به وجود آمده که تمرکزشان بر خرید سرمایه‌ها با مبلغی کمتر از ارزش واقعی آن‌هاست؛ سرمایه‌گذارانی همچون مارتی ویتمن (Marty Whitman) وارن بافت (Warren Buffet)، چارلی مانگر (Charlie Munger)، پیتر لینچ (Peter Lynch) (با وجود دارا بودن اسم‌های رشد، جایگاه او همیشه بر پایه‌ی روابط‌ با سرمایه‌ و درآمد شرکت استوار بود)، ادی لمبرت (Eddie Lampert)، والی ویتز (Wally Weitz) و گروهی از افراد دیگر روی روابط همچون تنوعی از ارزش قیمت بازار، درآمد تنزیل‌شده، تنوع گردش وجوه، درآمد صاحبان، نسبت‌های قیمت-به-درآمد و عوامل دیگر متمرکز هستند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار توسط مدیر مالی، پروفسور و نویسنده‌ی افسانه‌ای یعنی بنجامین گراهام (Benjamin Graham) به کار گرفته شدند.

به عبارت علمی، این به این معناست که وقتی شما سهامی را می‌خرید، باید به طور دقیق نرخ رشدی را بدانید که لازم است برای برآورده شدن انتظارات شما در درآمد پایه‌ی آن وجود داشته باشد. این که بگویید “من سهام مک‌دونالد را خریدم زیرا معتقدم در ده سال آینده ارزش آن‌ چهارصد بیشتر از چیزی خواهد شد که من برای آن پرداخته‌ام” کافی نیست. در عوض باید بگویید “بر اساس نسبت قیمت-به-درآمد (p/e) پایین شرکت در حال حاضر، افزایش درآمد، برنامه‌ی فروش در آمریکای لاتین، سود پول و برنامه‌های خرید مجدد سهام،‌ من فکر می‌کنم که به طور متوسط رشد 15% در هر سال برای ده سال آینده بسیار محتمل است، پس نتیجه‌ی سرمایه گذاری‌‌‌‌ امروز چیزی جز سود قبل از پرداخت مالیات 400 درصدی نخواهد بود.” تفاوت بین جمله‌های اول و دوم مثل تفاوت روز و شب بسیار زیاد است؛ درست مانند پرتاب یک دارت به سمت میز سهام در برابر گرفتن تصمیمی آگاهانه و تحلیلی بر اساس اصول پایه.

 4) از ریسک سقوط به هر قیمتی که شده بپرهیزید

به منظور سود کردن از ثروت خود باید چیزی برای سود کردن داشته باشید. معنی این جمله آسان به نظر می‌رسد. ممکن است غافلگیر شوید که خیلی وقت‌ها افرادی که برای پولشان بسیار سخت کار می‌کنند و آنقدر مسئولیت‌پذیرند که یخچال، ماشین ظرفشویی، سشوار، وسایل برقی و خانه‌هاشان را با بهترین قیمت خریداری می‌کنند، تمایل دارند که پولشان را در شرکتی قرار دهند که معتقدند شانس کمی برای موفقیت دارد.

آنچه واقعا در این‌ شرایط رخ می‌دهد شکلی از مفهوم روانشناسی اثبات اجتماعی است. این مفهوم بسیار شبیه به یک گروه محبوب در دبیرستان است. درصد بالایی از جمعیت به این که عضوی از یک گروه باشند، نیازی اساسی دارند. البته از دیدگاه سرمایه گذاری‌‌‌‌ این موضوع می‌تواند بسیار مخرب باشد. بعضی روش‌های عمومی برای بیان اینکه ریسک سقوط وجود دارد (اگرچه این روش‌ها لزوما ناقص هستند) عبارتند از:

