تعامل پذیری (Interoperability) مفهوم بلاک چین‌‌ را تغییر خواهد داد

ارزهای مجازی عمومی و اپلیکیشن‌‌های بلاک چین‌‌ که به صورت عمودی طراحی شده اند، در آستانه‌‌ی تحول قرار دارند. این تغییر، آن‌‌ها را مطرح و در بازارها کاربردپذیرتر می‌‌کند. فضای بلاک چین‌‌، درست مثل اپلیکیشن‌‌های وب، در حال تقسیم به لایه‌‌های متفاوت است. این تحولات چه تاثیری بر ساختار امروزی بلاک چین‌‌‌‌ها می‌‌گذارد؟ این لایه‌‌های جدید، توسط موسساتی مثل اتریوم یا EOS دیوارکشی نخواهند شد و به شکل بخش‌‌های مختلفی خواهند بود که در کنار هم یک ارز مجازی یا یک اپلیکیشن را تجاری می‌‌سازند. این بخش‌‌های جدید توسط اتریوم، EOS یا هر بلاک چین‌‌ دیگری، احاطه نشده اند بلکه مجموعه‌‌ای از ابزارها هستند که در کنار یک دیگر، یک راه‌‌کار بلاک چینیِ کلی را تشکیل می‌‌دهند.

0 96

امروزه، شبکه‌‌های مالکانه‌‌ بلاک چینی که بر بعد عمودی تمرکز دارند (مثل اتریوم یا EOS)، دنیای بلاک چین‌‌ و رمز ارزها را اداره می‌‌کنند. هر بلاک چین‌‌ می‌‌خواهد الگوریتم اجماع و توزیع خود را گسترش دهد. تفاوت بین این نکته و انقلاب محاسباتی اولیه‌‌ آن‌‌ها در این است که این برنامه‌‌های عمودی، به هدف تولید ارزش مالی ساخته شده اند و برنامه‌‌هایی که در دستیابی به این هدف به آن‌‌ها کمک نکنند را نمی‌‌پذیرند. این برنامه‌‌ها دور بوستان‌‌های توسعه، دیوار می‌‌کشند و تنها به ایده‌‌هایی که به ارتقاء رمز ارز و پلتفرمشان کمک کند اجازه‌‌ی رشد می‌‌دهند.

آینده‌‌ بلاک چین ها، لایه‌‌های فشرده‌‌ای است که به طور مستقل توسعه یافته اند و در بلاک چین های قابل نگارش ترکیب می‌‌شوند. این بلاک چین‌‌‌‌ها قدرتمندتر از بلاک چین‌‌‌‌های عمودی فعلی هستند. بلاک چین های امروزی به فاز اولیه‌‌ی فناوری لایه‌‌ی 2 دست یافته اند. این فناوری‌‌ها به زنجیره‌‌های عمودی امروزی متصل می‌‌شوند و کدهایی مانند قراردادها، ارزش‌‌ها و دیگر آیتم‌‌های تعامل‌‌پذیر بین بلاک چین ها را به آن‌‌ها اضافه می‌‌کنند. اپلیکیشن های لایه‌‌ 2 باید به همه‌‌ی تغییر و تحولاتی که در بلاک چین های عمودی رخ می‌‌دهد احاطه داشته باشند تا مطمئن شوند که سیستم معاملاتی آن‌‌ها در همه‌‌ی نسخه‌‌های نرم‌‌افزاری، قابل پیاده‌‌سازی است. این تغییرات در راستای تعامل پذیری بیشتر بلاک چین ها و مطابق با استانداردهای بین‌‌المللی رخ می‌‌دهند.

بوستان‌‌های دیوارکشی شده‌‌ امروزی، با بلاک چین‌‌‌‌های در دسترس امروزی ساخته شده اند. آن‌‌ها از پشته (Stack) کدهای معرف خود تشکیل شده اند و مولفه‌‌های قابل گسترش می‌‌سازند؛ مولفه‌‌هایی که تا زمانی که اهداف بوستان را تامین کنید کاربرد دارند. اپلیکیشنی که از یک پشته کد تشکیل شده، جلوی خلاقیت را می‌‌گیرد و در نهایت استانداردهای بین‌‌المللی را نقض می‌‌کند. این بوستان‌‌ها، لایه‌‌های اپلیکیشن و کدهای پروتکل را به شکلی که هدفشان را تامین کند، در هم می‌‌آمیزند. از آن جایی که همه‌‌ی مولفه‌‌ها از یک کد تنها برخاسته اند و قابل تقسیم بین لایه‌‌ها نیستند، هیچ به‌‌روزرسانی امکان‌‌پذیر نیست. هر مولفه به توابع بیشتری نیاز دارد تا بتواند با توابع بلاک چینی جدید هماهنگ شود؛ بنابراین یا باید مولفه‌‌ها به لایه‌‌های فشرده تقسیم شود یا کدها تغییر کنند. از طرفی تغییر کدها، خطا ایجاد می‌‌کند زیرا این کدها بسیار پیچیده هستند. حکمرانی بر این زنجیره‌‌های عمودی چالش بزرگی است و باید رضایت همه‌‌ اعضای شبکه را جلب کنید تا این تغییر بزرگ را ایجاد کنید. اپلیکیشن‌‌های لایه‌‌ی 2 آماده‌‌ی پذیرش هر نوع تعامل پذیری با فناوری‌‌های جدید هستند و توابع جدید را قبول می‌‌کنند. لایه‌‌های فشرده، با مولفه‌‌های بهبودیافته که مطابق با استانداردهای بین‌‌المللی تعریف شده اند، به زودی ظهور خواهند کرد.

