داستان جالب ارز رمزهای پیش از بیت کوین‌‌

شاید از شنیدن اینکه قبل از بیت کوین، رمز ارزهای دیگری وجود داشته‌اند تعجب کنید. اما حقیقت این است که بیت کوین اولین پول دیجیتال نیست. این مقاله به معرفی تعدادی از ارز رمزهای پیش از بیت کوین‌‌، مثل DigiCash و e-gold پرداخته و ماجرای جالب نحوه‌‌ شکل‌‌گیری و پیدایششان را تعریف می‌کند. پس از آن نیز به خود بیت کوین‌‌ و چگونگی پیدایش آن و ماجرای ساتوشی ناکاموتو و هویت واقعی او می‌پردازد.

0 104

حتما از شنیدن “رمز ارزهای پیش از بیت کوین‌‌” بسیار تعجب کرده‌‌اید. بله قطعا همینطور است. منظورم را اشتباه متوجه نشوید، بیت کوین‌‌ اولین ارز مبتنی بر بلاکچین بود؛ اما اولین پول دیجیتال نیست. این مورد دارای پیشینه‌‌ای جالب از رویاها، پیگیردها و شکست‌‌هاست. متفاوت بودن ارزهای رمزنگاری شده آموخته‌‌هایی را در اختیار ساتوشی قرار دادند تا ما را فریب داده و نام حقیقی خود را آشکار نکند.

میلتون فریدمن (Milton Friedman)، اقتصاددان سال 1991، گفته است: “آنچه در حال حاضر فاقد آن هستیم و به زودی آن را توسعه می‌‌دهیم یک پول الکترونیکی قابل اعتماد است؛ روشی که در آن پول در اینترنت از الف به ب منتقل شده بدون اینکه الف و ب یکدیگر را بشناسند.”

DigiCash: هیچ‌‌کس پول دیجیتال را نمی‌خواست

David cham

دیوید چام در سن 62 سالگی. منبع: ویکی‌‌پدیا

وقتی که دیوید چام در سال 1983 مقاله‌‌ای علمی منتشر کرد، دانشجویی 28 ساله در مقطع دکترای علوم کامپیوتر در دانشگاه برکلی کالیفرنیا بود. او اولین فردی بود که پول دیجیتال را توصیف کرد. چام از خانواده‌‌ی آمریکایی ثروتمندی بوده و یک ریاضی‌‌دان فوق‌‌العاده است؛ همچنین، به عنوان رئیس بخش رمزنگاری موسسه ریاضی آمستردام انتخاب شده است.

او در مقاله‌‌ی خود دلیل اصلی تفاوت پول دیجیتال خود با پرداخت‌‌های کارت اعتباری را از طریق ویژگی ناشناس یا ناشناس بودن توضیح می‌‌دهد. کاربران ارز دیجیتال خود را از بانک دریافت می‌‌کنند، اما پس از آن این ارز ناشناس میگردد. این کار باعث می‌‌شود که بانک بفهمد چه کسی چه مقدار پول معامله کرده است، نه اینکه آن را برای چه کاری استفاده کرده است.

چگونگی ایجاد ارزهای رمزنگاری شده بدون بلاکچین

چام از رمزنگاری برای ایجاد امضایی دیجیتال و ناخوانا (غیرقابل‌‌دیدن) استفاده می‌‌کند تا پول را ناشناس سازد. یک استعاره می‌‌تواند کاملا نشان دهد که این امضا چیست: همه‌‌ ما کارت رای‌‌گیری پستی را می‌‌شناسیم؛ به وسیله‌‌ی آن می‌‌توانیم بدون اینکه در روز رای‌‌گیری در محل حاضر باشیم، رای دهیم. در مورد کارت رای‌‌ نیز سازمان رای‌‌گیری باید تایید کند که فرد شایسته‌‌ای رای داده و مهم‌‌‌‌تر از آن اینکه آن فرد تنها یک بار رای داده است. در عین حال، سازمان نباید بداند که رای فرد چه بوده است.