  • شرکت، تولیداتی مثل پنبه‌ی نسوز را می‌فروخته یا می‌فروشد که مسئولیت فراوانی را می‌طلبد
  • نسبت قیمت-به-درآمد بالاتر از 40 یا 50 است
  • نسبت بدهی به موجودی بسیار بالاست (برای آگاهی از یک مورد استثناء که در اثر خرید مجدد سهام به وجود آمده است، مقاله‌ی “نگاهی به ارقام – محدودیت نسبت بدهی-به-موجودی” را بخوانید)
  • در جایی سرمایه گذاری‌‌‌‌ نکنید که از آن هیچ درکی ندارید. یک روش امتحانی خوب در این مورد این است که بتوانید در یک پاراگراف کوتاه توضیح دهید که شرکت پول خود را چگونه به دست می‌آورد، منابع سود آن چیست، مهم‌ترین مشتریانش که هستند، در چه زمینه‌های صنعتی در حال رقابت است، صداقت و صلاحیت مدیریت آن چگونه است و انتظارات شما نسبت به درآمد شرکت برای پنج تا ده سال آینده چگونه است.
  • با اینکه گردش وجه سودمند می‌باشد اما این سود به ندرت از هزینه‌هایی ثابت مانند اجاره‌های عملیاتی بیشتر می‌شود. این اتفاق که شرکت‌هایی خوب ناچارا دچار ورشکستگی شدند در گذشته رخ داده است زیرا اسن شرکت‌ها نمی‌توانستند اجاره‌های خود را بپردازند؛ بدهی حاصل در ترازنامه نمایان نمی‌شود اما در عوض در صورت‌حساب‌های مالی کاملا پوشش داده می‌شود.

5) برای شکست بازار به آن به عنوان سهام نگاه کنید

در مقاله‌ای با همین نام به شما نشان داده شد که چگونه به سبد سرمایه گذاری‌‌‌‌ و فهرست بازار سهام منتخب خود به چشم سرمایه‌ای واحد نگاه کنید؛ در آن صورت می‌توانستید که درآمدها، سطح بدهی‌ها،‌ نرخ رشد، بازده سرمایه، ترکیب بخش‌ها و… هر سهام را با هم مقایسه کنید. برای مثال اگر سبد سرمایه گذاری‌‌‌‌ شما نرخ رشد کمتر و نسبت قیمت-به-درآمد پایین‌تری از بازار را دار باشد یا اگر در صنعتی سرمایه گذاری‌‌‌‌ می‌کنید که در آن دانش اختصاصی و انتظار برگشتی سریع دارید، امتیازات ایجاد سرمایه‌ی خوب برای شما بسیار کم خواهند بود.

یکی از بهترین ابزارهای موجود برای انجام این کار که نیاز به تلاش کمی داشته و یا حتی بدون هیچ تلاشی می‌باشد برنامه‌ی Morningstar X-Ray است. برای دسترسی به این برنامه می‌توانید مبلغ اشتراک را به وب‌سایت Morningstar پرداخت کرده و آنگاه این وب‌سایت به شما اجازه‌ی دسترسی به گزارشات تحلیلی بی‌شمار در مورد شرکت‌ها و صندوق‌های مشترک سرمایه گذاری‌‌‌‌ را خواهد داد و حتی می‌توانید آن را از طریق بروکر سهام خود دریافت کنید (برای مثال E-Trade Financial آن را به تمام مشتریان حق‌العملی خود ارائه می‌کند).

6) اول پول خودتان را بپردازید

این توصیه‌ی مالی شخصی اساس موفقیت است. پیش‌فرض ابتدایی این است که: هنگامی که برای آینده‌ی خود سرمایه گذاری‌‌‌‌ می‌کنید، برداشت‌هایی خودکار از چک دستمزد یا حساب بانکی خود تنظیم کنید. این پول نیز درست مانند صورت‌حساب کارکرد یا پرداخت ماشین، قبل از اینکه به آن دسترسی پیدا کنید از حساب بیرون کشیده خواهد شد.

در همان حال نیز شروع به سود کرده و شما پول را از دست نمی‌دهید. (ما به عنوان انسان فوق‌العاده وفق‌پذیر هستیم. اگر پول نقد ندارید، بالاخره راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کنید. درست است که ممکن است کفش‌های کمتر یا اشتراک فصلی کمتری در iTunes داشته باشید اما با این مسائل کنار می‌آیید و بعد از مدتی احتمالا حتی دیگر متوجه این چیزها نخواهید شد.)

7) بدانید که چه زمانی باید شکست را پذیرفته و صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ در سهام شاخص خریداری کنید

از لحاظ آماری بسیاری از افراد محکوم به این هستند که به دلیل هزینه‌های اصطکاکی و یا حتی ضررهای احساسی و سنگین‌ که در اثر واکنش‌هایی، همچون فروش در بازار در حال سقوط یا خرید در طی گرانی، به وجود آمده ، از سرمایه خود به نرخی پایین‌تر از بازار، سود کسب کنند. در این شرایط توصیه‌ی همیشگی “خودتان را بشناسید” به اندازه‌ی طلا ارزشمند است.

