کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

در بخش‌های قبلی مشاهده کردیم که تقاضا و عرضه کالاها، به تغییرات قیمت واکنش نشان می‌‌دهند. همچنین متوجه شدیم که مطلوبیت یا رضایت حاصل‌‌شده از مصرف یا کسب کالاها، با مصرف هر واحد اضافی، کاهش می‌‌یابد. میزان واکنش تقاضا یا عرضه به تغییر قیمت، کشش (elasticity) نامیده می‌‌شود. برای مطالعه بخش قبلی این سری مقاله اینجا کلیک کنید.

0 322

کشش ( elasticity ) یک کالا با کالای دیگر متفاوت است، زیرا ممکن است برای مصرف‌‌کننده، برخی از کالاها از کالاهای دیگر ضروری‌‌تر باشند. تقاضا‌‌ی کالاهایی که کالاهای ضروری تلقی می‌‌شوند، به تغییرات قیمتی، حساسیت کمتری دارد، زیرا مصرف‌‌کنندگان، علیرغم افزایش‌‌های قیمتی، همچنان به خرید این کالاها ادامه خواهند داد. از سوی دیگر، افزایش قیمت کالا یا خدمتی که اصلا یک کالای ضروری نیست، مصرف‌‌کنندگان را از خرید آن منصرف خواهد کرد، زیرا هزینه فرصت خرید کالا، بسیار بالا خواهد شد.

در صورتی که حتی یک تغییر جزئی در قیمت یک کالا یا خدمت، منجر به تغییری آشکار در مقدار تقاضا یا عرضه گردد، آن کالا یا خدمت، پرکشش تلقی می‌‌شود. معمولا، این نوع از کالاها، به راحتی در بازار دردسترس هستند و ممکن است یک فرد، در زندگی روزمره‌‌ی خود یا در صورتی که کالاهای جانشین خوبی وجود داشته باشند، لزوما به آن‌ها نیازی نداشته باشد. برای مثال اگر قیمت کوکاکولا افزایش یابد، ممکن است مردم بی درنگ به پپسی روی آورند. از سوی دیگر، یک کالا یا خدمت بدون کشش، کالا یا خدمتی است که در آن، تغییرات قیمتی بزرگ، درصورت ایجاد تغییر در مقدار تقاضا یا عرضه، تنها تغییرات جزئی‌‌ای ایجاد می‌‌کنند. این کالاها، اغلب کالاهایی مانند بنزین هستند که برای مصرف‌‌کننده، بیش از یک کالای ضروری در زندگی روزمره‌‌ وی هستند.

به منظور تعیین کشش عرضه یا تقاضای یک کالا، می‌‌توانیم از این معادله ساده استفاده کنیم:

کشش = ( تغییر در قیمت% /  تغییر در مقدار% )

اگر کشش، بزرگتر یا مساوی 1 باشد، منحنی، باکشش تلقی می‌‌شود. اگر کمتر از یک باشد، منحنی، بدون کشش نامیده می‌‌شود.

همانطور که پیشتر مشاهده کردیم، منحنی تقاضا، شیبی منفی دارد. اگر کاهش عظیمی در مقدار تقاضا، با تنها افزایش اندکی در قیمت همراه باشد، منحنی تقاضا، مسطح‌‌تر یا افقی‌‌تر ظاهر خواهد شد. مردم ترجیح می‌‌دهند که به جای پرداخت قیمتی بالاتر، مصرف این محصول را متوقف کنند یا به چند کالای جانشین روی‌‌ آورند. یک منحنی مسطح‌‌تر، بدان معناست که آن کالا یا خدمت مذکور، کاملا با کشش است.

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )
کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

در عین حال، تقاضای بی کشش می‌‌تواند با منحنی بسیار پرشیب‌‌تری نمایش داده شود: یعنی تغییرات قیمتی بزرگ، مقدار تقاضا را به سختی تحت تأثیر قرار می‌‌دهند.

