توکنیزه سازی دارایی‌های حوزه سلامت

حوزه سلامت یکی از آن حوزه‌هایی‎ست که تا همین چند سال پیش بسیاری از بخش‌های آن به صورت سنتی اداره می‌شد، اما حالا رفته‌رفته به سوی استفاده از روش‌های مکانیزه حرکت می‌کند. یکی از این گام‌ها توکنیزه‌سازی دارایی‌های این حوزه است که می‌تواند گام مهمی برای جذب سرمایه در بخش سلامت باشد.

0 95

کمتر کسی پیدا می‌شود که منکر تحولات ناشی از خلاقیت سیستم جمع‌آوری سرمایه‌ای باشد که توسط ICO یا عرضه اولیه کوین به وجود آمده، اما با گذشت یک الی دو سال از چیزی که بعضی‌ها آن را دیوانگی محض می‌نامیدند، تأثیر واضح این فناوری عصر کاملاً جدیدی را در دنیای رمز ارزها ایجاد کرده است. با توجه به این که قانون‌گذاران اخیراً در این زمینه دست به کار شده‌اند، همه انواع دارایی‌های دیجیتال، کم‌کم به ابزارهای مالی متناسب با حوزه فعالیت خود تبدیل خواهند شد. با این حال هنوز باید یک یا دو سال دیگر صبر کنیم تا مشخص شود که عرضه توکن‌های اوراق بهادار (STO) چه سرانجامی خواهد داشت.

آزمون هاوی متعلق به سال ۱۹۴۶ می‌گوید اجاره‌ی زمین کشاورزی (به محتکرانی که بر تخصص کشاورز نسبت به کاشت مرکبات اتکا کرده و از آن انتظار سود دارند)، قراردادی از نوع سرمایه‌گذاری است و به همین منظور باید در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) به ثبت برسد. این استاندارد همان آزمونی است که امروزه نیز استفاده می‌شود. به طور خلاصه تراکنشی را قرارداد سرمایه‌گذاری می‌نامیم که معیارهای زیر را داشته باشد:

  • در آن پول سرمایه‌گذاری شود
  • سرمایه‌گذاری منفعت مشترک داشته باشد
  • از کار مبلغان یا واسطه‎ها انتظار کسب درآمد وجود داشته باشد.

سرمایه‎گذاری مشترک و پول، آزادانه تعریف می‎شوند این موارد پایه‎ها را ترسیم می‎کنند.

استفاده از این قاعده برای فناوری ICO مشکلات زیادی برای کارآفرینان حوزه کریپتو به وجود آورده و باعث شده که توکن‌های کاربردی دیگر ارزشی نداشته باشد. ضرورت STO شاید به عنوان عاملی شبیه به انتخاب طبیعی عمل کند، ولی نهایتاً باید تا سال ۲۰۲۰ منتظر بمانیم تا ببینیم چه اتفاقی در این حوزه خواهد افتاد.

اما پیش از این که به سراغ ادامه مقاله برویم، بگذارید چند اصطلاح را تعریف کنیم:

اوراق بهادار یک ابزار مالی قابل تعویض و مذاکره است که نوعی ارزش پولی را نگهداری می‌کند. فرقی نمی‌کند که از اوراق بهادار برای نشان دادن مالکیت سهم استفاده شود یا بدهی، نقش این ابزار مالی عموماً توانمندسازی عرضه‌کننده برای جذب سرمایه از طرف سرمایه‌گذاران است. وقتی اوراق بهادار صادر شد، این ابزار را از طریق بازارهای ثانویه مثل فرابورس معامله می‌کنند. هر اوراق بهادار ریسک و نقدینگی خاص خودش را دارد.

نکته بسیار مهم تفاوت میان توکن‌های اوراق بهادار و اوراق بهادار توکنیزه‌شده است:

اولی توکنی‌ست که احتمالاً خصوصیاتی شبیه اوراق بهادار دارد، دومی اوراق بهاداری است که از فناوری توکنیزه‌سازی استفاده می‌کند. این مسئله شاید در ظاهر چندان مهم نباشد، ولی از نظر قانون پیچیدگی‌های بسیاری به دنبال دارد. آزمون هاوی در مورد دارایی‌های کریپتویی آن قدرها خوب عمل نمی‌کند، اما این آزمون یکی از استانداردهایی است که تا زمان معرفی معیارهای دقیق‌تر تنها سنگ محک موجود می‌باشد.

توکنیزه‌سازی اوراق بهادار از طریق بلاک‌چین فرصتی مناسب به وجود می‌آورد و می‌تواند نقدینگی بیشتری روانه بازار کند.

