عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد – بخش 3 )

این مجموعه آموزشی به نام اصول اقتصاد، به بررسی کلی چیستی اقتصاد و مفاهیم اصلی آن می‌پردازد. در این بخش از این مجموعه اصول اقتصاد ، به بررسی یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اقتصاد، عرضه و تقاضا، ارتباط میان آن‌ها و قوانین آن پرداخته می‌شود. برای مطالعه بخش قبل اینجا کلیک کنید.

0 526

عرضه و تقاضا شاید یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اقتصاد بوده و بدون شک ستون فقرات اقتصاد بازار است. تقاضا به این اشاره دارد که چه مقدار (از نظر کمی) از یک محصول یا خدمات مورد تقاضای خریداران است. مقدار مورد تقاضا همان میزانی از یک محصول است که افراد حاضر به خرید آن با قیمتی مشخص هستند؛ ارتباط میان قیمت و مقدار مورد تقاضا تحت عنوان « رابطه‌ی تقاضا » شناخته می‌شود. در نقطه‌ی مقابل، عرضه بیانگر مقداری است که بازار می‌تواند ارائه کند. مقدار مورد عرضه به میزانی از یک کالای مشخص اشاره دارد که تولیدکنندگان حاضر به عرضه‌ی آن در ازای قیمتی مشخص هستند. ارتباط میان قیمت و میزان عرضه‌ی یک کالا یا خدمات به بازار، تحت عنوان « رابطه عرضه » شناخته می‌شود. به همین خاطر قیمت بازتابی از عرضه و تقاضا است.

ارتباط میان عرضه و تقاضا در پس نیروهای پشت توزیع منابع قرار داد. در تئوری های اقتصاد بازار، نظریه عرضه و تقاضا منابع را به کارآمدترین شیوه ممکن توزیع می‌کند. چطور؟ بگذارید نگاهی دقیق‌تر به قانون تقاضا و قانون عرضه بیاندازیم.

الف. قانون تقاضا: قانون تقاضا بیان می‌کند که اگر تمام شرایط دیگر یکسان باقی بمانند، هر چه قیمت یک کالا بالاتر باشد، افراد کمتری آن را تقاضا خواهند کرد. به عبارتی، هر چه قیمت بالاتر باشد، مقدار مورد تقاضا پایین‌تر خواهد بود. مقداری از یک کالا که خریداران بابت آن هزینه‌ی بیشتری می‌پردازند، کمتر است زیرا همانطور که قیمت یک کالا بالاتر می‌رود، « هزینه فرصت » (Opportunity Cost) خرید آن هم بالتبع بالاتر می‌رود. در نتیجه، افراد به صورت طبیعی از خرید محصولی که آن‌ها را به چشم‌پوشی از مصرف محصولی ارزشمندتر وا می‌دارد، اجتناب می‌کنند. نمودار زیر نشان می‌دهد که منحنی مربوطه دارای شیبی رو به پایین است.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

نقاط A، B و C بر روی منحنی تقاضا هستند. هر نقطه‌ای از منحنی، رابطه‌ای مستقیم میان مقدار مورد تقاضا (Q) و قیمت (P) را مشخص می‌کند. بنابراین، در نقطه‌ی A، مقدار مورد تقاضا برابر با Q1 و قیمت معادل P1 خواهد بود و این مقادیر برای نقاط دیگر به همین شکل مشخص می‌شوند. منحنی « رابطه‌ی تقاضا » ارتباطی منفی میان قیمت و مقدار مورد تقاضا را به نمایش می‌گذارد. هر چه قیمت یک کالا بالاتر باشد، مقدار مورد تقاضای آن کمتر خواهد بود (A) و هر چه قیمت پایین‌تر باشد، کالا بیشتر مطالبه می‌شود (C).

