تئوری ایجاد یک بازار مالی نوین با کریپتوکارنسی (بخش اول)

تکنولوژی بلاکچین و کریپتوکارنسی پایه‌‌های زیرساخت نوین مالی هستند، درست همانطور که اینترنت پایه‌‌ی زیرساخت نوین اطلاعات بود. هیچکدام از این دو یک ‌‌شبه ساخته نشدند. در این مقاله به نقاط ضعف و قوت کریپتوکارنسی برای خلق یک سیستم مالی نوین و حوزه‌هایی که بیشترین تاثیر را در آن‌ها خواهد داشت، پرداخته شده است. در بخش اول از این مطلب، تاثیر این فناوری بر حوزه‌های مالی و سیستم پول و نقش مهم نقدینگی در این روند بررسی شده است.

0 101

برای خواندن بخش دوم این مقاله می توانید اینجا و برای خواندن بخش سوم اینجا را کلیک کنید.

این تز نیازمند شناخت اساسی بلاکچین‌‌ها، قراردادهای هوشمند، بیت کوین‌‌ و اتریوم است. اگر با این‌‌ها آشنا نیستید خلاصه کوتاهی از آن را بخوانید: بیت کوین‌‌ قابلیت ارسال ارزان و سریع بدون واسطه پول به سراسر جهان را به وجود آورد. اتریوم همین ایده را با قراردادهای هوشمند توسعه داد که به شما اجازه می‌‌دهد تا به طور برنامه‌‌ریزی‌‌شده پولتان را مدیریت و کنترل کنید. شما می‌‌توانید برنامه‌‌های کامپیوتری بسازید که از افراد مختلف پول گرفته و سپرده‌‌گذاری کند و سپس اموال را در میان افراد بر اساس شرایط مشخص توزیع می‌‌کند. به عنوان مثال، آن شرایط می‌‌توانند یک معامله، اختیار معامله، قراردادهای آتی، اوراق قرضه یا دیگر قراردادهای مالی را تکثیر کند. علاوه بر این، بخش مهم این است که شما می‌‌توانید بدون نیاز به اعتماد به شخص ثالثی این کارها را انجام بدهید و قراردادها خودشان به دلیل برنامه‌‌ای بودن کارها، خودشان را اجرا می‌‌کنند و همکاری هم در اینجا آسان‌‌تر است چون این بازارها همه آزاد، عمومی و از طریق اینترنت قابل‌‌دسترسی هستند. اگر این پاراگراف به نظرتان به درد نمی‌‌خورد احتمالا باید مقداری مطالعه دیگر داشته باشید: پیشنهادم این است وایت‌‌پیپرهای بیت کوین‌‌ و اتریوم را بخوانید.

یک زیرساخت مالی نوین

تکنولوژی بلاکچین و کریپتوکارنسی پایه‌‌های زیرساخت نوین مالی هستند، درست همانطور که اینترنت پایه‌‌ی زیرساخت نوین اطلاعات بود. هیچکدام از این دو یک ‌‌شبه ساخته نشدند.

وقتی به تاریخ ترقی و توسعه آزادی بیان و افزایش دسترسی آزاد به اطلاعات نگاه کنید، متوجه می‌‌شوید که تقریبا در همه جهان جامعه با شاخص‌‌های مشخصی پیشرفت می‌‌کند: نرخ سواد، پیشرفت آموزشی، بکارگیری ایده‌‌ها و تکنولوژی‌‌های جدید، تولید ناخالص ملی، سرانه و نرخ فقر از جمله این‌‌ها هستند.

اولین انقلاب اطلاعاتی صنعت نشر بود که پس از آن تلگراف، تلفن، رادیو، تلویزیون و اینترنت ظهور پیدا کردند. اینترنت از این نظر جالب است که همه تحولات دیگر را در یک جا جمع می‌‌کند: می‌‌توانید در اینترنت موسیقی و صدا گوش کنید، متن بخوانید و ویدیو ببینید. می‌‌توانید این کارها را در یک جا انجام دهید. اینترنت برخلاف تحولات تاریخی اطلاعات، نه‌‌تنها دسترسی به محتوا را متحول کرد، بلکه ساخت محتوا را هم به دست مردم انداخت.

