افسانه‌ای به نام بیت کوین‌ کش: درک نظریه بازی‌ ها

نویسنده این مقاله با آوردن دلایلی از نظریه بازی‌ ها ادعا می‌کند که بیت‌کوین‌ کش یک ارز پایدار نخواهد ماند و پیش از آنکه بتواند به جایگاه خود برسد، از بین خواهد رفت. در این مطلب، تئوری‌ بازی نیز شرح داده شده است که مطالعه آن می‌تواند نحوه تصمیم‌گیری شما در یک بازار اقتصادی پر ریسک را بهبود ببخشد.

247

بیت‌کوین‌ کش (Bitcoin cash) پیش از اینکه خودراه‌انداز شود عملا از بین خواهد رفت و با توجه به نظریه بازی‌ ها دلیل این مساله در این مطلب شرح داده می‎‌شود.

تعادل نَش

تعادل نَش (Nash Equilibrium) مفهومی‌ در نظریه بازی‌ ها (Game Theory) است که در اقتصاد کاربرد دارد. تعادل نش عبارت است از حالت پایداری از یک سیستم که در آن میان مشارکت‌کنندگان کنش متقابل برقرار است و هیچکس نمی‌تواند بدون ایجاد تغییر در استراتژی‌های دیگران و تنها با تغییر یک جانبه استراتژی خود، نفع ببرد.

مفهوم تعادل نش را می‌توان با بررسی یک ماجرای مربوط به پوکر آنلاین کاملا درک کرد. کسانی که بازی پوکر را به صورت آنلاین انجام می‌دهند با سرویسی به نام پوکر استارز (Poker Stars) مواجه‌اند که حق انحصاری دارد. پوکر استارز با اتکاء به امتیاز انحصاری خود و ممنوعیت‌های موجود در زمینه پردازش پرداخت، رویکرد بسیار بدی را نسبت به مشتریان خود در پیش گرفت و هزینه بازی کردن را به شکل دلخواه افزایش داد. کار به جایی رسید که بازیکنان تصمیم گرفتند به صورت هماهنگ یک طرح بایکوت را برای این سرویس پوکر آنلاین اجرا کنند؛ اما یک مشکل طبیعی وجود داشت که مجموعه بازیکنان از آن اطلاع نداشتند.

اگر بازیکنان هوشمند و آگاه میزهای « پوکر استارز » را بایکوت کنند، طبیعتا فشار رقابت در این میزها کمتر می‌شود و در نتیجه برای بازیکنان برنده سودآورتر خواهند بود. در عین حال، مسلم است که یک بازیکن برنده نمی‌تواند به تنهایی ضمن بایکوت کردن سودی ببرد، اما در نهایت اگر تعداد زیادی از بازیکنان برنده، با هم بازی را بایکوت کنند، نتیجه‌ی بهتری به دست خواهد آمد.

عامل‌ها و بازارهای منطقی

مردم معمولا می‌گویند، بازارها منطقی نیستند. اما این درست نیست و درک نادرست از ساز و کار نظریه بازی‌ ها و فلسفه اقتصاد باعث شده مردم اینگونه فکر کنند. حال بیایید این درک نادرست را کنار بگذاریم و ببینیم واقعیت چیست.

می‌توانیم اینگونه شروع کنیم؛ بازارها منطقی عمل نمی‌کنند بلکه طبق تعریف ما، یک عامل منطقی طبق ساز و کار منافع خود عمل می‌کند. به بیان دیگر، اگر کسی سیب را بیش‌تر از پرتقال دوست داشته باشد، هنگامی‌که سیب و پرتقال را در مقابل او می‌گذاریم تا یکی را انتخاب کند، او سیب را برمی‌گزیند. در این صورت، اگر این فرد سیب را دوست داشته باشد ولی پرتقال را برگزیند، بدون هیچ ملاحظه دیگری انتخاب وی را غیرمنطقی می‌نامیم.

از این منظر می‌توان گفت که بازارها در همه حال منطقی عمل می‌کنند اما گاهی ما همه اطلاعات را در اختیار نداریم تا به درک درستی از روند مفید مورد نظر برسیم و در نتیجه این روند ممکن است از دید ناظر ناآگاه غیرمنطقی به نظر برسد.

درک مشکل، آن را حل می‌کند

جیدو کریشنامورتی
جیدو کریشنامورتی

هنگامی‌که بازیکنان منطقی یک بازی در یک وضعیت تعادلی تثبیت شده باشند، اصولا هیچ یک از آن‌ها نمی‌تواند به تنهایی به سمت سود بالاتر برود؛ صرف نظر از اینکه آیا اصلا چنین حالتی وجود دارد و گروه بزرگی از بازیکنان وجود دارد که چنین تعادل جدیدی (که در آن هر فرد سود بالاتری می‌برد) را قبول داشته باشد یا خیر.