ب. قانون عرضه: مشابه قانون تقاضا، قانون عرضه، مقداری از کالا را نشان می‌دهد که در قیمتی مشخص فروخته خواهد شد، اما برخلاف آن، « رابطه عرضه » دارای شیبی رو به بالا است. این به آن معنا بوده که هر چه قیمت بالاتر باشد، مقدار مورد عرضه هم بالاتر خواهد بود. تولیدکنندگان در قیمت بالاتر عرضه بیشتری می‌کنند، زیرا فروشی بیشتر با قیمتی بالاتر، درآمد آن‌ها را افزایش می‌دهد.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

نقاط A، B و C همگی بر روی منحنی عرضه هستند. هر نقطه رابطه‌ای مستقیم میان مقدار مورد عرضه (Q) و قیمت (P) را مشخص می‌کند. در نقطه B، مقدار مورد عرضه Q2 و قیمت آن P2 است و این مقادیر برای نقاط دیگر هم به همین صورت تعیین می‌شوند.

زمان و عرضه: برخلاف رابطه تقاضا، رابطه عرضه تابعی از زمان است. زمان برای عرضه اهمیت دارد، چرا که عرضه‌کنندگان باید به سرعت نسبت به یک تغییر در تقاضا یا قیمت واکنش نشان دهند (هر چند همیشه نمی‌توانند این کار را انجام دهند). به همین خاطر مهم است که تلاش نموده و مشخص کرد که آیا یک تغییر در قیمت که برخاسته از تقاضا است، امری موقت خواهد بود یا دائمی.

بیایید فرض بگیریم که یک افزایش ناگهانی برای تقاضا و قیمت چترها در یک فصل بارانی غیرمنتظره اتفاق افتاده است. عرضه‌کنندگان ممکن است به آسانی با استفاده بیشتر از ابزارهای تولید، خود را با این سطح از تقاضا تطبیق دهند. اما اگر خبر از یک تغییر شرایط اقلیمی باشد و جمعیت در طول سال به چتر نیاز پیدا کند، انتظار می‌رود که تغییر در تقاضا و قیمت بلندمدت باشد؛ عرضه‌کنندگان بایستی تجهیزات و امکانات تولید خود را تغییر دهند تا بتوانند خود را با سطوح بلندمدت تقاضا وفق بدهند.

ج. ارتباط عرضه و تقاضا: حالا که قوانین عرضه و تقاضا را می‌دانیم، بیایید به مثالی نگاه کنیم که چگونگی تاثیر عرضه و تقاضا بر قیمت را نشان می‌دهد.

تصور کنید که  یک نسخه‌ ویژه از CD گروه موسیقی محبوبتان با قیمت 20 دلار عرضه شده است. از آنجایی که بررسی سوابق قبلی کمپانی نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان، CDهایی با قیمت بالاتر از 20 دلار را تقاضا نمی‌کنند، تنها ده عدد CD عرضه شده چرا که هزینه‌ فرصت برای عرضه‌کنندگان به منظور تولید بیشتر آن بسیار بالا است. با این حال، اگر این ده CD توسط 20 نفر تقاضا شوند، قیمت به فراخور آن بالا می‌رود زیرا طبق رابطه تقاضا، همانطور که تقاضا بیشتر می‌شود، قیمت هم بالاتر می‌رود. از سوی دیگر، بالارفتن قیمت باید باعث عرضه CDهای بیشتری می‌شود زیرا آنطور که رابطه‌ عرضه نشان می‌دهد، هر چه قیمت بالاتر باشد، مقدار مورد عرضه هم بیشتر خواهد بود.

با این حال اگر 30 عدد CD تولید شده و تقاضا همچنان 20 باشد، قیمت بالا نمی‌رود، زیرا عرضه بیشتر از میزان مورد تقاضا است. در واقع، بعد از اینکه هر 20 مصرف‌کننده از خرید CDهای خود راضی شدند، قیمت CDهای باقی‌مانده در همین حین که تولیدکنندگان سعی در فروش ده CD باقی‌مانده دارند، ممکن است دچار افت شود. پایین‌آمدن قیمت CD، آن را برای کسانی که پیش از این هزینه‌ فرصت خرید CD با قیمت 20 دلار را بالا می‌دیدند، در دسترس‌تر می‌کند.

