اهمیت ساختار حاکمیت در بلاک چین رمز ارز ها و تاثیر آن بر مقیاس پذیری شبکه

هدف از این مطلب ارائه یک به‌روزرسانی درباره یکی از مسائل مربوط به بلاک چین‌ها و رمز ارز‌ها است که در مجموعه مقاله هایی با عنوان «رمز ارز ایده‌آل» مورد بحث قرار گرفته است. در این مقاله به نقشی می‌پردازیم که ساختار حاکمیت در بلاک چین رمز ارزها در توسعه، بقا و در نهایت مقیاس پذیری آن ایفا می‌کند.

0 100

ساختار حاکمیت در بلاک چین رمز ارز ها:

واقعا چه کسی نگهدارنده پول شما است؟

صادر کننده ارز شما تأثیر قابل توجهی بر پولی دارد که در اختیار شما است و با آن ارز تعریف شده است. این امر زمانی واضح‌تر می‌شود که به عنوان مثال، صادرکننده ناگهان دو برابر مبلغی که قبلا در گردش بود را چاپ کرده و به گردش درآورد. چنین اتفاقی به شکل قابل توجهی از ارزش مبلغی که در اختیار شما است می‌کاهد.

این موضوع در مورد ارزهایی که دچار تورم پایین هستند نیز صدق می‌کند، فقط معمولا کمتر به چشم می‌آید. هر ساله ارزش پس‌اندازهای غیر اهرمی اکثر کسانی که صاحب ارزهای صادر شده توسط تقریبا تمام کشورها هستند کاهش می‌یابد. همزمان، در بسیاری از موارد، ممکن است تولید ناخالص داخلی کشور افزایش یابد، که منعکس کننده کل سود حاصل از فعالیت اقتصادی و کار درون مرزهای آن کشور است. با این حال در شرایط مساوی، ارزش یک فرد صاحب دارایی‌هایی به ارز محلی عملا کاهش می‌یابد. در عصری که ارزها هنوز به صورت سنتی توسط کشورها صادر می‌شود، ارز و پول اینگونه کار می‌کنند.

آیا توجیه خوبی برای یک ارز تورمی وجود دارد؟

یک ارز تورمی احتمالا از برخی محسنات اقتصادی برخوردار است. اقتصاددانان ادعا می‌کنند که ارزهای تورمی، یا ارزی که ارزش آن به جای کاهش افزایش یابد، منجر به صرفه‌جویی بیش از حد و فعالیت اقتصادی کمتر می‌شود. با این حال، تمایل به نرخ تورمی اندک هنوز شرح نمی‌دهد که چرا روند تورمی نمی‌تواند کاملا شفاف باشد. به عنوان مثال، اگر هدف تورم سالانه‌ای معادل ۳٪ است، از لحاظ ریاضی و مالی، وسیله رساندن نرخ تورم به نزدیک آن مقدار طور دائم، می‌تواند به صورت کاملا شفاف منتشر گردد. به نظر می‌رسد که عدم وجود یک سازوکار شفاف، انگیزه‌ای برای خلق و متعاقبا پیشرفت رمز ارز‌ها بود که با بیت کوین و از سال ۲۰۰۹ آغاز شد.

آیا ارزهای رمزنگاری شده پاسخی برای سیاست‌های پولی ناشفاف ارائه می‌دهند؟

بیت کوین یک سیاست پولی و صدور بسیار روشن، ساده و شفاف دارد. بیت کوین‌های جدید با خلق هر بلاک تولید می‌شوند، بلاک‌هایی که شامل تراکنش‌های جدید اضافه شده به دفتر کل هستند. مقدار تولیدی از پیش تعیین شده است که از ۵۰ بیت کوین به ازای هر بلاک آغاز شد و تقریبا هر ۴ سال نصف می‌شود، تا زمانی که ۲۱ میلیون بیت کوین تولید شود. پس از این مرحله، هیچ بیت کوینی را نمی‌توان تولید کرد.

