دیدار با یک کارآفرین در عرصه بلاکچین: کسی که مجسمه صدام حسین را سرنگون کرد

نقطه قوت کهنه سرباز ارتش نیروی دریایی آمریکا، کیسی کولمن (Casey Kuhlman)، روحیه بی باکش است. از زمانی که کولمن در طول جنگ آزادسازی عراق فعالیت می‌کرد، تا زمانی که موسس و مدیرعامل موناکس (Monax) شد، سرسختی و تلاش او برای اول شدن، باعث رشدش شده ‌است.

0 97

 

کیسی کولمن

کیسی کولمن

در طول آزادسازی عراق، کولمن جزو سربازانی بود که مجسمه صدام حسین را پایین کشید. او آن روز را “گیج کننده و غیرمنتظره” توصیف می‌کند، زیرا تیم موظف بود که حدود 5 یا 6 بلوک تا بغداد سفر کند، اما در مقابل، آنها تا رسیدن به مرکز شهر، همه چیز را خراب کردند.

کیسی در آن روز تاریخی، با گروهی از پیاده نظام‌‌‌ها، هدف یاب‌‌‌ها و تک تیراندازان در خط مقدم حضور داشت. او در توضیحاتش گفت:”ما فکر کردیم که بغداد مثل یک تخم مرغ آب پز، با یک پوسته خارجی است که برای نفوذ به وسطش، باید راه خودمونو به مرکزش پیدا کنیم. اما مشخص شد که این شهر بیشتر شبیه به تخم مرغ خام است و وقتی که پوسته خارجی‌اش را شکافتیم، تجزیه شد”. کیسی تعریف کرد که با ورود تانک‌‌‌ها،‌‌‌ هاموی‌‌‌ها و سربازان به میدان مرکزی بغداد، همه چیز عوض شد. “ما منتظر یک مبارزه بودیم، اما در نهایت با یک مهمانی خیابانی رو به رو شدیم.”

در هنگام حمله، کیسی ثابت و هشیار باقی ماند. در آن زمان، نیروها با استفاده از طناب، شروع به پایین کشیدن مجسمه صدام حسین کردند. کیسی خاطر نشان کرد “برای اینکه یه کم آب بیارم، به سمت‌‌‌ هاموی خودم رفتم، و پشتم به مجسمه بود. در اولین لحظات، جمعیت ساکت شد. زمانی که کیسی برگشت، از دیدن پرچم آمریکا روی مجسمه صدام وحشت زده شد. طبق گفته‌‌‌های او از آن لحظه “این چیزی نبود که ما به خاطرش اینجا آمده باشیم. ما در دنیای دور و برمان، خبرنگارانی از کشورهای مختلف هستیم و در میلیون‌‌‌ها کشور به طور زنده نشان داده می‌شویم.” کیسی قمقمه‌اش را زمین انداخت و به سمت کیفش رفت. او محل پرچم عراق را که در حین بازرسی سلاح‌‌‌های کشتار جمعی پیدا کرده بود، مشخص کرد. “به سمت مجسمه دویدم، پرچم را از دستانم گرفتند و به سمت مجسمه بردند. پرچم ما پایین آمد و پرچم عراق بالا رفت. هیچ وقت فریاد‌‌‌ها را فراموش نمی‌کنم، زیرا اولا، این پرچم آن‌ها بود و دوما، پرچم قبل از دهه 80 و دوره صدام حسین بود”. در این برهه از تاریخ، تصمیم کیسی نقش مهمی ایفا کرد. او خندید و گفت “این اتفاق به طور مضحکی تبدیل به یک تئوری توطئه شد که سیا این پرچم مخصوص را با مفاهیم غیرصدامی مستقر کرده بود” این تجربه همراه با داستان‌‌‌های دیگر در یکی از کتاب‌‌‌های پرفروش نیویورک تایمز، زندگی نامه تک تیراندازان برتر نیروی دریایی، به قلم کیسی و جک کافلین (Jack Coughlin) ، گروهبان توپخانه، به اشتراک گذشته شد.

از نیروی دریایی تا وکالت

کیسی به مدت یک دهه، به عنوان یک وکیل و متخصص توسعه بین المللی فعالیت کرد. او به طور گسترده در شاخ آفریقا فعالیت داشت، این فعالیت‌‌‌ها شامل حمایت از اولین شرکت حقوقی در سومالی لند (Somaliland )، مرکز سیستم‌‌‌های اطلاعاتی حقوقی در موسسه داده‌‌‌های باز ایالات متحده آمریکا بود.

کیسی به عنوان صاحب تنها شرکت حقوقی غربی، در خصوص دریافت پرداختی‌‌‌ها از مشتریان جهانی به مشکل خورده بود. او توضیح داد “بانک‌‌‌های جهانی متعددی مسئله کاهش ریسک را بررسی کردند و برای شرکت پرداختی‌‌‌های من، خطر این وجود داشت که حساب‌‌‌های بانکی مسدود شوند”. کیسی در مورد بیت کوین، به عنوان راه حل مشکل انتقال پول، شروع به تحقیق کرد. این تحقیقات مصادف شد با روزهای اول قرارداد هوشمند بلاکچین. او عنوان کرد که “من به دلیل پیشینه حقوقی ام، گرفتار وضعیت بغرنجی شدم. با گذشت زمان، با کسانی که به بهره برداری از این تکنولوژی برای حل مشکلات واقعی جهان علاقه مند بودند، مشارکت کردم.

