برای کسب درآمد از فروش توکن‌ مثل یک سرمایه‌گذار ریسک پذیر فکر کن!

دوره فروش توکن‌ها دیگر به پایان رسیده است. ما این جمله را در سه ماه آخر سال 2018 بارها و بارها از متخصصان و “مشتاقان پیشین” فضای کریپتو و صنعت بلاک چین شنیدیم. در کاهش 90 درصدی قیمت آلتکوین‌ها که از تابستان این سال آغاز شد نیز شاهد این موضوع بوده‌ایم و می‌توانیم آن را در چهره‌های ناراحت افراد، زمانی که در مورد رمز ارزها صحبت می‌کنند، ببینیم (اگر مایل به صحبت در این باره باشند). اما آیا واقعا همینطور است و آینده‌ای برای فروش توکن‌ها وجود ندارد؟ در این مقاله، مارک توماس به بررسی این موضوع و روش‌ها و طرز تفکر درست برای سرمایه گذاری روی توکن ها و کسب درآمد از این بازار می‌پردازد.

0 89

ما رضایت حاصل از فروش توکن را از تابستان 2017 تا تابستان 2018 تجربه کردیم که در این سال، عرضه اولیه سکه با یک ایده، چیزی حدود 50 میلیون دلار جمع‌آوری کرد و معرفی نامه کسب‌وکار (وایت پیپر) نیز نمی‌توانست به تنهایی دوام بیاورد. فرضیاتی در مورد روش و زمان به کارگیری پروژه‌ها توسط توده مردم و/یا مشتریان و همچنین در مورد روش و زمان دستیابی به افزایش درآمد مطرح بود. اینکه آیا پروتکل‌های مخصوص یا dappها واقعا کاربرد واقعی و مهمی داشتند یا نه، اهمیتی نداشت، زیرا ذهنیت غالب در سراسر جهان که مبنی بر دست یافتن سریع به ثروت بود، صدای عقل را خاموش و ساکت می‌کرد. نظریه‌ی احمق بزرگ‌تر (یا احمق‌تر از من) نیز بسیار شایع بود و هیچکس توجهی به مسائل اساسی و بنیادین نداشت.

درست مثل تمام چیزهای خوبی که روزی به پایان می‌رسند، بازارهای کریپتو نیز در اوایل سال 2018 رو به افول گذاشتند، این اتفاق در همین تابستان نیز مجددا رخ داد و آخرین ضربه نیز به این بازار وارد شد، زیرا بیت کوین در 5800 دلار پشتیبانی‌های خود را از دست داد و به سطوح 3 هزار دلاری خود بازگشت. روی هم رفته، بیت کوین نسبت به سال گذشته که بالاترین رشد خود را تجربه کرد، چیزی حدود 85 درصد افت داشته است و حتی بسیاری از آلتکوین‌های دیگر نسبت به بیت کوین متحمل کاهش بیشتری شدند.

دلیل کاهش بسیار زیاد این قیمت‌ها این بود که 99 درصد از پروژه‌های پشت کوین‌ها از مهارت‌ها و اصول بنیادین برخوردار نبودند. در نهایت، سرمایه‌گذاران به دنبال کاربردهای عملی و حقیقی، رشد درآمد و افزایش مشتری و پذیرش گسترده هستند. بیت کوین بسیار موفق بوده است، زیرا (به دلیل مزیت first-mover بودن خود) برای تبدیل شدن به “طلای دیجیتال” و استاندارد تمامی رمز ارزها از بالاترین شانس برخوردار است. اما تمامی آلتکوین‌های دیگر و پروژه‌های پشت آن‌ها باید نشان می‌دادند که توان و آمادگی کامل برای تبدیل شدن به محصولات مقیاس پذیر را دارا هستند تا بتوانند ارزش‌گذاری‌ها و مقادیر گردآوری‌شده‌ی بسیار بالای خود را توجیه کنند. واضح است که این اتفاق هنوز رخ نداده است.

