اوراق بهادار مبتنی بر دارایی: ورود به فضای کریپتو در سال ۲۰۱۹

با توجه به پتانسیل‌های زیادی که رمز ارزها دارند، می‌توان از این فناوری در حوزه‌های مختلفی استفاده کرد. یکی از این حوزه‌ها، بازار اوراق بهادار مبتنی بر دارایی است. در این مطلب می‌خواهیم ببینیم چطور می‌شود از بلاکچین و فناوری‌های مربوطه در این فضا استفاده کرد.

0 72

مقاله زیر به قلم چارلی مور مدیر عامل استارت‌آپی به نام Global Debt Registry است که می‌خواهد با استفاده از فناوری بلاکچین حوزه اعتبارات ساخت یافته را متحول کند.

به انتهای سال ۲۰۱۸ رسیده‌ایم و من دوباره این فرصت را دارم تا درباره‌ی تقاطع بازارهای مالی و فناوری دفتر کل توزیع شده صحبت کنم.

همین طور که در حال برنامه‌ریزی برای سال ۲۰۱۹ هستیم، دوست دارم نظراتم را بر اساس تعاملاتی که با رهبران و مبتکران بازار داشته‌ام، درباره‌ی موضوعات اساسی و ترندهای مطرح در حوزه‌ی اعتبارات ساخت یافته مطرح کنم.

امسال شمار زیادی از متخصصان فناوری دفتر کل توزیع شده (DLT) از اقصی نقاط جهان برای اولین بار به کنفرانس ABS East آمدند. زیربنای این فناوری حالا چند ساله شده و رهبران بزرگ صنعت اوراق بهادار بیش از پیش دریافته‌اند که استفاده از دارایی‌های بزرگ و یکپارچه برای ارزان‌تر و سریع‌تر کردن تراکنش‌ها چه اهمیتی دارد.

اکنون افراد بیشتری قبول دارند که ماهیت غیرمتمرکز DLT با هدفی که ما در مجموع برای تحول دیجیتال داریم هم‌راستاست و می‌تواند در کنار گذاشتن اکوسیستم متمرکزی به ما کمک کند که قادر نبود منافع مشترک سایر انواع دارایی‌ها را درک کرده و بپذیرد.

فرصت‌های کنفرانس ABS

استانداردهای داده‌ای متناسب، زیرساخت‌های مشترک و رکوردهای تغییرناپذیر این توانایی را دارند که نحوه‌ی ارتباط فعالان حوزه‌ی اوراق بهادار مبتنی بر دارایی را با اکوسیستم موجود متحول کنند.

همه، از جمله خود من، در این سفر دخیل هستیم. سفری که از سه سال پیش با پذیرش تغییرناپذیری و برتری مکانیزم ثبت اطلاعات در این فناوری شروع شد. سپس فهمیدیم که ارزش یک سیستم مشترک از رکوردها بدان جهت است که مطمئن شویم همه‌ طرف‌های مجاز در یک تراکنش به سطح یکسانی از اطلاعات دسترسی دارند.

این کنفرانس‌ها بر فاز بعدی دارایی‌های دیجیتال درون-زنجیره‌ای تمرکز دارند. معمولا درباره‌ی چنین دارایی‌هایی از من پرسیده می‌شود «مگر ما همین الان وام دیجیتال نداریم؟»

حتی در میان بازار کوچک اوراق بهادار مبتنی بر دارایی،‌ آن‌جا که پروسه‌ بکارگیری و ریشه‌یابی دیجیتالی شده، فایل PDF یک سند قرضی از نظر کارآمدی و پیشرفتگی با دارایی‌های دیجیتال تفاوت زیادی دارد.

وام به عنوان یک دارایی بر-زنجیره‌ایِ دیجیتال به راحتی، به سرعت و با تکیه بر سایر دارایی‌های دیجیتال مثل رمز ارزها می‌تواند داد و ستد شود، در حالی که فایل PDF همچنان به مدل سنتی خود وابسته است و انجام معاملات آن زمان و هزینه‌ی زیادی می‌طلبد، و توانایی نامحدودی برای اجرای قراردادهای هوشمند ندارد.

در این‌جا ضرورت دو مسیر مشاهده می‌شود: توکن‌های مبتنی بر دارایی (یا مبتنی بر وام) و وام‌های بومی بلاکچین. در مدل توکن، نسخه اولیه‌ سند وام به شکلی ایمن با توکن مربوطه که نشانگر مالکیت و خصوصیات مرکزی آن دارایی است قفل می‌شود.

این اتفاق به تسهیل کارآمدی تراکنش‌ها کمک کرده و زنجیره‌ای از عناوین و تاییدیه‌هایی که پیش از این در بازار وجود نداشته را معرفی می‌کند. در مدل بومی، وام به تنهایی در بلاکچین باقی می‌ماند، و نمی‌تواند کپی، پرینت و خرج دوباره شده یا اشتباه گرفته شود.