از وکالت تا کارآفرینی در عرصه بلاکچین

در سال 2014، کیسی، موناکس را پیدا کرد. موناکس رهبر فناوری بلاکچین متن در اسکاتلند بود و حال حاضر، به عنوان دایناسور صنعت بلاکچین شناخته می شود. در واقع موناکس یک پلت فرم باز برای ایجاد، اثبات و عملیاتی کردن قراردادهای حقوقی در کسب و کارهای کوچک است. طبق توضیحات کیسی “ما یک پلت فرم بلاکچین جهانی، متن باز، آزاد، و پیشرو در بازار ساختیم. در این پلت فرم، همه می‌توانند با استفاده از بلاکچین و فناوری قرارداد هوشمند، برنامه‌‌‌های امن، کم هزینه و کاربردی خود را بسازند. همچنین، موناکس، Agreements Network یا شبکه توافقی را پایه گذاری کرد. این شبکه یک شبکه بلاکچین مجاز و عمومی است که روش حمایت محصولات و خدمات حقوقی از اقتصاد شبکه‌ای را مجددا تعریف می‌کند. این تعریف با ارائه اطلاعات حقوقی به بازار ارائه به دست می آید.

از آنجایی که در اقتصاد شبکه ای، قرارداد قانونی کمتر روی کاغذ رخ می دهد و بیشتر در نرم افزار و دستگاه‌‌‌ها ثبت می شود، بنابراین کیسی نیز مسیر جدیدی ابداع کرد. او بیان کرد “حقوق مرز نهایی دیجیتالی شدن است.

سه روشی که این کهنه سرباز از آموزش‌‌‌های سربازی در تجارت اجرا کرد

کیسی بیشترین موفقیت اش در محیط کارآفرینی را به زمان حضورش در نیروی دریایی نسبت می دهد. در این بخش، سه درسی که او در تجربه اش به عنوان عضو خدماتی آموخته بود، ارائه شده اند:

درس 1: یک نفر همیشه نفر اول است و این موضوع نباید شما را بترساند.

کیسی توضیحات خود را ارائه می دهد:”آموزش‌‌‌های نیروی دریایی، این فکر را به ذهن من انداخت که همیشه یه مسیری هست. در یک بستر کارآفرینی، کسب و کار شما باید در بازار سر و صدا کند. یعنی یک بازار جدید باز کند یا یک محصول جدید تولید شود.

او معتقد است، کسانی که خدمت می‌کنند، نسبت به استاندارد جمعیت جهانی، آستانه ترس کمتری دارند. او این تفکر را تایید کرد و توضیح داد “این باور به شکل قدرتمندی مرا در مسیر موفقیت قرار داده است”

درس 2: به جلو حرکت کنید، اهمیتی ندارد که منابع تان محدود است.

مانند بقیه استارتاپ‌‌‌های متعلق به سربازان قدیمی که از طریق استریت شیر با آنها کار می‌کنیم، کیسی نیز خود را موظف به پرورش منابع اولیه می‌دانست.

او توضیح داد:

فایده ای که آموزش‌‌‌های نظامی برای من داشت و باعث شد من در کسب و کار کوچک خودم کار و پیشرفت کنم، تمرکز دقیق و زیاد روی انجام دادن ماموریت است. در این فرایند، تعداد و کمی منابع اهمیتی ندارد

درس 3: روی ماموریت تمرکز کنید

همه چیز به تمرکز مربوط می‌شود و کیسی با شرکت در ارتش، مهارت‌‌‌هایی را کسب کرد و توانست به کمک آن مهارت‌‌‌ها، انحرافات ذهنی را از بین ببرد. در نتیجه توانست روی هدف نهایی‌اش تمرکز کند. او توضیح می‌دهد که

من به عنوان موسس یک استارتاپ فناوری، تصمیماتی وجود دارند که می‌توانند ظرفیت ذهنی مرا از تمرکز روی ماموریتم فعلی ام دور کنند. از دیدگاه یک سرباز قدیمی، آموزش‌‌‌های نظامی به من کمک کردند که برای تمرکز کردن و از بین بردن شلوغی‌‌‌ها، یک چهارچوب ایجاد کنم و من از این چهارچوب بارها بارها استفاده کرده‌ام

ایجاد ارتباط جهانی

اصولی که سال‌‌‌های پیش، باعث شد کیسی پرچم عراق را به اهتزاز در بیاورد، در استراتژی تجاری کنونی او نیز منعکس شده است: مسائل مهمتری برای فکر کردن وجود دارد.

کیسی معتقد است که برای ایجاد یک ارتباط جهانی، باید از جایگاهی شروع کنید که یک تیم جهانی داشته باشید. به این ترتیب موناکس در ادینبورگ و نیویورک نیز شعبه دارد.

او توضیح می‌دهد

من متوجه شدم که اگر ما روی یک شهر یا موقعیت دفتری خاصی تمرکز کنم، کار کوته فکرانه‌ای انجام دادیم. محصول ما یک مبنی کاربری جهانی دارد و به مشکل خاص یک کشور محدود نمی‌شود. ما روی حل مشکلات تمام کسب و کارهای کوچک تمرکز کرده‌ایم و تیم بین المللی ما منعکس کننده ماموریت ماست

و نام شرکت کیسی؟ واژه موناکس بخشی از نام دو بخشی یک موش خرماست (مارموت سوت زن). کیسی می خندد:

هر شرکت تکنولوژیکی به یک نماد خوش یمن حیوانی احتیاج دارد، زیرا ممکن است کاری که شما انجام می‌دهید برای درک عمومی سخت باشد

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.