از دیدگاه منطقی، اگر فردی بخواهد به سمت چنین هدفی حرکت کند، باید از اساس نوعی منفعت یک جانبه وجود داشته باشد که چنین چیزی اصلا وجود ندارد. اگر کسی بخواهد شبکه بیت‌کوین را جا به جا یا تقسیم کند، ابتدا باید این مساله را در نظر بگیرد.

چطور به سمت تعادلی با سود بیشتر برویم؟

در اینجا، جا دارد به این مفهوم بازگردیم که پول، دارای ارزش عملی خلق بازی‌های مختلف برای معامله‌گران است. بازی‌هایی هستند که نفع موجود در آن‌ها قابل انتقال است، اما اگر پولی در میان نباشد بازی معامله‌گران فاقد نفع قابل انتقال می‌شود؛ در نتیجه کارآمدی این بازی در نظر شرکت‌کنندگان افت پیدا می‌کند، چراکه خاصیت خود را به لحاظ شیوه‌های احتمالی برای به حداکثر رساندن سود و پول افراد از دست می‌دهد.

این پول است که به ما اجازه می‌دهد چنین مسائلی را کنار بگذاریم و به ورای آن‌ها برویم، زیرا پول یک واسطه تبادلی را برای ما مهیا می‌کند و جا به جایی منابع را ممکن می‌سازد. یکی از دیدگاه‌های اصلی جان نش (John Nash) این بود که پول، تجارت را ممکن می‌کند و اگر پول نبود تجارتی هم وجود نداشت، زیرا پول است که امکان رسیدن به سودهای بالاتر را برای افراد ایجاد می‌کند. ماهیت گسسته منافع قابل انتقال، این امکان را به وجود آورده که هر بازیکن بی درنگ از یک تصمیم مشترک سود ببرد.

از این رهگذر، پول برای مشکل زیر یک راه‌حل «رده بالاتر» محسوب می‌شود و اگر پول نبود این مشکل را نمی‌شد حل کرد:

« بازی‌های هم دستی » (cooperative games) اصطلاحی در دانش اقتصاد است که به ادغام و تملک و در نتیجه تشکیل کارتل (اتحادیه‌ای از شرکت‌ها) اشاره دارد. مطالعه‌ی این مفهوم ما را به این نتیجه می‌رساند که چنین بازی‌هایی به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

  • بازی‌های دارای نفع قابل انتقال
  • بازی‌های فاقد نفع قابل انتقال ( که به اختصار NTU خوانده می‌شوند)

در دنیای واقعیت‌های عملی، پول بیشتر عامل به وجود آمدن بازی‌های گروه نخست است تا گروه دوم. پول به مانند روغن کاری است که باعث می‌شود همه  اجزا روان و خوب کار کنند و ساز و کاری به نام « انتقال منافع » کارآمد شود. به طور کلی اگر بتوان بازی‌های گروه دوم را به گروه نخست تبدیل کرد، منافعی ایجاد می‌شود که به صورت میانگین برای تمامی‌ بازیکنان است و در غالب خروجیِ بازی خود را نشان می‌دهد.

یک بده بستان بی‌نظیر

بیت‌کوین از زاویه‌ای ناشناخته، در حال نزدیک شدن به مرز یک محدودیت شناخته شده است. در گذشته این مشکل مطرح بود که: «در حالی که به روشنی امکان مقیاس‌دهی وجود ندارد، چطور به لحاظ محاسباتی مقیاس بدهیم؟». سپس فرد یا گروهی با سبک و سنگین کردن این مساله در ذهن خود به نتیجه‌ای رسیدند که می‌توان آن را اینگونه بیان کرد: « حال که می‌دانیم به لحاظ محاسباتی نمی‌توانیم مقیاس ایجاد کنیم، شاید بتوان این مساله را مبنای پایداری در راه حل ارائه شده ما قرار داد.»

ما برای امن حساب کردن گره‌ها به روش‌هایی نیاز داریم که از نظر اجتماعی مقیاس‌پذیرتر باشد. به بیان دیگر ما به چنین روش‌هایی نیاز داریم تا سختگیری در برابر فساد را به حداکثر برسانیم، بر اقدامات نظارت کنیم و در نتیجه از یکپارچگی و بی‌نقصی بلاکچین پشتیبانی نماییم. اثبات کار (proof-of-work) و ارسال – تکثیر  (broadcast-replication) به همین خاطر ایجاد شده‌اند؛ به این ترتیب حجم زیادی از مقیاس‌پذیری محاسباتی را قربانی می‌کنیم تا مقیاس‌پذیری اجتماعی را ارتقاء دهیم. این بده بستان بی‌نظیر ساتوشی است. بی‌نظیر بودن آن به این خاطر است که انسان‌ها به مراتب گران‌تر از کامپیوترها هستند و این فاصله هر سال بیشتر می‌شود.

