تمرکز روی بلاک چین به جای رمز ارز ها!

فناوری بلاک چین بیش از یک دهه است که در کنار ماست. در 31 اکتبر 2018 ، دهمین سالگرد وایت پیپر بیت کوین را جشن گرفتیم. این فناوری فراز و نشیب های زیادی را تجربه کرده و امواج نظرات درمورد پتانسیل آن برای ایجاد یک تحول بزرگ در جهان دائما درحال جزر و مد بوده‌اند. در ادامه، گیجز برگرز (Gijs Burgers)، یکی از بنیان‌‌گذاران دارایی‌‌های دیجیتال WOCAP، از گسترش و رشد بلاک چین در میان شرکت‌ها و آینده این فناوری می‌گوید.

0 100

امروزه بلاک چین به عضوی ثابت در دپارتمان‌‌های R&D شرکت‌‌ها، NGOها و موسسات دولتی تبدیل شده است. یکی از اولین افرادی که به کاربردهای سازمانی بلاک چین پی برد و روی آن تمرکز کرد، گیجز برگرز (Gijs Burgers) بود. گیجز یکی از بنیان‌‌گذاران دارایی‌‌های دیجیتال WOCAP است، یک شرکت مشاوره که ابتدا در آمستردام شکل گرفت. این شرکت به شناسایی و توسعه‌‌ی مدل‌‌های کسب‌‌وکار جدید در دارایی‌‌های دیجیتال مشغول بود و گاهی نیز مفاهیم بلاک چین را در مدل‌‌های خود به کار می‌‌برد. در آن سال‌‌ها، او ارتباط خوبی با شرکت‌‌های بزرگ، بانک‌‌ها، پردازنده‌‌ی پرداخت و غیره ایجاد کرد و به عنوان یکی از پرسنل Primalbase AMS با شریک تجاری‌‌اش Maurits شروع به همکاری کرد.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

در نشستی که با او داشتیم، در مورد شغل او و نحوه‌‌ی به کار گیری بلاک چین در آن، صحبت کردیم.

به جای تمرکز روی رمز ارز به تکنولوژیِ زیربناییِ رمز ارز یعنی بلاک چین توجه کنیم

گیجز در سال 2013 وارد دنیای بلاک چین و تمرکز روی آن را آغاز کرد، زمانی که اکثر مردم هنوز در مورد این فناوری و استعدادهایش بی‌‌اطلاع بودند.

او می‌‌گوید:

من در شرکت Innopay در آمستردام، مشاور بودم. شرکتی که در فینتک سابقه‌‌ی درخشانی دارد. حتی برای آن‌‌ها هم کریپتو چیز نسبتا جدیدی بود. نمی‌‌خواستم این پیشنهاد را به آن‌‌ها تحمیل کنم، در نتیجه تصمیم گرفتم خودم روی آن تمرکز کنم. در مورد آن مطالعه کردم، و تغییر و تحولات بازار را زیر نظر گرفتم. تا جایی که خود شرکت اعلام کرد می‌‌خواهد افرادی را در زمینه‌‌ی کریپتو استخدام کند. به این ترتیب من مسئول مصاحبه با این افراد شدم و گزارشی در این مورد نوشتم.

عنوان این گزارش بود: “رمز ارز: انقلابی در فناوری”. نتیجه‌‌ی این گزارش این بود که بهتر است به جای رمز ارزها، بر روی بلاک چین تمرکز کنیم. “باید به جای رمز ارزها، تکنولوژی زیربناییِ بیت کوین و لایت کوین ( بلاک چین ) را بشناسیم, روی آن تمرکز کنیم و پتانسیل‌‌های آن را ارزیابی کنیم.”

این نقل قول در زمان خودش چیز جدیدی به حساب می‌‌آمد و گیجز پیشگام آن بود. دیری نگذشت که دیگر شرکت‌‌ها هم به آن علاقمند شدند.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

جایی می‌‌رسد که می‌‌فهمی بیش از سایرین در مورد این موضوع اطلاع داری. شرکت‌‌های مختلفی از من خواستند این ایده را برای آن‌‌ها توضیح دهم. در WOCAP، بنا به تجارب قبلی‌‌ام، نقشی که بلاک چین در آینده ایفا می‌‌کند را پیش‌‌بینی و ترسیم کردم.