این طرح به واقع شفاف است. با این حال، به عنوان یک سیاست پولی از برخی کمبودها رنج می‌برد که در مقاله‌ای مربوط به حدود دو سال پیش در مورد یک سیاست رمز ارزی ایده‌آل‌تر، شرح داده شده است. نخست این که اگر یک سیستم اقتصادی به طور غالب با ارزی مانند آن ارزش‌گذاری شود، این طرح ضدتورم بوده و منجر به صرفه‌جویی و احتکار ارز شده و می‌تواند به طور بالقوه صرف هزینه و فعالیت اقتصادی را خفه کند. ثانیا، این طرح هیچ وسیله‌ای برای واکنش به نوسانات بازار ندارد و بنابراین فاقد سازوکار کنترل مورد نیاز در اکوسیستم است. ارزی با نوسانات شدید روزانه، برای کسب‌وکارها و افراد، راهی آسان برای انجام کسب‌وکار و پیش‌بینی مستحکم سود و زیان واقعی خود به صورت روزانه باقی نمی‌گذارد. شرایطی که در آن ممکن است گاهی نوسانات ارز بزرگتر از حاشیه سود محصولات و خدمات باشد. عامل سوم که در آن مقاله مطرح نشد این است که چه کسی ارز و کنترل آن را در اختیار دارد. در این مقاله به این موضوع پرداخته شده است.

اگر سیاست صدور پول شما روشن و شفاف بوده و یا حتی اگر عرضه آن به سادگی ثابت باشد، اما حاکمیت ارز اجازه دهد که از طریق هارد فورک‌های دلخواه دو برابر شود، صدور ارز شما واقعا ثابت و قطعی نیست.

اهمیت ساختار حاکمیت در بلاک چین رمز ارزها و تاثیر آن بر مقیاس پذیری شبکه

شکل ۱: انشعاب‌های بلاک چین می‌توانند منبع تورم عرضه رمز ارز باشند

کنترل سازمانی رمز ارز‌ها بسیار اهمیت دارد

به نظر می‌رسد که پس از این مدت ده ساله حضور رمز ارزها، اکنون می‌بینیم که شاید یک سیاست صدور شفاف و مبتنی بر ریاضی برای پاسخ به تقاضاها برای یک سیاست پولی قابل پیش‌بینی کافی نباشد. هارد فورک‌ها یا انشعاب رمز ارز‌ها نشان داده‌اند که می‌توانند یک سازوکار صدور عظیم باشند که به عنوان یک طرح صدور قطعی وعده داده شده در نظام‌نامه آن‌ها پیش‌بینی نشده است. به عنوان مثال، در اواخر سال ۲۰۱۸، بیت کوین کش (که پیش‌تر از بیت کوین فورک شده بود) منشعب شد، و این اتفاق موجب کاهش شدید ارزش آن ارز شد و احتمالا در کاهش ارزش رمز ارزها در ماه دسامبر ۲۰۱۸ تاثیرگذار بود. به عنوان مثال، یه فرد ۶۸ ساله که نزدیک به بازنشستگی است، به احتمال زیاد در دسامبر ۲۰۱۸ از نگهداری پس‌انداز زندگی‌اش در این نوع ارز ناراضی بوده است؛‌ اما احتمالا اگر پس‌انداز او به صورت ارز فیات بود وی خشنود می‌بود.

با این حال، تاثیر بالقوه حاکمیت رمز ارز ها فراتز از هارد فورک‌ها است. کسانی که مسئول سورس‌کدها و ایجاد تغییرات در آن‌ها هستند، می‌توانند اقداماتی انجام دهند که بر ارزش آن تأثیر می‌گذارد.

مثال‌هایی از تغییرات بنیادی و کدی که می‌تواند ارزش رمز ارز را تحت تاثیر قرار دهد

طی چند سال گذشته، شاهد تصمیمات متعددی بوده‌ایم که یک تیم مدیریت رمز ارز می‌تواند با اتخاذ آن‌ها ارزش یا عرضه آن را تحت تاثیر قرار دهد. برخی از این تصمیمات عبارتند از:

  1. تصمیماتی در مورد ویژگی‌های فنی ارز رمزنگاری شده؛ مانند سایز بلاک. یک مثال از این مورد تصمیم بیت کوین برای نگه داشتن سایر بلاک در ۱ مگابایت است، که به اعتقاد برخی راهکارهایی مانند لایتنینگ را به عنوان سازوکار مقیاس‌گذاری لازم و ارز را به یک لایه تسویه بدل می‌کند.
  2. تغییرات مستقیم در سازوکار صدور. یک مثال این مورد EIP-1234 اتریوم است که در آن برنامه‌نویسان تصمیم به کاهش پاداش‌های بلاک از ۳ اتر به ۲ اتر گرفته و همچنین بمب دشواری (Difficulty Bomb) تولید بلاک را به تعویق انداختند.
  3. تصمیمات دلخواه برای انجام ایردراپ (AirDrop)، که اساسا توزیع رایگان سکه هستند؛ یا مراحل جدید عرضه سکه؛ پاداش‌های تیمی زمان عرضه؛ یا سایر سیاست‌هایی که باعث افزایش عرضه می‌شوند. یک مثال این مورد، تصمیم NPXS برای ایجاد یک سکه اولیه کاملا جدید بود که FX نامیده می‌شد و اعلام اولیه آن در ابتدا باعث سقوط ارزش NPXS گردید. از آن زمان، اکنون عرضه پروژه‌های ICO بسیاری را شاهد بوده‌ایم که از سکه‌های جدید به عنوان وسیله‌ای برای افزایش درآمد یا تامین مالی پروژه‌های مختلف استفاده کرده‌اند: از جمله Monaco )Crypto.com سابق) با CRO و Tron با BTT.

انواع ساختارهای حاکمیت رمز ارز

در خصوص ارزهای فیات، انواع زیادی از ساختارهای حاکمیت وجود ندارند. ارز معمولا توسط برخی سازمان‌های ایجاد شده توسط دولت مرکزی و یا بعضی نهادهای مستقل منصوب شده توسط دولت مرکزی اداره می‌شود. در خصوص رمز ارز‌ها، از آنجاییکه همیشه یک مرجع مرکزی وجود ندارد، تنوع بیشتری در ساختارهای حاکمیت وجود دارد که شامل موارد زیر است:

۱. ساختار حاکمیت از نوع بیت کوین

در این نوع ساختار حاکمیت رمز ارز ، تصمیم‌گیری در مورد جوانبی که به طور صریح در نظام‌نامه بنیادی بیت کوین در مقاله ساتوشی مطرح نشده‌اند، توسط برنامه‌نویسانی انجام می‌شود که کد را می‌نویسند. مشخص شده است که برخی از این تصمیمات در خط سیر کلی و ارزش این رمز ارز بسیار پراهمیت هستند.

تصمیماتی مانند نرخ عرضه و همچنین ساختار غیر متمرکز تولید بلاک در نظام‌نامه تصریح شده‌اند. مشخص شده است که این که چه کسی می‌تواند در کد تغییرات اعمال کند نیز غیر متمرکز است. هر برنامه‌نویسی می‌تواند تغییراتی ایجاد کرده و آن‌ها را برای بررسی پیشنهاد دهد. اما، تصمیم‌گیری درمورد این که چه تغییراتی در کد قابل قبول است و چه کسی می‌تواند این تغییرات را ارائه کند، این را ممکن می‌کند که برخی تغییرات خط سیر رمز ارز را تغییر دهند و همینطور هم شده است. اندازه بلاک باید چقدر باشد؟ آیا باید امضای هر تراکنش در بلاک مشمول گردد؟

خواندن مقاله‌ای به نوشته جیمسون لاپ (Jameson Lopp)، یک توسعه‌دهنده بیت کوین، به عنوان «چه کسی BitCoin Core را کنترل می‌کند» برای هر کس که به دانستن جزئیات بیشتر در خصوص نحوه پذیرش تغییرات کد در بیت کوین علاقمند است توصیه می‌شود. پنج مسئول نگهداری از نرم‌افزار وجود دارند که تصمیم می‌گیرند کدام درخواست‌های pull یا کدام تغییرات باید در core ادغام گردند. معیار تصمیم‌گیری آن‌ها حدودا این است که «پچ در راستای اصول کلی پروژه باشد؛ با حداقل استانداردها جهت ادغام شدن تطابق داشته باشد؛ و با اجماع عمومی مشارکت‌کنندگان سازگار باشد.» همچنین یک نگهدارنده اصلی وجود دارد که شغل وی هماهنگ‌سازی نسخه‌های نهایی کلی است. این فرد از ابتدا تا سال ۲۰۱۱ ساتوشی ناکاموتو، سپس تا سال ۲۰۱۴ گاوین آندرسن (Gavin Andresen)‌ بود و اکنون ولادیمیر فان در لان (Wladimir van der Laan) این مسئولیت را به عهده دارد. لازم به ذکر است که آن مقاله بر روی تمهیداتی ستودنی برای یکپارچگی ساختاری جهت تضمین تغییرات در کد تمرکز می‌کند، اما به این واقعیت نمی‌پردازد که قدرت تصمیم گیری درمورد اینکه چه تغییراتی باید پذیرفته شوند، هنوز در دست افراد معدودی قرار دارد.

