بلاکچین چگونه نظم اقتصادی، محیطی و اجتماعی ما را در آینده متحول می‌کند (بخش اول)

پول همواره خود را به عنوان یکی از مهم‌‌ترین عوامل در زندگی آدمی جای داده و به عضوی جدایی‌‌ناپذیر از زندگی جمعی تبدیل شده است. اما به نظر می‌‌رسد که با شروع یک دهه اخیر مفهوم جدیدی از پول وارد عرصه اقتصادی شده و باید خود را برای فضایی کاملا نوین آماده کنیم. فضایی که در قالب فناوری بلاکچین و رمز ارز ها نمود خواهد یافت.

0 90

در این مجموعه نگاهی به سال‌‌های بعد از 2020 خواهیم داشت، به اینکه آینده رمز ارز ها فراتر از خصلت‌‌های کنونی کریپتو و جنبش سایفرپانک چه چیزی را پیش روی ما قرار خواهد داد – تا بتوانیم ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود را تغییر دهیم. همچنین در مورد این نکته بحث خواهیم کرد که در آینده به چه شکل می‌‌توانیم نقش دوگانه رمز ارزها به عنوان واحد ذخیره ارزش و ابزار مبادله را از یکدیگر جدا کنیم و اینکه چرا بیت‌‌کوین و رمز ارز‌‌های دیگر فرصتی منحصربه‌‌فرد را برای درهم شکستن چرخه‌‌ بدهی فراهم آورده‌‌اند که توسط ارز فیات و بانک‌‌ها به وجود آمده‌‌اند.

می‌‌توانید بخش دوم تغییر ساختار اقتصادی توسط بلاکچین را در سایت فینمگ مطالعه کنید.

فرصتی که هر هزار سال یک بار پیش می‌‌آید

تغییر شکل بازارهای سرمایه اولین قدم فناوری بلاکچین خواهد بود، اما زمانی که به نقش رمز ارز‌‌ ها در حرکت جهانی از رشد تصاعدی به سمت رشد باثبات در حوزه استقلال مالی نگاه می‌‌کنیم، به این نتیجه می‌‌رسیم که این قدم در واقع آغازگر چیزهای بسیار بیشتری می‌‌باشد.

اگرچه رمز ارز‌‌ ها در حال حاضر دچار بحران هویتی شده‌‌اند، اما مطمئنا توانایی “دموکراتیک کردن پول” و “غیربانک‌‌سازی بانک‌‌ها” را دارا می‌‌باشند، همانطور که هدف اصلی بیت‌‌کوین می‌‌باشد. اما این فرآیند به همان شیوه نخواهد بود که بیشتر مردم انتظار دارند.

چنین چیزی از طریق خرید و فروش دارایی‌‌های دیجیتالی یا افزایش ETF (صندوق قابل معامله در بورس) و ICO ها (عرضه اولیه کوین)، نوآوری در پلتفرم‌‌های مبادلاتی، DEX (صرافی‌‌های غیرمتمرکز) یا الگوریتم‌‌های جدید رخ نخواهد داد. به جای آن، رمز ارز‌‌ ها دنیای ما را از طریق گسترش مسیر اقتصادی به محدوده فراتر از “عصر اعتبار” تغییر خواهند داد، عصری که به دلیل ترازنامه‌‌های دولتی و متورم ساختن دارایی‌‌ها چنین طولانی شده است تا رشد تولید ناخالص داخلی ادامه یابد و دوره‌‌ای شامل رشد کمتر و مصرف پایین‌‌تر به وجود آید.

BLOCKCHAIN

صدها سال است که نقش دوگانه پول به عنوان واحد ذخیره ارزش و ابزار مبادلاتی واضح بوده است، چرا که طبقه کارگر از آن برای زنده ماندن استفاده می‌‌کنند و طبقه اشرافی از طریق قرض دادن آن به کارگران، پول را به نوعی وام اقتصادی تبدیل کرده‌‌اند. این تضاد به نوعی انحراف در سیاست‌‌های دولتی ختم شده است و طبقه کارگر را کاملا در بند نرخ سود قرار داده است تا بتوانند قرض‌‌های خود را بپردازند، در حالی که طبقه کاسب به دنبال بالاترین سود می‌‌باشند تا بیشترین درآمد را از سرمایه‌‌های خود داشته باشند.

