بررسی فعالیت های اقتصادی ( اصول اقتصاد – بخش 8 )

یکی از بخش‌‌های مهم اقتصاد کلان بررسی فعالیت های اقتصادی است. دانستن اینکه اقتصاد در حال پیشرفت است یا خیر و اینکه این پیشرفت تا چه حد رخ داده است، معیار مهمی برای سیاست‌‌گذاران، متخصصان مالی، استراتژی حقوقی و شهروندان است. در اینجا ما چند مورد از بررسی‌‌های مهم فعالیت‌‌های اقتصادی در سطح ملی را آورده‌‌ایم. برای مطالعه بخش قبلی این مقاله اینجا کلیک کنید.

0 155

تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مهم‌‌ترین نشانگرهایی است که به منظور بررسی فعالیت های اقتصادی یک کشور مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. این مورد همچنین ارزش کلی دلار برای تمام سرویس‌‌هایی را که هر ساله در یک کشور تولید می‌‌شوند، نشان می‌‌دهد و اغلب با بزرگی اقتصاد مطابقت دارد. تولید ناخالص داخلی اغلب به صورت سه ماهه بررسی می‌‌شود، اما در نهایت به عنوان یک رقم سالیانه اعلام می‌‌شود. برای مثال، اگر گزارش شود که تولید ناخالص داخلی در سه ماهه سوم سال 3 درصد افزایش یافته است، این موضوع نشان‌‌ می‌‌دهد که اقتصاد در سال گذشته از سه ماهه سوم به بعد سه درصد رشد کرده است.

تولید ناخالص داخلی یا از طریق محاسبه مقدار درآمد هر فرد در یک کشور (شهروند و غیرشهروند) در طول یک سال به دست می‌‌آید (روش درآمد) و یا از طریق محاسبه مقدار پولی که هر فرد خرج کرده است (روش مخارج). به صورت نظری، هر دو روش در نهایت به یک مقدار کلی تقریبا برابر می‌‌رسند، زیرا مخارج شما درآمد فرد دیگری است.

روش درآمد، که گاها از آن به (GDP(I نیز یاد می‌‌شود، از طریق محاسبه‌‌ و جمع‌‌بندی پاداش‌‌های کارمندان، سود ناخالص شرکت‌‌های ثبت‌‌شده و ثبت‌‌نشده، و مالیات‌‌های شرکت‌‌های تابعه و انتقالات دولتی (مثل پرداخت‌‌های رفاهی) به دست می‌‌آید. روش مخارج روش رایج‌‌تری است و از طریق محاسبه وجمع‌‌بندی مصرف کلی (C)، سرمایه گذاری (I)، مخارج دولتی (G) و تفاضل واردات و صادرات (X-M) به دست می‌‌آید. گاهی اوقات اقتصاددانان در ارتباط با این روش معادله GDP را به کار می‌‌برند که در آن Y برابر است با درآمد مردم یا GDP.

(Y = C + I + G + (X – M

معمولا بزرگ‌‌ترین عامل GDP در اقتصاد، مصرف (C) است که شامل مخارج خصوصی‌‌ صرف‌‌شده برای هزینه‌‌ها و خواسته‌‌های شهروندان می‌‌گردد. سرمایه گذاری همان پولی است که تجارت‌‌ها برای چیزهایی مثل خرید تجهیزات یا ساخت کارخانه‌‌های جدید هزینه می‌‌کنند. مخارج دولتی شامل مواردی مثل حقوق کارمندان و پیمانکاران دولتی، خرید سلاح برای ارتش و هر نوع هزینه‌‌ی دولتی دیگر می‌‌شود. صادرات کالاهایی هستند که در یک کشور تولید شده و به کشورهای خارجی دیگر فروخته می‌‌شوند؛ واردات نیز کالاهایی هستند که در یک کشور خارجی تولید شده و در کشورهای دیگر خریداری می‌‌شوند.

زمانی که اقتصاد یک کشور سالم و در حال رشد باشد، شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی آن کشور خواهیم بود. اگر تولید ناخالص داخلی کاهش یابد، اقتصاد رو به کاهش است. سرمایه‌‌گذاران نسبت به رشد منفی تولید ناخالص داخلی نگران هستند؛ زیرا یکی از عواملی است که اقتصاددانان از آن به منظور تعیین رکود یا عدم‌‌رکود اقتصادی استفاده می‌‌کنند. قاعده کلی این است که اگر تولید ناخالص داخلی به صورت پشت سر هم در دو سه‌‌ماهه کاهش یابد، نشان‌‌دهنده این است که اقتصاد دچار رکود شده است.

بیکاری

نرخ بیکاری نشان می‌‌دهد که چه تعدادی از افراد در یک کشور بیکار هستند. این نرخ نشان‌‌دهنده نیروی کار بدون شغل یک کشور است که به صورت درصد بیان می‌‌شود. بیکاری عموما در اثر تغییر شرایط اقتصادی کاهش یا افزایش می‌‌یابد؛ بنابراین، یک شاخص تاخیری به حساب می آید. وقتی که اقتصاد در وضعیت بدی قرار داشته و شغل‌‌ها کمیاب باشند، نرخ بیکاری افزایش می‌یابد. وقتی که اقتصاد با سرعتی مناسب در حال رشد بوده و شغل‌‌ها نسبتا زیاد باشند، نرخ بیکاری کاهش می‌‌یابد.

