داده‌های جدید نشان می‌دهد که سیاست اقتصادی ترامپ موثر نبوده است

دولت ترامپ درسال گذشته پیش بینی کرد که رشد GDP واقعی 3 درصد خواهد بود. همان طور که داده‌ها نشان می‌دهند رشد اقتصادی در سه ماهه آخرسال 2017 تا سه ماهه ی آخرسال 2018، 3.1 درصد بوده است. کاهش مالیات ناشی از کسری بودجه به رشد 2018 کمک کرد. اما پیش از جشن گرفتن، یاران ترامپ باید این نکته را تشخیص دهند که برخلاف ادعای آنها، GDP درحال کاهش یافتن است.

0 75

کاهش مالیات یا بالا رفتن هزینه های دولت که توسط افزایش مالیات یا کاهش هزینه ها تعدیل نشده است، به طورخودکار به افزایش GDP کمک می‌کند، به خاطر همین دلیل ساده و واضح است که هزینه‌های مصرف کننده و دولتی را به عنوان بخشی از GDP درنظر می‌گیرند. این نتیجه تضمینی نیست: اگر کاهش مالیات‌ها و هزینه‌ها نرخ بهره را افزایش دهند، چه از طریق سود واقعی زیاد و یا با دست پاچه کردن فدرال رزرو بخاطر عدم تعادل احتمالی بین عرضه و تقاضا، سپس با عواقب رشد هزینه‌ها مقابل میشود. اما همانطور که فدرال رزرو سال گذشته را با چند افزایش نرخ جزیی شروع کرد، آن را به عقب بازگرداند، و نرخ بهره در اوراق 10 ساله پایین تر از یک سال پیش بود. همچنین تورم درحال بررسی است.

بنابراین داستان بزرگ رشد 3 درصدی سال گذشته این است که کسری بودجه به این رشد دامن زد. بدون ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا یا برون رانی، نظریه‌ای که وام‌های دولتی جایگاه وام‌های خصوصی را میگیرد، به این ترتیب نرخ های بهره نیز افزایش می‌یابد.

اما مشکل واقعی دولت این است که اثرات رشد کسری بودجه بزرگ سال 2018 درحال کاهش است. و برخی از اخبار بد در مورد تاثیر کاهش مالیات را نشان می‌دهد.

از سال 2010 تاکنون نرخ رشد GDP حدود 2 درصد بوده است، بدین معنی که سال 2018 روند صعودی گرفت. بدین معنی که بیکاری درحدود نیم درصد کم تر از زمانی بوده است که محرک مالی وجود نداشته است، که به نوبه خود در حدود 800,0000 شغل ایجاد می‌کند. درحالی که دستمزدهای واقعی به هیچ وجه به خوبی آنچه که دولت هنگام تبلیغ برای کاهش مالیات‌ها قول داده بود، عمل نکرده است، اخیرا شاهد رشد واقعی آنها بوده‌ایم که تاحدی به دلیل فشار بالای بازار کار (و همچنین کاهش قیمت انرژی) بوده است. اما برای اینکه 3 درصد تبدیل به روند جدیدی شود، با وجود کاهش محرک مالی، شتاب دهنده های رشد ساختاری باید تاثیر خود را بگذارند. این در واقع تئوری دولت درمور داستان رشد عرضه است که توسط یکی ازپیشگامان اقتصادی آرت لافر(Art Laffer) جاودانه شده است: کاهش مالیات های سطح بالا، سرمایه گذاری تجاری را افزایش می دهدکه رشد سریع بهره وری را بدنبال خواهد داشت.

این یک داستان خوشایند است، اما داده‌ها همیشه آنرا رد می‌کنند و به همین دلیل است که پیش بینی‌های رشد مانند شکل زیر را مشاهده می‌کنید. سال گذشته پیش بینی‌ها درست از آب درآمد، اما همین که محرک مالی کاهش می‌یابد، آنها نیز رشد کندتری را پیش بینی می‌کنند. انها درمجموع بر این عقیده اند که اتفاقات رخ داده در سال گذشته، محرک های کینزی بودند که باعث ایجاد رشد موقت شدند، و نه یک تغییرماندگار مانند داستان لافر.

GDP

پیش بینی‌ها می‌توانند اشتباه باشند، اما گزارش های Thursday نشان می‌دهد که از روند صعودی GDP درسال گذشته کاسته شده است. علاوه بر این، درحالی که داده‌های سرمایه گذاری درکسب وکار قابل اعتماد بوده است، این همان چیزی است که ما در مرحله توسعه انتظار انرا داریم. همین باعث شد دین بیکر (Dean Baker)، اقتصاددان برجسته به این نتیجه برسد که “شواهد حاکی از آن است که تاثیر کاهش مالیات یک محرک معمول جانب-تقاضای کینزی بود، نه رشد ناشی از سرمایه گذاری که توجیه ظاهری برای کاهش مالیات بردرآمد شرکت‌ها بود.

هر وقت ما در مورد رشد GDP در اقتصاد بسیار نابرابرمان صحبت می‌کنیم، باید از خود بپرسیم علاوه بر ثروتمندان، چه مقدار به کل جامعه کمک کرده است. تحلیل های اخیر توسط دیوید لئونارد در نیویورک تایمز نشان می دهد که رشد درآمد پس از وضع مالیات برای خانواده های بسیار ثروتمند، از رشد GDP پیشی گرفته است، درحالی که طبقه متوسط به بالا -90 تا 99 درصد از جمعیت_ با سرعت GDP پیش رفته‌اند. باقی مردم هم از این سرعت رشد عقب مانده‌اند. واضح تر اینکه، این داده‌ها چند سال طول می‌کشد تا ارائه شوند، اما اطلاعات بروز در مورد سودآوری شرکت‌ها و در مقایسه با نتایج مربوط به دستمزدها نشان می‌دهد که این الگو نابرابر باقی می‌ماند.

مطمئنا، ما می توانیم اقتصاد را به طور موقت با کسری بودجه ناشی ازکاهش مالیات تقویت کنیم، اما ما انرا از زمان کینز میشناسیم. اما چنین محرک هایی همیشه رنگ میبازند، و اگر این کاهش‌ها بیشتر به نفع طبقه ثروتمند شکل گیرد، طبقه متوسط چیز زیادی به دست نخواهد آورد.

درسی که ازین نتایج می‌گیریم، که البته قبلا هم برای ما اثبات شده بود، این است که اقتصاد هرمی (کمک دولت به شرکت‌های بزرگ و ثروتمندان با این دیدگاه که این کار در نهایت منجر به تقویت اقتصاد و کمک به طبقه متوسط و فقیر جامعه می‌شود) دیگر به درد نمی خورد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.