اندیکاتور استوکاستیک چیست؟ آموزش اندیکاتور استوکاستیک

اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic) در دهه ۱۹۵۰ توسط شخصی به نام جورج لِین (George Lane) توسعه یافت. استوکاستیک یک اندیکاتور مومنتوم است. این اندیکاتور جایگاه قیمت بسته شدن دارایی را در مقایسه با تفاوت بین بیشترین و کمترین قیمت در بازه زمانی موردنظر نمایش می‌دهد. در این مقاله به بررسی اندیکاتور استوکاستیک خواهیم پرداخت و آموزش این اندیکاتور را به شما ارائه خواهیم کرد.

0 12

همانطور که در قسمت قبل عنوان کردیم، اندیکاتور استوکاستیک یک اندیکاتور مومنتوم است. لِین در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که اندیکاتور او یعنی Stochastic، قیمت و یا حجم معاملات دارایی را دنبال نمی‌کند. بلکه این اندیکاتور تنها برای سنجش شتاب قیمت دارایی یا همان مومنتوم توسعه یافته است. و قانون کلی مومنتوم این است که پیش از قیمت تغییر می‌کند. از همین جهت، استوکاستیک ابزار مناسبی برای پیش‌بینی روند قیمت است. و این مهم‌ترین کاربرد استوکاستیک (و سایر اندیکاتورهای مومنتوم) است. علاوه بر این، استوکاستیک اسیلاتوریست که در محدوده خاصی نوسان می‌کند. و به عبارت دیگر، range-bound است. از همین رو، از این اندیکاتور برای سیگنال‌های اشباع خرید و فروش نیز استفاده می‌شود.


با استفاده از استوکاستیک به چه اطلاعاتی دست پیدا می‌کنیم؟ سیگنال‌های اندیکاتور استوکاستیک


مانند سایر اندیکاتورهای مومنتوم از جمله RSI، استوکاستیک نیز دو سیگنال مهم را صادر می‌کند. این دو سیگنال عبارتند از: اشباع خرید/فروش و واگرایی. در ادامه هر یک از این دو سیگنال را بررسی خواهیم کرد.

سیگنال اشباع خرید (Overbought) و اشباع فروش (Oversold)

از آن جایی که دامنه نوسان استوکاستیک محدود به یک بازه خاص است، تشخیص سیگنال‌های اشباع خرید و فروش در آن کار راحتیست. این اندیکاتور در بازه صفر و صد نوسان می‌کند. غالب تریدرها محدوده بالای ۸۰ استوکاستیک را بعنوان اشباع خرید و محدوده پایین ۲۰ را بعنوان اشباع فروش در نظر می‌گیرند. اما این تعاریف ثابت نبوده و هر تریدری می‌تواند با توجه به استراتژی خود، آن‌ها را تغییر دهد.

به صورت معمول گفته می‌شود که اشباع خرید، از آغاز روند نزولی در آینده خبر می‌دهد. اشباع خرید به این معنیست که قیمت یک دارایی به‌طور غیرمعقولی بالاست. و این قیمت بالا از هیجان کاربران برای خرید دارایی نشأت گرفته است. از همین رو، به زودی بازار اشباع شده و هیجان فروکش می‌کند. و در نتیجه، قیمت با افت مواجه خواهد شد. عکس این مسئله نیز صحیح است. کاهش غیرمعقول قیمت دارایی را می‌توان نتیجه تمایل تعداد زیادی از کاربران برای فروش دانست. اما این شرایط دائمی نیست و بلاخره با فروکش کردن هیجان بازار، قیمت اصلاح خواهد شد و دوباره روند صعودی را تجربه خواهد کرد.

اما حقیقت این است که در دنیای اندیکاتورها، چنین چیزی لزوماً صحیح نیست. اشباع خرید در یک اندیکاتور می‌تواند نشان‌دهنده قوت روند صعودی، و اشباع فروش می‌تواند نشان‌دهنده قوت روند نزولی باشد. چگونگی سیگنال‌گیری از شرایط اشباع خرید و فروش در اندیکاتورهای مختلف متفاوت بوده و به خود اندیکاتور، و همچنین به تریدر و استراتژی‌های وی بستگی دارد. در قسمت بعد در خصوص سیگنال‌های اشباع خرید و فروش در اندیکاتور استوکاستیک توضیح خواهیم داد.