 

تعیین اهداف تجاری: شناخت یک حوزه جدید

امروزه، بلاک چین به نقطه‌‌ی عطف خود رسیده است. Deloitte می‌‌گوید فشار از روی ” شناخت بلاک چین” به ساخت کاربردهای عملی آن منتقل شده است. این همان چیزی است که گیجز از اول در مورد آن حرف می‌زد؛ ولی انتقال به نقطه‌‌ی دوم را امری دشوار دانست.

گیجز می‌‌گوید:

در ابتدا، همه می‌‌خواستند بدانند این مفهوم چیست. کمی بعد، همه می‌‌خواستند آن را امتحان کنند ولی نمی‌‌دانستند بلاک چین مفید هست یا نه. اینجا جایی است که ما وارد می‌‌شویم و از مشتری می‌‌پرسیم چه درکی از بلاک چین دارد و چه کاربردی از آن انتظار دارد. هر گاه کسی فکر کند کاربرد جدیدی از بلاک چین را یافته و بخواهد آن را امتحان کند، به سراغ ما می‌‌آید.

هم اکنون افراد زیادی در این زمینه وارد شده اند ولی خیلی از آن‌‌ها اطلاعاتی سطحی دارند. گیجز می‌‌گوید:

بیشتر آن‌‌ها پس از مرحله‌‌ آزمایشی، کار را رها می‌‌کنند. انتظار داریم همکاری باشکوهی از نوآوری‌‌ها و تلاش‌‌های شبانه‌‌روزی را شاهد باشیم ولی اکثر شرکت‌‌ها، می‌‌گویند: 'ما نمی‌‌دانیم چجوری از بلاک چین استفاده کنیم'. یا می‌‌گویند: 'اگر کل مدل کسب‌‌وکاریتان را تغییر دهید، ما می‌‌توانیم آن را پیاده‌‌سازی کنیم' ولی این امکان هم در حال حاضر وجود ندارد چون این فناوری به اندازه‌‌ی لازم رشد نکرده است.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

به عنوان یک مشاور فکر می‌‌کنم مشاوره دادن در مورد آینده‌‌ی یک فناوری جدید خیلی سخت است. استارتاپ‌‌هایی که به معنی واقعی کلمه خلاق هستند، از پس تامین هزینه‌‌های مشاوران عالی و باتجربه برنمی‌‌آیند. اگر این طور بود کسب‌‌وکارشان واقعا رونق می‌‌گرفتو در مقابل، شرکت‌‌های بزرگ توانایی مالی‌‌اش را دارند ولی انگیزه‌‌ای برای تغییر دادن کسب‌‌وکار خود ندارند. حق هم دارند، چرا باید کار قبلی‌‌شان را رها کنند و به چیزی که هنوز امتحانش را پس نداده اعتماد کنند؟ البته که آن‌‌ها هم به فناوری‌‌ها و مفاهیم جدید شغلی اهمیت می‌‌دهند ولی تا وقتی مجبور نباشند، به سمتشان نمی‌‌روند.”

کاربرد بلاک چین

در حال حاضر بدیهی‌‌ترین کاربردهای بلاک چین در حوزه‌‌ مالی است؛ جایی که بسیاری از سرمایه‌‌گذاران به آن ورود کرده اند. ارزش بلاک چین در بخش مالی به 1/9 میلیارد دلار در سال 2017 رسیده است و HIS Markit پیش‌‌بینی می‌‌کند که این رقم در سال 2030 به 462 میلیارد دلار می‌‌رسد. با این حال، دامنه‌‌ی گسترش بلاک چین فراتر هم رفته و در بسیاری از صنایع نفوذ کرده است. مثلا انتظار می‌‌رود در سال 2025 سرمایه‌‌گذاری بلاک چین در بخش انرژی به 5/8 میلیارد دلار برسد.