این نقش دوگانه ارزهای ملی را به بازیچه‌‌ای برای خرید و فروش‌‌های عظیم تبدیل کرده است و هر ساله شاهد عواقب اقتصادی و انسانی آن هستیم. هر روز حدود 1.3 تریلیون دلار در بازارهای ارزی مبادله می‌‌شود که ارزش بازارهای سهام جهانی را تحت‌‌الشعاع خود قرار داده است. همچنین 96% از این مبادلات صرفا خرید و فروش می‌‌باشند. این روند به پیدایش حمله‌‌های مبتنی بر سبک “سوروس” ]جورج سورس، تاجر معروف[ بر روی ارزهای ضعیف‌‌تر منتهی شده است که بحران اعتباری به وجود آمده در چندین اقتصاد در حال توسعه مانند مکزیک و آرژانتین را نیز تسریع بخشیده است.

کریپتو: مرحله بعدی پول

در طی چند قرن گذشته، ارزها دچار مراحل مختلفی از دون‌‌سازی شده‌‌اند، چیزی که توسط عده‌‌ای به عنوان قانون گرشام (Gresham’s Law) شناخته می‌‌شود و در آن ارزهای باثبات (باکیفیت) توسط شکل‌‌های جدیدی از پول (بی‌‌کیفیت‌‌تر) و با همان ارزش اسمی جایگزین می‌‌شوند. مردم ترجیح می‌‌دهند همان ارزهای بی‌‌کیفیت جدیدتر را خرج و ارزهای قدیمی‌‌تر را ذخیره کنند تا زمانی که سرعت آنها بیشتر شده و پول‌‌های قدیمی از سیستم بیرون انداخته می‌‌شوند.

این فرآیند باعث رقیق‌‌سازی ارزها از کالاهایی مانند گله، حبوبات و سکه‌‌های فلزی (نقره، طلا، نیکل) و غیره شده است، که به نوبه خود دچاری چنین سرنوشتی شدند تا به مقدار بیشتر تولید شوند، و سپس از اسکناس‌‌های فیات “بی‌‌ارزش” و در نهایت از اعتبارهای ناچیز جدا شده‌‌اند که صرفا چند بیت در فضای کامپیوتر می‌‌باشند.

اکنون می‌‌توان پیگیری “جام طلایی” رمز ارز‌‌ ها را در استیبل‌‌کوین‌‌ها جستجو کرد – ارز تراکنشی و باثباتی که می‌‌تواند با حمله‌‌های مبتنی بر خرید و فروش و دون‌‌سازی به خوبی مقابله کند. این ارز هنوز هم در مرحله آزمایش می‌‌باشد، اما پروژه‌‌های بسیار زیادی به دنبال بهره جستن از آن می‌‌باشند: از استیبل کوین‌‌های پشتیبانی‌‌شده توسط ارزهای فیزیکی گرفته تا کوین‌‌های پشتیبانی‌‌شده توسط کریپتو و بانک‌‌های مرکزی غیرمتمرکز.

CRYPTO

با استفاده از رمز ارز‌‌ ها این فرصت تاریخی را در اختیار داریم که نقش دوگانه پول به عنوان واحد ذخیره ارزش و ابزار مبادلاتی را از هم جدا کرده و اهمیت ارزهای فیات ملی را کم‌‌اهمیت و حتی برعکس کنیم تا میلیون‌‌ها ارز محلی و منطقه‌‌ای ملموس را به وجود آوریم که توسط ارزهای فیزیکی و منابع طبیعی رایج (مواد معدنی، فلزها، هوا، زمین) پشتیبانی می‌‌شوند. این نوع ارز پیش از این امتحان شده‌‌اند، اما هرگز به قوت بلاکچین نبوده‌‌اند.

1. چگونه به اینجا رسیدیدم: از کاپیتالیسم صنعتی تا کاپیتالیسم مالی

مسئله اعتبار برای هزاران سال پابرجا بوده است، از زمانی که سندهای بدهکاری در چرخه اقتصادی به وجود آمدند. چرخه اعتباری/بدهی زمانی به وجود می‌‌آید که یک شخص یا کشور پول قرض می‌‌کند و مانند هر چرخه دیگری بعد از هر بار اتمام سیر صعودی به خود می‌‌گیرد.

مایکل هادسون، مشاور اقتصادی سابق دولت آمریکا و سرمایه‌‌گذار فعلی، خاطرنشان می‌‌کند که “بیشتر قرض‌‌ها در اقتصاد فعلی برای خریداری املاک (تجاری و خصوصی) و اوراق بهادار گرفته می‌‌شوند. در بخش صنعتی، بیشتر قرض‌‌های شرکتی به منظور تصاحب رقیبان کوچک‌‌تر گرفته می‌‌شوند”.