خبر خوب این است که این اصلاحات گسترده باعث شده که هر دو متصدی و پروژه، تمرکز خود را بر آن چیزی قرار دهند که واقعا اهمیت دارد و آن چیزی نیست جز ایجاد محصولات پایداری که مشتریان و تجارت‌ها در زندگی روزمره‌ خود از آن‌ها استفاده می‌کنند. تعداد عرضه‌های اولیه سکه و فروش توکن‌ها نیز تا حد زیادی کاهش یافته تا تنها مواردی باقی بمانند که واقعا از توان کافی برای بزرگ و ارزشمند بودن برخوردارند. نیاز و تمایل سرمایه‌گذاران به اصول و قوانین بنیادین اکنون بسیار نمایان شده و راهی جالب برای رهایی از آن دسته افرادی است که تنها به دنبال کسب پول (یا کوین) در کوتاه‌مدت هستند و ما را با محصولات و پروژه‌هایی پایدار تنها می‌گذارند.

بنابراین، یک سرمایه‌گذار جزئی رمز ارز در بازاری به این شکل، که در آن همچنان به تغییر دنیا توسط بلاک چین‌ها و رمز ارزها اعتقاد دارید، اما دیدن قیمت‌ها در برنامه‌ بایننس باعث ناامید شدنتان می‌شود، چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ پاسخ روی آوردن به سرمایه گذاری در فروش توکن است؛ درست مثل سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و سرمایه‌گذاران فرشته که به سرمایه گذاری در استارت‌آپ‌ها روی می‌آورند.

سرمایه‌گذاران متخصص در استارت‌آپ‌ها فهرستی در اختیار دارند از مواردی که پیش از نوشتن یک چک (یا پیش از اینکه رمز ارز خود را ارسال کنند) باید آن‌ها را رعایت کنند؛ به علاوه، در مورد آن چیزی که در آن سرمایه گذاری می‌کنند یا نمی‌کنند نیز بسیار محتاط و دقیق هستند. آن‌ها برای فروش به هیچ احمق دیگری متکی نیستند. آن‌ها روندی پیچیده دارند که منجر به بازده‌های بسیار بالا و تامین مالی فناوری‌های برتر جهان شده است. آن‌ها با استفاده از فهرست خود الگویی ایجاد کرده و بر اساس آنچه در دیگر شرکت‌های موفق دیده‌اند تعیین می‌کنند که کدام شرکت‌ها از بالاترین شانس برای موفقیت برخوردارند. اگر می‌خواهید همانطور که سرمایه‌گذاران ریسک پذیر و سرمایه‌گذاران فرشته به سرمایه گذاری در استارت‌آپ‌ها روی می‌آورند، شما نیز به فروش توکن روی آورید، از فرصتی مناسب برای کسب بازده‌های بسیار بالا که هر تجارت دیگری را پشت سر می‌گذارند برخوردارید.

در اینجا می‌بینیم که در پروژه‌های فروش توکن باید به دنبال چه چیزی باشیم و روند شما باید به چه شکل باشد:

  • 1. حداقل محصول قابل‌فروش، در دوران اوج عرضه اولیه سکه، محصولات موثر کاملا اختیاری بودند. یک تیم و یک معرفی نامه کسب‌وکار کفایت می‌کرد. اما به جز در موراد استثناء، هیچ سرمایه‌گذار متخصصی بدون محصولات موثر پول خود را در استارت‌آپ‌ها قرار نمی‌دهند (بنیان‌گذاران موفق و Y Combinator دو استثناء موجود در این زمینه هستند). در حقیقت، به ندرت پیش می‌آید که آن‌ها تنها با یک محصول موثر پول خود را در شرکت‌ها قرار دهند. سرمایه‌گذاران متخصص تنها به دنبال یک MVP (حداقل محصول پذیرفتنی) نیستند. آن‌ها به دنبال حداقل محصول قابل‌فروش هستند (MSP). حداقل محصول قابل فروش MSP به این معناست که محصول همان چیزیست که مشتریان یا تجارت‌ها پول آن را پرداخت می‌کنند تا امروز یا در آینده‌ای بسیار نزدیک از آن استفاده کنند. حداقل محصول قابل‌فروش به تنهایی برای سرمایه گذاری در فروش توکن کافی نیست، اما این که یک تیم می‌توانست محصولاتی که مردم تمایل به خرید آن را دارند با کشتی منتقل کند حقیقتی است که تاثیر بسیار بزرگی بر فناوری آن‌ها داشته است. اگر شرکت توسعه‌ی متداوم داشته باشد، از امتیازات بیشتر برخوردار خواهد شد، نسخه‌های جدید محصول را در وبسایت آن‌ها به اشتراک می‌گذارد و در جهت تجربه کاربری بهتر، همراه با توان ایجاد بازده بالاتر گام بر خواهد داشت.
  • 2. کاربران و مشتریان پرداخت‌کننده. اگر یک شرکت از حداقل محصول قابل‌فروش برخوردار باشد، این به این معناست که مشتری پرداخت‌کننده دارند یا به زودی خواهند داشت. تعداد دقیق مشتریان پرداخت‌کننده بر اساس میزان بودجه‌ی موردنظر یک شرکت/پروژه (شماره 3 پایین را ببینید)‌ بیشتر یا کمتر خواهد بود. آنچه در این جا هیچ اهمیتی ندارد میزان کشش موجود برای محصول است؛ حداقل کمی کشش وجود دارد تا نشان دهد که محصول/بازار مورد نظر شانسی برای موفقیت دارد. حتی اگر تنها ده کاربر یا مشتری پرداخت‌کننده وجود داشته باشد، باز هم مشکلی نیست. اگر شرکت ده کاربر/مشتری پرداخت‌کننده داشته باشد، آنگاه شانس این شرکت برابر با صد خواهد بود. و اگر شرکت صد کاربر/مشتری پرداخت‌کننده داشته باشد، شانس آن برابر با هزار خواهد بود. و به همین ترتیب. اما…
  • 3. میزان جمع‌آوری سرمایه و ارزش‌گذاری باید مستقیما متناسب با میزان کشش موجود باشد. اگر شرکت به دنبال جمع‌آوری مبلغی بین 500 هزار تا 1 میلیون دلار است، هیچ مشکلی نیست که تنها ده کاربر/مشتری پرداخت‌کننده داشته باشد؛ اگر به دنبال جمع‌آوری 100 میلیون دلار هستید، داشتن تنها کشش کافی نیست (مگر اینکه ارزش قرارداد سالانه برای هر یک از آن ده مشتری برابر با ده میلیون دلار باشد). به صورت نظری می‌توان گفت که اگر مقدار پول جمع‌آوری‌شده و قیمت/ارزش‌گذاری مورد نظر شما مستقیما با کشش موجود متناسب باشد، هر نوع کششی قابلیت سرمایه گذاری را داراست. به عبارت دیگر، ریسک متناسب با پاداش همیشه باید حضور داشته باشد. مواردی که در زیر ذکر شده‌اند معیار‌های خوبی هستند که بر اساس مقدار بودجه‌ی یک شرکت و ارزش‌گذاری مرتبط با آن ذکر شده‌اند:
  • 1 تا 3 میلیون دلار بودجه – این مقدار، سرمایه مرحله کشت ایده (Seed Funding) را در دنیای استارت‌آپ‌ها تامین می‌کند. این روزها به دلیل وجود بازارهای lackluster فروش توکن‌های بیشتری در این محدوده قیمت انجام می‌گیرد؛ بنابراین، سرمایه‌گذاران باید از پروژه‌ها و شرکت‌هایی که به دنبال جمع‌آوری مقدار پول کمتری هستند استقبال کنند تا به آن‌ها در راه‌یابی به مرحله‌ی بعد کمک کنند. زمانی که شرکت‌ها در این محدوده پول جمع‌آوری می‌کنند، باید به دنبال یکی از دو مورد زیر باشید: الف) ترکیبی از چند هزار کاربر فعال و همچنین توان ایجاد بازده در سه ماه آینده؛ یا ب) هر ماه بین 5 تا 20 هزار دلار در بازده/قراردادها. محصولی که شما در این سطح نمی‌خواهید را هیچکس دیگر نیز استفاده نمی‌کند و پیش از اینکه هیچ بازدهی پدیدار شود، بیش از دوازده ماه از توزیع آن می‌گذرد. باید انتظار دریافت 20 تا 50 درصد از اوراق بهادار شرکت را در این مدت داشته باشید (اگر دارایی خالص داشته باشید کمتر و اگر توکن داشته باشید بیشتر).
