تله‌های ارزشی (Value Traps) چیست و چگونه از آن‌ها دوری کنیم

گاهی سرمایه گذاران در موقعیتی قرار می‌گیرند که به اشتباه تصور می‌کنند با خرید یک سهام به سود قابل توجهی نسبت به قیمت بازار خواهند رسید. این می‌تواند یک تله ارزشی باشد. اگر معنی آن را نمی‌دانید، این مقاله شما را با مفهوم تله ارزشی، نحوه تشخیص آن و اهمیت آن در مدیریت سهام آشنا میکند و به شما می‌آموزد که چگونه از این تله‌ها اجتناب و از سرمایه خود در برابر آن‌ها محافظت کنید.

0 144

چگونه تله‌های ارزشی شما را به سوی خسارت‌های بزرگ در بورس می‌کشانند.

در راهتان به سوی استقلال مالی و هوش مالی، شما احتمالا با عبارت تله‌ی ارزشی (Value Traps) برخورد خواهید داشت که به برخی سهام‌ها ، صنایع یا موقعیت‌ها اشاره دارد. تله‌ی ارزشی چیست؟ چگونه می‌توانید آن را تشخیص دهید؟ چگونه می‌توانید از خود در برابر آن دفاع کرده یا به طور کلی از آن دوری کنید؟ آن‌ها چگونه به وجود می‌آیند؟ همه‌ی این‌ها سوالات خوبی هستند. در این مقاله قدم به قدم پاسخ این سوالات به شما ارائه می‌شود تا بتوانید درکی ابتدایی از اهمیت مفهوم تله‌های ارزشی داشته باشید. اطلاع از وجود آن‌ها به شما کمک می‌کند تا ریسک سبد سهام  خود را مدیریت کرده و از موقعیت‌هایی دوری کنید که در غیر این صورت شما را به انجام عملی نابخردانه ترغیب می‌کنند.

تله‌ی ارزشی چیست؟

در دنیای مدیریت پول، عبارت تله‌ی ارزشی به موقعیتی اطلاق می‌گردد که ظاهرا به نظر می‌رسد سرمایه‌گذار در آن فرصت دارد تا دارایی‌ها و یا سود قابل توجهی را به نسبت قیمت بازار از آنِ خود کند و سودی بالاتر از میانگین بورس برای خود به ارمغان آورد، اما به علت تعدادی از عوامل، این موقعیت در اصل خیالی بیش نیست.

چه چیزی باعث به وجود آمدن یک تله‌ی ارزشی می‌گردد؟

تله‌های ارزشی می‌توانند در نتیجه‌ی برخی از عوامل به وجود بیایند. برخی از موقعیت‌های رایج‌تری که به ظهور آن‌ها منجر می‌گردند عبارتند از:

  • تغییری دائمی در توان تولید نقدینگی یک شرکت یا صنعت که مقایسه‌های پیشین را بلااستفاده می‌کند: تولیدکنندگان درشکه را پس از آن که هنری فورد تولید اتومبیل مدل تی را آغاز کرد در نظر بگیرید. نفس‌های آن‌ها به شماره افتاده بود و با جایگزینی اسطبل‌ها با گاراژها توسط خانواده‌ها و رها کردن یونجه و علوفه و استفاده از بنزین، خطوط تولید آن‌ها دچار زوالی چرخه‌ای شد. اگر سقوط قیمت‌ها را دیده بودید و با توجه به درآمد خالص سابق با خود می‌گفتید: «چقدر نسبت به حالت اصولی ارزان است!»، اما این تفکر اشتباه بود. نتایج عملیاتی سابق یک کسب‌و‌کار، در تعیین ارزش حقیقی آن کاربرد زیادی نداشتند.
  • یک به اصطلاح تله‌ی سود حداکثری در صنایع چرخه‌ای: پدیده‌ای به نام تله‌ی سود حداکثری (peak earnings trap) وجود دارد که می‌تواند به سرمایه‌گذاران بی‌تجربه بسیار صدمه بزند. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که مردان و زنان، سهام شرکت‌هایی در صنایع چرخه‌ای را می‌خرند که این صنایع دچار فراز و فرود هستند: شرکت‌های فعال در حوزه‌ی خانه‌سازی، مواد شیمیایی، معدن و پالایش را تا بالای یک چرخه‌ی درآمدی در زمانی در نظر بگیرید که شرایط بهتر از سال‌ها یا حتی دهه‌های پیشین باشد و پول به صورت‌حساب درآمدی و ترازنامه‌های شرکت‌هایی که در آن سهام دارند سرازیر می‌گردد. این امر باعث می‌شود تا ارزش‌گذاریِ نسبت قیمت به درآمد به شدت پایین‌تر از میزان حقیقی آن به نظر برسد. جالب این که بسیاری از شرکت‌های چرخه‌ای در حقیقت زمانی که نسبت قیمت به درآمد آن‌ها پایین به نظر می‌رسد، گران‌تر و زمانی که این نسبت بالا به نظر می‌رسد، در ارزان‌ترین حالت خود هستند. در این مواقع بهتر است نسبت قیمت به درآمد به رشد (PEG) یا PEG تعدیل شده بر مبنای سود تقسیمی را در نظر بگیرید.
  • مشکلات جریان نقدینگی حادتر از آن است که صورتحساب درآمدی به تنهایی بتواند آن را نشان ‌دهد: اگر یک دوره‌ی حسابداری در سطح دانشگاه را گذرانده باشید، احتمالا مثال‌های معروفی از کسب‌و‌کارهای پرسودی را مطالعه کرده‌اید که در زمانی که ورشکست شده بودند، سود خوبی را تولید می‌کردند . این اتفاق می‌تواند به دلیلِ پاره‌ای از عوامل رخ دهد. در رکود بزرگ سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹، برخی از نهادهای موفق مالی، شامل چند مورد از بانک‌های سرمایه‌ گذاری عمده‌ی جهان، شاهدِ از بین رفتن سهامداران عمومی خود بودند، زیرا این شرکت‌ها با استفاده از دارایی‌های فعلی خود  بدهی‌های بلندمدت خود  را پرداخت کردند. این اشتباهی در ساختار سرمایه  است که در زمان متلاشی شدن اقتصاد جهانی منجر به نوع مشخصی از مرگ اقتصادی می‌شود، ولی در هر نسل تکرار شده و درس‌های آموخته شده از اشتباهات گذشته فراموش می‌شوند. در سایر موارد، خرده فروشی‌ها دارای موقعیتی بودند که به آن اهرم عملیاتی بالا (high operating leverage) گفته می‌شود؛ ساختارهای قیمت ثابت که اگر فروش از حد معینی کمتر می‌شد به معنی دریایی نامتناهی از خسارت بود. از سوی دیگر، تقریبا هر چیزی بالاتر از این حد به عنوان سود به سطر آخر در ترازنامه می‌پیوست . به عنوان مثال اگر تحلیل‌گران انتظار داشته باشند که فروش به هر دلیلی به پایین‌تر از این حد کاهش یابد، کاهشی ۲۰ درصدی در درآمد، به معنی کاهش ۸۰ درصدی در سود خواهد بود. در سایر موقعیت‌ها، یک شرکت ممکن است وضع مناسبی داشته باشد ولی شرایط بازار سرمایه نامناسب بوده یا یک مشکل عظیم درمورد سررسید اوراق مشارکت را  در آینده متصور باشد و در خصوص توانایی شرکت در بازپرداخت آن شک و تردید وجود داشته باشد. در شرایطی دیگر ممکن است کسب‌و‌کار مجبور باشد تا میزان بسیار بیشتری هزینه‌ی بهره  پرداخت کند که در ادوار آینده سود آن را به علت افرایش هزینه‌ی سرمایه کاهش می‌دهد. شاید رقیبی عمده وارد صحنه شده و در حال تصاحب سهم بازار ‌باشد و مشتریان کلیدی را به سمت خود جذب کند و دارای بازده بالایی در تولید و ارائه‌ی خدمات باشد که شرکت را در موقعیت رقابتی ضعیف‌تری قرار می‌دهد. در این صورت، قیمت سهام به ظاهر پایین ولی در واقع اصلا پایین نیست، چرا که تمامی درآمدها به ازای هر سهم  با مرور زمان به آن خواهند رسید و به سطح متعادلی در برابر قیمت سهم سقوط خواهند کرد.

چگونه از تله‌های ارزشی دوری کرده یا از خود در برابر آن‌ها محافظت کنیم؟

برای اکثر سرمایه‌گذاران، راه اجتناب از تله‌های ارزشی به طور کلی دوری از سهام منفرد  است، چرا که آن‌ها فاقد مهارت‌های مالی، حسابداری و مدیریتی مورد نیاز برای ارزیابی شرکت‌های خاص، جهت خرید صندوق سرمایه‌ گذاری در سهام شاخص هستند. در مقابل، به آن‌ها میانگین‌سازی هزینه دلاری ترجیحا در چهارچوب یک چتر مالیاتی مانند یک حساب پس‌انداز بازنشستگی فردی روث توصیه می‌شود. در غیر این صورت، پاسخ این سوال می‌تواند به تلاش برای یافتن علل آن بستگی داشته باشد، یعنی یافتن دلیل این که چرا سایر مالکان حقوق خود را ارزان می‌فروشند. راز این خبر بد را کشف کنید: انتظاراتی که باعث می‌شوند تا همگان از آن کسب‌و‌کار ناراضی باشند.