این لایه‌‌ها چیستند؟ بلاک چین‌‌‌‌ها می‌‌توانند به مولفه‌‌هایی که با اپلیکیشن‌‌های وب امروزی تعامل دارند، تقسیم شوند. این مولفه‌‌ها می‌‌تواند کوین، اجماع، پایگاه داده‌‌ی زنجیره‌‌ای (دفتر کل)، قرارداد هوشمند، هویت، کیف پول، شبکه‌‌ی همتا-به-همتا (برای اعتباربخشی و کشف نودها)، رمزنگاری، خدمات درگاه (APIها) و غیره باشد. سوالی که پیش می‌‌آید این است که حتی اگر امکانش وجود داشته باشد، چرا باید موسسه‌‌ام را به چندین لایه تقسیم کنم؟ آیا این مولفه‌‌ها صحیح اند یا به توابع بیشتری برای تقسیم‌‌بندی آن‌‌ها نیاز داریم؟ من حس می‌‌کنم ما هنوز در مرحله‌‌ی درک اینکه چه مولفه‌‌ای مناسب است و اینکه این مولفه‌‌ها چگونه باید با هم تعامل ‌‌کنند قرار داریم. استانداردها باید ساخته شوند و با ابزارهای مورد نیاز تطبیق پیدا کنند. با طراحی و ساخت استانداردهایی برای هر لایه، انقلاب واقعی بلاک چین‌‌ آغاز خواهد شد.

مطابق با اهداف تخصصی خود، زنجیره‌‌ی Sawtooth را برای شرکت خود، Taekion، انتخاب کرده ام. این زنجیره تحت کنسرسیوم هایپر لجری که توسط لینوکس اجرا می‌‌شود، ساخته شده است. این زنجیره حتی الان هم الگوریتم اجماع خود را تقسیم‌‌بندی کرده تا هر کسی بتواند بسته به حجم کار خود، آن را ارتقا دهد. ارتقاء دادن الگوریتم اجماع کار پسندیده‌‌ای است ولی امنیت آن در اپلیکیشن‌‌های مختلف چگونه تامین می‌‌شود؟ احتمالا باید جوری تغییر کنند که علاوه بر امنیت بالا، تراکنش‌‌های سریعی هم داشته باشیم. هم اکنون بیش از 50 مکانیزم اجماع وجود دارد؛ مانند اثبات کار، اثبات حالت، اثبات زمان و غیره. این مکانیزم‌‌ها بین امنیت و مقیاس‌‌پذیری تعادل ایجاد می‌‌کنند. در آینده، مکانیزمی ارائه خواهد شد که بتواند بر روی تمام زنجیره‌‌هایی که با استانداردهای جهانی تطبیق دارند، کار کند.

این سیستم‌‌ها از زنجیره‌‌ی بلوک‌‌ها (دفتر کل) استفاده می‌‌کنند؛ زنجیره‌‌هایی که می‌‌توانند با رمزنگاری پایگاه داده‌‌های مختلف، در حالت “append only” ارتقاء یابند. تا کنون، Mongo) Bigchaindb) و Postgres) Credereum)می‌‌خواهند پایگاه داده‌‌های قدیمی خود را با کمک قابلیت‌‌های بلاک چین‌‌، توسعه دهند. منتظرم ببینم الگوریتم‌‌های اجماع، کوین‌‌ها، قراردادهای هوشمند و دیگر آیتم‌‌های بلاک چینی، در پایگاه داده‌‌های قدیمی چگونه عمل می‌‌کنند.