  • 3 تا 10 میلیون دلار – این مقدار،‌ سرمایه سطح “سری الف” که سرمایه‌گذاران متخصص به آن توجه می‌کنند را تامین می‌کند. همانطور که پیشتر نیز بیان شد، جمع‌آوری سرمایه بیشتر با انتظارات کششی بیشتری همراه خواهد بود. در این محدوده شرکت‌ها در ماه حداقل پنجاه تا صد هزار دلار بازده و/یا 10 تا 100 هزار کاربر فعال دارند. همچنین، رشد ماه‌به‌ماه نیز در این مرحله بسیار حیاتی است؛ بنابراین، می‌دانید که شرکت به سرعت می‌تواند به مرحله‌ی بعد برسد. باید انتظار دریافت 15 تا 40 درصد از اوراق بهادار شرکت را در این مدت داشته باشید.
  • بیش از 10 میلیون دلار بودجه – این مورد “سری ب” در چرخه‌ی جمع‌آوری سرمایه برای استارت‌آپ‌هاست. در این مورد، بازده باید با 1 میلیون دلار در ماه آغاز شود؛ با افزایشی سریع به سمت 100 میلیون دلار بازده در 24 تا 36 ماه. بیشتر پروژه‌های رمز ارز در این دسته قرار نمی‌گیرند؛ بنابراین در سرمایه گذاری در فروش توکن می‌توانید این مورد را نادیده بگیرید.
  • 4. بازار باید بزرگ بوده و یا به زودی رشد کند. بسیاری از سرمایه‌گذاران تازه‌کار به محصول و تیم علاقه‌مند می‌شوند، اما اندازه‌ی بازار یا اندازه‌ی آینده‌ی بازار یک محصول را نادیده می‌گیرند. این مورد اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که یک سرمایه‌گذار می‌گوید: “من می‌توانم خود را در هنگام استفاده از این محصول تصور کنم”. اما پس از آن نمی‌توانند از خود سوال بعدی را بپرسند: “آیا افراد دیگر نیز از این محصول استفاده خواهند کرد؟” بدون اینکه افراد بسیار زیادی از این محصول استفاده کنند، یا بدون اینکه حداقل چند کسب‌وکار پول بسیار زیادی را برای استفاده از این محصول بپردازند، شرکت هیچ شانسی برای مقیاس‌پذیری نخواهد داشت. خبر خوب این است که فناوری بسیار مقیاس‌پذیرتر از کسب‌وکارهای خدماتی است؛ بنابراین نگران چالش‌های بازاریابی مرتبط با پیشرفت نباشید. تنها بر این موضوع تمرکز کنید که اگر افراد در مورد آن اطلاع داشته باشند، قطعا از آن استفاده خواهند کرد. اگر پاسخ بله است، در وضعیت خوبی قرار دارید. نکته‌ی مهم: لازم نیست بازار محصول همین حالا بزرگ باشد، اما شما باید بتوانید تشخیص دهید که آیا محصول می‌تواند بازار بزرگی تشکیل دهد یا خیر. به عنوان مثال از بازارهایی که پیش از محصول وجود نداشتند می‌توان به AirBnb و Algolia اشاره کرد. پیش از اینکه این محصولات به وجود آیند تقریبا هیچ بازار یا تقاضایی برای این محصولات وجود نداشت. اما محصولات تولیدشده آن تقاضا را ایجاد کردند و بسیار هم موفق بودند.
  • 5. رمز ارزها و بلاک چین باید زمینه‌ی رشد سریع‌تر را فراهم آورده و تجربه‌ای بهتر به وجود آورند. با وجود اینکه این مقاله در مورد سرمایه گذاری در فروش توکن است، اما این که من این موضوع را به عنوان آخرین مطلبی که باید نسبت به آن هشیار باشید بیان کردم به هیچ عنوان اتفاقی نیست. من در تمامی سفرهای خود در مورد تاثیر بلاک چین و کریپتو بر فناوری صحبت کرده‌ام و مدام به افراد می‌گویم که اولین و مهم‌ترین تمرکزشان باید بر ایجاد محصولات مهمی باشد که افراد واقعا از آن استفاده می‌کنند، نه اینکه بر ایجاد فناوری‌ تمرکز کنند که تنها 2 نفر به آن علاقه‌مند می‌شوند. به همین دلیل است که شماره‌ی یک و دو در این لیست در مورد حداقل محصول قابل‌فروش هستند که حداقل از اندکی معامله برخوردار است. در مورد dappها افراد حتی در غیاب کریپتو یا بلاک چین نیز مایل به استفاده از محصولات باشند؛ به بیان دیگر، محصولات باید روی پای خود بایستند. کریپتو و بلاک چین باید سرعت رشد را افزایش داده تا تجربه محصول جالب‌تری را فراهم آورند. در مورد توکن فروش پروتکل بلاک چین نیز این سوال به شکل دیگری مطرح می‌شود: آیا این بلاک چین می‌تواند به روشی متمرکز ایجاد شود و آیا افراد همچنان آن را می‌خرند و از آن استفاده می‌کنند؟ اگر اتریوم غیرمتمرکز نباشد، آیا افراد همچنان فقط به این خاطر که در هر ثانیه 15 معامله را پردازش می‌کند از آن استفاده می‌کنند؟ پاسخ احتمال “خیر” است. البته این فناوری در طول زمان پیشرفت خواهد کرد و به همین دلیل است که مورد اول تا چهار در این لیست باید در نظر گرفته شوند.