card

یک کارت رای‌‌‌‌گیری پستی در مکزیک. منبع: Wikimedia Commons

بنابراین، مسئله تایید روند بدون دانستن محتوای آن است. رای‌‌دهنده کاغذ رای را پر کرده، آن را داخل پاکتی گذاشته و سپس پاکت را می‌‌بندد. سازمان رای‌‌گیری پاکت را دریافت کرده و با فهرست رای‌‌دهندگان مطابقت می‌‌دهد تا ببیند که روند رای‌‌گیری به درستی انجام گرفته است یا خیر. سپس، این موضوع را بر روی پاکت به صورتی نشان می‌‌دهد. لیست رای‌‌گیری بیان می‌‌کند که فرد به درستی رای داده و بر روی پاکت نیز، بدون هیچ ارتباطی به شخص، نشان داده می‌‌شود که رای درست است. بنابراین، پاکت غیرقابل‌‌دیدن است و امضا توسط سازمان رای‌‌گیری بر روی پاکت ثبت می‌‌شود.

در پول دیجیتال چام، سازمان رای‌‌گیری را با بانک و کارت رای‌‌گیری را با مقدار پول مورد نظر جایگزین می‌‌کنیم. کاربر از بانک پول دیجیتال خریداری و بانک آن را تایید می‌‌کند. سپس، هر واحد پول، یعنی هر سکه، در پاکتی فرضی قرار داده شده و بنابراین، ناشناس می‌‌شود. آنگاه، کاربر می‌‌تواند تراکنش را به انجام برساند. بانک از امضای آن می‌‌فهمد که آیا یک واحد پول دیجیتال حقیقی است یا خیر، اما اینکه چه کسی از آن استفاده می‌‌کند را نمی‌‌فهمد. این موضوع موجب ناشناس شدن پول دیجیتال می‌‌شود.

دیوید چام در سال 1989 شرکتی تاسیس کرده و ارز مجازی DigiCash را اختراع کرد. این ارز موجب می‌‌شود که پرداخت هزینه‌‌ی اجناس و سرویس‌‌های اینترنتی آسان گردد. این مورد موجب تمایز DigiCash از کردیت‌‌کارت‌‌های متعارف می‌‌شود. حتی امروزه نیز کاربرد این کارت‌های اعتباری در مقایسه با DigiCash تقریبا ناامن به حساب می‌‌آید.

این ارز (DigiCash) جلوتر از زمانی که باید به وجود آمده است، زیرا حدوده ده سال دیگر زمان می‌‌برد تا بانک‌‌ها و مشتریان آن را بپذیرند. برای شروع عملکرد پول دیجیتال، باید تقاضایی در قالب تجارت آنلاین؛ یعنی همان معامله‌‌ آنلاین، شکل گیرد که آغاز آن در نیمه‌‌ی دوم دهه‌‌ی 90 میلادی صورت گرفت.

اما در آن صورت DigiCash باز هم با دشواری روبه‌‌رو خواهد بود. مقاله‌‌ای در Forbes آن را به صورت زیر خلاصه کرده است:

ایده‌‌ای زیبا برای دنیایی جدید و زیبا که با یک مشکل همراه است: هیچ‌‌کس آن را نمی‌‌خواهد؛ نه بانک‌‌ها، نه معامله‌‌کنندگان و نه مشتریان. تجارت آنلاین در حال توسعه و شکوفایی است [سال 1999، یادداشت نویسنده]، اما مسترکارت و ویزا ارزهای مورد ترجیح مشتریان هستند.

ارزهای دیجیتال مثل DigiCash با همان مشکلی روبه‌‌رو هستند که پیشرفت‌‌های فناوری در ابتدای راه با آن روبه‌‌رو بوده‌‌اند: راه‌‌حلی را برای مشکلی ارائه می‌‌کنند که کاربران هنوز با آن مواجه نشده‌‌اند. مزیت DigiCash ناشناسی آن است، اما مشتریان تنها به دنبال اینند که خرید آنلاینشان را به راحتی انجام دهند. آن‌‌ها استفاده از کردیت‌‌کارت‌‌ها را ترجیح می‌‌دهند، زیرا سال‌‌هاست با این کارت‌‌ها آشنایی دارند.