این چه ارتباطی با حوزه مالی دارد؟

بخش مالی دست‌‌خوش چنین تحولاتی نشده است و هیچ چیزی حتی شبیه به آزادی بیانی که اینترنت وارد جامعه کرد را ارائه نداده است. در بهترین حالت ممکن می‌‌توان گفت که امروزه بیشتر معامله‌‌ها الکترونیکی رخ می‌‌دهند؛ زیرساخت مالی برای ارتباطات خود از اینترنت استفاده می‌‌کند و سرعت انجام کار هم از دهه 1970 به این‌‌ طرف افزایش قابل‌‌توجهی داشته است. با این حال بخش مالی در حیاتی‌‌ترین نقطه خود متحول شد: ساخت ابزارها، قراردادها و معاهده‌‌های جدید. امروزه اگر بخواهید یک قرارداد مالی جدید ایجاد کنید (یک مشتقه، وام یا ابزار بازار پول) کارتان خیلی راحت است. خلاصه اینکه بخش مالی هنوز گام اولی را که معادل شروع صنعت چاپ در بخش تحول اطلاعات بود، شروع نکرده است.

با آزاد کردن دسترسی برای ساخت آزادانه بازارهای مالی جدید، جامعه سود خواهد برد، اما این بار ارزش، پول و نظام مالی متحول خواهد شد.

چیز عجیب دیگری به‌‌ویژه درباره رمز ارزها وجود دارد: با وجود وضعیت اسف‌‌بار بخش مالی، ما تنها به دنبال ایجاد تحولی مانند تحول صنعت نشر یا تلگراف یا نشر نیستیم. نه! هدف ما در اینجا پرش مستقیم به مرحله واسطه‌‌زدایی و آزادی بیان اینترنت در حوزه مالی است.

طبیعی‌‌ است اگر پول را افزونه‌‌ای از بیان در نظر بگیریم و چه موافق باشید چه نه، قانون Citizens United این کار را به نحو موثری انجام می‌‌دهد. اما برای تشخیص اینکه این بایت‌‌های موجود در کامپیوتر خود نوعی بیان هستند نیازی به دیوان عالی نیست، پس اگر پول را بایت در نظر بگیریم پس آن هم نوعی بیان و گفتار است.

چرا باید این کار را بکنیم؟ دستاورد آن چیست؟

همانطور که اینترنت یک زیرساخت موازی اطلاعات را به وجود آورد، کریپتو هم یک زیرساخت مالی موازی خلق کرد. البته اتفاقی که در اینترنت با اینترانت‌‌ها به وجود آمد قرار نیست با بلاکچین‌‌های خصوصی بیافتد.

یادتان که است که پس از ایجاد اینترنت شرکت‌‌ها یا «بومی اینترنت» بودند یا غول‌‌های آفلاین (ناشران، موسیقی و تلویزیون/ویدیوها و پخش‌‌ زنده)؟ همان مورد در اینجا اتفاق خواهد افتاد. غول‌‌های مالی قدیمی یا باید این سیستم موازی را حمایت کرده، به کار گرفته و در نهایت به آن بپیوندند یا محو شوند.

این زیرساخت بدون مرز، ارزان، سریع خواهد بود و مهم‌‌تر از همه به مردم اجازه معامله بر چیزهایی را می‌‌دهد که پیشتر هیچگاه قادر به تبادل آن نبودند و اگر بازاری برای آنان وجود ندارد پس بیایید بازاری برایشان بسازیم.

تصور کنید بتوانید یک بازار مالی نوین را با چند نکته و کلیک توسعه دهید که پیشتر یک قرارداد چند میلیون دلاری طراحی شده توسط گلدمن را نیاز داشت!

این نه‌‌تنها در آینده به وجود می‌‌آید، بلکه همین الان هم رخ داده است. استفاده از آن درست مثل اینترنت در سال 1992 کند، گران و سخت خواهد بود. طی چند سال آینده سریع، ارزان و آسان خواهد شد. یکی از منافع اینترنت این است که به ما کمک می‌‌کند کریپتو را سریع‌‌تر بسازیم، چیزی که در روزهای اول به وجود آمدن فضای وب وجود نداشت. دلیل ممکن شدن همه این‌‌ها، پایین بودن هزینه‌‌های اجرای بلاکچین است. همه این‌‌ها به صورت برنامه‌‌ای انجام می‌‌شوند و نیازی به اعتماد به فرد یا موسسه دیگری برای انجام این کار به شیوه صادقانه و آزاد نیست.

