بلاکچین می‌توانست مانع رسوایی بانک Danske شود

بارها و بارها اخبار رسوایی‌ها و موارد بزرگ پولشویی بانک‌ها را شنیده‌ایم. عدم شفافیت و حسابرسی از بزرگترین مشکلات سیستم بانکداری کنونی هستند. اما فناوری بلاکچین می‌تواند راه حلی برای جلوگیری از این اتفاقات باشد. در بلاکچین، ما فرصت این را داریم که یک سیستم مالی امن و شفاف ایجاد کنیم.

0 81

تصور کنید که یک بانک در یک کشور تقریبا بیش از ده برابر تولید ناخالص داخلی آن کشور پولشویی کرده است. حال تصور کنید که آن پول از کشورهای دیگر مانند روسیه، اوکراین، آذربایجان، مولداوی و سایر کشورهای شوروی سابق آمده باشد. این اقدام می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های پولشویی در تاریخ باشد.

این دقیقا همان چیزی است که در ماه سپتامبر اتفاق افتاد. بانک Danske که مقر آن در کپنهاگ است و بیش از 5 میلیون مشتری دارد، این پول را از مشتریان خود در کشورهای ذکر شده در بالا، از طریق شعبه استونی انتقال داده است. رقم این پول حدود 200 میلیارد یورو است و بین سال‌های 2007 تا 2015 انتقال انجام یافته است. تولید ناخالص داخلی استونی در سال 2016، 23.14 میلیارد دلار، معادل 20.15 میلیارد یورو بوده است.

بزرگی رقم و چارچوب زمانی این پولشویی می‌توانست پرده‌ای بر رسوایی بانک Danske باشد. اما آیا پیچیدگی این پولشویی فقط در همین حد است؟ روال عادی داستان این است که موسسات مالی و دولت‌هایی که برای آن‌ها قانون‌گذاری می‌کنند، اقدامات کافی برای جلوگیری از پولشویی انجام نمی‌دهند. با این حال، شاید برجسته‌ترین موضوع در مورد رسوایی Danske ( و البته افشاگر این پولشویی) این است که مردم در مورد آن می‌دانند. به محض اینکه Danske در کشور استونی شروع به کار کرد، ناظر مالی این کشور از رویکرد بانک جهت تمکین ریسک و قوانین شناسایی هویت مشتری (KYC) انتقاد کرد. مفسران پیشنهاد کرده‌اند که عدم اقدام می‌تواند با توجه به این واقعیت توضیح داده شود که شعبه بانک Danske در کشور استونی 11 درصد از کل سود این بانک را تامین کرده است. دشوار است باور داشته باشیم که آنچه در Danske اتفاق می‌افتد، مجموعی از مشکلات پولشویی سیستم مالی است.

عجیب‌ترین چیز در مورد همه این‌ها این است که یک جایگزین مناسب وجود دارد. در بلاکچین، ما فرصت این را داریم که یک سیستم مالی امن و شفاف ایجاد کنیم. اجازه دهید به چند نمونه فراتر از تراکنش‌های امن و کارآمد فناوری بلاکچین اشاره کنیم.

عصر جدیدی از قوانین: اگر تراکنش‌ها به صورت امن، تغییر ناپذیر و شفاف بر روی دفتر کل ثبت شوند، ناظران با دسترسی به این دفتر کل‌ها، می‌توانند به جای رفتار واکنشی به راحتی و به صورت فعالانه با موسسات کار کنند. علاوه بر این، بنابر تعریف بلاکچین، تراکنش‌ غیرقانونی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

و در نتیجه، پایان پیگیری حسابرسی: نتیجه قرار دادن بلاکچین تحت نظر سیستم بانکی. تنها تراکنش‌ها نیستند که به شبکه بلاکچین متصل می‌شوند، مستندات مشتری نیز می‌توانند با استفاده از کلیدهای عمومی و خصوصی به طور امن ذخیره شوند تا بتوانند آن‌ها را کنترل کنند، با این دانش که هیچ چیز نمی‌تواند تغییر کند یا دستکاری شود.