سپس، تلاش کنید تا بفهمید که آیا ۱) تصور می‌کنید که انتظارات منفی آن‌ها گذرا است، ۲) دست کم گرفته شده یا درموردشان غلو شده است، و ۳) به چه میزان.

در مواردی نادر، شما به یک گنج میرسید. کسب‌و‌کاری شگفت‌انگیز را خواهید یافت که به رایگان فروخته می‌شود. رسوایی روغن سالاد امریکن اکسپرس (Americal Express) در دهه‌ی ۱۹۶۰،  یک نمونه‌ی کلاسیک است به عنوان تمرینی برای تشخیص این که چیزی که یک تله‌ی ارزشی به نظر می‌رسد، در حقیقت تله‌ی ارزشی نیست. وارن بافت جوان با محاسبه‌ی حداکثر خسارت احتمالی شرکت کارت اعتباری در صورتی که همه چیز به هم بریزد، متوجه شد که سرمایه‌گذاران بیش از حد بدبین شده‌اند و توانست پول بسیار زیادی به دست آورد، پولی که بعدها برای بنیان‌گذاری ثروت برکشایر هتاوی (Berkshire Hathaway) استفاده شد.

مشکلی برای کسب‌و‌کار به وجود نخواهد آمد.

در مدت رکود ۲۰۰۸-۲۰۰۹، بسیاری از سرمایه‌گذاران منضبط، زمانی که متوجه شدند سایر سرمایه‌گذاران، نه به علت تمایل برای کنار گذاشتن سهام‌شان، بلکه به دلیل مواجه شدن با فشارهای نقدینگی و استفاده از تمام پولی که می‌توانستند تهیه کنند، برای گذران زندگی نسبت به فروش اقدام می‌کنند، به خرید سهام بلو چیپ روی آوردند که با کیفیت و از نظر مالی قوی بودند. غول صنعت قهوه، استارباکس (Starbucks) یک نمونه‌ی موردی شگفت‌انگیز است. پیش از رکود، این شرکت از ترازنامه‌ای عالی برخوردار بود و سود بعد از مالیات آن بسیار بالا بود.

پس از ظهور طوفان اقتصادی، خانواده‌ها ناگهان خانه‌های خود را از دست دادند، بانک‌های سرمایه‌ گذاری فرو ریختند و میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones) ) سقوط کرد. این کسب‌و‌کار به شدت سودآور که مقادیر عظیمی سود و جریان نقدینگی تولید می‌کرد، از ۲۰٫۰۰ دلار به ازای هر سهم در سال ۲۰۰۶ به ۳٫۵ دلار در سال ۲۰۰۸ سقوط کرد. عددی که نشان‌دهنده‌ی ۸ برابر سود کمتر از سال قبل و ۱۲٫۵ درصد بهره پس از کسر مالیات بود. این شرکتی بود که از فضای باقی‌مانده‌ی زیادی برای توسعه برخوردار بود و برای دهه‌ها رشدی بالغ بر ۲۰٪، بدون تزریق حقوق رقیق‌شونده داشت و می‌توانست با توسعه به چین و هند، تمامی دنیا را تصاحب کند.

این یک فرصت طلایی برای تبدیل شدن به یک صاحب سهام در یکی از پیشتازان صنعت قهوه در جهان بود. کسانی که از این فرصت استفاده کردند، نه تنها از آن سال سودهای تقسیمی را نقدا دریافت کردند، بلکه شاهد رشد دوباره‌ی این سهام به میزان بیش از ۵۰ دلار به ازای هر سهم بودند. این شرکت نرخ سود تقسیمی ۱ دلار به ازای هر سهم (تا سپتامبر ۲۰۱۷) را دارا است و به دنبالِ تصمیم هیئت مدیره برای اعطای پول بیشتر به صاحبان سهام، کسانی هستند که بهره‌ی سود تقسیمی نقدی بیش از ۱۸ درصدی را بر قیمت سهامی دریافت می‌کنند که در حداقل قیمت ممکن خریده‌اند (به خاطر داشته باشید که در هر تراکنش باید یک خریدار و یک فروشنده وجود داشته باشد، این ماهیت یک مناقصه است).

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.