چگونه از سیگنال اشباع خرید/فروش بیشترین بهره را ببریم؟

نکته مهمی که وجود دارد این است که در دنیای اندیکاتورها، هر اشباع خریدی لزوماً به معنی افت قیمت دارایی و هر اشباع فروشی نیز لزوماً به معنی افزایش قیمت نیست. در مواقعی ممکن است قیمت یک افزایش شدید را تجربه کند و اندیکاتور سیگنال اشباع خرید را نمایش دهد. اما روند صعودی به‌قدری قوی باشد که افزایش قیمت همچنان ادامه داشته و اندیکاتور برای مدت طولانی در محدوده اشباع خرید باقی بماند. بنابراین اگر شما به محض ورود اندیکاتور به اشباع خرید، اقدام به فروش دارایی خود کنید، شانس کسب سود بیشتر را از دست خواهید داد.

توصیه ما برای کسب سود حداکثری این است که ترند اصلی را پیدا کرده و همراه با آن حرکت کنید. برای مثال در روندهای صعودی قوی، سیگنال‌های اشباع خریدی که به طور مداوم صادر می‌شوند را فراموش کنید. در عوض، به دنبال سیگنال‌های اشباع فروشی باشید که ممکن است به ندرت اتفاق بیفتند. و از همین فرصت‌ها برای خرید استفاده کنید. عکس این امر نیز در خصوص ترندهای نزولی قوی صدق می‌کند.

در تصویر زیر اندیکاتور Stochastic که در پایین نمودار قیمت قرار گرفته است را مشاهده می‌کنید. همانطور که می‌بینید، روند صعودی کلی از ماه جولای آغاز شده است. و از همین زمان تا چندین ماه بعد، سیگنال اشباع خرید به دفعات زیادی صادر شده است. اما در کل این مدت، شاهد دو سیگنال اشباع فروش بوده‌ایم که در ابتدای ماه‌های سپتامبر و نوامبر اتفاق افتاده‌اند. این دو سیگنال فرصت‌های خوبی برای خرید را رقم زده‌اند. همانطور که مشاهده می‌کنید پس از این زمان‌ها قیمت دوباره به حالت صعودی بازگشته است.

اشباع فروش در اندیکاتور استوکاستیک
اشباع فروش در اندیکاتور استوکاستیک

واگرایی های صعودی (گاوی) و نزولی (خرسی)

واگرایی به صورت کلی به شرایطی اطلاق می‌شود که نمودار اندیکاتور و نمودار قیمت در خلاف جهت یکدیگر حرکت کنند. برای مثال نمودار قیمت در حالت صعودی و اندیکاتور در حالت نزولی قرار داشته باشد، و یا بالعکس. واگرایی دارای دو نوع صعودی و نزولیست. و تحت شرایط خاصی، می‌تواند از وارونه شدن روند قیمت خبر دهد. در قسمت بعد واگرایی‌های صعودی و نزولی را به طور کامل توضیح خواهیم داد.

واگرایی صعودی یا گاوی

واگرایی (Divergence) صعودی یا گاوی به شرایطی اشاره دارد که نمودار اندیکاتور در حالت صعودی و نمودار قیمت در حالت نزولی قرار داشته باشد. و همچنین کمینه قیمت اندیکاتور از کمینه قیمت نمودار اصلی بیشتر باشد. گفته می‌شود که واگرایی‌ها از وارونگی قیمت خبر می‌دهند. بنابراین در شرایط عنوان شده، احتمال می‌رود که روند قیمت به زودی از حالت نزولی خارج شده و به حالت صعودی تغییر کند. اما برای اطمینان از این اتفاق، تنها بسنده کردن به واگرایی کافی نیست. بهتر است این سیگنال را با سیگنال دیگری ترکیب کنید تا از صحت آن مطمئن‌تر شوید.

