داستان فناوری بلاک چین و توسعه زیرساخت‌‌های Web3

بیشتر ایده‌‌های نوینی که در دنیای فناوری با آن‌ها روبرو هستیم، در حال ارائه داستان‌‌هایی در مورد معماری خود هستند و سعی دارند از این راه، بکارگیری محصولات خود را بیش از پیش گسترش دهند. اما باید دید داستان‌‌هایی که در مورد فناوری بلاکچین و رمز ارز ها گفته می‌‌شود تا چه حد قادرند دید عمومی را تغییر دهند و به سطحی جهانی دست پیدا کنند.

0 127

سیستم “بدون نیاز به اعتماد” چیست؟ آیا می‌‌توان به یک سیستم بدون نیاز به اعتماد، اعتماد کرد؟ رابطه میان اعتماد، معماری و کاربرد به چه صورت است؟

دلیل اینکه بلاک چین‌‌ها به عنوان “سیستم‌‌های بدون نیاز به اعتماد” شناخته می‌‌شوند این نیست که هیچ اعتمادی در کار نیست؛ کاربران در اصل به خود این فناوری اعتماد دارند تا وظیفه خود را انجام دهد. به جای اتکاء کردن به واسطه‌‌های انسانی برای ایجاد و اعمال شرایط یک تراکنش، کاربران می‌‌توانند به ثبات و پیش‌‌بینی‌‌پذیری پروتکل بلاکچین اتکاء کنند. همانطور که Lisk Academy توضیح می‌‌دهد، پروتکل موجود قادر است اساس اعتماد را فراهم آورد:

شرکت‌‌کنندگان در شبکه از پروتکل‌‌های اجماع پیچیده بهره می‌‌برند تا به‌‌شیوه‌‌ای ناشناس و ایمن بروی چیزهایی توافق کنند که باید به لجر یا دفترکل توزیع‌‌شده (Distributed Ledger) بلاک چین اضافه شوند و در همان حال یکپارچگی سیستم را حفظ می‌‌کنند. از آنجا که این پروتکل‌‌های محافظدار اساس اعتماد را فراهم می‌‌آورند، حذف کردن واسطه‌‌های انسانی مهیا شده و در نتیجه هزینه کلی تراکنش‌‌ها کاهش می‌‌یابد.

اعتماد در این سیستم به هیچ وجه از میان برداشته نمی‌‌شود، بلکه محدود می‌‌شود. همانطور که پریتی کاسیردی، بنیانگذار و مدیرعامل Trustory بیان می‌‌دارد،

بلاک چین‌‌ها میزان اعتماد به بازیگران خاص در سیستم را کاهش می‌‌دهند. آنها این کار را توسط توزیع اعتماد در میان بازیگران و از طریق نوعی بازی اقتصادی انجام می‌‌دهند که بازیگران را ترغیب می‌‌کند از قوانینی پیروی کنند که توسط پروتکل تعریف شده‌‌اند.

اما اگرچه اتکاء به یک بازیگر به حداقل رسیده و اعتماد توزیع شده است، کارآیی بلاک چین به باور کاربران به پروتکل بستگی دارد، که به میزان ایمان کاربران به طراحان سیستم بستگی دارد. زمانی که به یک خانه جدید نقل مکان می‌‌کنید، به این مسئله اعتماد دارید که نه‌‌ تنها سقف آن بر سرتان خراب نخواهد شد، بلکه ساختمان مورد نظر تمامی ویژگی مورد نیاز برای زندگی کردن را دارا می‌‌باشد.

به همین صورت، زمانی که کاربران به پروتکل اعتماد می‌‌کنند، به این مسئله اعتماد دارند که نرم‌‌افزار آن به صورتی ساخته شده است که منافع آنها را تامین می‌‌کند. “واسطه‌‌ها” به صورت کامل برداشته نشده‌‌اند، اگرچه اکنون تفاوتی فاحش میان (برای مثال) بانک‌‌های مرکزی و بلاک چین‌‌ ها وجود دارد. ماهیت عمومی فناوری لجر توزیع‌‌شده بر اساس شفافیت می‌‌باشد: کاربران می‌‌توانند فعالیت‌‌های صورت‌‌گرفته در این فناوری و نحوه عملکرد آن را ببینند. باز هم مسئله اصلی باور کاربران است، اما به هیچ وجه کورکورانه نیست.

اعتماد و استفاده

اعتماد و استفاده کاملا به یکدیگر وابسته‌‌اند. کاربران از چیزی استفاده می‌‌کنند که آن را مورد اعتماد بدانند، یعنی همان چیزی که برای آنان کاربردی و سودمند است. کاربران به معماری طراحی‌‌شده توسط توسعه‌‌دهندگان اعتماد دارند و با استفاده از آن بیشتر برایشان اثبات می‌شود.