این همان چیزی است که گیجز اول از همه به آن اشاره کرد:

ما کارمان را با بانک‌‌ها شروع کردیم. سپس به سراغ شرکت‌‌های بیمه و هر چیزی که به پول مربوط می‌‌شد رفتیم. الان حتی در لجستیک، فناوری اطلاعات و نرم‌‌افزار هم رد پایی از بلاک چین را می‌‌بینیم.

با استفاده از بلاک چین، اشیاء دیجیتال، منحصر به فرد می‌‌شوند. مثلا قوانین کپی رایت را در نظر بگیرید: ما آن‌‌ها را رعایت می‌‌کنیم ولی جلوی کپی شدن یک محتوای دیجیتال را نمی‌‌گیریم. با محتواهای بلاک چینی، راهی برای یکتایی واقعیِ اشیاء دیجیتال پیدا می‌‌کنیم. اگر شما یک بیت کوین داشته باشید، همان یک بیت کوین را دارید. این بیت کوین تنها در یک صورت می‌‌تواند در اختیار شخص دیگری باشد و آن هم این است که شما آن را به او بدهید. نحوه‌‌ی کار و زنجیره‌‌ی تامین بلاک چین، همه بر این مبنا کار می‌‌کنند: چه کسی در چه زمانی مالک چه چیزی است و چه کسی می‌‌تواند این دارایی‌‌ها را منتقل کند، چه ریسک‌‌هایی را باید بپذیرد و غیره.

 

با این وجود، واقعیت این است که بلاک چین در بسیاری از فرهنگ‌‌ها، یک راه حل عملی نیست. تمرکز گیجز بر کمک به افرادی قرار دارد که دوست دارند با کمک این فناوری به اهداف تجاری خودشان برسند.

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در این دوره با آن مواجهیم این است که بیشتر مردم بلاک چین و کارآیی آن را نمی‌‌فهمند. در نتیجه، اهداف تجاری‌‌شان را گم می‌‌کنند. دچار سوء تفاهم می‌‌شوند و از این که انتظاراتشان با واقعیت تطابق ندارد، عصبانی می‌‌شوند.

زنجیره تامین دارویی یکی از مواردی است که بلاک چین نتوانسته به آن‌‌ها کمکی بکند: اکثر مواقع مشکل ما خود فناوری نیست. بلکه مشکل زنجیره تامین فیزیکی و خطر آلودگی است. اگر یک عامل انسانی وجود داشته باشد که بتوان آن را خرید، همه چیز به خطر می‌‌افتد. بلاک چین نمی‌‌تواند این مشکل را حل کند. این مشکل به ریشه‌‌ی این کسب‌‌وکار برمی‌‌گردد. آیا بلاک چین چیزی بیش از آن چه که از قبل داشتیم به ما می‌‌دهد؟ در این گونه موارد متوجه می‌‌شویم آن چیزی که مشکل می‌‌سازد فناوری نیست، بلکه مدیرانی که اجازه‌‌ی ویرایش سیستم‌‌هایتان را دارند دردسرساز شده اند. اگر بخواهید یک فرایند فیزیکی را به صورت دیجیتال ثبت کنید، باید فرد قابل اعتمادی را به عنوان رابط بین دنیای دیجیتال و فیزیکی انتخاب کنید.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

عکس توسط Thought Catalog در Unsplash

این مثل بیت کوین یا چیزهایی که از اول ماهیت دیجیتال داشته اند، نیست. بیت کوین از یک دنیای دیجیتال به یک دنیای دیجیتال دیگر منتقل می‌‌شود و به هیچ نگهبانی نیاز ندارد. مشکلاتی که در دنیای فیزیکی رخ می‌‌دهند، بیشتر مواقع به انسان مربوط می‌‌شوند. بلاک چین یک راه حل همه‌‌کاره برای همه‌‌ی مشکلات فیزیکی نیست.

 

با رفع تنش‌‌ها، پیش‌‌رفت واقعی رخ می‌‌دهد

با این که بخش‌‌های زیادی به بلاک چین علاقمند شده اند، گیجز معتقد است که این تنش بزرگ به بهترین نحو در حال رفع شدن است.

