تفاوت توکن‌‌های بهادار‌‌ و اوراق بهادار توکنی‌‌شده

در صنعت کریپتو بسیاری از مفاهیم گیج‌‌کننده و بسیار مبهم هستند و استفاده از اصطلاحات خاص برای اهداف والا هم به این مسئله کمکی نکرده است. حتی خود اصطلاح «کریپتو» هم گیج‌‌کننده است و به معنای رمزنگاری و اسرار پروتکل‌‌های عمومیِ شفاف است. باید در استفاده از اصطلاح «توکن‌‌های بهادار (Security Tokens)‌‌» هم دقت کنید. توکن بهادار و اوراق بهادار توکنیزه شده باهم تفاوت دارند. در این مقاله، Noelle Acheson از coindesk.com به بررسی این تفاوت‌ها می‌پردازد.

0 93

پلتفرم‌‌ها در حال تعیین مسیر هستند، صادرکنندگان در حال انجام کارهایشان‌‌اند و توجه قانون‌‌گذاران هم جلب شده است. هفته گذشته به رویدادی در لندن با عنوان «توکن‌‌های بهادار‌‌» رفتم که در آن سخنرانان از این عبارت برای ارجاع به طیف وسیعی از دارایی‌‌های مبتنی بر بلاکچین استفاده می‌‌کردند.

این رویداد با انتشار سندی توسط اداره امور مالی بریتانیا درباره‌‌ی دسته‌‌بندی و قانون‌‌گذاری دارایی‌‌های کریپتو همزمان شد.

نگارندگان این سند استفاده از این اصطلاح را رایج‌‌تر کرده و آن را به عنوان توکنی که نشان‌‌گر یک دارایی شناخته‌‌شده یا مفهوم سرمایه‌‌گذاری باشد تعریف می‌‌کند.

اما باید مراقب بود. اغلب وقتی می‌‌گوییم «توکن بهادار‌‌» منظورمان «اوراق بهادار توکنی‌‌شده (Tokenized Securities)» است. هردوی این‌‌ها مفاهیم مکمل هم هستند اما به هیچ وجه یکی نیستند.

استفاده از آنان به جای یکدیگر گیج‌‌کننده و گمراه‌‌کننده است. آنان به ساختارها سرمایه‌‌گذاران و قانون‌‌گذاری‌‌های مختلفی دلالت داشته و ترکیب این دو با یکدیگر منصفانه نیست.

تفاوت

خب تفاوت توکن بهادار‌‌ و اوراق بهادار توکنی‌‌شده در چیست؟

در مثال اول، توکن یک اسم است و بهادار به عنوان یک صفت عمل می‌‌کند. این یک نمود جدید فناوری (توکن) است که شباهت‌‌هایی با اوراق بهادار سنتی دارد.

در مورد دوم، بهادار یک اسم است و توکن بخشی از صفت را تشکیل می‌‌دهد. این عبارت به یک دارایی سنتی (اوراق بهادار) آمیخته شده در یک تکنولوژی جدید دلالت دارد.

در مثال اول، بُعد تکنولوژی نوین مورد تمرکز ماست. برخی توکن‌‌ها به عنوان ورق بهادار طبقه‌‌بندی می‌‌شوند و برخی دیگر نه و برخی دیگر هم آنقدر جدید هستند که قانون‌‌گذاران هنوز نمی‌‌دانند چه قانونی در مورد آنان اعمال کنند.

توکنی که سود پرداخت می‌‌کند ورقه بهادار است. توکنی هم که دسترسی به محتوا را فراهم می‌‌کند، مشخص نیست.

درمورد دوم قطعا اوراق بهادار هستند. کاربرد آنان مانند دارایی‌‌های خارج از بلاک‌‌چین است، یعنی روی یک تکنولوژی متفاوت فعالیت می‌‌کنند.