چام با این مشکل که چیزی را پیش از زمان مناسب آن ارائه کرده روبه‌‌ست، اما ناشایستگی و عدم‌‌صلاحیت نیز به آن افزوده می‌‌شود؛ زیرا مجله‌‌ Dutch در سال 1999 موجب بدنامی چام شد: تمام رمزنگاران دچار پارانویا هستند و دیوید چام نیز یک رمزنگار عالی است. شرکت او بیشتر شبیه به یک مرکز روانشناسیت تا یک شرکت فناوری. او قراری را با بانک Dutch ING طی کرد تا در روز امضای مشترک قرارداد، امضا نکند.

ریموند استوفبرگ (Raymonf Stofberg) که معاون مالی DigiCash تا سال 1996 بود، گفت: “او آنقدر دچار پارانویا بود که همیشه فکر می‌‌کرد مشکلی وجود دارد. هشت فرد در ING وجود داشتند که نمی‌‌خواستند امضا کنند؛ مدیر عامل و دیوید دو نفر از آن‌‌ها بودند.”

بیل گیتس (Bill Gates) می‌‌خواهد که DigiCash را در نصب تمام ویندوزهای 95 بگنجاند، اما مبلغ 100 میلیون دلار پیشنهادی مایکروسافت کافی نیست. بیل گیتس حمایت از آن را متوقف می‌‌کند، همانطور که مهم‌‌ترین مرورگر اینترنت، Netscape، این کار را کرد.

Bill Gates

بیل‌‌ گیتس (تصویر سمت راست) و استیو جابز در DigiCash

مدیران چام از دستورات او سرپیچی کرده و تقاضای استعفای او از مقام مدیرعاملی را دادند. او نیز گفته‌‌ی آن‌‌ها را عملی کرده و پس از آن، دو نفر از کسانی را که از دستوراتش پیروی نمی‌‌کردند، به عنوان مدیران جدید انتخاب کرد. او اکنون بازنشسته شده است. کمی پس از آن، همان افرادی از دستورات چام پیروی نمی‌‌کردند با هم بحثی داشته و بیشترشان شرکت را ترک می‌‌کنند.

با خاطر پارانویا و پر هرج و مرجی موجود سرمایه‌‌گذاران همچنان اعتقاد و اعتماد خود به این محصول را حفظ می‌‌کنند. با این حال، این مشتریان هستند که سرانجامِ DigiCash را تعیین می‌‌کنند. اگرچه تجارت آنلاین در سراسر جهان در حال رشد است، اما مشتریان در حال بازگشتن به سمت آن نیستند. بعضی افراد باور ندارند که کردیت‌‌کارت‌‌ها امن نیستند، و بعضی دیگر نیز باور ندارند که این نوع جدید از پول امن‌‌تر است. در سال 1999، این شرکت ورشکسته شده و ارز دیجیتال کنار گذاشته شد.

شکست DigiCash ضعف‌‌هایی را که پروژه‌‌های آینده برطرف خواهند کرد، آشکار می‌‌کند: چام یکی از طرفدارن حق امتیاز انحصاری و حق کپی‌‌رایت است. این موضوع برای چام خوب است، اما برای رساندن تکنولوژی به مردم خوب نیست. هشت سال بعد بیت کوین‌‌ متن باز خواهد بود. سرمایه‌‌گذار این فناوری را به تمام دنیا می‌‌دهد. این امر از یک طرف در قالب ارزهای تقلیدی فراوان موجب رقابت می‌‌شود، اما در عین حال منفعت و دانش افراد از تکنولوژی را نیز بالا می‌‌برد.