افراد زیادی بلاک چین را امتحان کرده اند ولی فقط کمی از آن‌‌ها از آن راضی بوده اند. همین باعث شده هیجان و تمایلات به سمت بلاک چین، کاهش یابد. ما دوره‌‌ی تنش را پشت سر گذاشته ایم. انتظارات غیر واقع‌‌بینانه‌‌ی مردم از بلاک چین برآورده نشده و آن‌‌ها دارند به سرعت از بلاک چین عبور می‌‌کنند.

حس می‌‌کنم اتفاقی که سال گذشته رخ داد واقعا زیبا بود. پروژه‌‌هایی که دیدگاه و ذهنیت بلندمدتی نداشتند سقوط کرده و یا دارند سقوط می‌‌کنند. به طور میانگین، همه‌‌ی تیم‌‌هایی که برای یک‌‌شبه پولدار شدن بلاک چین را انتخاب کرده بودند ناامید شدند. آن‌‌ها را سرزنش نمی‌‌کنم ولی خوشحالم که همه فهمیده اند که برای موفقیت در بلاک چین، باید دید بلندمدت داشته باشند.

بسیاری از این شرکت‌‌ها، تا جایی که توانسته اند تلاش کرده اند و فعالیت‌‌های دپارتمان نوآوری‌‌های خود را به مدت دو یا سه سال وقف بلاک چین کرده اند. بسیاری هنوز هم تلاش می‌‌کنند تا دنیای کریپتو را بفهمند زیرا این همان چیزی است که به آن نیاز دارند. ولی شرکت‌‌های نسبتا کوچک‌‌تر، بر روی هر چیزی که پرطرفدار باشد سرمایه‌‌گذاری می‌‌کنند؛ مثل هوش مصنوعی. آن‌‌ها دیگر به سراغ بلاک چین نمی‌‌آیند و این بسیار عالی است. بلاک چین می‌‌تواند کل مدل کسب‌‌وکارتان را تغییر دهد ولی این تصمیم بسیار دشواری است. اگر ایده‌‌ی خوبی برای به کارگیری آن نداشته باشید، تغییر کلی ساختار مدل کسب‌‌وکارتان گران تمام می‌‌شود.

 

 

همین امروز تفاوت ایجاد کنید

هیچ کدام این‌‌ها به این معنی نیست که بلاک چین در دنیای امروز ناکارآمد است. گیجز به چند مثال مورد علاقه‌‌اش اشاره می‌‌کند. یکی از آن‌‌ها خود ماییم.

Primalbase واقعا مثال خوبی است. این شرکت راه جدیدی برای مدیریت حقوق اقتصادی معرفی می‌‌کند. Primalbase از نوآوری بلاک چین استفاده کرده است؛ برای ساخت یک چیز پول می‌‌گیرد و بلافاصله، گروه‌‌هایی از مردم را به آن سرمایه متصل می‌‌کند. این فرآیند دوست داشتنی است. به همین دلیل است که توکن‌‌هایم را در این شرکت نگه می‌‌دارم. من به دفتر این شرکت در برلین مراجعه کردم و شگفت‌‌زده شدم. همه از این ایده استقبال کرده اند. این مدل کسب‌‌وکار به شدت کارآمد است زیرا با ساخت یک الگوی متفاوت، مشکل “پیش‌‌پرداخت‌‌ها” را حل می‌‌کند. می‌‌توانم تمام روز اینجا بشینم و از دفتر کار لذت ببرم.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

به علاوه، موضوع کار کاملا مشخص است: دسترسی مادام‌‌العمر به دفاتر زیبایی در برلین، آمستردام، نیویورک و لندن بسیار لذت‌‌بخش است. علاوه بر این که می‌‌توانیم از این مکان‌‌ها برای خودمان بهره ببریم، می‌‌توانیم حقوق اقتصادی خود را اجاره دهیم و پول بیشتری بگیریم. نحوه‌‌ی کار این مدل بسیار جذاب است.