برای مثال اگر واگرایی صعودی در استوکاستیک با شکسته شدن مقاومت در نمودار قیمت و یا عبور نمودار استوکاستیک از محور ۵۰ همراه شد، می‌توانید از وارونگی روند قیمت مطمئن‌تر باشید. به طور کلی محور ۵۰ در استوکاستیک از اهمیت بالایی برخوردار است. همانطور که عنوان کردیم استوکاستیک در محدوده صفر تا صد نوسان می‌کند. بنابراین محور ۵۰، محور مرکزی این اندیکاتور است. این محور در تأیید سیگنال‌های استوکاستیک کاربرد زیادی دارد.

در تصویر زیر واگرایی صعودی در Stochastic را مشاهده می‌کنید. همانطور که می‌بینید، در محدوده قبل از خط‌چین، نمودار قیمت در حالت نزولیست. اما اندیکاتور روند صعودی خود را آغاز کرده است. همچنین مشاهده می‌کنید که کمینه قیمت اندیکاتور که با عبارت higher low (به رنگ سبز) نمایش داده شده است از کمینه قیمت  نمودار اصلی که با عبارت lower low (به رنگ قرمز) نمایش داده شده است بیشتر است. پس از مدتی، نمودار اندیکاتور از محور ۵۰ عبور کرده (break above 50) و پس از آن، نمودار قیمت نیز مقاومت را شکسته است (resistance break). بلافاصله پس از شکست مقاومت، روند صعودی قیمت آغاز شده است.

واگرایی صعودی در اندیکاتور استوکاستیک
واگرایی صعودی در اندیکاتور استوکاستیک

واگرایی نزولی یا خرسی

واگرایی نزولی یا خرسی به شرایطی اشاره دارد که نمودار قیمت در حالت صعودی و نمودار اندیکاتور در حالت نزولی قرار داشته باشد. و همچنین بیشینه قیمت اندیکاتور از بیشینه قیمت نمودار اصلی کمتر باشد. مانند واگرایی صعودی، واگرایی نزولی نیز می‌تواند حاکی از وارونه شدن روند قیمت و آغاز روند نزولی باشد. اما دقیقاً مانند واگرایی صعودی، بهتر است که برای تأیید این سیگنال، از یک سیگنال دیگر نیز کمک بگیرید. سیگنالی که می‌تواند به اطمینان از وارونگی قیمت در طی واگرایی نزولی در استوکاستیک کمک کند، شکسته شدن حمایت در نمودار اصلی و یا عبور اندیکاتور به پایین محور ۵۰ است.

در تصویر زیر واگرایی نزولی در استوکاستیک را مشاهده می‌کنید. در محدوده قبل از خط‌چین، نمودار قیمت در وضعیت صعودی قرار دارد. اما اندیکاتور Stochastic چنین چیزی را نمایش نمی‌دهد. همچنین بیشینه قیمت‌های نمودار اندیکاتور (lower highs) از بیشینه قیمت‌های نمودار اصلی (higher highs) کمتر است. مشاهده می‌کنید که ابتدا اندیکاتور به پایین محور ۵۰ تنزل کرده (break below 50) و پس از آن نیز نمودار قیمت حمایت را شکسته است (support break). دقیقاً بعد از همین دو اتفاق است که قیمت از حالت صعودی به نزولی تغییر پیدا کرده است.

واگرایی نزولی در اندیکاتور استوکاستیک
واگرایی نزولی در اندیکاتور استوکاستیک

محاسبات و فرمول‌های اندیکاتور استوکاستیک


تایم‌فریم پیش‌فرض اندیکاتور استوکاستیک دوره ۱۴ تاییست. که می‌تواند ۱۴ دقیقه، روز، هفته یا ماه باشد. یکی از مقادیری که در Stochastic با آن سر و کار داریم، K% نام دارد. برای محاسبه K% به قیمت در زمان بسته شدن این بازه ۱۴تایی، بیشترین قیمت این بازه و کمترین قیمت آن نیاز داریم. همچنین متغیر دیگری در این اندیکاتور وجود دارد که D% نامیده می‌شود. D% در حقیقت MA سه روزه K% است. این نمودار در کنار نمودار K% رسم می‌شود و بعنوان ابزاری برای تأیید سیگنال‌ها به‌کار می‌رود.

