درس‌هایی که بعد از 1 سال معامله به صورت روزانه خواهید آموخت

سرمایه گذاری و معامله علاوه بر کسب دانش و تحقیق مداوم، به هنر و مهارت نیز نیاز دارند. بازار همیشه فراز و فرودهای فراوانی دارد که اگر از آن‌ها و واکنش مناسب به آن‌ها آگاه نباشید، با نتایج غیر قابل پیش بینی و شکست‌های فراوانی مواجه خواهید شد. در این مقاله که در وبلاگ blog.usejournal منتشر شده، اندرو کریمر (Andrew Kreimer) از درس‌هایی که از معاملات روزانه و سرمایه گذاری هایش آموخته می‌گوید و به مسائل مهمی اشاره می‌کند که برای هر سرمایه گذاری و معامله‌ای مهم و سرنوشت ساز هستند.

0 108

من در عرض 6 ماه حدود 20% بازده سرمایه گذاری دریافت کردم و همه آن را در عرض تنها یک ماه از دست دادم. ماه بعد 30% در 10 کسب و کار دیگر از دست دادم. من هزاران دلار سود کرده و از دست داده‌‌ام، تقریبا دو بار حسابم را کاملا خالی کرده‌‌ام، به علت نداشتن پول بیشتر معاملاتم به هم خورده‌‌اند، چندین تکنیک یادگیری ماشینی را به کار برده‌‌ام و با چندین کسب و کار، بازه زمانی و ابزار دیگر داد و ستد کرده‌‌ام. هر اشتباهی که فکرش را بکنید مرتکب شده‌‌ام، اما به هر شکل ممکن نجات پیدا کردم و یاد گرفتم.

بعد از چند سال کار کردن در صنعت مهندسی نرم‌‌افزار، به این نتیجه رسید‌‌م که مسیرم بیش از حد قابل پیش‌‌بینی بود. همیشه بر روی پروژه‌‌های علم داده کار می‌‌کردم. کار کردن در یک شرکت کوچک، موسسه‌‌ی بازرگانی و کسب و کار نوپا ایده‌‌ی من را در مورد صنعت شکل داد، اما هیچ چیز آنچنان لذتبخش نبود. عطش قدیمی من برای تجارت الگوریتمی هیچگاه مرا ترک نمی‌‌کرد. من چیز دیگری می‌‌خواستم و به همین دلیل تصمیم گرفتم علم داده را ترک کرده و به دنبال تجارت روزانه باشم. در ادامه خلاصه‌‌ای از اشتباهاتی می‌‌نویسم که مرتکب شدم و شما می‌‌توانید از آن‌ها اجتناب کنید.

وسوسه‌‌ یادگیری ماشینی

امروزه می‌‌توانیم برنامه‌‌های یادگیری ماشینی را همه جا ببینیم. رسانه‌‌ها آن را دوست دارند، مردم آن را نمی‌‌فهمند و سرمایه‌‌گذاران آن را با نام “رمز واژه” می‌‌شناسند، چرا که هیچوقت قادر به یادگیری آن نیستند. من همیشه به همکارانم می‌‌گفتم که یک روز در آینده با یکدیگر نشسته و در مورد کلاس‌‌های جاوا فکر خواهیم کرد، درست به همان صورتی که در Eclipse می‌‌بینیم، و در طول زمان خوابمان کتاب‌‌های زیادی را به همان شیوه‌‌ی Matrix خواهیم خواند.

مشکل یادگیری ماشینی این است که به کار بردن آن در تجارت بسیار مشکل است. باید آن را بیشتر به عنوان یک شیوه‌‌ی فیلتر کردن انتخاب‌‌های موجود در نظر گرفت. بیشتر آزمون‌‌های کتبی تجارت در امر تجارت واقعی شکست خواهند خورد، چرا که بیش از حد مناسب هستند. شما با استفاده از روش اعتبارسنجی متقابل با آن مقابله کرده و مدل‌‌هایی را انتخاب خواهید کرد که عملکرد مناسبی در نمونه‌‌ی موجود دارند، با این فکر که کاملا در امان هستید و به این صورت از روی تعصب عمل کرده و داده‌‌های خود را از دست خواهید داد. کارها را نباید به این صورت انجام داد.

feature

بازارها دارای پراکندگی‌‌های آموزشی/آزمونی متفاوتی هستند

با استفاده از قانون میانه‌‌گیری و ارزیابی دارایی‌‌های مختلف خود و چارچوب زمانی از چنین سرنوشتی اجتناب کنید. از آزمون‌‌های غیرسنتی استفاده کرده و عوامل مختلفی را به تحلیل‌‌های خود اضافه کنید تا ارزیابی درستی را از قدرت مالی خود به دست آورید. همیشه به شدت محتاط باشید، چون از آنچه که نمی‌‌دانید آگاه نیستید. هرگز نمی‌‌توانید بفهمید چه چیزی اتفاق خواهد افتاد، اما شبیه‌‌سازی مونته-کارلو بهترین دوست شما خواهد بود، حداقل به این دلیل که می‌‌توانید سناریوهای زیادی را شبیه‌‌سازی کنید.