قراردادهای هوشمند باید بتوانند در هر سیستمی که سازنده انتخاب کرده، عمل کنند؛ نه اینکه محدود به دیوارهای بوستان امروزی باشند. بسیاری از شرکت‌‌ها در حال ساخت قراردادهای هوشمند تعامل‌‌پذیر هستند (مثل Chainlink) و این نشان می‌‌دهد قراردادهای هوشمند در همه‌‌ بلاک چین‌‌‌‌ها قابل پیاده‌‌سازی هستند. مطابق استانداردهای بین‌‌المللی، قراردادها در هر زنجیره‌‌ای که آن‌‌ها را بپذیرد عمل می‌‌کنند و یک API استاندارد برای دستیابی به اطلاعاتِ به کار رفته در قراردادها دارند (به آن‌‌ها اوراکل می‌‌گویند). این قراردادها باید از ارزها و ارزهای مجازی مختلفی حمایت کنند. نوع ارز و پشته‌‌ی عمودیِ سازنده‌‌ی قرارداد مهم نیست و تنها چیز مهم در قرارداد، حکمرانی قرارداد است.

هایپرلجر یک لایه‌‌ی فشرده به نام Ursa ساخته که امکان تقسیم‌‌بندیِ کدهای اصلیِ رمزنگاری را فراهم می‌‌کند. هر اپلیکیشن بلاک چین‌‌ می‌‌تواند از این رمزنگاری فشرده به عنوان لایه‌‌ای در فضای بلاک چینی خود استفاده کند. از آن جا که رمزنگاری در طول زمان دستخوش تغییر می‌‌شود (در مواجهه با ماشین‌‌های قوی‌‌تر، باید الگوریتم‌‌های رمزنگاری‌‌شده‌‌ را رمزگشایی کنند) مجبور نیستید کد اصلی را دوباره بنویسید. فقط کافی است مطمئن شوید که رمزنگاری جدید، لایه‌‌ی فشرده را درک می‌‌کند. فشرده‌‌سازی‌‌هایی مثل Ursa ، برنامه‌‌نویس‌‌ها را از ارجاع‌‌دهیِ چندباره به یک روش متداول بی‌‌نیاز می‌‌کند و تنها با ارجاع به یک API، به جدیدترین الگوریتمِ به کار رفته در هر اپلیکیشن، دسترسی خواهید داشت.

امروزه، کوین‌‌های به کار رفته در اکثر بلاک چین‌‌‌‌ها، با استفاده از چارچوب کاری ERC20 فشرده‌‌سازی شده اند. ولی کوین‌‌های ERC20 فقط در اتریوم کار می‌‌کنند؛ یعنی باید در بوستان‌‌های دیوارکشی‌‌شده‌‌ی اتریوم اعتباردهی شوند. ارز فیات و سهام‌‌ها مثل ارزهای مجازی برای اعتباردهی، محدود به یک پشته‌‌ی خاص نیستند. به نظر من کوین‌‌ها باید در پشته‌‌های کاملا جدیدی ساخته شوند و با ترکیب و منطبق شدن با دیگر مولفه‌‌ها، ارزهای مجازی تعامل‌‌پذیر جدید بسازند. چرا باید کوین‌‌ها به یک نشان مجازی در شبکه‌‌ای ناشناس تبدیل شوند؟

نتیجه‌‌ی نهایی این مولفه‌‌های فشرده، شکستن دیوارهای عمودی این بوستان‌‌ها است که با وجود ارزهای مجازی سر پا مانده اند. بلاک چین های قابل نگارش ظهور می‌‌کنند، آن‌‌ها بر پایه‌‌ی اپلیکیشن‌‌ها نوشته می‌‌شوند و در کنار یک دیگر، بلاک چین های خصوصی و عمومی کاملا جدیدی می‌‌سازند. “مقیاس‌‌پذیری، تعامل پذیری و پایداری بلاک چین‌ها” اتحادیه‌‌ی اروپا این وضعیت را به خوبی بیان کرده است:

نقصی آشکار در روش بوستان-دیوار وجود دارد و آن هم خود دیوارهاست. شبکه‌‌ها به نسبت اندازه‌‌‌شان قدرتمندند. تا آن جا که می‌‌دانیم، نسخه‌‌های خصوصی بزرگ اینترنت، مثل AOL با توسعه‌‌ی نسخه‌‌های جهانی، غیر متمرکز، آزاد و کاربرپسند در شبکه‌‌ی جهانی اینترنت، حذف خواهند شد. این مدل به دلیل مفید بودن و جامع بودن، موفق خواهد شد. درست مثل اتفاقی که برای بلاک چین‌‌ رخ داد.

 

دوران پشته‌‌های عمودی تمام شده است، درست مثل ارتقاء Web 1.0 به Web 2.0. باید به دنبال مجموعه مولفه‌‌های قوی و تعامل پذیری باشیم که با استانداردهای بین‌‌المللی مطابقت دارد و شبکه‌‌های پرسرعت و مقیاس‌‌پذیری را با این مولفه‌‌ها بسازیم. این مولفه‌‌ها بلاک چین‌‌‌‌ها و ارزهای مجازی جدیدی خواهند ساخت.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.