چگونگی تفسیر محاسبات اندیکاتور استوکاستیک

اندیکاتور استوکاستیک جایگاه قیمت در زمان بسته شدن تایم‌فریم را در مقایسه با تفاوت بین بیشترین و کمترین قیمت در همین بازه نمایش می‌دهد. تصور کنید که بیشترین قیمت دارایی در بازه زمانی موردنظر برابر با ۱۱۰، کمترین قیمت برابر با ۱۰۰، و قیمت در زمان بسته شدن برابر با ۱۰۸ باشد. در این صورت، تفاوت بین بیشترین و کمترین قیمت برابر با ۱۰ می‌باشد. عدد ۱۰ در صورت فرمول K% قرار می‌گیرد.

همچنین حاصل تفریق کمترین قیمت از قیمت در زمان بسته شدن تایم‌فریم برابر با ۸ است، که در مخرج کسر جای می‌گیرد. با محاسبه این کسر و ضرب آن در عدد ۱۰۰، به مقدار ۸۰% دست پیدا می‌کنیم، که همان مقدار K% است. اگر قیمت در زمان بسته شدن تایم‌فریم برابر با ۱۰۳ بود، مقدار K% ما برابر با ۳۰% می‌شد. بنابراین واضح است که هر چه مقدار K% بزرگ‌تر باشد، یعنی قیمت در زمان بسته شدن تایم‌فریم به بیشترین قیمت در این بازه نزدیک‌تر است، و بالعکس.


انواع مختلف اندیکاتور استوکاستیک


در دنیای اندیکاتورها، سه نوع متفاوت از اندیکاتور Stochastic وجود دارد. این سه نوع عبارتند از: استوکاستیک سریع، کند، و کامل. تفاوت اصلی استوکاستیک سریع و کند در حساسیت بالاتر استوکاستیک سریع است. استوکاستیک سریع به تغییرات قیمت حساسیت بیشتری نشان می‌دهد و از همین رو، سیگنال‌های ارسال شده توسط آن نیز بیشتر است. سیگنال‌های بیشتر می‌توانند مزایا و معایب خود را داشته باشند. به عقیده برخی، افزایش بی‌مورد تعداد سیگنال‌ها می‌تواند به خارج شدن تریدرها از پوزیشن‌های خود در زمان نامناسب بینجامد. استوکاستیک کند اما نسبت به تغییرات قیمت کمتر حساس است. و از همین رو، می‌توان سیگنال‌های آن را حساب‌شده‌تر دانست. استوکاستیک کامل نیز نسخه قابل شخصی‌سازی استوکاستیک کند است. در استوکاستیک کامل تریدرها این امکان را دارند که همه بازه‌های زمانی موجود (در خود استوکاستیک و نمودار MA) را به روش دلخواه تنظیم کنند.


جمع‌بندی


همانطور که پیشتر نیز عنوان کردیم، کاربرد اصلی اندیکاتورهای مومنتوم در پیش‌بینی قیمت است. غالباً گفته می‌شود که این اندیکاتورها در تأیید روند کارکرد چندانی ندارند. و برای تأیید روند باید از اندیکاتورهای روند مانند MA و MACD کمک گرفت. اما اندیکاتوری مانند Stochastic در تشخیص به‌موقع واژگونی‌های قیمت بسیار موثر است. از همین رو، در صورت استفاده صحیح از سیگنال‌های آن، می‌توان تریدهای موفقی را انجام داد. هرچند که مانند همه اندیکاتورهای دیگر، پیشنهاد ما این است که استوکاستیک را نه به تنهایی، بلکه در ترکیب با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال به کار ببرید. ترکیب استوکاستیک با اندیکاتورهای روند، اندیکاتورهای حجم، و سطوح حمایت و مقاومت می‌تواند گزینه خوبی باشد.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.