نسخه ما از اعتبار “کازینویی” از دهه 80 میلادی قیمت‌‌ها را متورم ساخته است و بر خلاف دیدگاه کاپیتالیستی صنعتی می‌‌باشد که قیمت‌‌ها و درآمدها را با ارزش خود هماهنگ ساخته‌‌اند.

کاپیتالیسم صنعتی جای سیستم فدرالی مالکیت زمین را در سده‌‌های 19 و 20 گرفت، چیزی که از طریق بخشیدن “درآمدهای به دست نیامده” از مردم مانند زمین و منابع طبیعی به وجود آمد. با این وجود، همین سیستم‌‌ وام‌‌دهی باز هم به عنوان کاپیتالیسم مالی پدیدار گشته است، جایی که یک طبقه از سرمایه‌‌های کلان خود به دسته‌‌ای دیگر وام می‌‌دهد که به منظور کسب درآمد سرمایه‌‌گذاری می‌‌کند.

بانک‌‌ها چگونه چرخه تجاری را با استفاده از چرخه وام‌‌دهی بسط دادند

بانک‌‌ها درآمد خود را از مرز میان نرخی قرض گرفتن پول و وام دادن آن به دست می‌‌آورند که به عنوان فاصله نرخ سود شناخته می‌‌شود. آنها همچنین تاثیر ارتقاء چرخه تجاری را از طریق افزایش اعتبار و گسترش “پول” در دوره‌‌های خوب و قرض گرفتن در دوره‌‌های نامناسب افزایش داده‌‌اند.

جان مینارد کینس انحراف مدل اعتباری را در کتاب “عواقب اقتصادی صلح” گوشزد کرد و اذعان داشت که سیستم اعتباری فیات با این هدف طراحی شده است که کیک اقتصادی تا حد امکان رشد کند، با وجود اینکه هرگز قرار نیست خورده شود.

به عبارت دیگر، ما سهم خودمان از “کیک” را نخورده‌‌ایم، اما آن را در جلوی افراد دیگر قرار داده‌‌ایم. به همین خاطر زمانی که قصد داریم آن را بخوریم، سهم کمتری از آن گیرمان می‌‌آید، چرا که تاخیر بیشتر و بیشتری داشته‌‌ایم.

PUTTING OFF RETIREMENT

همانطور که میانگین سن بازنشستگی در ایالات متحده افزایش می‌‌یابد، تولید ناخالص داخلی نیز بیشتر و بیشتر شده است.

به عنوان یکی از پیامدهای منطقی افزایش سن بازنشستگی، رشد تولید ناخالص داخلی برای سالیان متمادی به موازات درآمد خانگی پیش رفته است، اما از اواسط دهه 1980 از یکدیگر جدا شده و رشدی یک‌‌جانبه داشته است، در حاالی که حقوق‌‌ها ثابت مانده‌‌اند.

THE GREAT Decoupling

بر هم خوردن رابطه نتی میان درآمد و رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا در حدود 1986 به عنوان “ناهمبستگی بزرگ” شناخته می‌‌شود. منبع: World After Capital

این “رشد” تولید ناخالص داخلی یک حسن‌‌تعبیر برای بدهی است و تنها به این دلیل رشد می‌‌کند که مردم پول بیشتری قرض می‌گیرند تا خدمات قبلی را تامین و چیزهای جدید بخرند، روندی که از دهه 1980 به شدت رشد کرده است. تا همین چند سال قبل، ایرلند بیشترین آمار بدهی خانوارها را با بیش از 115% تولید ناخالص داخلی داشت که توسط صعود و انفجار بازار املاک افزایش یافته بود، اما اکنون کشور استرالیا با آمار 120% این رده را به خود اختصاص داده است که باز هم توسط خرید و فروش املاک و همچنین قوانین اعتباری بسیار آسان‌‌گیرانه برای چندین دهه به وجود آمده است.

household debt

بدهی جهانی خانوارها از اواسط دهه 1980 افزایش چشمگیری داشته است. منبع: داده‌‌های بانک International Settlements، نمودار پروفسور استیو کین.