همین مسئله باعث آسان‌‌تر شدن قانون‌‌گذاریشان می‌‌شود. همانطور که موسسات مالی جهان اشاره کرده‌‌اند، تکنولوژی اهمیت ندارد بلکه استفاده از آن مهم است. و اوراق بهادار سنتی که به شکل متفاوتی مورد معامله قرار می‌‌گیرند راحت‌‌تر دسته‌‌بندی و شناسایی می‌‌شوند تا نوع جدیدی از دارایی که ما را به تجدید نظر درباره تعاریف قدیمی وادار می‌‌کند.

اگر روی هردوی این‌‌ها اسم یکسانی بگذاریم، به هردوی آنان بد کرده‌‌ایم.

بررسی عمیق‌‌تر

اوراق بهادار توکنی‌‌شده پوشش جدیدی را دور یک دارایی آشنا و موجود پیچاند و قصد دارد بازار را توسعه داده و نقدینگی را بهبود ببخشند. این برای قانون‌‌گذاران بیشتر یک کانال توزیع است تا یک محصول جدید که تایید آن هم آسان‌‌تر است.

از سوی دیگر توکن‌‌های بهادار‌‌ محصول جدیدی هستند. چالش موجود برای قانون‌‌گذاران و سرمایه‌‌گذاران بسیار عمیق‌‌تر است، از این حیث که فهمیدن انشعابات و خطرات دشوارتر است.

البته این به معنای کوچک شمردن نوآوری اوراق بهادار توکنی‌‌شده نیست.

برعکس، سادگی نسبی آنان بدین معناست که ما احتمالا شاهد ورود خیلی‌‌ها به این عرصه در کوتاه‌‌مدت خواهیم بود. و از آنجایی که عرصه از تقاضا پیشی می‌‌گیرد، حداقل در ابتدا، معامله آنان به سرمایه‌‌گذاران و قانون‌‌گذاران کمک می‌‌کند تا با بازارهای مبتنی بر بلاک‌‌چین آشنا شوند.

این باید به ما در شناخت مفهوم توکن‌‌های بهادار‌‌ کمک کند. در اینجاست که این نوآوری واقعا منتشر می‌‌شود.

ناشناخته‌‌های شناخته‌‌شده

اگر این مورد را با توسعه اینترنت مقایسه کنیم، اوراق بهادار توکنی‌‌شده مانند تلاش برای تکثیر آنلاین مجلات چاپی هستند. دسترسی اساسا تغییر پیدا کرده است و چندین برابر شده است، اما فرمت و شکل آن یکسان باقی مانده است.

توکن‌‌های بهادار‌‌ بیشتر شبیه اپلیکیشن‌‌هایی هستند که هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند پیش‌‌بینی کند: اسنپ‌‌چت، توییتر، تیندر و قلاده‌‌هایی که تندرستی حیوان خانگی شما را چک می‌‌کنند.

هر دو مفهوم سودمند هستند اما تنها یکی از آنان روش زندگی ما را تغییر داده است.

همین مسئله هم در مورد دارایی‌‌های مبتنی بر بلاک‌‌چین صادق است: هر دو بازارهای سرمایه را دگرگون می‌‌کنند و کمبودها و دسترس را هم ارتقا می‌‌دهند. اما تنها یکی از آنان بازارهای سرمایه را دگرگون می‌‌کنند.

برای اعطای پشتیبانی و فضایی که توکن‌‌های بهادار‌‌ به آن نیاز دارند، باید منظورمان از آن‌‌ها را روشن کنیم و از قرار دادن همه چیزهایی که ویژگی‌‌های آن را دارند در زیر چتر آن دست برداریم.

اوراق بهادار توکنی‌‌شده همیشه وجود دارند و احتمالا در ماه‌‌های آینده در این حوزه شاهد پیشرفت‌‌های چشمگیری باشیم.

از سوی دیگر تو‌‌کن‌‌های بهادار‌‌ در حال یافتن جایگاه خود در سطح نوآوری هستند. نیازهای آنان با هم‌‌قطارانشان متفاوت است و هرچه زودتر متمایز کردن این مفاهیم را شروع کنیم، زودتر می‌‌توانیم ذهنیتمان درباره پتانسیل پیش رو را شکل دهیم.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.