۲. نسخه‌های در دست تکمیل یا کمتر غیرمتمرکز از ساختار حاکمیت رمز ارز بیت کوین

برخی دیگر از رمز ارز‌ها از ساختار حاکمیت رمز ارز بیت کوین پیروی می‌کنند، اگرچه بسیاری دیگر در ساختار حاکمیت خود جوانب متمرکز بیشتری دارند. برخی از این تمرکزها در صورتی که هدف اصلی پروژه در نظام‌نامه آن در نهایت رسیدن به ساختار غیر متمرکز ذکر شده باشد، «در دست تکمیل» تلقی می‌گردند. برای شفاف‌سازی در این خصوص، از ماتریس زیر استفاده می‌کنیم که با استفاده از بیت کوین به عنوان نمونه، سطح تمرکز جوانب گوناگون ساختار حاکمیت یک رمز ارز غیرمتمرکز را نشان می‌دهد. می‌توان بسیاری از رمز ارز‌های دیگر را با استفاده از معیار مشابه ارزیابی کرد.

فعالیت حاکمیتی بیت کوین
تولید بلاک و اجماع غیر متمرکز
مشارکت در کدنویسی غیر متمرکز
تصمیم‌گیری در مورد سوگیری کلی و اصولی که صراحتا در نظام‌نامه بنیادی تصریح نشده‌اند تصمیم‌گیری توسط تعدادی اندک
ادغام تغییرات کد در Core تصمیم‌گیری توسط تعدادی اندک

۳. ساختار حاکمیت غیر متمرکز تفویض‌شده

رمز ارز‌هایی هستند که ساختاری شبیه دموکراسی‌های نیابتی در کشورها دارند. در اینجا، تعداد ماینرهای متمرکز به تعداد ثابتی محدود شده است. سپس هر یک از این ماینرها به صورت آزاد توسط هر یک از شرکت‌کنندگان در شبکه انتخاب می‌شوند. EOS، Steem و TRON مثال‌هایی از این ساختار هستند، که تعداد نمایندگان در هر یک از آن‌ها به ترتیب ۲۱، ۵۰ و ۲۷ است. با این حال، در دو ساختار حاکمیت اول، تصمیم در مورد این که چه کسی می‌تواند در کد تغییرات اعمال کند در دست تعداد معدودی است.

۴. ساختار حاکمیت غیر متمرکز نیابتی انتخاب شده بر اساس سهم

برای این نوع ساختار حاکمیت، زیرمجموعه کوچکی از شبکه، از طریق رای‌گیری تصمیم‌گیری و همچنین تراکنش‌ها را پردازش می‌کند. یک نوع از این ساختار شبکه‌های نوع Master-node هستند که در آن مقدار مشخصی سهم برای تبدیل شدن به تصمیم‌گیرنده یا پردازنده بلاک اصلی master node مورد نیاز است. مثال‌های این ساختار Dash و PivX هستند. این زیرمجموعه از پردازشگرها همچنین می‌توانند با استفاده از یک الگوریتم اثبات سهام (POS) وزن‌دار انتخاب شوند. در حال حاضر هیچ رمز ارز معروف با استفاده قابل توجهی وجود ندارد که از الگوریتم POS استفاده کند، اما شبکه‌هایی نظیر Peercoin در حال حاضر بر POS مبتنی هستند و Decred از ترکیب اثبات کار (POW) و الگوریتم POS استفاده می‌کند.