ریسک

در طول حرفه‌‌ی تجارتم دفعات زیادی احساس ایمنی کردم و خیال می‌‌کردم که بهترین کار ممکن را انجام داده‌‌ام. احساس می‌‌کردم که هیچ نمی‌‌تواند مرا غافلگیر کند و باز هم بازار تجارت هر بار اشتباهم را به من ثابت کرد. اشتباهات مکرر در کسب و کار و از دست دادن 10 تجارت سودبخش دیگر، ضررهای ناشی از بی‌‌ثباتی و نقدینگی آزادی که سبد سرمایه گذاری را به خطر می‌‌اندازد و بعد از همه اینها دلالی که تمامی معاملات را قبل از سقوط آزاد متوقف می‌‌کند. باور کنید که قبل از دیدن همه‌‌ی این‌ها با چشم خودتان تنها فکر می‌‌کنید که در مورد قصه‌‌های جنگ حرف می‌‌زنم. اینکه هیچ پول مفتی را نمی‌‌توان پیدا کرد یک واقعیت تمام و کمال است. هر کاری شامل ریسک می‌‌شود و تنها مسئله‌‌ای که باقی می‌‌ماند این است که تا چه حد با شرایط موجود آشنا هستید و احتمال ضرر را در نظر گرفته‌‌اید.

به عنوان یک تاجر، کار من به فروش گزینه‌‌های گران‌‌قیمت و بازخرید آنها در زمان افت قیمت‌‌ها وابسته است. امروزه چندین مدل قیمت‌‌گذاری مانند مدل بلک-شولز (Black-Scholes-Merton)، مدل دوبندی (Binomial Trees) و مونته کارلو (Monte-Carlo) وجود دارند. همه‌‌ی آن‌ها تخمین‌‌هایی را در مورد قیمت‌‌ها فراهم می‌‌آورند که در آن‌ها دارایی‌‌ها در یک بازه‌‌ی مشخص زمانی قرار می‌‌گیرند. معمولا IV (نوسان ضمنی) در مورد ترس در بازار زیادنمایی می‌‌کند. اما گاهی اوقات این ترس واقعی است.

risk

2018-02-06 Trip‌‌Advisor در واقع در حال رشد بود

همانطور که در فوریه 2018 شاهد بودیم، ترس بازار واقعی است. شاخص‌‌ها شروع به فروخته‌‌ شدن کردند و مردم از صندوق قابل معامله در بورس (ETF) و ارزش خالص به سمت پول نقد و طلا فرار کردند. رمز ارزها به حال خود رها شدند، چرا که مردم دریافتند که خریداران غنائم، پول نقد و طلا را به پول دیجیتالی ترجیح می‌‌دهند.

آلفا

همه رقابت‌‌های کگل (Kaggle) توسط گروه‌‌های دیوانه‌‌ی طرفدار طبقه‌‌بندی و روش‌‌های میانه‌‌گیری برده می‌‌شوند. من برای مدت زیادی سعی کردم از طریق تکنیک‌‌، الگوریتم و ابزارهای پیشرو شخص باهوشی باشم. آنها گاهی اوقات به خوبی کار می‌‌کنند و گاهی اوقات به هیچ دردی نمی‌‌خورند. معمولا هفته‌‌ها یا حتی‌‌ ماه‌‌ها برای فهمیدن مشکل کار زمان لازم است. این ارزیابی هزینه‌‌بر خواهد بود یا اینکه در کنار بازار اصلی انجام خواهد شد، و همانطور که گفته شد، فرآیند آن چندان تعیین‌‌کننده نیست و تنها باعث بروز عوامل ناخواسته و از دست دادن اطلاعات می‌‌شود.

حقیقت این است که آمار ساده، شبیه‌‌سازی مونته کارلو و کمی پیتون (Python) همه‌‌ چیزی است که به آن نیاز دارید. فرضیات ساده تنها می‌‌توانند قیمت‌‌ها و خواسته‌‌های بیش‌‌ از حد و کمتر از حد واقعی را نشان دهند. مدل‌‌های ذهنی برای روان و فهم شما از این کار بسیار عالی هستند. در بازار، احتمالات و دانش آماری CS 101 می‌‌تواند به اندازه‌‌ کافی برای استراتژی شما سودمند باشد.

ساده عمل کنید

اگر شخصی بدون هیچ تجربه‌‌ تجاری از شما بپرسد که چگونه پول درمی‌‌آورید، باید قادر باشید آن را در چند جمله‌‌ی ساده توضیح دهید، در غیر این صورت روش شما درست نیست. قبلا عادت داشتم به مردم توضیح دهم استراتژی یادگیری ماشینی‌‌ام چقدر تجملی است، بدون اینکه بتوانم آلفا را توضیح دهم. اکنون همه چیز ساده است: گزینه‌‌های موجود را در گرانترین حالت ممکن می‌‌فروشم، همین. روش قیمت گذاری بسیار پیچیده است، اما منبع آلفا بسیار ساده است.

iron condors

استراتژی Iron Condors: منبع اصلی درآمد فروشندگان ممتاز

تجارت برای بیشتر مردم بسیار پیچیده به نظر می‌‌رسد، که نیازمند آموزش و تحصیلات مالی به عنوان پیش‌‌نیاز است. حقیقت این است که مردم هر روزه به عنوان تاجر عمل می‌‌کنند، بدون اینکه به آن توجه کنند. شما برای خریدن کالا به سوپرمارکت می‌‌روید. این همان (مبادله) بازار شما است. قیمت‌‌های موجود تفاوت قیمت پیشنهادی و خرید هستند (سطح 1). شما تنها می‌‌توانید بخرید (پیشنهاد دهید)، اما تامین‌‌کننده نیز می‌‌تواند بفروشد. عرضه‌‌ی خود سوپرمارکت سطح 2 است. صندوق‌‌دار همان دفتر سفارش است. اکنون اینها را ملاک همه‌‌ی خرید و فروش‌‌های خود قرار دهید؛ همه‌‌ی این موارد تجارت و همه تاجر هستند.