DigiCash کاملا به دیوید چام متکی است. اشتباهات او بر روی کل ارز دیجیتال اثر خواهد گذاشت. تمامی اشتباهات منجر به این می‌‌شود که محصول چام دفن شده و برای تلاش بعدی جا باز کند.

e-gold: پیشگامان تنها می‌‌میرند

e-gold

نشان شرکت e-gold. منبع: ویکی‌‌پدیا

سال 1996 نه پی‌‌پال را می‌‌شناسد و نه بیت کوین‌‌؛ هیچ خرید آنلاین مرتبطی نیز وجود ندارد. اما تغییراتی در حال رخ دادن است. پس از DigiCash کسی باید بیاید و برای رشد و شکوفایی تجارت آنلاین تلاش کند. دگلاس جکسون (Douglas Jackson) و بری دونی (Barry Downey) که یک متخصص غدد و وکیل هستند این نقش را بر عهده خواهند داشت. ایده‌‌ی آن‌‌ها: سکه‌‌های طلا را در صندوق امانات در ملبورن فلوریدا قرار می‌‌دهند. سپس، یک وبسایت ایجاد می‌‌کنند که در آن بخش دیجیتال این سکه‌‌های طلا فروخته می‌‌شود. این بخش‌‌ها با ارزی جدید نام‌‌گذاری می‌‌شوند؛ این نام e-gold است.

در چهار سال آینده، e-gold به صورت پیشگام عمل خواهد کرد: اولین سیستم پرداختی دیجیتال که دست کم یک میلیون نفر از آن استفاده می‌‌کنند. اولین سیستم پرداختی غیرکارت اعتباری که می‌‌تواند با فروشگاه‌‌های آنلاین یکپارچه شده و بنابراین، امکان تجارت آنلاین کاملا دیجیتالی را به وجود می‌‌آورد.

اول از همه معامله‌‌کنندگان فلز از آن استفاده می‌‌کنند و بعد از آن‌‌ها، معامله‌‌کنندگان آنلاین، خانه‌‌های به مزایده گذاشته شده، کازینوهای آنلاین، سازمان‌‌های غیرانتفاعی و سیاسی. از آن‌‌جایی که e-gold را می‌‌توان به یک هزارم کیلوگرم تقسیم کرد، جکسون و دونی اولین سیستم ریزپرداخت دایر را به وجود آورده‌‌اند. شما میتوانید از طریق این سیستم ده سنت را برای بلاگر خود به عنوان تشکر بابت مقاله‌‌ی عالی او بفرستید. انجام این کار با کارت اعتباری و پی‌‌پال تا امروز ممکن نبوده است زیرا هزینه‌‌ی تراکنش بسیار بالاست.

سپس، شرکت‌‌های دیگر نیز وارد جریان این فعالیت شده و برای مثال، خدمات فروشگاهی از ارزهای خارجی به e-gold را ارائه می‌‌کنند. ارزش بازاری e-gold در بالاترین حالت برابر با دو میلیارد دلار است. محبوبیت آن نیز میان هکرها در حال افزایش است. سیستم‌‌های مرکزی e-gold به قدر کافی امن نبوده و هک شده‌‌اند. کاربران نیز به خاطر ویندوز و مرورگر Internet Explorer ناامن، امنیت ندارند.

EXCHANGE کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا: “من عقابم و شما پرنده‌‌ای کوچک!”

متصدیان در حال تلاش برای برطرف نمودن این مشکل هستند. با این حال، حتی اگر مطابق قانون عمل کنند، در مقابل مقامات آمریکایی هیچ شانسی ندارند. اول از هر چیز، یکی از رقیبان مجوز معامله‌‌ی ارز درخواست می‌‌کند. این درخواست رد می‌‌شود و مبنای رد آن این است که می‌‌گویند: “شما به مجور نیاز ندارید چون نه طلا و نه طلای مجازی هیچ کدام پول به حساب نمی‌‌آیند.” درخواست متصدیان e-gold از سازمان‌‌های مالیاتی این است که بررسی کنند که آیا مدل تجاری آن‌‌ها انتقالی قانونی از پول است یا خیر. سازمان‌‌ها تایید می‌‌کنند: در صورت عدم انتقال پول به هیچ مجوزی نیاز نیست. فوق‌‌العاده است؟ به هیچ عنوان.