د. تعادل: زمانی که عرضه و تقاضا برابر باشند (همان زمانی که تابع عرضه و تابع تقاضا یکدیگر را قطع می‌کنند)، گفته می‌شود که اقتصاد در حالت تعادل است. در این نقطه، توزیع کالاها در بهینه‌ترین حالت خود است، زیرا میزان کالای مورد عرضه دقیقاً با میزان کالای مورد تقاضا یکسان است. بنابراین، هر کسی (افراد، کارخانه‌ها یا کشورها) از شرایط اقتصادی موجود راضی هستند. در این قیمت، عرضه‌کنندگان تمامی کالاهایی را که تولید می‌کنند، به فروش می‌رسانند و مصرف‌کنندگان تمامی کالاهایی را که تقاضا می‌کنند، به دست می‌آورند.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

همانطور که می‌توانید بر روی نمودار ببینید، تعادل در نقطه‌ تلاقی منحنی‌های عرضه و تقاضا اتفاق می‌افتد که نشان‌دهنده عدم وجود ناکارآمدی در توزیع است. در این نقطه، قیمت کالاها برابر P* و مقدار آن‌ها Q* است. به این نمودارها تحت عنوان تعادل قیمت و کمیت اشاره می‌شود.

در یک بازار واقعی، تعادل تنها در تئوری قابل دستیابی است، چرا که قیمت کالاها و خدمات به طور پیوسته در ارتباط با نوسانات عرضه و تقاضا تغییر می‌کنند.

هـ. عدم تعادل: هر زمان که قیمت یا کمیت برابر با P* یا Q* نباشد، عدم‌تعادل رخ می‌دهد.

  1. عرضه‌ مازاد: اگر قیمت بسیار بالا تعیین شده باشد، عرضه‌ مازاد در داخل اقتصاد به وجود می‌آید و ناکارآمدی در توزیع خواهیم داشت.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

در قیمت P1، مقداری از کالا که تولیدکنندگان قصد عرضه آن را دارند با Q2 نشان داده شده است. از طرفی، در نقطه P1، مقداری که مصرف‌کنندگان قصد مصرف آن را دارند معادل Q1 است؛ مقداری که به مراتب کمتر از Q2 می‌باشد. از آنجایی که Q2 بزرگتر از Q1 است، مقدار بسیار زیادی تولید شده و مقدار بسیار کمی مورد مصرف قرار گرفته است. عرضه‌کنندگان در تلاش برای تولید کالای بیشتر هستند؛ به این امید که با فروش آن‌ها سود بیشتری به جیب بزنند، اما آن‌هایی که کالا را مصرف می‌کنند، به خاطر قیمت بالای کالا کمتر به آن جذب شده و کمتر آن را خریداری می‌کنند.

  1. تقاضای مازاد: زمانی که قیمت پایین‌تر از قیمت تعادل در نظر گرفته می‌شود، تقاضای مازاد به وجود می‌آید. بدین خاطر که قیمت بسیار پایین است، بسیاری از مصرف‌کنندگان خواهان کالا هستند در حالی که تولیدکنندگان مقداری کافی از آن تولید نمی‌کنند.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

در این شرایط، در قیمت P1، مقداری از کالا که توسط مصرف‌کنندگان با این قیمت تقاضا شده برابر با Q2 است. از سوی دیگر، مقداری از کالا که تولیدکنندگان مایل به تولید آن در این قیمت هستند برابر Q1 است. بنابراین، کالای بسیار کمی برای برآورده‌کردن تقاضای مصرف‌کنندگان وجود دارد. هر چند همانطور که مصرف‌کنندگان در حال رقابت با یکدیگر بر سر خرید این کالا با این قیمت هستند، تقاضا قیمت را بالا برده و عرضه‌کنندگان را به عرضه‌ بیشتر تشویق می‌کند و در نتیجه قیمت به مقدار تعادل نزدیک‌تر می‌شود.