در واقع هرچه پیچیدگی بیشتری به الگوریتم‌‌هایم اضافه می‌‌کردم، ضررهایم نیز بزرگتر می‌‌شدند. ذهنم از شغل‌‌های Spark، اصطلاحات Lambda و دفترهای زیبای Jupyter پر شده بود و به همین دلیل پول کمتری درمی‌‌آوردم. حقیقت این است که در ابتدا از معاملات و چند دست‌‌نوشته ساده برای ارزیابی آلفای خودم استفاده می‌‌کردم. به محض اینکه بر روی عملکرد و آسانی کار تمرکز کردم، خود آلفا نیز از دسترسم خارج شد. بهترین راه این است که از یک جریان کاری و ساده پیروی کنید، سپس می‌‌توانید به زرق و برق آن اضافه کنید و ساختار آن را ارتقاء دهید. عملکرد و سادگی بسیار مهم می‌‌باشند، اما برای تاجران خرده‌‌فروش، ثبات و سهولت بسیار مهمتر هستند.

فراز و فرود بازار

سودبخش بودن برای 6 ماه خوب است، اما همیشه ممکن است بیشتر از مجموع چند ماه ضرر کنید. گاهی اوقات بازار مانند یک تمساح بسیار بیرحم و سریع است. به وسیله داد و ستدهای کوچک از چنین موقعیت‌‌هایی اجتناب کنید. یکی از بزرگترین مشکلاتی که مرتکب شدم شرط‌‌بندی بود. اگرچه معیار کلی (Kelly) بسیار حائز اهمیت است، شرط‌‌بندی کمتر از قیمت‌‌ تعیین‌‌شده همیشه بهتر از شرط‌‌بندی با قیمت‌‌های نجومی است. ارزیابی ریسک و اندازه‌‌گیری موقعیت برای موفقیت شما بسیار مهم می‌‌باشند. داشتن یک استراتژی به همراه احتمال بالای برنده شدن به اندازه‌‌ی ارزیابی مناسب موقعیت و تحلیل پیش‌‌نیازها مهم می‌‌باشد.

بافت (Buffett)، با نقل قول از مانگر (Munger)، سه راه را برای ورشکسته شدن بازگو می‌‌کند: “مشروبات الکلی، عشق و عاشقی و با پول قرضی سرمایه گذاری کردن”.

پس‌‌نگری هوشمندانه

مردم همیشه به شما خواهند گفت که باید چه کاری انجام می‌‌دادید. بلافاصله بعد از هر اشتباهی که مرتکب شدم شخصی به من می‌‌گفت همه‌‌‌‌چیز می‌‌توانست به گونه‌‌ای دیگر پیش برود. خانواده، دوستان و همکارانتان به شما، آلفا، مهارت‌‌ها و ایده‌‌هایتان شک خواهند کرد. به نظر می‌‌رسد که رابرت کیوساکی (Robert Kiyosaki) کاملا درست می‌‌گفت: مردم از امتحان کردن می‌‌ترسند، پس قضاوت کردن افراد دیگر همیشه آسانتر است، به جای آنکه خودشان دست به کار شوند. بیشتر اوقات توسط محیط دور و بر ناامید خواهید شد: از ترول‌‌های موجود در رسانه‌‌های جمعی گرفته تا سرمایه‌‌گذاران بالقوه‌‌تان، همه فکر می‌‌کنند که انجام دادن کارها آسان است و می‌‌توانند آن را به سرانجام برسانند، اما باز هم تنها گوشه‌‌ای نشسته و گذشته‌‌ی افراد را مورد قضاوت قرار می‌‌دهند. از غرایز و شم درونی خود پیروی کنید؛ شما در میدان جنگ هستید و باید کارها را انجام دهید، و به همین دلیل به خاطر حرف بقیه گمراه نشوید.

دل به دریا زدن

چنین چیزی برای شما هم اتفاق خواهد افتاد. بیشتر کسب و کارهای حرفه‌‌ای دشواری روانی موردنیاز برای این بازی را تعیین می‌‌کنند. در زمان بی‌‌ثباتی، با باز شدن بازار ضربان قلب خود را احساس خواهید کرد، قبل از باز شدن بازار پیش‌‌نیازهای ارزش ویژه ناگهان از 40% به 2% خواهند رسید. گاها ناامید و فلک‌‌زده خواهید شد، چرا که داد و ستدهای بزرگی را بدون در نظر گرفتن ریسک آن انجام داده‌‌اید و به فکر روز مبادا نبوده‌‌اید. همیشه آماده این باشید که گاهی اوقات اوضاع بر وفق مرادتان پیش نخواهد رفت.

علاوه بر این، روحم را از دست دادم. دوستانم مکررا به من می‌‌گفتند که “سرد”، “پرخاشگر” و “بی‌‌ادب” شده‌‌ام. بعضی لحظات حتی فراموش می‌‌کردم که چگونه گیتار بزنم. همه رویدادهای اجتماعی برای من آزاردهنده و زمانبر شده بودند. ساعات کاری طولانی و آخر هفته‌‌های پر از توسعه و صدها کار، اختلال تغذیه و کاهش وزن از جمله چیزهایی بودند که تجربه کردم. چنین روندی افراطی است، آن را انجام ندهید. در واقع جایی خواندم که چنین چیزی می‌‌تواند نشانه خوبی برای تجارت باشد. اما این رویه برای داد و ستد خوب نیست. باید از آن اجتناب کنید، پس بیشتر از حد توان خود سراغ آن نروید.

تولد دوباره

بعد از شکست‌‌های متعددی که تجربه کردم، انتظاراتم را تا حد زیادی کاهش داده‌‌ام. ناگهان معنی ضرب‌‌المثل معروفی را فهمیدم که در مورد پول درآوردن از بازار و نگه‌‌داشتن آن بود. با استفاده از همین پند و مثال‌‌ها اکنون پول بنزین چند ماه دیگر را نیز دارم و اکنون وقت آن است که به خودم حقوق ماهیانه بدهم، در غیر این صورت معلوم می‌‌شود هیچ کاری نکرده‌‌ام.