دلیل اینکه مقاله‌ی “اگر نمی‌توانید Em را شکست دهید، به آن بپیوندید: سرمایه گذاری‌‌‌‌ در صندوق سهام شاخص با قیمت کم” نوشته شد نیز همین است. خلاصه مطلب این است که صندوق‌های سرمایه گذاری‌‌‌‌ در سهام شاخص که نمایانگر هر فردی از بازار سهام عمده است،‌ ساختار قیمتی بسیار پایین‌تری نسبت به سبد‌های سرمایه گذاری‌‌‌‌ سنتی دارد؛ برای مثال یک صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ در سهام شاخص ممکن است 0.15% را در برابر 1.25% یک صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ مشترک معمولی مطالبه کند.

علاوه بر این، صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ در سهام شاخص تنها زمانی سهام را می‌فروشد که به عنوان شرکت‌های ادغام‌شده، خارج‌شده از لیست یا پذیرش شرکتی بهتر واقع شوند. چنین چیزی منجر به حجم معاملات کمتر می‌شود که از رازهایی می‌باشد که پیش‌تر برای شکست بازار به آن اشاره شد.

به طور خلاصه، اگر به دنبال راهی آسان برای این هستید که صاحب شرکتی در آمریکا شوید، راه آن صندوق سرمایه گذاری‌‌‌‌ در سهام شاخص است.

8) در سرمایه گذاری‌‌‌‌، معمولا مقدار کمتر مقداری بهتر است

در حالت کلی بهتر است که به جای کسب و کارهای بزرگ در شرکت‌های کوچک و متوسط سرمایه گذاری‌‌‌‌ کنید. دلیل آن نیز ساده بوده و این است که بسیار راحت‌تر است که درآمد‌های خود با نرخ 15%+ را در سطح کوچکی مثل 50 میلیون دلار ارتقاء دهید تا اینکه در سطح 10 میلیارد دلاری این کار را بکنید. وال مارت (Wal-Mart) اشاره کرده که برای رشد در نرخی قابل‌قبول، باید فروشی داشته باشد که به تنهایی ثروت 500 شرکت را ایجاد کند.

البته استثنایی نیز وجود دارند که با وجود اینکه بسیار کم هستند اما در زمان نوشتن این مقاله در حال وقوع می‌باشند. شرکت‌هایی همچون Home Depot، Johnson & Johnson، Berkshire Hathaway، Target، Wal-Mart، Wells Fargo و… تماما به قیمت‌هایی معامله می‌شوند که در مقایسه‌ی با بودجه‌های کمتر آن‌ها را بسیار جذاب‌تر می‌کنند. این سازمان چه مدت می‌تواند حفظ شود؟ هیچ‌کس نمی‌داند. نتیجه، انحرافی جالب از بسیاری از سبد‌های سرمایه گذاری‌‌‌‌ سرمایه‌گذاران ارزشی برای شرکت‌های بزرگ بوده است. با وجود اینکه این کسب و کارها برای مدتی حرکتی نداشته‌اند، اما صاحبان آن‌ها می‌توانند در حین این که چک‌های سود خود را دریافت می کنند، صبور باشند.

9) بدانید که در حال تلاش برای اجتناب از چه ریسکی هستید

شرایط زیر را در نظر بگیرید: شما 100,000 دلار سرمایه دارید. تصمیم می‌گیرید که 20,000 دلار آن را در بانکی سرمایه گذاری‌‌‌‌ کنید که تنها در سطح 10x با سود پول 4.5% در دنیایی با تورم 2.5% معامله می‌کند و به نظر می‌رسد که دارای پتانسل رشد بالا با ترکیبی سالم از کارمزد و درآمد سود باشد. روز بعد، بازارها سقوط می‌کنند و جایگاه شما 20% از ارزش خود را از دست می‌دهد. چه احساسی دارید؟

پاسخ آسان این می‌باشد که به شدت خوشحال خواهید بود. بسیاری از سرمایه‌گذاران، افراد آکادمیک و واردان به کار بازار، ریسک (مثل ریسک نقدینگی، ریسک ورشکستگی، ریسک از دست رفتن دائمی سرمایه و…) را با تغییرپذیری اشتباه می‌گیرند. اگر احتیاج به فروش سریع ندارید (که در این حالت نباید اصلا صاحب سهام باشید!)، قیمت‌های پایین تنها به معنی فرصتی برای شماست که بودجه‌ی خود را در بعضی از شرکت‌های مورد علاقه‌تان با درآمدهایی جذاب افزایش دهید.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.