این اقدام میهن‌‌پرستانه که توسط ایالات متحده آمریکا بعد از نهم ماه سپتامبر سال 2001 معرفی شد، موجب معلق گشتن بسیاری از حقوق مدنی همچون حریم شخصی می‌‌گردد. ایالات متحده که سرزمین معاملات رایگان است، در حال تغییر قوانین انتقال پول بوده و جکسون و دونی را مجازات می‌‌کند، زیرا مجوز ندارند. سازمان‌‌های مالیاتی ذخایر طلا را ثابت نگه داشته و بیشتر کاربران پلتفرم e-gold را ترک می‌‌کنند. جکسون پیگرد قانونی را می‌‌پذیرد: او باید در دادگاه به پولشویی اعتراف و پس از آن درخواست مجوز کند؛ پس از این کار همه چیز روبه‌‌راه خواهد شد.

در سال 2008 او به 300 ساعت خدمات جمعی و جریمه‌‌ای 200 دلاری محکوم شد. او تقاضای مجوز کرد و در کمال تعجب درخواستش رد شد. دلیل: مجرمان محکوم‌‌شده نمی‌‌توانند مجوز انتقال پول داشته باشند.

ماجرای e-gold نیز به پایان رسید، جکسون نابود شد. آن‌‌هایی که می‌‌خواستند دنبال‌‌کننده‌‌ی راه e-gold باشند، چیزهای بسیاری آموختند:

  • مدیریت متمرکز در معرض آسیب هکرها قرار دارد
  • اداره کل مرکزی به هیچ عنوان از یک شرکت کارت اعتباری یا بانک امن‌‌تر نیست
  • سیستم پولی مبتنی بر طلا ممکن است منجر به رشوه‌‌های دولتی شود
  • شرکت‌‌های واقع در کشور ممکن است در معرض تغییرات قوانین قرار گیرند
  • موسسانی که افرادی حقیقی هستند ممکن است به صورت پیشگیرانه توسط FBI دستگیر شوند

فرد یا افرادی که اطراف ساتوشی ناکاموتو بودند نیز چیزهای فراوانی آموختند. ارزش بازاری اختراع آن‌‌ها، یعنی همان بیت کوین‌‌، پس از نه سال 120 میلیارد دلار است. همچنین، مشکلاتی که به آن‌‌ها اشاره شد را نیز برطرف کرده‌‌اند. از آن‌‌جایی که بیت کوین‌‌ وارث DigiCash و e-gold است، من می‌‌خواهم که این داستان را با اختراع خودِ بیت کوین‌‌ به پایان ببرم.

پیدایش بیت کوین‌‌

مردم در سی و یکم ماه اکتبر سال 2011 و راس ساعت هشت و ده دقیقه به ساعت اروپای مرکزی در مورد بیت کوین‌‌ فهمیدند. اگرچه به کار بردن کلمه‌‌ی “مردم” کمی اغراق‌‌آمیز است. وبسایت metxdown.com فهرستی پستی دارد که در آن هر کسی آدرس ایمیل خود را وارد کند، می‌‌تواند در مورد رمزنگاری اطلاعات مبادله کند. “مردم” در اینجا تنها شامل چند هزار آماتور در زمینه‌‌ کامپیوتر است. ساتوشی ناکاموتو ایمیل کوتاهی را به فهرست پستی ارسال می‌‌کند که به صورت زیر آغاز می‌‌شود:

“من در حال کار کردن بر روی یک سیستم پولی الکترونیکی هستم که کاملا همتابه‌‌همتا بوده و هیچ نیازی به گروه واسطه ندارد. (…) ورژنی کاملا همتابه همتا از یک سیستم پولی الکترونیکی امکان ارسال پرداخت‌‌های آنلاین مستقیما از یک گروه به گروه دیگر و بدون نیاز به سازمان مالی را فراهم می‌‌آورد. امضاهای مالی بخشی از راه‌‌حل هستند، اما اگر هنوز هم برای جلوگیری از هزینه‌‌های دوباره به یک گروه مورد اعتماد نیاز باشد، مزایای اصلی از بین می‌‌روند. ما با استفاده از یک شبکه‌‌ی همتابه‌‌همتا راه‌‌حلی را برای مشکل هزینه‌‌های دوباره ارائه می‌‌کنیم.”