مهمترین نکته این است که ناگهان احساس بی‌‌باک بودن می‌‌کردم و هیچ چیزی دیگر نمی‌‌توانست مرا بترساند. دیگر ساده‌‌لوح نبودم و ریسک کار را به صورت کامل می‌‌دانستم. تا حدودی فهمیدم که این تجارت تا چه حد شکننده و خطرناک است. کار کردن در آن درست مانند راه رفتن در میدان مین است.

داد و ستدهایم را بسیار کوچک شروع کردم. به جای آنکه بدون پروا تجارت کنم، اول از هر چیز شرکت را تجزیه و تحلیل می‌‌کردم، به علاوه همیشه چندین ایده‌‌ی تجاری در مورد همان کار به وجود خواهند آمد، بنابراین لازم نیست نگران عدم آگاهی باشید. علاوه بر آن، موارد مد نظرم را کمتر کردم و بر روی نقدینگی و حجم آنها تمرکز کردم. این لحظه از هر چیز مهمتر بود. وارد و خارج شدن از یک کسب و کار اجباری است. تمامی کسب و کارهایی که در آن‌ها شکست خوردم دارایی‌‌های نقدی کم و زیرساخت‌‌های نامناسبی داشتند، چیزهایی که امروز در یک چشم به هم زدن می‌‌توانید بفهمید.

کمیسیون‌‌ها

قبل از ضرر‌‌های بزرگی که داشتم، معمولا در هر ماه 4% بازگشت سرمایه‌‌ داشتم. کمیسیون‌‌ها بی‌‌ربط و جزئی به نظر می‌‌رسیدند. لحظه‌‌ای که بیش از 30% حسابم را خالی کردم و موقعیت‌‌های موجود را کاهش دادم، ناگهان اهمیت کمیسیون‌‌های کم را فهمیدم. با داد و ستد با شرکتInteractive Brokers) IB)و با در نظر گرفتن پلتفرم قدرتمند و API (رابط برنامه‌‌نویسی کاربردی) انعطاف‌‌پذیر آن، اکنون کمترین کمیسیون‌‌های این صنعت را پرداخت می‌‌کنم. از سوی دیگر، با کاهش میزان سرمایه گذاری نزدیک به 5-10 درصد کمیسیون پرداخت کردم و IB پیشنهاد “فراهم آوردن نقدینگی” را به من داد، چرا که آنها “در مورد نرخ‌‌ها مذاکره نمی‌‌کنند”، حتی اگر در هر ماه 200 معامله‌‌ را به انجام برسانید. علاوه بر آن، به‌‌ قیمت‌‌های EOD نیاز دارم و از این رو کار کردن با Quandl بسیار حیاتی می‌‌باشد. واسطه‌‌ها اهمیتی به شما نمی‌‌دهند و خرده‌‌فروش بودن می‌‌تواند بسیار زجرآور باشد.

تنها راه مقابله با کمیسیون‌‌های بالا اندازه‌‌ی داد و ستد است. مردم معمولا دوست دارند در مورد متنوع‌‌سازی و اینگونه چیزها حرف بزنند. اینکه سرمایه گذاری‌‌ها تا چه حد باید کوچک باشند. خب، واقعیت نشان می‌‌دهد که‌‌ سرمایه‌‌گذاری‌‌های بسیار کوچک شما را از بین خواهند برد. این یک پارامتر شخصی است و به حجم سبد سرمایه گذاری، اجتناب از ریسک و غیره بستگی دارد.

شکیبایی

یکی از سخت‌‌ترین مهارت‌‌هایی که در عین داد و ستد می‌‌توان به دست آورد شکیبایی است. گاهی اوقات بهترین راه ممکن این است که تجارت نکنید، درست مانند حرکت Zugzwang که در شطرنج می‌‌بینیم. کار کردن به عنوان تاجر روزانه به معنی اعتیاد به بازار است، که در نهایت به معنی هیجان و هجوم آدرنالین در زمان باز شدن بازار خواهد بود. گاهی اوقات پول نقد مهمترین عنصر موجود است و تنها داد و ستد نکردن و انتظار برای معامله مناسب بهترین کاری است که قادر به انجام آن هستید، مخصوصا زمانی که بازارها دچار بحران می‌‌شوند. از سوی دیگر، داد و ستد مانند هوا است، اگر معامله نکنید وجود ندارید. کنترل کردن این عطش کلید موفقیت است. دفعات زیادی به سرمایه گذاری‌‌های در حال زیانم اضافه کردم، به جای آنکه صبر کنم و پول نقد را نگه دارم.

با خرید و فروش نمی‌‌توان پول زیادی به دست آورد… چنین چیزی با صبر کردن ممکن است (چارلی مانگر).

به همین صورت شکیبایی در وارد و خارج شدن از یک معامله حائز اهمیت است. قیمت‌‌هایی خواهید دید که توجهتان را جلب خواهد کرد، اما آن‌ها سفارشات محدودکننده‌‌ شما را تغییر خواهند داد. سپس قیمت‌‌هایی را تنظیم و دنبال می‌‌کنید که باز هم جابجا خواهند شد. عجله نکنید و قوی باشید، چنین چیزی زمانبر است. در نهایت ایده خود را نگه خواهید داشت و منتظر طرف دیگر معامله می‌‌مانید تا حرکت خود را انجام دهد. بر طبق تجربه‌‌ی خودم، اگر مبنای معامله پول نقد باشد، تمامی معاملات روزانه با قیمت‌‌های متوسط به سرانجام می‌‌رسند.