همانطور که مسئله معماری و استفاده بلاک چین قبلا در یکی از رویدادها در مورد زیرساخت Web مورد بحث قرار گرفت، این معیارها نوعی رابطه همزمان و همزیست‌‌گرایانه دارند. معماری و کاربرد داستان‌‌هایی هم‌‌نوع دارند: توسعه‌‌دهندگان به شیوه‌‌ دلخواه خود داستان‌‌ها را بازگو می‌‌کنند و کاربران بر اساس همین داستان‌‌ها با آنها روبرو می‌‌شوند. این رابطه به هیچ وجه یک‌‌طرفه و بی‌‌ربط نیست: اعتماد از طریق رابطه‌‌ی دوطرفه به وجود می‌‌آید.

در این صورت، داستان‌‌گویی برای ایجاد اعتماد چیزی نیست که تنها بعد از اتمام فرآیند طراحی اتفاق می‌‌افتد تا یک محصول به وجود آید. به نقل از جمله معروف مارشال مک‌‌لوهان: محصول همان پیام اصلی است. داستان‌‌های انسانی در ساختاری که به وجود می‌‌آورند کاملا مبهم هستند. معماری داستان مورد نظر را بازگو می‌‌کند و به میانجی معتمد تبدیل می‌‌شود.

اگر مردم باور نداشته باشند که اپلیکیشن‌‌های غیرمتمرکز سودمند یا قابل اتکاء هستند، از آنها استفاده نخواهند کرد. البته مردم ممکن است تصمیم بگیرند که از یک اپلیکیشن غیرمتمرکز استفاده کنند، حتی اگر ناقص باشد – بدون اینکه به آن ایمان داشته باشند. اما اگر داستان گفته شده توسط فناوری برای کاربران دارای مفهوم چندانی نباشد، آنها مطمئنا دلایل کمی برای اعتماد به آن خواهند داشت.

این مسیر به پرسش بزرگ‌‌تری ختم می‌‌شود: آیا مردم باید به فناوری بلاک چین اعتماد کنند؟ همانطور که در مورد استفاده از اینترنت دیدیم، مردم ممکن است داده‌‌های خود را به دستان یک نهاد نه چندان مورد اعتماد بسپارند. مردم در حالی از یک فناوری استفاده می‌‌کنند که هیچ اطلاعاتی در مورد پیامدها یا مشکلات احتمالی ندارند. آنها احتمالا تنها با بخشی از داستان آشنا باشند، یا اینکه داستانی که در مورد محصول به آنها گفته می‌‌شود با داستان موجود در ساختار محصول یکسان نیست.

این مسئله زمانی اهمیت پیدا می‌‌کند که در مورد اشخاص دست‌‌اندرکار در توسعه بلاک چین و اپلیکیشن‌‌های غیرمتمرکز بحث می‌‌کنیم. همانطور که تیلور موناهان در پنل AraCon 2019 با عنوان “نیروگیری برای یک Web3 متنوع” ذکر کرد، خطر موجود در عدم اولویت‌‌بندی تنوع در توسعه بلاک چین این است که در نهایت محصولاتی خواهید داشت که تنها به درد مردان سفیدپوست و ثروتمند خواهند خورد. پانلیست مدا کوتاری خاطرنشان کرد که تعصبات توسعه‌‌دهندگان در فناوری‌‌هایی که می‌‌سازند وجود دارد، بنابراین اگر هدف بلاک چین‌‌ها سودرسانی به همه است، افرادی که این سیستم‌‌ها را به وجود می‌‌آورند باید نماینده جمعیت جهانی و متنوع باشند.

اگر مردم رنگین‌‌پوست، زنان و جامعه LGBTQ+ به صورت فعالانه ترغیب و پشتیبانی نشوند، داستانی که گفته می‌‌شود بسیار واضح است: این فناوری برای شما ساخته نشده است. دیگر هیچ دلیلی در جهان هستی برای آنها وجود ندارد که چرا باید به نوعی از فناوری اعتماد کنند که برای آنها ساخته نشده است، مخصوصا توسط افرادی که نماینده آنها و به دنبال بهتر کردن وضعیت زندگی آنان هستند.

فناوری بلاک چین این پتانسیل را دارد که انقلابی بزرگ در جهان به وجود آورد. اما اگر می‌‌خواهیم به چنین جایی برسیم، باید نگاهی عمیق به داستان‌‌های پیرامون این فناوری‌‌ بیاندازیم.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.