۵. ساختار حاکمیت مبتنی بر پرمیشن (Permission)

انواع مختلفی از شبکه‌های عمومی مبتنی بر پرمیشن وجود دارند، اما عنصر اصلی این است که پردازشگرهای حاضر در شبکه توسط یک مقام مرکزی منصوب شده و تحت حاکمیت آن هستند. توسعه و تغییر کد نیز توسط نهاد مرکزی اداره می‌شود. شبکه‌هایی از جمله Ripple و Stellar دارای این نوع ساختار هستند.

بسیاری از فعالان در جامعه ارزهای رمزنگاری شده معتقدند که یک بلاک چین عمومی متمرکز توجیهی ندارد. با این حال، مشخص شده است که حتی در صورتی که شبکه توسط گروهی متشکل از پردازشگرهای تراکنش اداره شود که به صورت متمرکز انتخاب شده اما همچنان مستقل هستند، برخی از مزایای یک بلاک چین مانند غیر قابل تغییر بودن تراکنش‌ها هنوز هم به میزان قابل توجهی وجود دارند. این به این دلیل است که معکوس کردن تراکنش تولید شده توسط رای بیزانسی گروهی از پردازشگرهای متشکل از چندین نهاد جداگانه مانند بانک‌های مختلف، در مقایسه با تراکنش موجود در یک دفتر کل که به صورت جدا و تنها توسط یکی از بانک‌ها نگهداری می‌شود، دشوارتر است. پیروان تمرکز زدایی در رمز ارزها، این ویژگی ظریف اما قدرتمند را نادیده می‌گیرند که باعث سردرگمی آن‌ها خواهد شد، چرا که شبکه‌های عمومی مبتنی بر پرمیشن احتمالا همچنان به رشد خود ادامه خواهند داد.

چالش‌های باقی‌مانده در خصوص ساختارهای حاکمیت رمز ارز

در بخش قبلی مشخص شد که سطحی از تمرکز در دست گروه مدیریت و کنترل سورس‌کد باقی مانده و به یک تفسیر اصولی وابسته است که تقریبا برای همه رمز ارز‌ها مدون می‌گردند. در حالی که معمولا در مورد میزان غیر متمرکز بودن فرایند تولید بلاک تمرکز زیادی وجود دارد، نحوه تفسیر قوانین و سپس مدون شدن آن‌ها تقریبا به همان اندازه مهم است. این فرایند معمولا کمتر غیر متمرکز است.

پس چگونه می‌توان فورک‌ها و انشعاب‌ها در رمز ارزها را به حداقل رساند؟

همانطور که جیمزون لوپ در مقاله «چه کسی بیت کوین را کنترل می‌کند» گفت:

این، آزادی ارائه شده به لطف متن باز است؛‌ هر کس که از تلاش‌های پروژه Bitcoin Core ناراضی است، آزاد است تا پروژه خود را آغاز کند. آن‌ها می‌توانند این کار را از صفر انجام داده یا نرم افزار Core را فورک کنند.

به نظر می‌رسد که تقریبا هیچ راهی برای جلوگیری از فورک شدن یک رمز ارز عمومی غیر متمرکز وجود ندارد. با این حال، همانطور که در چند فورک قبلی بیت کوین و جدیدترین فورک بیت کوین دیده شد که منجر به کاهش چشمگیر ارزش هر دو شاخه حاصله گردید، فورک‌ها می‌توانند ارزش دارایی رمز ارزی شما را تحت تاثیر قرار دهند. رمز ارز‌های نسل دوم و سوم که از ساختارهای تفویض‌شده استفاده می‌کنند عمر زیادی ندارند، اما تا کنون نشان داده‌اند که در مقابل فورک‌ها و انشعاب‌ها انعطاف‌پذیرتر هستند. لازم به ذکر است که اقدامات صورت گرفته جهت کاهش احتمال فورک از یک رمز ارز ممکن است شامل استفاده از ابزارهای قانونی و دولتی باشد که با مقاوم‌سازی رمز ارز در برابر سانسور در تضاد است.