برای رسیدن به چنین موقعیتی، بانک‌‌های استرالیایی شرایط اعتباری را به هر شیوه‌‌ ممکن دستکاری کرده‌‌اند تا اعتبار/بدهی مانند “وام‌‌های سودآور” کوتاه‌‌مدت را گسترش داده و بودجه نگهداری از بچه‌‌ها در سیدنی را تامین کنند که برابر با 7 دلار در روز می‌‌باشد.

با این حال، از آنجا که کمیسیون ملی بانکداری استرالیا اعمال نابجای زیادی را تاکنون انجام داده است که در میان آنها می‌‌توان به چپاولگری نژادی و پول گرفتن از مشتریان مرده برای مشاوره مالی اشاره کرد، بانک‌‌ها اعتبار زیادی به دست آورده‌‌اند و قیمت خانه در استرالیا رو به نزول نهاده است. تنها در سال جاری در سیدنی قیمت خانه 10% کاهش یافت.

به صورت کلی چه مقدار بدهی در چرخه اقتصادی وجود دارد؟ به نمودارهای پولی نگاهی بیاندازید.

به منظور روشن ساختن موضوع باید به این نکته اشاره کرد که خانوارهای آمریکایی حدود 8 تریلیون دلار بدهی به صورت رهن، بیش از 1 تریلیون دلار بدهی برای ماشین، بیش از 1 تریلیون دلار بدهی به صورت وام‌‌های دانشجویی و حدود 1 تریلیون دلار بدهی کارت اعتباری دارند. اعتبار تجاری آمریکا در مجموع برابر با 25 تریلیون دلار می‌‌باشد. 15 تریلیون دلار از آن در بخش مالی و 10 تریلیون دلار در کسب‌‌وکارهای غیرمالی می‌‌باشد.

money stock

M1 به ذخیره پولی گفته می‌‌شود که شامل ارز و سکه‌‌های فیزیکی، سپرده‌‌های برداشتی، چک‌‌های مسافرتی و بیشتر نقدینگی موجود است. M2 محاسبه‌‌ای است که شامل تمامی موارد M1 و همچنین موارد “نزدیک به پول” مانند سپرده‌‌های پس‌‌انداز، اوراق بهادار، صندوق‌‌های سرمایه‌‌گذاری مشترک و غیره است. منبع: St Louise Fed Reserve

در ایالات متحده، دولت از دنبال کردن مجموعه‌‌های پولی بزرگ‌‌تر مانند M3 دست کشیده است و تنها از معیارهای کوچک‌‌تر مانند M2 استفاده می کند که محاسبه زیرساخت‌‌های پولی را مشکل کرده است. با این وجود، بر اساس معیار M2، زیرساخت پولی/اعتباری در طول دهه گذشته حدود 1 تریلیون دلار رشد داشته است و میزان پول به دست آمده در اقتصاد بسیار بیشتر از این مقدار است.

همچنین روند مشابهی از لحاظ گسترش زیرساخت‌‌های پولی/اعتباری در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. به صورت جهانی، حدود 250 تریلیون دلار به صورت بدهی وجود دارد و چهار برابر این مقدار در بدهی‌‌های عاری از سرمایه‌‌گذاری مشاهده می‌‌شود، بدون اشاره به این حقیقت که بیشترین مقدار مشتقات مالی برابر با هردوی این بدهی‌‌ها است.

2. در چه مسیری گام برمی‌‌داریم: پول “برای مردم” و فرمانروایی دیجیتال

پیشتر، اصول بنیادین بیت کوین و رمز ارز‌‌ ها بر پایه “غیربانک‌‌سازی بانک‌‌ها” و مطرح شدن به عنوان جایگزینی برای عوامل اقتصادی در عصر اعتبار و ارز فیات بود.

ارزهای دیجیتالی یک‌‌طرفه می‌‌توانند از طریق پر کردن شکاف میان قرض‌‌دهندگان و قرض‌‌گیرندگان باعث غیرضروری کردن بانک‌‌ها شوند – بخش‌‌های کلان قرض‌‌های بانک، ماشین و خانه ضرورت کمتری خواهند داشت، چرا که اقتصاد غیرمتمرکزتر خواهد شد. ما پیش از این قدم‌‌های اولیه تمرکز زدایی را به وسیله Uber و Airbnb تجربه کرده‌‌ایم، اما این روند تنها در صورتی ادامه پیدا خواهد کرد که اقتصاد رشد کند و مردم بر اساس شرایط خودشان کسب درآمد کنند، چیزهایی که با استفاده از صدها نوع رمز ارز‌‌ و خارج از کنترل مالیات و سود دولتی خواهد بود.