در حالی که دیگران هنوز در تلاش برای ایجاد مقیاس محاسباتی هستند، یک نکته  بی نهایت ساده (البته پس از درک آن) اما بزرگ وجود دارد: بازارهای دیگر روی ناتوانی در ایجاد مقیاس محاسباتی تکیه می‌کنند.

تمرکز زدایی صرافی‌ها

هنگامی‌که بیت‌کوین کار خود را آغاز کرد، ترس از حمله‌ی 51% شیوع پیدا کرده بود. با استفاده از تعادل نش میان گروه‌های استخراج، می‌توان این حمله را خنثی کرد.  تا زمانی قیمت آتی بیت‌کوین لزوما ناپایدار است، می‌توان انتظار داشت که روانشناسی عموم مردم دسته کم تا حدی روی آن تاثیر بگذارد. در حالی که بر مبنای دست نامریی (مفهومی‌ در اقتصاد)، گروه های استخراج به واسطه ی یک تعادل نش محدود می‌شوند، نوسانات شدیدی در قیمت بروز می‌کند که از نشانه‌های نقص و بیماری در سیستم صرافی‌ها است. بنابراین، گام بعدی ایجاد یک تعادل نش میان صرافی‌هاست و تعداد آن‌ها باید برای ایجاد تمرکززدایی پایدار کافی باشد.

در این برهه، انتظار می‌رود گام مهم بعدی افزایش قیمت بیت‌کوین باشد تا ارزش آن به سطحی برسد که هیچ نهاد یا ثروت دیگری در دنیا نتواند آن را دستکاری کند و به این ترتیب گام بعدی این است که در این بخش از «بازی» یک تعادل نش ایجاد کنیم.

در این جا Mt Gox اهمیت پیدا می‌کند چرا که تنها صرافی بزرگ زمان خود بوده است. کسانی که درک مبهمی ‌از نحوه‌ی کار صرافی‌ها داشتند وقتی قیمت بیت‌کوین سر به فلک کشید فکر کردند ثروتمند شده‌اند؛ غافل از آنکه این افزایش قیمت نشانه‌ی از دست دادن سکه‌هایشان برای همیشه است.

حالا که صرافی‌های زیادی به وجود آمده و همه (به جای تعامل) در تعارض و اختلاف سیاسی با یکدیگر هستند، می‌توان روی قیمت صرافی‌ها حساب کرد. در این شرایط اگر قیمت در یکی از صرافی‌ها رو به افزایش بگذارد، می‌توانیم مطمئن باشیم که بی طرفی سیاسی آن صرافی اشکال دارد.

اگر ببینیم یک صرافی از حرکت‌های غیرمنطقی و با انگیزه سیاسی حمایت می‌کند، می‌توانیم مطمئن باشیم آن دسته از قیمت‌های این صرافی که با صرافی‌های بی طرف در سیاست یکی نیست، جعلی می‌باشند.

بررسی بیت‌کوین کش
بررسی بیت‌کوین کش

بیت‌کوین کش هیچ شیوه ی ارزشمندی به همراه ندارد و هیچ استدلالی پشت آن نیست

بیت‌کوین به عنوان واسطه‌ای نوین برای مبادله معرفی شد که در رده‌ای بالاتر (نسبت به شیوه های موجود) قرار می‌گیرد. این ابزار به ما امکان می‌دهد منافع خود به یک شیوه‌ی خنثی سیاسی جا به جا کنیم؛ شیوه ای که دنیا تا کنون نظیر آن را ندیده است. بیت‌کوین باعث شده مجموعه ی بسیار بزرگ و پیچیده‌ای از بازیکنان رقیب با هم به اجماع برسند و این اتفاق آرا با هیچ چیز دیگری قابل تحقق نبود. به همین خاطر است که بیت‌کوین نسبت به شیوه های موجود در رده بالاتری قرار دارد که نش (Nash) به آن اشاره کرده است. بیت‌کوین نوعی بازی با جمع غیر صفر به وجود آورده که بازیکنان آن به جای سود بردن از استثمار یکدیگر، به هم نفع می‌رسانند.