اگر کسب و کار شما در حال ضرر کردن است، هیچ راه فراری در کار نیست و هر هفته به سمت فرجام خود پیش می‌‌روید، برای حل این مشکل بیش از حد عجله نکنید. بازار ممکن است واکنش نشان دهد و شما را از میدان به در کند. بعد از سیر نزولی بازار در فوریه 2018، تنها با 0.7 ضرر توانستم دارایی‌‌های خودم را حفظ کنم. هیچگاه بیخیال سرمایه گذاری‌‌های در حال گردش خود نشوید، بازارها همیشه احتمال واکنش دارند، حتی اگر تنها یک روز تا ویرانی کامل مانده باشد.

یاد گیری هنر معامله

معامله کردن بیشتراز آنکه به علم نیاز داشته باشد، یک هنر است. ممکن است به سرعت نواختن یک ساز موسیقی را یاد بگیرید و احتمالا همه می‌‌توانند بعد از یک هفته صداهایی تولید کنند. بعد از یک ماه می‌‌توانید چند نت و یا در صورت تلاش بیشتر یک آهنگ بزنید. سوال این است که نواختن موسیقی استیو وای چقدر زمان می‌‌برد؟ گفته می‌‌شود که او هر روز 8 ساعت تمرین می‌‌کرد؛ مطمئنا وی شخص بااستعدادی بود، اما تلاش مطمئنا عامل کلیدی است.

به گونه‌‌ای مشابه، داد و ستد به تمرین زیادی احتیاج دارد. رسیدن به مرحله‌‌ای که در آن داد و ستد به صورت پیوسته انجام می‌‌شود فرق میان حرفه‌‌ای‌‌ها و افراد دیگر را تعیین می‌‌کند. متاسفانه، مردم چنین ایده‌‌ای را درک نمی‌‌کنند، چرا که معمولا تاجران را به شکل گاوچرانان خوش‌‌شانسی می‌‌بینند که پول زیادی برای خرج کردن داشتند. مردم معمولا این مسیر از کار را کاملا نادیده می‌‌گیرند و همین بزرگترین مشکل موجود است.

من تعداد زیادی کتاب و صدها مقاله خوانده‌‌ام و همچنین صدها ساعت ویدیوی آموزشی دیده‌‌ام. یادگیری هیچگاه متوقف نمی‌‌شود. هر روزی که چیز جدیدی یاد نمی‌‌گیرید از دست رفته است. نقشه داد و ستدتان باید به صورت مداوم ارتقاء یافته و مهندسی شود، در غیر این صورت زمام کار از دستتان درخواهد رفت و کارایی زیادی نخواهید داشت. می‌‌توانید بهترین مطالب ممکن را به صورت آنلاین و اغلب به صورت رایگان دریافت کنید. اگر به تجارت خرید و فروش علاقه دارید، باید از yastytrade، OptionAlpha و OIC دیدن کنید. آن‌ها هر چیزی را که نیاز باشد به شما یاد خواهند داد. مسئله مهم انگیزه‌‌ای است که به کار می‌‌گیرید.

فکر کردن مانند یک بازاری

بعد از انجام صدها معامله چیزهای زیادی را یاد خواهید گرفت، مخصوصا داد و ستدهایی که ممکن است کلاه سرتان برود. یکی از زجرآورترین مفهوم‌‌های تجارت خرید و فروش در کنار کمیسیون‌‌ها همان بازارگردان‌‌ها هستند. بازارگردان‌‌ها همان بازیگرانی هستند که نمایش را به پیش می‌‌برند. اغلب گفته می‌‌شود که شرکت‌‌هایی مانند Citadel، Final و بسیاری از بازیگران HFT (تاجران کلاس بالا) دیگر کاملا کنترل قیمت‌‌ها را در دست دارند. موسسه‌‌های بزرگ به دنبال خرید و فروش اهداف کوچکتر هستند، چرا که بازیگران سریع می‌‌توانند قبل از شما دست به کار شوند و همان موارد را با قیمت‌‌هایی بالاتر به شما بفروشند، یا آنها را با قیمتی کمتر از شما بخرند، و سپس آن را به شخص دیگری فروخته یا به وی بفروشند. این تفاوت‌‌های جزئی مانند یک گلوله‌‌ی برفی با هم ترکیب می‌‌شوند.

همانطور که قبلا ذکر شد، کمیسیون‌‌ها بخشی از مشکل هستند، اما بدون آن‌ها هیچ میدانی برای بازیگری وجود نخواهد داشت. مشکل اصلی این است که بازارگردان‌‌ها کتاب‌‌های سفارش را به هم می‌‌ریزند. تمامی زیرساخت‌‌ها به صورت خودکار درمی‌‌آیند و بازیگران سریع در همه جا به دنبال معاملات شما خواهند بود، در حالی که سعی می‌‌کنند با قیمت بالا به شما بفروشند و با قیمت کم از شما بخرند. تنها راه ممکن این است که از سفارشات محدودکننده استفاده کنید و قیمت میانگین را تخمین بزنید. چنین لحظه‌‌ای مانند یک مشکل جزئی به نظر می‌‌رسد، اما ضرب کردن 200 معامله در 2.5 دلاری که به ازای هر معامله از شما گرفته می‌‌شود تقریبا همانند همان کمیسیون‌‌ها می‌‌باشد، بنابراین مانند این است که دو بار کمیسیون داده باشید! هیچگاه از سفارش‌‌های بازاری یا قیمت‌‌های خام استفاده نکنید و همیشه به دنبال قیمت‌‌های میانگین یا بهتر از آن باشید.