به منظور محاسبه‌‌ نرخ تورم، تعداد افراد بیکار بر تعداد نیروی کار تقسیم می‌‌شود؛ نیروی کار هم افراد شاغل و هم افراد بیکار را در بر می‌‌گیرد. این نسبت به عنوان یک درصد بیان می‌‌شود و نشان‌‌دهنده نرخ بیکاری یا بیکاری U3 است. بعضی افراد از این روش انتقاد کرده‌‌اند، زیرا می‌‌گویند تصویر دقیقی از بیکاری یک کشور نشان نمی‌‌دهد و دلیل آن هم این است که هم افرادی را که به صورت پاره‌‌وقت کار می‌‌کنند، اما به دنبال شغل تمام‌‌وقت می‌‌گردند، در برمی‌‌گیرد و هم افرادی که دیگر به دنبال کار نمی‌‌گردند و بنابراین، جزو نیروی کار به حساب نمی‌‌آیند. بعضی از افراد بی‌‌انگیزه‌‌ای که دیگر به دنبال کار نمی‌‌گردند احتمالا دوست دارند کار کنند، اما امید خود را از دست داده‌‌اند. یک روش دیگر برای محاسبه بیکاری که شاغلان پاره‌‌وقت و بی‌‌انگیزه را نیز در برمی‌‌گیرد، نرخ بیکاری U6 است که معمولا بالاتر از نرخ headline است.

نرخ بیکاری در یک اقتصاد در حال رشد هیچ‌‌وقت صفر درصد نیست. دلیل این موضوع این است که انتخاب بعضی افراد بر کار نکردن است (بیکاری ارادی)، بعضی افراد مدام شغل خود را تغییر می‌‌دهند (بیکاری اصطکاکی) و بعضی از کارمندان حرفه‌‌ای نیز فکر می‌‌کنند که مهارت‌‌های آن‌‌ها دیگر مورد نیاز نیست (بیکاری ساختاری). اشتغال کامل زمانی رخ می‌‌دهد که کل نیروی کار به موثرترین شکل ممکن به کار گرفته شوند. اشتغال کامل بیشترین میزان کار حرفه‌‌ای و غیرحرفه‌‌ای که در یک اقتصاد هر لحظه می‌‌توانند مورد استفاده قرار گیرند را در برمی‌‌گیرد. بیکاری‌‌های دیگر همه به عنوان بیکاری ارادی، ساختاری و یا اصطکاکی در نظر گرفته می‌‌شوند. امروزه در ایالات متحده نرخ بیکاری مرتبط با اشتغال کامل حدود چهار تا شش درصد است.

تورم

تورم میزان تغییر قیمت اجناس و سرویس‌‌ها در یک اقتصاد در طول زمان را محاسبه و بررسی می‌‌کند. تورم به عنوان افزایش مداوم قیمت اجناس و سرویس‌‌های یک کشور تعریف می‌‌شود و به عنوان یک درصد سالانه محاسبه می‌‌شود. در اثر تورم قیمت اجناس و سرویس‌‌ها در طول زمان افزایش می‌‌یابد. به بیان دیگر، در صورت افزایش تورم، با هر دلاری که دارید درصد کمتری از اجناس یا سرویس‌‌ها را می‌‌توانید خریداری کنید. زمانی که قیمت‌‌ها افزایش یابند و یا ارزش پول کاهش یابد تورم رخ داده است.

تورم در اثر عوامل مختلفی ممکن است به وجود آید، اما آنچه مهم است درک این موضوع است که نرخ تورم بسیار بالا یا بسیار پایین برای ثبات اقتصادی بد است. معمولا نرخ تورم ایده‌‌آل به صورت سالیانه بین 1 تا 4 درصد است. اگر نرخ تورم افزایش زیادی داشته باشد، قیمت همه‌‌ چیز در اقتصاد به شدت دچار نوسان می‌‌شود، حتی اگر درآمد افراد نتواند با آن برابری کند. در بعضی موارد، تورم شدید ممکن است موجب نابودی اقتصاد یک کشور شود. در عین حال، اگر سطح قیمت‌‌‌‌ها کاهش یافته و رکود رخ دهد، افراد دیگر پول خرج نمی‌‌کنند و شرکت‌‌ها نیز سرمایه‌‌گذاری‌‌های خود را متوقف می‌‌سازند، زیرا با خود فکر می‌‌کنند که قیمت‌‌ها فردا کمتر می‌‌شود؛ بنابراین، چرا پول خود را امروز هدر دهند؟ این دیدگاه منجر به رکود خطرناکی شده و ممکن است موجب نابودی اقتصاد شود.

محاسبه تورم مشکل بزرگی برای آمارگران دولت است. برای انجام این کار، بعضی اجناس که نماینده‌‌ی اقتصاد هستند در سبد بازار در کنار یکدیگر قرار داده می‌‌شوند. سپس، قیمت این سبد در طول زمان بررسی و مقایسه می‌‌شود. این مقایسه منجر به شاخص قیمتی می‌‌شود که قیمت امروز سبد بازار به عنوان درصدی از قیمت همان سبد در سال پیش رو است. این بررسی و مقایسه معمولا همان شاخص قیمت مصرف‌‌کننده (CPI) و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) هستند.

برای مطالعه بخش بعدی این مقاله اینجا کلیک کنید.

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.