مقایسه بیت‌کوین و بیت‌کوین کش
مقایسه بیت‌کوین و بیت‌کوین کش

بیت‌کوین کش فاقد خاصیت بیت‌کوین است و مانند بیت‌کوین واسطه ای برای ایجاد یک تعادل اقتصادی والاتر به ارمغان نمی‌آورد. بیت‌کوین کش یک شیوه کم ارزش‌تر است که صد تا از آن وجود دارد و همین حالا 100 آلتکوین (alt-coin) شبیه آن موجود است. بیت‌کوین کش در پی انجام کاری است که ویسا (Visa) توان انجام آن را دارد در حالی که بیت‌کوین کش قابلیت خودراه اندازی شبکه خود را ندارد. این پول به هیچ یک از فعالین شبکه بیت‌کوین اجازه نمی‌دهد به صورت یک جانبه منحرف شوند و سود کسب کنند، در نتیجه روی فعالان غیرمنطقی تکیه کرده که برای رسیدن به موفقیت از کارکردهای منافع خود چشم پوشی می‌کنند.

بیت‌کوین کش یک پول آزاد نیست

مردم می‌گویند، فرد می‌بایست دسته کم کلیدهای خصوصی خود را نگه دارد تا بتواند بیت‌کوین کش خود را بفروشد. اما بیت‌کوین کش چقدر می‌ارزد و فرد باید آن را به چه قیمتی بفروشد؟ از یک دید دیگر می‌توان پرسید: « خریدار بیت‌کوین کش کیست؟ » تنها بازیکنان غیرمنطقی چنین کاری انجام می‌دهند، حتی وِر (Ver) و جیهان (Jihan) هم بیت‌کوین های خود را با بیت‌کوین کش معامله نمی‌کنند زیرا آن‌ها با منطق خود در پی عملی کردن کارکردهای منافع خویش هستند و انحراف یک جانبه از بیت‌کوین برای آن ها نفعی به همراه ندارد.

از دید دیگر می‌توان این پرسش را مطرح کرد که ارزش بیت‌کوین کش قرار است از کجا تامین شود؟ این مساله یکی دیگر از نقص‌های موجود در بیت‌کوین کش است و این حقیقت که تنها صرافی‌های بدکار از پیشنهاد غیرمنطقی پشتیبانی می‌کنند آن را برجسته‌تر می‌کند. هزینه تبدیل شدن بیت‌کوین کش به پول در واقع نیروی روانی است (بسیاری از بیت‌کوین داران جداگانه سردرگم شده اند و تنها چیزی که می‌فهمند این است که اطلاعات نادرست و با اهمیتی وجود دارد). زیان موجود علاوه بر هزینه این نیروی روانی یک بخش دیگر هم دارد؛ اینکه پیشنهاد معامله بیت‌کوین کش فاقد هرگونه ارزش ذاتی است و امکان ندارد کسی از فروش بیت‌کوین کش نفعی ببرد.

توجه کارکرد و شکل دهی به قیمت بیت‌کوین

بیت‌کوین کش یک ویژگی متضاد دیگر هم دارد. هنگامی‌که کارگزاران بازار بیت‌کوین‌های خود را راکد نگه می‌دارند و آن ها را از صرافی‌ها جمع می‌کنند، روی قیمت بیت‌کوین فشار ایجاد می‌شود تا بالا رود چرا که هنوز یک عده نیازمند انجام تراکنش‌های مشروع هستند و باید بیت‌کوین مبادله کنند. هنگامی‌که بخش بزرگی از بازار بیت‌کوین راکد بماند، بروز ترس باعث می‌شود بیت‌کوین مدام عزیزتر شود یا به بیان دیگر دستیابی به آن دشوارتر گردد. این فشار باعث می‌شود شمار افراد خواهان بیت‌کوین بالاتر برود و بازخورد این مساله همچنان به شکل یک چرخه ادامه پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، بر روی ارزش بیت‌کوین کش فشار سرکوب کننده ایجاد می‌شود و افراد به حکم منطق دنبال فروش بیت‌کوین کش در ازای بیت‌کوین می‌روند. حتی کسانی که با هسته اصلی (بیت‌کوین) مخالف هستند و از بیت‌کوین کش (شاخه فرعی) طرفداری می‌کنند هم نمی‌توانند منطقا بیت‌کوین کش را بر بیت‌کوین ترجیح دهند.

نتیجه

بیت‌کوین کش هیچ گونه قابلیت دوام اقتصادی ندارد. هیچ استدلالی پشت ارزش قائل شدن برای بیت‌کوین کش نیست و صرافی‌ها و شرکت‌هایی که از بیت‌کوین کش پشتیبانی می‌کنند ناامن هستند و سوء نیت دارند.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال دیدگاه مجاز نیست.