پردازش کاملا غیر متمرکز تراکنش بلاک چینی مقیاس‌پذیر نبوده است

وضعیت پردازش تراکنش کاملا غیر متمرکز،‌ جدا از ساختار حاکمیت، این است که هنوز نمی‌تواند در مقیاس بزرگ عملی باشد. در حقیقت، در حال حاضر هیچ رمز ارز غیر متمرکزی نمی‌تواند تراکنش‌های کافی برای استفاده انبوه پردازش کند. نه بیت کوین، نه اتریوم و نه هر سیستم دیگری که در حال حاضر راه‌اندازی و مطالعه شده است. بیت کوین می‌تواند حدود ۷ تراکنش در ثانیه و اتریوم می‌تواند حدود ۱۵ تراکنش بر ثانیه پردازش کند، در حالیکه شبکه ویزا می‌تواند حدود ۲۴٬۰۰۰ تراکنش در ثانیه انجام دهد. از سوی دیگر، سیستم‌های مبتنی بر گروهی متمرکز از پردازشگرهای قابل اطمینان، یا ساختار غیر متمرکز تفویض‌شده با تعداد پردازشگرهای کم ولی منتخب و محدود می‌توانند میلیون‌ها تراکنش را با سرعت کافی و نزدیک شبکه ویزا پردازش کنند. پیشرفت قابل توجهی در طرح‌‌های لایه دوم مانند شبکه لایتنینگ به دست آمده است و پیشرفت‌های فناورانه مانند شاردینگ وجود دارند که برای ارز رمزنگاری شده برنامه‌ریزی شده است و اخیرا نوعی از آن در رمز ارز نسبتا جدیدتری به نام Zilliqa به کار گرفته شده است. باید دید که آیا می‌توان از یک ساختار پردازش تراکنش غیر متمرکز هم به لحاظ تعداد تراکنش‌ها و هم سرعت آن در مقیاس وسیع استفاده کرد یا خیر.

آیا یک ساختار حاکمیت کاملا غیر متمرکز ممکن است؟

یک رمز ارز را در نظر بگیرید که به نحوی تدوین شده که هر تصمیم در مورد هر پیشنهاد تغییر، یا تفسیر نظام‌نامه آن به رای همه دارندگان آن ارز، و نه فقط پردازشگرهای تراکنش گذاشته می‌شود. سپس هر یک از تغییرات کد که به درستی اعمال شده به رای توسعه‌دهندگان نیز گذشته خواهد شد. آیا چنین نظام آرمان‌گرایانه‌ای ممکن است؟ آیا ممکن است چنین سیستمی غرق درخواست‌های تغییراتی شود که نیاز به رای دارند؟ چه می‌شود اگر اکثریت توسعه‌دهندگان سهوا یا عمدا رای به انجام یک تغییر مخرب بدهند؟ در حالیکه شاید محسنات رای اکثریت در بلندمدت نتیجه مثبتی داشته باشد، تنها یک اشتباه توسط اکثریت نیز می‌تواند چنین سیستمی را نابود کند، به طوری که شاید در سیستم‌های حاکمیت دموکراتیک تا این حد بحرانی نباشد.

در واقع، شاید جستجو برای یک ساختار سازمانی بی‌نقص برای حاکمیت رمز ارز از جستجو برای بهترین راه جهت حاکمیت بر جوامع انسانی متفاوت نباشد. به نظر می‌رسد بهترین سیستم‌های موجود، بر دموکراسی نیابتی مبتنی باشد که در آن مردم تعداد اندکی را به نمایندگی از خود انتخاب می‌کنند. یک سیستم کاملا غیر متمرکز که در آن هر کس در مورد همه جزئیات رای می‌دهد، می‌تواند در صورتی ایده‌آل باشد که اکثریت بتوانند جهت درک جزئیات و کسب دانش کافی در این مورد وقت صرف کنند و بنابراین نیاز به یک گروه کوچک‌تر از نمایندگان مرتفع شود. تاکنون چنین نظامی به وجود نیامده است که جمعیت بزرگی داشته و به این شکل با موفقیت عمل کرده باشد. نباید تعجب کرد اگر در دراز مدت نظام‌های ساخته شده بر مبانی گروهی گردشی از تصمیم‌گیرندگان و پردازشگران تراکنش که به طور دوره‌ای به صورت منصفانه و غیر متمرکز توسط تمام سهامداران آن ارز انتخاب شده‌اند، به مدل‌های غالب و موفق تبدیل شوند. این موضوع در مورد تصمیم‌گیری عملیاتی نیز به اندازه پردازش تراکنش صدق می‌کند.