دارایی‌های ملموس مثل پتنت‌ها یا اعتبارات کربنی را شاید به آسانی بتوان با سیستم‌های مبتنی بر بلاکچین ترکیب کرد.

دارایی‌های قابل تعویض مثل گندم یا طلا نیز به شیوه‌ای یکسان قابل توکنیزه ‌سازی هستند.

نکته جالب‌تر امکانی است که برای فراهم‌سازی مالکیت نسبی نسبت به یک دارایی غیرقابل تعویض به وجود می‌آید. هنر و املاک موارد کاربردی جذابی در این زمینه هستند که برای مثال فرصت مناسبی برای خرید اثری از پیکاسو یا ویلایی لوکس را در اختیار ما قرار می‌دهند.

از آن طرف، توکن اوراق بهادار (مثل سایر ارزهای کریپتویی) یک نوع دارایی بومی بلاکچین است که به عنوان اوراق بهادار قانون‌گذاری می‌شود. این ابزارها به لحاظ ماهوی، طراحی شده‎اند تا واسطه را حذف کرده، کارآمدی معاملات را افزایش داده، هزینه‌ی تراکنش‌های مالی را پایین آورده و شفافیت را بالا ببرند.

نباید فراموش کنیم که مثل همه‌ی محصولات و خدمات بلاکچینی، حذف واسطه در این‌جا نیز هزینه دارد. با کمک بیت ‌کوین خود کاربر به یک بانک تبدیل می‌شود، اما نکته مهم این است که در این صورت دیگر همه چیز به کلید خصوصی شما بستگی خواهد داشت. با عرضه توکن‌های اوراق بهادار، وظیفه‌ی عرضه‌کننده است که از مطابقت با قانون اطمینان یابد. با این همه، شاید STO در نهایت بتواند چارچوبی برای جذب سرمایه ارائه کند که با قوانین اوراق بهادار همخوانی داشته باشد.

اگر تا این‌جای مطلب با ما همراه بوده باشید، حتما این سوال برایتان پیش آمده که این توضیحات چه ربطی به حوزه‌ی سلامت دارد. سناریوی زیر را تصور کنید:

شرکت الف می‌خواهد برای بیماران دیابتی داروی جدیدی بسازد ولی هزینه‌های تحقیق و توسعه برای تولید داروهای جدید معمولاً حدود ۱ میلیارد دلار است. سرمایه‌گذاران بخش تولید دارو در مراحل مختلف کار با یکدیگر فرق می‌کنند. در مراحل ابتدایی دولت و سازمان‌های خیریه هزینه‌ی کارها را تقبل می‌کنند، اما در مراحل انتهایی کار به دست شرکت‌های داروسازی یا سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) سپرده می‌شود. سرمایه‌گذاری در برهه‌ی زمانی میان مراحل ابتدایی و انتهایی کار سخت‌تری است چرا که ریسک بالاتری دارد. شکاف سرمایه‌گذاری (موسوم به «دره‌ی مرگ») معمولاً توسط سرمایه‌گذاران ریسک پذیر پر می‌شود؛ کسانی که سرمایه‌های خود را وقف حمایت از علم و بیوتکنولوژی کرده‌اند تا درمان بیماری‌های خاص پیدا شود. این سرمایه‌ها معمولاً چیزی حدود ۵۰۰ هزار تا ۱۰ میلیون دلار در پروژه‎های مورد علاقه است.

سازمان و غذا و داروی آمریکا (FDA) برای بهره‌مندی از همکاری‌های بخش دولتی-خصوصی به شرکت‌ها توصیه می‌کند که از روش توافقات مشترک تحقیق و توسعه (CRADA) استفاده کنند. این سازوکار در سایر مناطق جهان نیز رویه‌ی مشابه‌ای دارد.

در مدل بلاکچین اوراق بهادار توکنیزه ‌شده، دسترسی برای سرمایه‌گذاری در این پروژه‌ها ممکن است آزاد باشد. نرخ موفقیت تولید دارو در سال گذشته ۱۳.۸ درصد بوده است. اگرچه این عدد اطمینان چندانی به سرمایه‌گذار نمی‌دهد، ولی این احتمال همیشه وجود دارد که سرمایه‌گذارانی برای این پروژه‌ها پیدا شود و آن‌ها به پیدا کردن دارویی انقلابی امید داشته باشند. بنابراین شاید سرمایه‌گذاری پیدا شود که توکن داروی الف را بخرد و به سود متعاقب آن چشم بدوزد.