به دنبال این جملات توضیحات بیشتر و سپس لینک دانلود معرفی نامه کسب و کار (وایت پیپر) قرار دارد که یک کاغذ توضیحات فنی است. این کاغذ کسب و کار سندی 9 صفحه‌‌ای است و در مورد موارد زیر توضیح می‌‌دهد:

  • چگونگی پردازش تراکنش‌‌های پول دیجیتال
  • تعیین توالی تراکنش‌‌ها با استفاده از مهر تاریخ دیجیتال
  • دفتر نقدی عمومی با استفاده از مفهوم اثبات کار به صورتی تطبیق می‌‌یابد که هیچ کلاهبرداری‌‌ رخ ندهد
  • شبکه‌‌ی جهانی این تطبیق را به انجام می‌‌رساند
  • صاحبان کامپیوترهای تطبیقی برای اینکار پاداش دریافت می‌‌کنند
  • حریم شخصی حفظ شده و این سیستم همچنان شفاف و واضح باقی می‌‌ماند. کد آن نیز به منظور دفع حملات هکرها مورد استفاده قرار می‌‌گیرد

تمام کاربردهایی که بیت کوین‌‌ امروزه دارد در این نه صفحه توضیح داده شده‌‌اند.

ساتوشی ناکاموتو کیست؟

sạtwshy nạḵạmwtw

این فرد ساتوشی ناکاموتو نیست. منبع: ویکی‌‌پدیا

این وایت پیپر هیچ سوالی را بی‌‌جواب باقی نمی‌‌گذارد، به جز یک مورد: ساتوشی ناکاموتو کیست؟ جستجو در گوگل در سال 2008 مشخص نمی‌‌کرد که ساتوشی ناکاموتو کیست. دو ماه پیش از ایمیل ناکاموتو، قلمرو Bitcoin.org ثبت شده و کاغذ کسب و کار برای دانلود موجود است. معمولا صاحب قلمرو را می‌‌توان در یک پایگاه داده‌‌ی ثبت بین‌‌المللی جستجو کرد (Whose.int). اما Bitcoin.org از طریق سرویسی ثبت شد که صاحبان قلمرو را پنهان می‌‌کند. فعالان سیاسی که باید ناشناس باقی بمانند و همچنین مجرمان از این سرویس استفاده می‌‌کنند.

تنها چیزی که اجتماع کریپتو به آن دست یافته (تا به امروز) این است که هیج فردی به اسم ساتوشی ناکاموتو وجود ندارد. این اسم تنها یک نام مستعار است. آیا ساتوشی یک مرد است یا زن؟ یا اینکه آیا بیش از یک نفر است؟ حتی تعیین مبدا آن نیز مشخص نیست. آیا ساتوشی، با توجه به اسمش، اهل ژاپن است؟

در عین حال که بیت کوین‌‌ در حال توسعه و گسترش است، افراد کنجکاو به دنبال سرمایه‌‌گذار(ها) هستند. بعضی افراد داده‌‌های ایمیل در فهرست پستی کریپتو را بررسی می‌‌کنند تا ببینند که ساتوشی چه زمان‌‌هایی با این لیست ارتباط برقرار کرده است. برای ژاپن این زمان‌‌ها غیرمنطقی هستند و در عوض، سواحل شرقی ایالات متحده با آن تناسب دارد. این ماجرا آغاز افسانه‌‌ای است که خود ساتوشی آن را به راه انداخت. ناکاموتو ادعا می‌‌کند که در پنجم ماه آوریل سال 1975 به دنیا آمده است. با این حال، در پنجم ماه آوریل (سال 1933) رئیس‌‌جمهور آمریکا، روزولت، قوانین خاصی را امضا کرد که طبق آن‌‌ها اندوختن طلا ممنوع بود. سال 1975 سالی است که آمریکا آخرین ارتباطات بین دلار و طلا را قطع کرد. افرادی دیگر نیز نام او را ترکیبی از شرکت‌‌های فناوری سامسونگ، توشیبا، ناکایاما و موتورولا می‌‌دانند.