 

گیجز از یکی دیگر از کاربردهای بلاک چین یاد کرد: محاسبات غیر متمرکز. ” آمازون، گوگل و مایکروسافت را در نظر بگیرید. آن‌‌ها مرکز داده‌‌های بسیار بزرگ و متمرکز دارند که می‌‌توانید داده‌‌های خود را در آن نگه دارید و اگر لازم باشد آن‌‌ها را پردازش کنید. یکی از مشکلاتی که بلاک چین یا کریپتو می‌‌تواند حل کند، غیر متمرکزسازی پردازش و ذخیره‌‌ی داده‌‌هاست. شرکت‌‌های بزرگی از این امکان که آن را با نام “محاسبات فاگ” می‌‌شناسیم یاد می‌‌کنند.

به جای رمز ارزها باید روی فناوری بلاک چین تمرکز کنیم!

این شرکت‌‌ها می‌‌خواهند بگویند: به جهان اطرافتان نگاه کنید! شما یک تلفن دارید، یک آی پد، یک مک بوک، و یا شاید هم یک کامپیوتر! مادرتان هم چندتایی از این دستگاه‌‌ها دارد، مثل ساعت یا یخچال دیجیتال. در 99% مواقع، شما فقط 1% از قدرت محاسباتی این دستگاه‌‌ها را استفاده می‌‌کنید.

آن‌‌ها دارند هدر می‌‌روند. ما باید بر روی این منابعی که بلااستفاده مانده، سرمایه‌‌گذاری کنیم. و چرا به شکلی غیر متمرکز روی آن‌‌ها سرمایه‌‌گذاری نکنیم؟ همه‌‌ی کارهایی که شما با ساعت، یخچال یا کامپیوترتان انجام نمی‌‌دهید برای فردی که در مناطق محروم هند زندگی می‌‌کند جالب توجه است. چرا که نه؟ من می‌‌گویم اگر کسی یک کامپیوتر پرقدرت ندارد، چرا نباید بتواند از دیگر کامپیوترهای پرقدرت دنیا که بلااستفاده مانده اند بهره ببرد؟ پروژه‌‌های مختلفی بر روی این موضوع تمرکز کرده اند و اگر موفق شوند، به رقبای گوگل و مایکروسافت در ارائه‌‌ی خدمات اینترنتی تبدیل می‌‌شوند.

سرعت پیشرفت بالا است، ولی چالش‌‌ها هم فراوانند

در نهایت، کاربردهای زیادی برای بلاک چین وجود دارد. شرکت‌‌ها باید صبور باشند و آن را با اهداف تجاری خود تطبیق دهند. گیجز به تاریخچه‌‌ی طولانی تطبیق فناوری‌‌ها با جامعه اشاره کرد و گفت موسسات و پلتفرم‌‌های امروز، می‌‌توانند بستری برای موسسات و پلتفرم‌‌های آینده باشند.

یکی از مثال‌‌هایی که همیشه استفاده می‌‌کنم، این است که فرض کنید با یک کامپیوتر تازه‌‌ساخت، در حال چت با شما هستم و سیستم عامل آن کامپیوتر متعلق به سال 1972 است. درست است که بیش از دو رنگ در صفحه‌‌ام دارم و به جای علامت نامه، صورت شما را می‌‌بینم، اینترنت دارم و خیلی امکانات دیگر. بیش از 50 سال زمان برده که به اینجا برسیم و امکانات الان را روی پروژه‌‌های دیگران ساخته ایم.

 

در مورد بلاک چین هم همینطور است. این تازه آغاز راه است و زمان می‌‌برد تا جامعه همه‌‌ی این ایده‌‌ها را هضم کند و به جایی برسیم که افراد، بر روی شبکه‌‌های بلاک چینی موجود (مثل بیت کوین، اتریوم و غیره) کار کنند.

ما در آغاز سفر با بلاک چین هستیم. راه زیادی در پیش داریم و باید روی بلاک چین تمرکز داشته باشیم اما آینده این فناوری روشن است.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.