قابلیت انجام چه چیزهایی را خواهد داشت؟

برای هر نظام مالی‌‌ به دو جزء اصلی نیاز دارید: مبنا و مشتقات.

مبنا همان چیزی است که در دنیای واقعی وجود دارد: اوراق سهام، اوراق قرضه، بورس کالا و غیره. مشتقات قراردادهایی هستند که ارزش خود را از عملکرد یک زیرساخت به دست می‌‌آورند. مثلا مشتقات سهام شرکت تسلا می‌‌تواند حق خرید تسلا در آینده با قیمت مشخصی را بدهد یا می‌‌تواند قراردادی نقدی باشد که مابه‌‌تفاوت بین قیمت امروز تسلا و قیمتی را که طی یک ماه معامله می‌‌شود پرداخت کند. بیشتر فعالیت و ارزش موجود در نظان مالی به شکل مشتقات است: چرا باید یک مبنا خرید، در حالی که می‌‌شود به جای آن روی چیزی سرمایه‌‌گذاری کرد که با شرایطتان سازگاری دارد (مشتقات)؟

این اصول در هر سیستم فعالی نیازمند یک سری ابزار از جمله موارد زیر هستند:

  • اهرم: یعنی توانایی شرط بستن بر اینکه قیمت فلان چیز یک دلار بالا می‌‌رود و شما مقداری از آن سود یا ضرر می‌‌کنید.
  • ودیعه: توانایی قرض گرفتن برای خرید چیزهای بیشتر دربرابر آنچه اکنون دارید (خواهید دید که این چقدر زود به خطا می‌‌رود)
  • واحد حساب: چیزی که برای معامله، باثبات باشد (مثلا دلار)
  • زیرساخت تبادلی برای معامله دارایی در آن
  • زیرساخت وام‌‌دهی و صدور: برای صدور ابزارهای بدهی و سهام (زیرساخت پروژه‌‌هایی که با این اصول اولیه کار می‌‌کنند به سه دسته تقسیم می‌‌شوند: آن‌‌هایی که صدور مبنا در بلاکچین را ممکن می‌‌سازند، آنانی که معامله مشتقات بر مبنا را تسهیل می‌‌کنند و آن‌‌هایی که معامله مشتقات بر هر چیز دیگری را فراهم می‌‌آورند.

در هر مورد، زیرساخت کریپتو قابلیت سازگاری دارد.

مثلا ایجاد و کدنویسی اهرم در زیرساخت یک قرارداد آسان است. ودیعه (و وام‌‌دهی) نیازمند سیستمی مانند Dharma است که امکان قرض گرفتن رمز ارز با استفاده از رمز ارزهای دیگر به عنوان همتا را فراهم می‌‌کند.

برای واحد حساب، گرفتن یک رمز ارز باثبات چالش است. این کار به سادگی توکنی کردن دلار نیست؛ بانک سپرده می‌‌تواند حساب را به شکل غیرمنتظره مسدود کند. رویکرد بهتر، ساختن چیزی مانند Maker است که در حال توسعه دادن Dai (یک ارز با پشتوانه و فیزیکی و اولین سکه باثبات غیرمتمرکز بر بلاکچین اتریوم) است. این سکه باثبات توسط ارائه وثیقه در سیستم با دارایی‌‌های کریپتوی دیگر پشتیبانی می‌‌شود. بر خلاف حرف‌‌های وبلاگ‌‌نویسان، Dai هنوز ارزش یک دلاری خود را حفظ کرده است.

0x برای زیرساخت صرافی یک پروتکل باز برای فرمت‌‌های پیام‌‌رسانی غیرمتمرکز بر بلاکچین اتریوم است. 0x در حال ساخت زیرساخت‌‌های صرافی و پروتکل‌‌های توسعه مورد استفاده صرافی‌‌هاست.