شکاف سرمایه‌گذاری در زمینه تولید دارو تنها یکی از نقصان‌های موجود در حوزه سلامت است. سازمان ملل می‌گوید برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDG) در کشورهای در حال توسعه، به ۳.۹ تریلیون دلار پول نیاز است. سرمایه‌های فعلی در بخش‌های سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی فقط می‌تواند ۱.۴ تریلیون دلار از این عدد را پوشش دهد.

راهکارهای مالی نوین نظیر اوراق قرضه سبز (برای پروژه‌های مبارزه با تغییرات اقلیمی) یا اوراق قرضه اجتماعی (برای عرضه در زمینه‌ی بیکاری یا بی‌خانمانی) برای کاهش همین فاصله ایجاد شده است. مکانیزم‌های نوآورانه‌ی مالی مثل GAVI (اتحادیه‌ی واکسن)، صندوق سرمایه‌گذاری جهانی، و صندوق سرمایه‌گذاری داروهای ارزان برای مالاریا همگی نقش مهمی در بهبود سلامت جهانی داشته‌اند.

علی‌رغم همه‌ی این برنامه‌ها، شرکت‌های فعال در حوزه سلامت عمدتاً نسبت به سرمایه‌گذاری در این بخش آگاهی کافی ندارند و از نیازمندی‌های ویژه‌ی آن مطلع نیستند.

سرمایه‌گذاری در زنجیره‌ی ارزش حوزه سلامت می‌تواند در سطوح مختلف با فرصت‌های متنوعی در زمینه‌ی تحقیق و توسعه یا سرمایه‌گذاری در هسته‌ی مرکزی این بخش صورت بگیرد. شرکت‌های فعال در این زمینه نیز ممکن است با سازمان‌های بیمه وارد همکاری شوند تا مقرون به صرفه بودن داروها را بهبود بخشیده و دسترسی به آن‌ها را ساده‌تر کنند. این‌جاست که فرصت مناسبی برای استفاده از سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر بلاکچین به وجود می‌آید.

اوراق بهادار توکنیزه‌ شده با افزایش حجم سرمایه‌گذاران جهانی و نقدینگی حاصل از این محصولات می‌تواند نقش مهمی در این بخش بازی کند.

دارایی‌های تجهیزاتی هم می‌تواند بازدهی مناسبی برای سرمایه‌گذاران داشته باشد. اگرچه سرمایه‌گذاری‌های بزرگ مثل تولید اسکنرهای MRI اغلب از طریق سرمایه‌های خیریه یا به‌واسطه‌ی عقد قرارداد با شرکت‌هایی که از مدل‌های تسهیم درآمد استفاده می‌کنند امکان‌پذیر است، اما این حوزه مرزهای مشخصی دارد. البته تقریباً هر درمانگاه یا بیمارستانی با برنامه‌ریزی صحیح و استفاده از مدل‌های مناسب می‌تواند به این روش جذب سرمایه داشته باشد.

ولی نکته بسیار جذاب این است که این مدل‌ها چطور می‌توانند با ارزش یا مدل‌های مبتنی بر خروجی حوزه‌ی سلامت تعامل داشته باشند. ایجاد تعادل میان انگیزه‌ها ممکن است کاری رویایی یا آرمانی تلقی شود، اما می‌تواند لایه‌های صحیح اقتصادی را برای تغییرات رفتاری به نمایش بگذارد. تغییر از ایده‌های بزرگ به دست می‌آید، بنابراین برای این که در آینده نوآوری بیشتری در حوزه سلامت داشته باشیم، باید بستر گفتگو و تبادل نظر را فراهم کنیم.

اگر از ایده‌های انتزاعی فاصله بگیریم و به بحث توکن‌های اوراق بهادار یا اوراق بهادار توکنیزه‌شده برگردیم، همچنان می‌توانیم این احتمال را در نظر بگیریم که این ابزارها نقش جدیدی در اقتصاد حوزه سلامت ایفا خواهند کرد. آمار مربوط به ورشکستگی درمانی در آمریکا بسته به تحقیقات مختلف فرق می‌کند، ولی متوسط بازه آن از ۳ درصد تا ۲۵ درصد است. دسترسی به خدمات درمانی ارزان در کشورهای در حال توسعه حتی از این هم وضعیت بدتری دارد.

راهکارهای جدید در حوزه سلامت، چه از طریق STO چه از طریق معاملات مشتقه‌های سلامت در صرافی‌های غیرمتمرکز، باید به زودی پیدا شود. نکته جذاب اما این است که ببینیم در ادامه چه مسیری برای دستیابی به این راهکارها طی خواهد شد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.