دارایی‌‌های نامشهود چه هستند؟

دارایی‌‌های نامشهود ماهیت فیزیکی ندارند. آن‌ها به همراه PP&E (اموال، ماشین‌‌آلات و تجهیزات) بزرگترین دارایی‌‌های شرکت هستند و به دو دسته قابل‌‌تشخیص و غیرقابل‌‌تشخیص تقسیم می‌شوند. در این مقاله با این دو دسته‌بندی و همچنین بررسی انواع دارایی نامشهود (هزینه استهلاک، سرقفلی و کمک هزینه دولتی) آشنا می‌شوید.

0 451

طبق IFRS (استانداردهای گزارشگری مالی بین‌‌المللی)، دارایی‌‌های نامشهود آن دسته از دارایی‌‌های قابل تشخیص و غیرپولی هستند که ماهیت فیزیکی ندارند. مانند تمامی دارایی‌‌ها، این انتظار می‌‌رود که دارایی‌‌های نامشهود در آینده برای شرکت، درآمد اقتصادی تولید کنند. این انتظار برای یک دارایی بلندمدت بیش از یک سال یا یک چرخه‌‌ی عملیاتی (Operating Cycle) فرض می‌‌شود.

با این وجود، دارایی‌‌های نامشهود مانند موجودی کالا و تجهیزات ماهیت فیزیکی ندارند. آن‌ها به همراه PP&E (اموال، ماشین‌‌آلات و تجهیزات) بزرگترین دارایی‌‌های شرکت هستند. همچنین می‌‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد که قابل‌‌تشخیص و غیرقابل‌‌تشخیص می‌‌باشند.

Intangible Assets

دارایی‌‌های نامشهود قابل‌‌تشخیص و غیرقابل‌‌تشخیص

دارایی‌‌های نامشهود قابل‌‌تشخیص را می‌‌توان به صورت جدا از هم تقسیم کرد و حتی شرکت می‌‌تواند آن‌ها را بفروشد. این‌ها دارایی‌‌هایی مانند حق مالکیت فکری، حق ثبت اختراع، حق چاپ، عناوین تجاری و نام‌‌های تجاری می‌باشند. دارایی‌‌های مربوط به نرم‌‌افزار و کامپیوتر که خارج از حوزه‌‌ی سخت‌‌افزار قرار دارند هم در دسته‌‌ی دارایی‌‌های نامشهود قابل‌‌تشخیص قرار می‌‌گیرند.

دارایی‌‌های نامشهود غیرقابل‌‌تشخیص آن‌هایی هستند که نمی‌‌توانند به صورت فیزیکی از شرکت جدا شوند و یا هیچ ماهیت فیزیکی ندارند. عمده‌‌ترین دارایی‌‌ نامشهود غیرقابل تشخیص، سرقفلی (Goodwill) می‌‌باشد. سرقفلی ایجادشده به صورت داخلی به عنوان یک ضرر هزینه می‌‌شود، اما سرقفلی ایجادشده به صورت خارجی در هنگام به‌‌دست‌‌گیری یا ادغام شرکت به عنوان دارایی سرمایه‌‌سازی می‌‌شود. این یعنی زمانی که یک شرکت برای به دست آوردن شرکتی دیگر بیش از ارزش متعارف آن پرداخت می‌‌کند، این تفاوت همان سرقفلی است. این دارایی‌‌ مانند PP&E نزول قیمت ندارد، اما به صورت مرتب به منظور یافتن نقص و ایراد بررسی می‌‌شود. اگر شرکت فرض کند که ارزش سرقفلی به اندازه‌‌ی ارزش دفتری آن نیست، متحمل هزینه‌‌های ضرر نقصان (Impairment Loss) می‌‌شود.

یک دارایی‌‌ نامشهود کلیدی دیگر برند و شهرت است. در حالی که یک شرکت می‌‌تواند علامت تجاری، لوگو و دیگر مواردی از این قبیل را بفروشد، جدا کردن برند خوب و شهرت از یک شرکت قدرتمند بسیار دشوار خواهد بود. چنین انتظار می‌‌رود که این برند در آینده برای شرکت سود اقتصادی تولید خواهد کرد.

هزینه‌‌ی استهلاکی

در حالی که PP&E تنزل قیمت دارد، دارایی‌‌های نامشهود بابت استهلاک منظور می‌‌شوند (به غیر از سرقفلی). این دارایی‌‌ها طبق طول عمر مفید دارایی بابت استهلاک منظور می‌‌شوند. به صورت کلی، بابت استهلاک منظور کردن دارایی‌‌های نامشهود به سادگی و با استفاده از روش هزینه‌‌ی خط مستقیم (Straight-Line Expense) انجام می‌‌پذیرد.