خلاصه

• سطح تمرکز زدایی در ساختار حاکمیت یک رمز ارز به اندازه از پردازش تراکنش اهمیت دارد.

• به نظر می‌رسد چهار نوع ساختار توسعه داده شده باشد:

  1. ساختار حاکمیت کاملا باز که در آن هرکس می‌تواند در تصمیم‌گیری، کدنویسی و بررسی ارائه شدن کد به مخزن مشارکت کند. این سیستم مانند ایده‌آلی به نظر می‌رسد که در سطوح مختلف فقط شبکه‌هایی به سراغ آن رفته‌اند که انتخاب کرده‌اند تا به طور بالقوه برای رسیدن به این هدف تلاش کنند.
  2. ساختار حاکمیت کاملا باز که در آن هرکس می‌تواند در تصمیم‌گیری و پردازش بلاک شرکت کند، اما تصمیم‌گیرندگان و پردازشگران بلاک بر اساس میزان سهم آن‌ها در شبکه انتخاب می‌شوند. این انتخاب می‌تواند مشابه شبکه‌های نوع master-node انجام شود که در آن مقداری مشخص از سهم برای تبدیل شدن به یک تصمیم گیرنده و/ یا پردازشگر بلاک مورد نیاز است، و یا از طریق الگوریتم اثبات سهام که انتخاب را بر اساس میزان سهم آن عضو در شبکه وزن‌دهی می‌کند.
  3. ساختار و دفتر کل غیر متمرکز، اما در آن تصمیم‌گیرندگان و پردازشگرهای تراکنش، زیرمجموعه‌ای از کاربران شبکه هستند و به نوعی توسط برخی از کاربران شبکه انتخاب می‌شوند.
  4. شبکه‌های مبتنی بر پرمیشن که در آن اعضای پردازشگر تراکنش توسط یک مرجع مرکزی انتخاب و پذیرفته می‌شوند. Ripple و Stellar نمونه‌هایی از این دست هستند.

• برخی از شبکه‌های جدید مبتنی بر ساختارهای نوع ۲، ۳ و ۴ تاکنون اثبات کرده‌اند که از لحاظ سرعت و ظرفیت مقیاس‌پذیرتر و در عین حال کمتر مستعد اختلال در حاکمیت و انشعاب هستند. آن‌ها همچنین معمولا کمتر نیازمند روش‌های پردازش پرمصرف و هزینه‌بر هستند. با این حال، آن‌ها بیشتر مستعد این هستند که چند تصمیم‌گیرنده قدرتمند عملا کنترل متمرکز شبکه را به دست بگیرند.

• برای ساختارهای نوع ۱، در مراحل اولیه شبکه، حضور چند مهره تأثیرگذار قوی در شبکه ممکن است منجر به ساختار تصمیم‌گیری نسبتا متمرکز گردد. این امر می‌تواند در بلندمدت سودمند باشد و فضای توسعه با جهت مشخصی را در اختیار شبکه بگذارد. شکی نیست که در روزهای اول بیت کوین، تا مدت زمانی پس از به راه افتادن شبکه، ساتوشی ناکاموتو احتمالا تأثیری قوی بر سوگیری شبکه بیت کوین داشت. به همین ترتیب، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) در حال حاضر چنین نقشی را برای اتریوم ایفا می‌کند.

• انشعاب مختل‌کننده در یک شبکه رمز ارز، به ویژه هنگامی که شامل دوپارگی تصمیم‌گیرندگان کلیدی شود، می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر ارزش رمز ارز داشته باشد. چنین اتفاقی را در بیت کوین کش شاهد بودیم که تقسیم آن در نوامبر ۲۰۱۸ منجر به ظهور دو قسمت شده و پس از آن ارزش هر دو قسمت عملا کاهش یافت و مجموع ارزش آن‌ها به طور قابل توجهی کمتر از زمان قبل از تقسیم بود.

• مشاهده برخی مجادلات اخیر در جامعه کریپتو می‌تواند برای برخی از دارندگان رمز ارز و همچنین کل جامعه رمز ارز اندکی نگران‌کننده باشد، خصوصا با در نظر گرفتن تاثیری که انشعاب بیت کوین کش بر ارزش رمز ارزها در اواخر ۲۰۱۸ داشت.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.