با توجه به این که اکثر وام‌ها هنوز به صورت کاغذی هستند، انتظار داریم مدتی شاهد سلطه‌ی توکن‌های مبتنی بر دارایی باشیم. تراکنش و مدیریت این دو نوع دارایی در بازارهای سرمایه‌ای انجام می‌شود که به آن اعتبار ساخت یافته‌ی دیجیتال می‌گوییم.

مرحله فعلی پذیرش

اگر بگوییم بازارهای سرمایه از فاز هایپ در مدل پذیرش گارتنر عبور کرده‌اند، پر بیراه نگفته‌ایم.

درست مثل همه‌ فناوری‌های جدید، خیلی‌ها سرعت پذیرش را بیش از حد پیش‌بینی می‌کنند، ولی بازار هم به شکلی مشابه تاثیر بلند مدت را دست کم می‌گیرد. بازار اعتبارات نسبت به اکثر انواع دارایی‌های مبادله‌ای الکترونیکی کمی عقب‌تر است؛ دارایی‌هایی که در هنگام اعمال DLT بر ناکارآمدی‌های خود شاهد ریسک کمتری بوده‌اند.

با کاهش ارزش بازاریابی DLT و مشخص شدن سودهای حاصله، دیگر کمتر خبری درباره‌ی پروژه‌های جدیدِ اثبات مفهوم شنیده می‌شود. ایجاد ساختارها، استانداردها و انگیزه‌های اجتماعی در سراسر اکوسیستم اوراق بهادار مبتنی بر دارایی حتی از ایجاد فناوری‌های زیرلایه هم مهم‌تر است.

یکی از ستون‌های اصلی انواع مختلف دارایی‌های دیجیتال نظارت بوده است. این مسئله شکافی برای مشارکت بازیگران حقوقی، خصوصا در بازار رمز ارزها، بوده اما هنوز برای همه‌ دارایی‌های دیجیتال قابل تعمیم است.

در سال ۲۰۱۸، با وجود پروژه‌هایی مثل Fidelity که به پذیرش بیشتر فناوری‌های جدید کمک کرد، شاهد پیشرفت‌های زیادی بودیم. در اوراق بهادار مبتنی بر دارایی، همچنان شاهد تقاضاهای تجاری برای ایجاد کلید خصوصی در اعتبارات ساخت یافته‌ای هستیم که توسط نهادهای نظارتی مستقل نگهداری می‌شود تا با اوراق بهادار موجود و خدمات ارزش افزوده‌ای که سرمایه‌گذاران خواستار آن هستند یکپارچگی داشته باشد.

حالا اکثر حرفه‌ای‌ها در برابر روش‌های پیاده‌سازی عمومی DLT نسبت به مقیاس پذیری، امنیت و مجوزدار بودن احساس راحتی بیشتری می‌کنند. اگرچه اوراق بهادار مبتنی بر دارایی حجم اطلاعات و تراکنش کمتری نسبت به سایر دارایی‌های مبادله‌ای الکترونیکی دارد، اما می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که تلاش برای قابلیت‌های بیشتر و توسعه‌ی بر-زنجیره‌ای در نهایت فواید بسیاری خواهد داشت.

پروژه‌های اصلی بازارهای سرمایه در این کنفرانس‌ها، با کنترل‌های مورد انتظار و امنیتی، از بلاکچین‌های مجوزدار استفاده کردند، ولی به دنبال تغییر پارادایم دسترسی بازار نبودند.

یکی از بحث‌های رایج در این کنفرانس این بود که ضمن بررسی بحران اعتباری قبلی، ببینیم چه کسی در آینده از این کارآمدی سودمند خواهد شد.

آیا DLT می‌تواند جلوی بحران اعتبار را بگیرد؟ کاربرد DLT مثل همه‌ی فناوری‌ها بستگی زیادی به نحوه‌ی استفاده‌ی بشر از این فناوری دارد. واضح است که فاکتورهای مستند بسیاری در این موضوع وجود دارد، ولی عده‌ی کمی باور دارند که تغییرناپذیری، یکپارچگی اطلاعات پیشرفته و سیستم اشتراکی رکوردها به کاهش تاثیرات بحران کمک کرده باشد.

چه کسی متوجه سود کاراییِ حاصل از DLT در بازار اوراق بهادار مبتنی بر دارایی خواهد شد؟

طرف‌هایی که گره‌های بلاکچین را کنترل می‌کنند، مدیریت دارایی‌ها و توانایی نوشتن قراردادهای هوشمند تاثیر شگرفی بر توزیع ارزش در آینده خواهد داشت.

زمان مشخص می‌کند که کدام جزء بر این انتقال بیشترین اثر را می‌گذارد.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.