خودتان را بشناسید

عکاسان بزرگ همیشه این نکته را یادآور می‌‌شوند که اول از هر چیز باید دوربین خود را به صورت کامل بشناسید. باید از نحوه استفاده و بکارگیری هر گونه ترکیبی در لحظه معامله آگاه باشید. به محض دانستن آن، هنر اصلی شروع می‌‌شود.

financial

تجارت جهانی به زمان زیادی برای یادگیری نیاز دارد

6 ماه زمان برد تا بتوانم از نرم‌‌افزار داد و ستدم و رابط برنامه‌‌‌‌نویسی آن به صورت کامل بهره ببرم. من یک کپی کامل از روش تجاری‌‌ام بر روی رایانه شخصی‌‌، لپ‌‌تاپ و AWS دارم. در صورت بروز هر گونه مشکلی می‌‌توانم معاملاتم را با استفاده از نرم‌‌افزار و به سرعت ادامه دهم. همچنین اتصالم به اینترنت بسیار باثبات است. در آب و هوای بد یا حوادث نادر چندین آداپتر شبکه دارم تا گوشی موبایلم را به یک هات اسپات تبدیل کنم. به همین صورت چندین لایه‌‌ی خودکار به نرم‌‌افزار اضافه کرده‌‌ام تا تجارتم را قدرتمند و بادوام سازم. فلج تحلیلی مخصوصا در تجارت می‌‌تواند بسیار فاجعه‌‌بار باشد. سعی کنید تا جایی که می‌‌توانید دخالت امور دستی را در معاملات خود کمتر کنید.

چندین بار اشتباهات احمقانه‌‌ای مرتکب شدم و چندین هزار دلار را به دلیل قیمت‌‌های غلط و ترکیب چندین رویکرد اقتصادی از دست دادم. عجله کردن و نبود آگاهی کافی به اشتباهات بچگانه و از دست دادن سرمایه منجر خواهد شد. عجله نکنید، شما یک تاجر هستید، نه کامپیوتری که برای حل مسائل خود از الگوریتم‌‌های پیچیده استفاده می‌‌کند. نرم‌‌افزار معاملاتی خود را به صورت کامل یاد بگیرید.

فلج تحلیلی

معامله کردن خارج از توان خود بسیار نامناسب است. داد و ستد بسیار هیجان‌‌انگیز است و شما معتاد آن خواهید شد. شوق و ذوق زیادی برای معامله و همچنین بهبود و ویرایش دارید و در نهایت کشتی‌‌هایتان به گل خواهند نشست و هیچ کار مفیدی از پیش نخواهید برد. در ابتدا اصلا نمی‌‌توانستم صفحاتم را ترک کنم. در یکی از صفحات تخمین‌‌های مربوط به آینده و tastytrade را نگاه می‌‌کردم و از سوی دیگر سرمایه‌‌گذاری‌‌هایم را تحت نظر داشتم. در نهایت به مدت 6 ساعت می‌‌نشستم و تجارتم را ویرایش، انجام، ارتقاء و یا تنها دستکاری می‌‌کردم. این نکته را به دردناک‌‌ترین شکل ممکن یاد گرفتم که داد و ستدهای سودبخش تنها با شروع و خاتمه بازار انجام می‌‌شوند. همه‌‌ی چیزهای دیگر بد هستند.

خارج کردن تراز، بازار PNL (سود و زیان) و تمامی شاخص‌‌های مربوط به پول از سبد سرمایه گذاری مناسب می‌‌باشد. شما می‌‌خواهید بدانید که چه مقدار پول به دست آورده‌‌اید، یا اینکه چه مقدار از دست خواهید داد. چنین چیزی شما را از بین خواهد برد. از دست دادن پول نیز می‌‌تواند گاها برای بهبود عملکرد خوب باشد. شما باید به احتمالات و ریسک موجود فکر کنید تا پاداش واقعی را به دست آورید. به محض اینکه تمامی خلاصه‌‌ها و اعداد تراز سبد سرمایه‌‌گذاری‌‌ام را پاک کردم، در نهایت می‌‌توانستم به جای پول بر روی معاملات و به انجام رساندن آنها تمرکز کنم.

تنها راه نجات یافتن در این حرفه این است که مانند یک ربات معامله کنید. امتحان کردن چیزهای جدید خوب بوده و بخشی از داد و ستد است، اما امتحان کردن چیزهای جدید در حساب اصلی می‌‌تواند فاجعه بار باشد. من در حال تغییر احتمالات آستانه‌‌ی سبد سرمایه گذاری‌‌ام و همچنین ریسک موجود بودم تا به سرعت نرخ‌‌های مناسبی دریافت کنم. انجام دادن آن در حساب اصلی‌‌ام باعث متحمل شدن هزاران دلار شد؛ برای جلوگیری از چنین موقعیتی می‌‌توانستم حداقل قبل از انجام آن برای مدت یک ماه همه چیز را تجزیه و تحلیل کنم. مداوم و پایدار بودن کاملا اجباری است.

الگوی تجارت روزانه

قانون PDT (الگوی تجارت روزانه) نیازمند 25 هزار دلار برای تجارت در هر روز است: در هر هفته بیشتر از 3 داد و ستد روزانه انجام دهید. از چنین چیزی متنفرم، همه از آن متنفرند و فکر می‌‌کنند احمقانه است. این قانون آزاردهنده است، اما منطق پشت آن پس از اعمال محدودیت PDT بسیار منطقی به نظر خواهد رسید.

من با استفاده از یک حساب خوب مشغول معامله بودم و این محدودیت تا حدودی بی‌‌ربط به نظر می‌رسید. هیچگاه مجبور نبودم معاملاتم را اولویت‌‌بندی کنم، چرا که می‌‌توانستم همه‌‌ی آن‌ها را انجام دهم. لحظه‌‌ای که نصف حسابم را از دست دادم، به مهم بودن تمامی معاملات پی‌‌ بردم. به جای آنکه سعی کنم همه‌‌ی آن‌ها را به یکباره جبران کنم، باید بر روی معاملاتم تمرکز می‌‌کردم.