امروه جامعه بلاکچین در حال ایجاد بنیان و زیرساخت مورد نیاز برای میزبانی کردن مجموعه ابزارهای لازم یک سیستم مالی فعال است. این تکنولوژی برای بازارهای چندوجهی بسیار مناسب است.

دارایی‌‌های سنتی اندک

همه دارایی‌‌های سنتی به بلاکچین کوچ نمی‌‌کنند و آن‌‌هایی هم که این کار را بکنند با محدودیت‌‌هایی روبرو خواهند شد، چون با دنیای واقعی تماس دارند.

به‌‌عنوان مثال، توکن‌‌های امنیتی یک نوآوری بسیار خوب 9 تا 10 هستند، اما از نوع نوآوری‌‌های 0 تا 1 مانند پروژه‌‌های توصیف‌‌شده در بالا نیستند. هرچه تعامل بین دنیای واقعی و بیت کوین‌‌ بیشتر باشد، پروژه چالش‌‌برانگیزتر می‌‌شود و منافع امنیتی استفاده از پروتکل از بین می‌‌روند.

برای مثال اگر مالک یک دارایی توکنی‌‌شده کلید خصوصی خود را گم کند، احتمالا حق دارند دارایی‌‌شان را بازیابی کنند. با این حال با اضافه شدن هرچه بیشتر لایه‌‌های مدیریتی، پروتکل درنهایت با یک پشت صحنه سازمانی آرام‌‌تر و تعامل عمومی بلاکچین کمتر با پایگاه داده 2.0 وال استریت هم‌‌سو می‌‌شود.

استثناهای زیادی برای این وجود دارد، مثلا Harbor که تلاش می‌‌کند دارایی‌‌های دنیای واقعی را به توکن تبدیل کرده و آنان را در اتریوم قابل معامله کند. مزایای این کار شامل هزینه کمتر برای امن کردن دارایی‌‌ها و ابزارهای نقدینگی بیشتر است و احتمالا این مورد دوم بزرگ‌‌ترین منفعت آن است. با این حال تامین سرمایه در این حوزه دشواراست، اما بازیگرانی مانند Harbor هستند که تسلط یافته و بیشتر ارزش موجود به سوی شرکت و دارایی‌‌هایی می‌‌روند که به توکن تبدیل شده‌‌اند.

برای صدور بدهی مبنا، پروتکل Dharma بسیار مناسب بوده و بیشتر از همه بومی کریپتو است. برای مشتقاتی که بر مبنا قرار دارند، پروژه‌‌هایی مانند dydx (یک پروتکل متن باز برای معامله ودیعه غیرمتمرکز و مشتقات توکنی بر اتریوم) وجود دارند. برای معامله بر هر چیز دیگر، حتی دارایی‌‌هایی که هیچ مبنای درون زنجیره‌‌ای ندارند، سرویس Augur هست که یک پایگاه داده غیرمتمرکز و پروتکل پیش‌‌بینی بازار است. در حالی که تبدیل کردن بیشتر دارایی‌‌های دنیای واقعی به توکن در بهترین حالت دهه‌‌ها طول می‌‌کشد، به محض اینکه بلاکچین‌‌ها به مقیاس برسند و ارزهای فیات خوبی در جریان کار قرار بگیرند، این پروتکل‌‌های نوین مالی خواهند توانست سریع‌‌تر از یک ماشین مدل 3 تسلا به حرکت دربیایند.

در کنار حوزه مالی، روی چه چیز دیگری تاثیر خواهد داشت؟

تکنولوژی بلاکچین برای بازارهای چندوجهی به ویژه بازار مالی خوب است. نمونه استفاده‌‌های دیگر که با بازارهای مالی همگرایی دارند شامل: بازارهای ذخیره فایل مانند فایل‌‌کوین، بازارهای رایانشی مانند فان‌‌فیر و پروتکل‌‌های اشتراک‌‌گذاری اقتصادی مانند اوریجین وجود دارند. این پروژه‌‌ها نیروبخش بازی واسطه‌‌زدایی هستند: سودجو را حذف کن و آن را با نرم‌‌افزار جایگزین کن. همان‌‌طور که نرم‌‌افزار دنیا را می‌‌خورد، نرم‌‌افزار نرم‌‌افزار را می‌‌خورد.