و. انتقال در مقابل حرکت: در علم اقتصاد، « حرکت‌ها » (Movements) و « انتقال‌ها » (Shifts) در رابطه با منحنی‌های عرضه و تقاضا بیانگر پدیده‌های بسیار متفاوتی در بازار هستند.

1. حرکت‌ها

حرکت، به تغییر در راستای منحنی اطلاق می‌شود. بر روی منحنی تقاضا، حرکت از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر، بیانگر یک تغییر، هم در قیمت و هم در مقدار مورد تقاضا است. حرکت اشاره به این دارد که رابطه تقاضا همچنان برقرار است. به همین خاطر، حرکت در راستای منحنی تقاضا زمانی اتفاق می‌افتد که تغییرات قیمت کالا و تغییرات مقدار مورد تقاضا مطابق با رابطه‌ اصلی تقاضا اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر، حرکت زمانی رخ می‌دهد که یک تغییر در مقدار مورد تقاضا تنها به سبب تغییری در قیمت اتفاق افتاده است و برعکس.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

مشابه حرکت در راستای منحنی تقاضا، حرکت در راستای منحنی عرضه هم نشان از ثبات رابطه‌ی عرضه دارد. به همین خاطر، حرکت در راستای منحنی عرضه زمانی رخ می‌دهد که تغییرات قیمت کالا و تغییرات مقدار عرضه‌شده مطابق با رابطه اصلی عرضه است. به عبارت دیگر، حرکت زمانی اتفاق می‌افتد که تغییری در مقدار مورد عرضه تنها به موجب یک تغییر در قیمت اتفاق افتاده است و برعکس.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

  1. انتقال‌ها

یک انتقال در منحنی عرضه یا تقاضا زمانی رخ می‌دهد که میزان کالای مورد تقاضا یا عرضه حتی با وجود ثبات قیمت‌ها تغییر کرده است. به عنوان مثال، اگر قیمت یک بطری آبجو 2 دلار بوده و میزان تقاضای آبجو از Q1 به Q2 افزایش یابد، یک انتقال در تقاضای آبجو به وجود آمده است. انتقال‌ها در منحنی تقاضا حاکی از آن هستند که رابطه اصلی تقاضا تغییر کرده است؛ به آن معنا که عاملی به غیر از قیمت بر مقدار مورد تقاضا تاثیر گذاشته است. یک انتقال در رابطه تقاضا ممکن است در صورتی رخ دهد که به عنوان نمونه، آبجو ناگهان به تنها نوع نوشیدنی الکلی که برای مصرف در دسترس است، تبدیل شود.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

از سوی دیگر، اگر قیمت یک بطری آبجو 2 دلار بوده و مقدار عرضه‌شده آن از Q1 به Q2 کاهش یابد، یک انتقال در عرضه آبجو رخ داده است. مشابه یک انتقال در منحنی تقاضا، انتقال در منحنی عرضه نیز بیانگر این است که رابطه‌ اصلی تقاضا تغییر پیدا کرده، به آن معنا که مقدار مورد عرضه از عاملی به غیر از قیمت تاثیر پذیرفته است. یک انتقال در منحنی عرضه در صورتی ممکن است رخ دهد که به عنوان نمونه، یک فاجعه طبیعی موجب کمبود گسترده آبجو شده است و در نتیجه تولیدکنندگان آبجو وادار به عرضه‌ کمتر آبجو با قیمتی مشابه می‌شوند.

عرضه و تقاضا ( اصول اقتصاد - بخش 3 )

برای مطالعه بخش بعدی سری مقالات اصول اقتصاد اینجا کلیک کنید.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.