اگر یک دارایی‌‌ نامشهود عمر دائمی داشته باشد، بابت استهلاک منظور نمی‌‌شود. متعاقبا، اگر یک دارایی نامشهود عمری مفید دارد و همچنین می‌‌توان آن را به‌‌سادگی و بدون هزینه‌‌های زیاد تجدید کرد، جزو دارایی‌‌های دائمی محسوب شده و بابت استهلاک منظور نخواهد شد.

شرکت McRonald’s دو دارایی نامشهود دارد. اولی حق ثبت اختراع به ارزش $25,000,000 و با عمر مفید 50 سال است. حق ثبت اختراع منقضی می‌‌شود و قابل‌‌تجدید نیست. دومی، عنوان تجاری با ارزش $1,000,000 می‌‌باشد که عمر مفید 10 ساله دارد و بعد از آن منقضی می‌‌شود. با این وجود، عنوان تجاری را می‌‌توان با استفاده از هزینه‌‌های جانبی تجدید کرد. هزینه‌‌ی استهلاکی McRonals’s برای یک سال چقدر است؟

از آنجا که عنوان تجاری عملا عمری دائمی دارد بابت استهلاک منظور نمی‌‌شود. با این وجود، حق ثبت اختراع بعد از 50 سال و با استفاده از روش خط مستقیم بابت استهلاک منظور می‌‌شود. هزینه‌‌ی استهلاکی آن: $25,000,000/50 = $500,000. بنابراین، هزینه‌‌ی استهلاکی سالانه برای McRonald’s برابر با $500,000 خواهد بود.

سرقفلی

با توجه به تعریفی که قبلا از دارایی‌‌های نامشهود ارائه شد، سرقفلی با تعریف IFRS همخوانی ندارد، چرا که قابل‌‌تشخیص/جداشدنی نیست. با این حال، سرقفلی هنوز هم یک دارایی نامشهود است که به عنوان یک دسته‌‌بندی مجزا بررسی می‌‌شود. تفاوت عمده‌‌ی سرقفلی در مقایسه با دیگر دارایی‌‌های نامشهود این است که سرقفلی هیچوقت بابت استهلاک منظور نمی‌‌شود. در حسابداری، سرقفلی تفاوت میان قیمت خرید یک کسب‌‌وکار و ارزش متعارف دارایی‌‌های خالص آن را نشان می‌‌دهد. این تفاوت نشان می‌‌دهد که به صورت کلی خریدار مایل است چقدر پول برای کسب‌‌وکار و بیش از ارزش دارایی‌‌های ویژه‌‌ی آن پرداخت کند. برای مثال، اگر شرکت XYZ مبلغ 50 میلیون دلار برای به دست آوردن یک کسب‌‌وکار کالاهای ورزشی پرداخت کند و ارزش دارایی‌‌های خالص آن برابر با 10 میلیون دلار باشد، سرقفلی برابر با 40 میلیون دلار خواهد بود. شرکت‌‌ها تنها در صورتی می‌‌توانند در ترازنامه‌‌ی خود سرقفلی داشته باشند که کسب‌‌وکاری دیگر را تصاحب کنند.

کمک‌‌هزینه‌‌های دولتی

در نهایت، نوع دیگری از دارایی‌‌های نامشهود، کمک‌‌هزینه‌‌های دولتی است. دولت‌‌ها ممکن است به چند دلیل کمک مالی را برای شرکت‌‌هایی فراهم آورند که درگیر فعالیت‌‌هایی مشخص هستند. نحوه‌‌ی حسابداری برای این حالت شامل دو مورد می‌‌باشد: روش خالص و روش ناخالص. روش خالص کمک‌‌هزینه را کسر می‌‌کند تا به مقدار اضافی دارایی‌‌ برسد، در حالی که روش ناخالص کمک‌‌هزینه را به عنوان درآمد انتقالی به دوره‌‌های آتی ثبت می‌‌کند. کمک‌‌هزینه‌‌های دولتی ممکن است به شکل کمک‌‌هزینه‌‌های ویژه باشند که شامل الزامات/شرایط خاص مانند سطح استخدام و سطح کنترل آلودگی می‌‌باشند. اگر این شرایط اجرا نشوند، این کمک‌‌هزینه‌‌ها باید توسط شرکت بازپرداخت شوند. کمک‌‌هزینه‌‌های دولتی همچنین شامل وام‌‌های قابل‌‌فراموشی در مواقع خاص می‌‌شوند که شرکت‌‌ها تنها شرایطی ویژه را برآورده کرده و وام‌‌ها نیاز به بازپرداخت ندارند. کمک‌‌هزینه‌‌های دولتی تنها باید در صورتی تشخیص داده شوند که:

  1. شرکت‌‌ها از شرایط/الزامات کمک‌‌هزینه‌‌ها پیروی کنند؛ و
  2. کمک‌‌هزینه‌‌ها به صورت واقعی دریافت شوند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.