در حال حاضر، همه ما به دنبال یک نامگذاری ارزی برای تمامی موارد استفاده می‌‌باشیم و همین مسئله تفاوت نرخ بانک‌‌ها (و بانک‌‌های مرکزی) را به وجود می‌‌آورد. در آینده‌‌ای نزدیک اکوسیستمی را در اختیار خواهیم داشت که شامل انواع مختلف رمز ارز‌‌ ها برای کاربردهای مختلف خواهیم بود که در پلتفرم‌‌های دیجیتالی غیرمتمرکز، اینترنت و خارج از حوزه قضایی دولت‌‌ها و بانک‌‌های مرکز مورد استفاده قرار خواهند گرفت. این ارزها قدرت نرخ سپرده‌‌های بانک‌‌ مرکزی بر زندگی ما را از بین خواهند برد و حتی تفاوت نرخ بانک‌‌های تجاری را کاهش خواهند داد تا وام‌‌ها حتی با نرخ‌‌های منفی صورت گیرند، چیزی که پیش از این شاهد آن بوده‌‌ایم، چرا که بانک‌‌های مرکزی باید به خاطر نگه داشتن پول سود بپردازند.

بانک‌‌های رمز ارز‌‌ و دیجیتالی باعث برهم خوردن نرخ سود مثبت بانک‌‌های دیگر در میان پس‌‌اندازکنندگان جوان

گرایش فرهنگی به پس‌‌انداز پول با استفاده از بانک‌‌ها در میان نسل‌‌ جوان‌‌ کم‌‌رنگ‌‌تر شده است، زیرا تمام آن چیزی که در زندگی شنیده‌‌اند این است که نرخ سود و درآمد ناچیزی را از سپرده‌‌های خود به دست خواهند آورد.

برای آنهایی نسل پیشین که گاها از نرخ‌‌ سود دو عددی بهره‌‌مند بوده‌‌اند، دلیلی برای اعتقاد داشتن به جادوی سودهای ترکیبی وجود داشت. اما برای آنهایی که در نسل نوین بزرگ شده‌‌اند که از کمترین نرخ‌‌ سود بانکی در میان تمام نسل‌‌های تاریخ برخوردارند، پس‌‌انداز کردن بخشی از درآمدها برای دریافت نرخ سود 1% به عنوان استراتژی ثروت‌‌اندوزی بسیار نابهنگام به نظر می‌‌رسد.

the positive feedback loop

بر اساس یکی از پژوهش‌‌های صورت‌‌گرفته، 67% از جوانان نسل نوین – آنهایی که هم‌‌اکنون 18 تا 24 سال سن دارند – کمتر از 1,000 دلار در حساب پس‌‌انداز خود پول دارند و 46% از آنها دارای هیچ پولی نمی‌‌باشند. افراد مسن‌‌تر – آنهایی که 24 تا 35 سال سن دارند – وضعیت بهتری نداشته‌‌ و 41% از آنها هیچ پس‌‌اندازی ندارند.

روند نزولی نرخ سود از اوایل دهه 80 نقطه‌‌ای را مشخص می کند که رشد اقتصادی مبتنی بر اعتبار شروع به جایگزینی رشد واقعی کرد. نرخ سود در جریان بحران اقتصاد جهانی سال‌‌های 2012 و 2016 به کمترین میزان خود یعنی کمی بیش از 1% رسید (این میزان برای بسیاری از بانک‌‌ها پایین‌‌تر بود). اگر باز هم چنین شرایطی پیش بیاید دیگر هیچ امیدی در کار نخواهد بود، به همین دلیل فدرال رزرو (Federal Reserve) در سال جاری نرخ‌‌ها را به شدت بالا برده است تا بعدا قابلیت پایین بردن آنها کاملا در دسترس باشد – جالب است اگر بدانیم که بسیاری از “متخصصین” معتقدند همین کار باعث بروز رکود بعدی خواهد شد.

chart

نرخ سود Ten-Year Treasury (که توسط صندوق قابل معامله در بورس TNX نشان داده شده است) بیشترین تاثیر را بر روی نرخ‌‌های سود کوتاه‌‌مدت در بانک‌‌ها دارد و برای مدت چندین دهه سیر نزولی به خود گرفته است.

می‌‌توانید بخش دوم تغییر ساختار اقتصادی توسط بلاکچین را در فینمگ مطالعه کنید.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.