در مورد پول چطور؟

متوجه خواهید شد که در اینجا چندان به پول نپرداخته‌‌ایم. در کل پول و پرداخت‌‌ها از آخرین حوزه‌‌هایی هستند که بلاکچین بر آنان اثر می‌‌گذارد. اما این حوزه هم بالاخره توسط کریپتو متحول خواهد شد. در حالی که بیت کوین‌‌ شاید به طلای دیجیتال تبدیل شود، اما جای پول را نمی‌‌گیرد چون بسیار پرنوسان است. برای گرفتن جای پول طراحی نشده است و هیچ سیاست پولی پویایی ندارد. به نظرم Beam فرصت دستیابی به این هدف را دارد: این تنها رمز ارزی ا‌‌ست که تاکنون سیاست پولی برای به حداقل رساندن نوسان داشته است و هیچ وابستگی 1به1 با ارز سنتی ندارد. هر چیزی که نتواند در دنیای واقعی و معمولی به درستی کار کند، احتمالا در کریپتو هم کار نخواهد کرد. هرچه در دنیای واقعی کار کند، در کریپتو هم کار می‌‌کند و این همان چیزی است که Beam برایش تلاش می‌‌کند.

نقدینگی مهم است

وجود یک سیستم نوین مالی به نظر هیجان‌‌انگیز و امیدبخش می‌‌رسد، اما بدون نقدینگی مبنا بی‌‌ارزش خواهد بود. نقدینگی چیست؟ نقدینگی مانند یک جریان آب است. یک رود خشک شده هیچ فایده‌‌ای ندارد، ماهی نمی‌‌تواند در آن شنا کند. از سوی دیگر، یک رود پرآب اکوسیستم کوچکی را حفظ می‌‌کند. تصور کنید می‌‌خواهید سهام تسلا را بخرید: اگر سعی کنید به ارزش 5000 دلار سهام بخرید و سفارشتان بلافاصله پر شود، به نظرتان این بازار دارای نقدینگی است. با این حال اگر تصمیم به خرید 5000 دلار سهام بگیرید و انجام آن یک روز طول بکشد، گفتن اینکه بازار نقدینگی ندارد صحیح است. برای ایجاد نقدینگی، باید معامله در بازار منصفانه، ارزان، آسان و سریع باشد. در حال حاضر بازارهای مالی مبتنی بر بلاکچین بسیاری از این ویژگی‌‌‌‌ها را ندارند. در نتیجه پیش از به وجود آمدن این ویژگی‌‌ها، انتظار دیدن نقدینگی یا استفاده چندانی را نداریم.

هرکس که می‌‌گوید نبود کاربر به معنای بی‌‌استفاده بودن بلاکچین است، احتمالا نمی‌‌داند نقدینگی چیست و چه چیزی آن را جذب می‌‌کند. برای اینکه چیزی مورد استفاده قرار بگیرد و به طور همگانی پذیرفت شود، باید نسبت به آنچه وجود دارد 10 برابر بهتر باشد. ما در تکنولوژی بلاکچین هنوز به این نقطه نرسیده‌‌ایم. این مسئله را بعدا در این مقاله مورد بحث قرار می‌‌دهیم.

این نبود نقدینگی یک محدودیت الزام‌‌آور است. اگر مردم نتوانند به سرعت معامله کنند و بازار به وجود بیاورند، به دلیل کند یا گران بودن اجرای کار، از نظر عملی امکان راه‌‌اندازی بازار وجود ندارد. به محظ اینکه مشکلاتی که بعدا عرض می‌‌کنم حل شوند، به‌‌نظرم شاهد یکی از سریع‌‌ترین تغییرات منحنی S در استفاده از یک پدیده خواهیم بود.

شروع یک بازار در کریپتو شبیه ساختن یک اپلیکیشن وب 2 و منتظر ماندن برای ورود ترافیک با راه‌‌اندازی سرورهای جدید نیست. در اینجا بدون داشتن ظرفیت بالای سرور نمی‌‌توانید ترافیک چندانی دریافت کنید چون نقدینگی نقدینگی می‌‌آورد. اگر معامله‌‌گران نتوانند بر اپلیکیشن‌‌های مالی بازاریابی کنند توانایی افزودن نقدینگی را نخواهند داشت.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.