انتظارات

من اغلب علاقه داشتم کمی تحلیل آماری در مورد معاملاتم، و مخصوصا آن‌هایی که در حال ضرر بودند، انجام دهم. بیایید تجزیه و تحلیل‌‌ها را بر اساس معاملات خام در مقابل معاملات نشانه‌‌ای طبقه‌‌بندی کنیم. تفاوت جزئی آن‌ها در نهایت بسیار مهم از آب درآمد.

از ژوئن 2017 تا مارس 2018 تعداد 1068 معامله را به انجام رساندم (621 معامله‌‌ی سودبخش و 447 معامله‌‌ی زیان‌‌بخش)، که به معنی 0.58 احتمال سودبخشی و 0.42 احتمال زیان‌‌بخشی است. من 87459 دلار به دست آورده و 122069 دلار از دست دادم. میانگین سود 140 دلار و میانگین ضرر 273 دلار بوده است. در اینجا نسبت بازده به ریسک 0.51 است. آستانه‌‌ی تاثیرگذار به این صورت است:

\[ 0.58 x 1 – 0.42 x 1.96 = -0.24 \]

البته به دلیل احتمال پایین سودبخشی و نسبت بالای ریسک به بازده هیچ آستانه‌‌ای در اینجا وجود ندارد. بیایید اکنون معاملات را بر اساس نشانه‌‌ها دسته‌‌بندی کنیم. من 130 نشانه را با PNL مثبت و 51 نشانه را با PNL منفی داد و ستد کرده‌‌ام، که در مجموع 181 نشانه است. 0.72 نشانه‌‌ها سودبخش و 0.28 آنها زیان‌‌بخش بودند. ما در اینجا میانگین 134 دلار سود و 1020 دلار زیان را به ازای هر معامله در دست داریم، این یعنی نسبت بازده به ریسک 0.13 است. آستانه تاثیرگذار بدین صورت تعریف می‌‌شود:

\[ 0.72 x 1 – 0.28 x 7.69 = -1.43 \]

دوباره هیچ آستانه‌‌ای وجود نداشته و وضعیت حتی بدتر نیز می‌‌باشد. نکته‌‌ی مهم همان احتمال نشانه‌‌های سودبخش و همچنین اهمیت داد و ستد زیردارایی‌‌های کوچک است. اکنون بیایید آستانه‌‌ی نظری را با در نظر گرفتن انتخاب صحیح دارایی‌‌ها و اندازه‌‌ی صحیح سرمایه گذاری محاسبه کنیم.

\[ 0.72 x 1 – 0.28 x 2 = 0.16 \]

نتیجه 16% است. همین الان به خودم ثابت کردم که داد و ستدهای کوچک بسیار کلیدی هستند. البته چنین چیزی هرگز برای من اتفاق نیافتاد، چرا که اندازه‌‌ی سرمایه گذاری‌‌ها و همچنین تعداد نشانه‌‌ها مناسب نبودند. به محض اینکه جهت معاملات خود را عوض کنید کارتان ساخته است. برداشتن مواردی که نسبت بازده به ریسک 1 به 2 دارند در نهایت به شکست منتهی خواهد شد. این لحظه شاید بزرگترین لحظه‌‌ی پیروزی من بود.

دفتر یادداشت معاملات

به کرات می‌‌شنوید که دفتر یادداشت معاملات بسیار مهم است، اما واقعا هیچکس اهمیت چندانی به آن‌ها نمی‌‌دهد. این دفتر به این دلیل بی‌‌فایده به نظر می‌‌رسد که در هر حال می‌‌توانید معاملات خود را در پلتفرم ببینید و نگه‌‌ داشتن آن وقت‌‌تلفی به نظر می‌‌رسد. شما تنها به برنده شدن و مقدار پول به‌‌دست‌‌آمده علاقه دارید. در نهایت مانند یک تاجر بزرگ خواهید شد و خواهید فهمید که دفتر یادداشت معاملاتی تا چه حد حائز اهمیت است.

داشتن یک دفتر یادداشت معاملات بروز می‌‌تواند همه‌‌چیز را بهبود بخشد. با استفاده از آن می‌‌توانید از کمیسیون‌‌ها گرفته تا احتمالات و دارایی‌‌ها را ثبت کنید، بیشتر از آنچه که فکر کنید یاد خواهید گرفت و نظم و ترتیب خود را به گونه‌‌ای متفاوت ارتقاء خواهید داد. من از یک Google Sheet به عنوان دفتر یادداشت استفاده کردم. یک هفته بعد از استفاده از آن فهمیدم که ریسک بسیار بالایی در کار بود و معاملاتم بسیار کوچک بودند. من عملا چیزی بیشتر از 1 به 4 را ریسک می‌‌کردم و واقعیت نزدیک به 1 به 5 بود، چرا که معاملاتم بیش از حد کوچک بودند.

NOTE BOOK

یادداشت کردن ترازها

برای مثال در معاملات خودم حداقل 50 دلار می‌‌فروختم و سپس با استفاده از تحلیل داده‌‌های موجود نزدیک به 19 دلار بازده داشتم. بنابراین بیایید فرض کنیم که 100 دلار را ریسک کرده‌‌اید و 25 دلار درآمد داشته‌‌اید، که برابر با 1 به 4 می‌‌باشد و احتمالات به نفع شما هستند، اما در واقع 19 دلار درآمد دارید و همان 100 دلار را ریسک کرده‌‌اید. کاهش قیمت از 25 به 19 دلار ترکیبی از ثبات معامله‌‌ی 50 درصدی می‌‌باشد، به علاوه‌‌ی سود واسط که در هر معامله چیزی حدود 3 تا 10 دلار به دست خواهد آورد. باز هم به این نتیجه می‌‌رسیم که این تفاوت‌‌های جزئی مانند یک گلوله برفی ترکیب شده و آستانه‌‌ی شما را کاهش می‌‌دهند.