ترس اینکه ما از بازار خرسی رمز ارزها خارج نشده‎ایم، یک ترس حقیقی است و به همین دلیل است که سرمایه‌گذاران در حال حاضر از قرار دادن پول در شرکت‌های رمز ارز یا بلاک چین می‌ترسند. اما این فرضیات افت بازار را با تجارت‌های واقعی که ما را از آن خارج می‌کنند اشتباه نگیرید. تجارت‌های واقعی با اصول بنیادین از قدرت پایداری بیشتری برخوردارند. آن‌ها هیچ‌ جا نمی‌روند و در حقیقت، خرید آن‌ها در زمانی که بازار دچار افت شده است دقیقا جاییست که شما به عنوان یک سرمایه‌گذار می‌خواهید در آن قرار داشته باشید. این یک معادله‌ی بسیار ساده است:

تجارت با اصول بنیادین + بازار خرسی = بهترین فرصت خرید

در حال حاضر پول هوشمند در حال وارد شدن به شرکت‌های بلاک چین و رمز ارز است. آن‌ها می‌دانند که به بهترین فرصت دست یافته‌اند و از سردرگمی سرمایه‌گذاران جزئی به خاطر شرایط کلی بازار و اصول بنیادین سود می‌برند. هوشمندترین سرمایه‌گذاران صبر می‌کنند تا بیشترین نتیجه را از نوسانات بازار بگیرند. شرکت‌های Uber، AirBnb و WhatsApp همگی در طول دوران رکود شدید سال‌های 2008 تا 2010 تاسیس شدند. یک سرمایه گذاری 25 هزار دلاری در شرکت Uber که در سال 2010 انجام گرفت، اکنون بیش از 250 میلیون دلار ارزش دارد.

اجازه ندهید که پول هوشمند شما را تحت تاثیر قرار دهد. مثل یک سرمایه گذار ریسک پذیر فکر کنید.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.