زبان این وایت پیپر از نظر زبانشناسی تحلیل شده است. این زبان تا حدی انگلیسی و تا حدی آمریکایی است.

https://cdn-images-1.medium.com/max/600/1*qlQrCEikjIaAA8d1N_8Mcg.png

این فرد ساتوشی نیست، بلکه جف گارزیک (Jeff Garzik) است. منبع: صفحه‌‌ی اجتماعی جف.

حتی برنامه‌‌نویسانی که درگیر توسعه‌‌ی نرم‌‌افزار بیت کوین‌‌ از مراحل اولیه بوده‌‌اند چیز زیادی برای گفتن ندارند. جف گارزیک می‌‌گوید: “او پیشگویی بود که در مورد سوالات مربوط به سیستم با او ارتباط برقرار می‌‌کردیم، اما واقعا از روش برنامه‌‌نویسی استاندارد پیروی نمی‌‌کرد. لازلو هاینکز (Lazlo Haynecz) که همکار اوست گزارش می‌‌کند: “من به شخصی که نام او ساتوشی است ایمیل داده‌‌ام و همیشه این حس را داشته‌‌ام که او یک فرد حقیقی نیست.”

ساتوشی ناکاموتو هر کسی که باشد، می‌توان گفت که از طریق اختراعش ثروتمند شده است: سرخیو لرنر (Sergio Lerner) که یکی از طرفداران کریپتو است، تمام تراکنش‌‌ها را از اولین آن‌‌ها دنبال کرده و رویه‌‌ای را توسعه می‌‌دهد تا بتواند حساب اصلی برای هر بیت کوین‌‌ را مشخص کند. هنوز هم 6 میلیون بیت کوین‌‌ وجود دارد (شش میلیارد دلار در آگوست سال 2018) که هیچ وقت انتقال داده نشده‌‌ و احتمالا متعلق به ساتوشی ناکاموتو است.

در سال 2008، سه ماه طول کشید تا ورژن 0.1 بیت کوین‌‌ پس از انتشار کاغذ کسب و کار منتشر شود. انتشار یعنی اینکه تعدادی از کامپیوترها مجهز به نرم‌‌افزاری برای لجر غیرمتمرکز هستند. توسعه‌‌دهندگان از این نرم‌‌افزار به این نتیجه رسیدند که بیت کوین‌‌ توسط فردی آکادمیک نوشته شده که برنامه‌‌نویس ماهری نیست اما دانش تئوریک بسیار دارد.

در سوم ماه ژانویه سال 2009، پنجاه بیت کوین‌‌ اول در جایی ناشناس به وجود آمدند، سه روز بعد اولین تراکنش بین ساتوشی ناکاموتو و توسعه‌‌دهنده‌‌ و فعال رمزنگار، هال فینی (Hal Finney)، انجام گرفت. جهان اصلا متوجه این روند جدید نشد. مشتاقان می‌‌توانند اولین معاملات را سال‌‌ها بعد، از طریق پیگیری لجر عمومی شفاف جستجو کنند. شما نمی‌‌توانید نام شرکت‌‌کنندگان را بخوانید، اما می‌‌توانید آدرس‌‌ها را ببینید.

در ماه اکتبر همان سال، نرخ معاملاتی اولیه‌‌ای وجود داشت. به ازای 1 دلار 1309 بیت کوین‌‌ دریافت می‌‌شد. قیمت آن بر اساس هزینه‌‌ی تامین نیروی کامپیوتر بیت کوین‌‌ محاسبه می‌‌گردد. در سال بعد، بیت کوین‌‌ شناخته‌‌شده‌‌تر شد. در عین اینکه افراد بیشتری این ارز عجیب را می‌‌خرند، ارزش آن افزایش می‌‌یابد. در هر حال، شما تنها در صورتی می‌‌توانید بیت کوین‌‌ بخرید که فرد دیگری قصد فروش آن را داشته باشد. بنابراین، یک خریدار همیشه باید قیمتی بالاتر از آنچه در معامله‌‌ی قبلی وجود داشت، پیشنهاد کند. اگر خرید بیت کوین‌‌ از فروش آن بیشتر باشد، قیمت‌‌ افزایش می‌‌یابد.

باقی ماجرا نیز مشخص است و نیازی به گفتن ندارد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.