تنها راه‌‌حل این وضعیت این است که مبلغ ورودی خود را افزایش دهید. از آن لحظه هیچ چیزی را کمتر از 100 دلار انجام نداده‌‌ام. به جای آنکه سود 50 درصدی به دست آورم، از 75 درصد استفاده می‌‌کنم. در این حالت ریسک 75 به 200 دلاری داریم که برابر با 1 به 2.67 می‌‌باشد. این نسبت بد اما واقع‌‌گرایانه است. با داشتن معاملاتی که 75% شانس بردن دارند موقعیت خوبی خواهیم داشت و به دست آوردن آن آسانتر از 80% است. اگرچه استفاده از استراتژی‌‌های سرمایه‌‌گذاری بلندمدت رایج است، معاملات هفتگی برای من کاربردی هستند، بنابراین باید قیمت سود و زیان خود را متناسب با شرایط خودتان تنظیم کنید.

شاخص SPX پادشاه و شاخص VIX ملکه است

شاخص SPX@CBOE یا S&P 500 دارای بیشترین اهمیت ممکن است. هر چیزی که جابجا می‌‌شود و هر چیزی که جذابیت دارد در این شاخص‌‌ها نشان داده می‌‌شود. تمامی پول نقد، قله، هیجان و ترس موجود در بازار را می‌‌توان در آنها پیدا کرد. VIX@CBOE یا شاخص دگرگونی SPX بازتاب واقعی ترس و طمع بازار است. زمانی که بازارها تغییر می‌‌کنند، دگرگونی در آن‌ها موج خواهد زد. همبستگی‌‌ها برای بلندمدت کار می‌‌کنند، اما در زمان ایجاد دگرگونی همه‌‌چیز به همدیگر همبسته خواهد بود.

نرخ‌‌های بالای VIX برای تاجرین خرید و فروش مناسب است و نرخ‌‌های پایین خسته‌‌کننده و نامناسب هستند. به یاد داشته باشید که VIX پایین باعث مشکلات بسیار بزرگی می‌‌شود.

VIX

اطلاعات تاریخی VIX

تغییرپذیرترین دارایی‌‌ها را به صورت روزانه بررسی کنید. دارایی‌‌هایی که در حال نزول هستند جذابیت بیشتری دارند. فروشندگان برتر در چنین حالتی سرعت‌‌عمل بسیار بالایی دارند و قیمت‌‌های خوبی پیشنهاد می‌‌دهند. ترس بازار برای معاملات روزانه بسیار مناسب است. برای پیدا کردن چنین لحظاتی صبور باشید و سپس به سرعت عمل کنید. در چنین حالتی آستانه شما بزرگ و شفاف خواهد بود.

به انجام نرساندن معاملات شما را خواهد کشت

ناتوانی در به انجام رساندن معاملات شما را دیوانه خواهد کرد. دفعات زیادی قیمت‌‌ها را دنبال کردم تا مورد مناسب را پیدا کنم، اما باز هم زیان بیشتری نصیبم شد. بازارگردان‌‌ها همیشه سرانجام بهتری را به شما نشان خواهند داد و به ندرت قیمت متوسط بهتری را فراهم می‌‌آورند. با آن نجنگید. قبل از وارد شدن، به دنبال پیشنهاداتی بگردید که نسبت ریسک به پاداش شما را به خوبی پوشش می‌‌دهند. دو چیز تقریبا همیشه اتفاق می‌‌افتند. 1. رقم مورد نظر خود را می‌‌بینید. 2. سریعا قیمت بهتری خواهید دید. به یاد داشته باشید که این بازی غیر قابل بردن است، اما حداقل در محدوده نسبت ریسک به پاداش خود هستید. معاملات زیادی انجام دهید و به این صورت مشکلی شما را تهدید نخواهد کرد. عدم درک این نکته به یکی از این دو مورد منتهی خواهد شد: 1. ناتوانی در به سرانجام رساندن معاملات 2. انتظار منفی از لحاظ نسبت ریسک به پاداش به خاطر کمیسیون‌‌ها و قیمت خروجی مورد نظر (که به ندرت برابر با 0 است).

هیچگاه اشتباهات خودتان را تکرار نکنید

متاسفانه تفکر چندانی برای انجام معاملات موفق به کار نمی‌‌رود. به یاد داشته باشید که قبل از هر معامله وضعیت خودتان را کاملا بررسی کنید. چندین بار دچار اشتباهات تجاری شدم و آن‌ها را دوباره و دوباره تکرار کردم.

به یاد داشته باشید که یادگیری داد و ستد سال‌‌ها زمان می‌‌برد و راه سختی را در پیش خواهید داشت. یادگیری هیچگاه متوقف نمی‌‌شود. بازارها پویا و زنده هستند. همانگونه که بنزین ماشین تمام می‌‌شود، آلفا نیز ناپدید خواهد شد. ارزیابی و بررسی دوباره استراتژی پایه بسیار مهم است.

سخن نهایی

امیدوارم که این مطلب برای صرفه‌‌جویی زمان و پول شما سودمند باشد. ای کاش همه‌‌ی این‌ها را قبل از پریدن به استخر پر از کوسه‌‌ می‌‌دانستم. بسیار مواظب باشید، چرا که ما تاجران خرده‌‌فروش کوچکی هستیم و کوسه‌‌ها از غذای پرچرب و سرگردان لذت زیادی می‌‌برند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.