دستورالعمل خدمات پرداخت جدید (PSD2)، پیش از این نیازمند این موارد بوده است: اسنادی که به مشتریان ارائه می‌شوند بدین معنی هستند که غیرقابل تغییر هستند. اما زیرساخت بانکداری فعلی بدین معنی است که مصرف‌کنندگان ارتباط با شرکت‌های بزرگ چند رشته‌ای را بخاطر مخفی نگه داشتن هویت خود قطع کرده‌اند. استفاده از سیستم غیرمتمرکز ایجاد و ذخیره سند این امر را تغییر می‌دهد و نیاز به ایجاد پیگیری حسابرسی پس نگرانه را رفع می‌کند. این امر پیگیری حسابرسی بسیار خوبی ایجاد می‌کند و به آسانی توسط ناظر نیز قابل دسترسی است.

تغییر ساختار محصولات: اگر همینطور ادامه یابد، مشتریان هیچ نظری در مورد دارایی‌های اساسی و اینکه آن‌ها از کجا می‌آیند، نخواهند داشت. بلاکچین می‌تواند شفافیت کاملی از منبع یک دارایی و چگونگی تناسب آن به عنوان یک محصول ویژه ارائه دهد. پیشنهادات اوراق قرضه و هم نشری پیچیده و پیوسته، مثال‌های خوبی هستند. در اینجا، استفاده از بلاکچین، عدم شفافیت، تغییر ناپذیری و قابلیت حسابرسی را خواهد زدود و خط طولانی واسطه‌ها را کوتاه خواهد کرد و این کار به صورت نیمه خودکار انجام خواهد شد.

کلیت بازار سرمایه، ناحیه بزرگ دیگری است که در آن اثر بلاکچین بسیار زیاد خواهد بود. تصور کنید در تراکنش‌های ISDA، تمامی شبکه‌بندی‌ها می‌توانند از طریق قرارداد هوشمند انجام پذیرند و در بازار قابل مشاهده باشند. این امر نه تنها باعث شفافیت و کارآمدی فرآیندها می‌شود، بلکه باعث صرفه‌جویی فوری حدودا 5 درصدی می‌شود.

همچنین تفکر در مورد خود قانون، مانند الزامات بازل (Basel) در ذخایر سرمایه ارزشمند است. بلاکچین شناسایی سرمایه‌ها و ارزیابی ساده‌تر میزان افشاگری آن سرمایه‌ها را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر بتوانید به درستی و با استفاده از شفافیت، میزان ریسک را ارزیابی کنید، آیا الزامات سرمایه در مضیقه به عنوان ضرورت باقی خواهد ماند؟

سوالی که باقی مانده این است که آیا بانک‌ها واقعا خواهان این تغییر هستند؟ شما نمی‌توانید از این واقعیت فرار کنید که کسانی که پولشویی را انجام می‌دهند، همان کسانی هستند که از این کار سود می‌برند. نکته حیاتی که باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر بانک‌ها خودشان تغییری نکنند، به زودی خودشان را پایاپای با گارد جدید خواهند یافت: شرکت‌های خدمات مالی نوآور که به صورت استاندارد و با استفاده از بلاکچین دارای شفافیت و کارآمدی هستند.

این ارائه‌دهندگان جدید در ابتدای کار سود کمتری خواهند داشت، اما هزینه‌های جاری آن‌ها بسیار پایین‌تر خواهد بود. آن‌ها بدون نیاز به نصب نرم افزار اضافی در سیستم‌های قدیمی ناامن و دست و پا گیر، از فناوری بصورت سرتاسری استفاده خواهند کرد. و به دلیل این، آن‌ها به سرمایه انسانی کمتری متکی هستند. سیستم‌هایی برای پیگیری حسابرسی و سیستم‌هایی علاوه بر آن‌ها و افراد استفاده‌کننده از آن‌ها بصورت وسیعی تقلیل خواهد یافت. در نهایت، این بخش جدید می‌تواند رشد بیشتر و سریع‌تر و تفاوت‌های بالاتری را ببیند، زیرا به طرز شایسته‌ای خدمات و تجارب بهتری را به مشتریان ارائه می‌دهد.

اگر هر موسسه مالی در مرحله فراموشی بدهی پس افتاده خود باشد و نگران پولشویی باشد، دیگر برای جبران خیلی دیر کرده است. کسانی که قانونی عمل می‌کنند و مطیعانه روی آینده تمرکز می‌کنند: از بلاکچین، فناوری موج سوم اینترنت، برای دگرگون‌سازی چهره بانکداری استفاده می‌کنند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.