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )
کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

کشش عرضه، به طور مشابهی عمل می‌‌کند. اگر تغییری در قیمت، منجر به تغییر بزرگی در مقدار عرضه گردد، منحنی عرضه مسطح‌‌تر ظاهر می‌‌شود و با کشش تلقی می‌‌گردد. در این وضعیت، کشش، بزرگتر یا مساوی یک خواهد بود. کشش عرضه، به طور مشابهی با کشش تقاضا عمل می‌‌کند. به یاد داشته باشید که منحنی عرضه، شیب صعودی دارد. اگر تغییر کوچکی در قیمت، منجر به تغییر بزرگی در مقدار عرضه گردد، منحنی عرضه، مسطح‌‌تر ظاهر می‌‌شود و با کشش تلقی می‌شود. در این وضعیت، کشش، بزرگتر یا مساوی یک خواهد بود.

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )
کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

از سوی دیگر، اگر تغییر بزرگی در قیمت، تنها منجر به تغییر کوچکی در مقدار عرضه گردد، منحنی عرضه پرشیب‌‌تر است و کشش آن، کمتر از یک خواهد بود. کالای مذکور، به لحاظ عرضه، بی کشش است.

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )
کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

عوامل مؤثر بر کشش تقاضا

سه عامل اصلی وجود دارند که کشش قیمتی تقاضای یک کالا را تحت تأثیر قرار می‌‌دهند:

  1. وجود کالاهای جانشین: به طور کلی، هر چه کالاهای جانشین خوب بیشتری وجود داشته باشند، تقاضا، باکشش‌‌تر خواهد بود. برای مثال، اگر قیمت یک فنجان قهوه، به میزان 20.25 دلار افزایش یابد، ممکن است مصرف‌‌کنندگان، دوز کافئین صبح خود را با یک فنجان چای قوی جایگزین نمایند. این امر بدان معناست که قهوه، یک کالای با کشش است، زیرا افزایش اندکی در قیمت، کاهش بسیاری در تقاضا ایجاد خواهد کرد، به گونه‌‌ای که مصرف‌‌کنندگان، شروع به خرید چای بیشتر به جای قهوه می‌‌کنند.

با این وجود، اگر انتظار می‌‌رفت که قیمت خود کافئین افزایش یابد، احتمالا تغییر اندکی در مصرف قهوه یا چای مشاهده خواهیم نمود، زیرا ممکن است چند کالای جانشین خوب برای کافئین وجود داشته باشند. در این وضعیت، ممکن است اکثر افراد، تحت هر شرایط قیمتی‌‌ای، مایل به ترک کردن فنجان کافئین صبح خود نباشند. بنابراین، ما بیان خواهیم نمود که کافئین، یک محصول بی کشش است. درحالیکه یک محصول خاص درون یک صنعت می‌‌تواند به علت وجود کالاهای جانشین، با کشش باشد، یک صنعت یکپارچه، به خودی خود، متمایل به بی‌‌کشش بودن است. معمولا کالاهای منحصر به فرد مانند جواهرات بی‌‌کشش هستند، زیرا در صورت داشتن کالاهای جانشین هم، کالاهای جانشین اندکی دارند.

  1. ضرورت: همانطور که در بالا مشاهده کردیم، اگر کالایی برای ادامه‌‌ حیات یا آسایش مورد نیاز باشد، مردم به پرداخت قیمت‌‌های بالاتر برای آن ادامه خواهند داد. برای مثال، مردم نیاز دارند که به سر کار خود برسند یا به دلایل بسیار دیگری، رانندگی کنند. بنابراین، حتی اگر قیمت بنزین دو برابر یا حتی سه برابر شود، مردم همچنان به پر کردن باک‌‌های خود نیاز خواهند داشت.
  2. زمان: سومین عامل مؤثر، زمان است. اگر قیمت سیگار به ازای هر بسته، 2 دلار افزایش یابد، یک فرد سیگاری دارای کالاهای جانشین بسیاراندکی در اختیار دارد و به احتمال زیاد به خرید سیگارهای روزانه خود ادامه خواهد داد. این امر بدان معناست که تنباکو بی‌‌کشش است، زیرا تغییر قیمت تأثیر قابل توجهی بر مقدار تقاضا نخواهد داشت. با این وجود، اگر آن فرد سیگاری دریابد که نمی‌‌تواند از عهده هزینه 2 دلار اضافی به ازای هر روز برآید و شروع به ترک این عادت در طول یک دوره زمانی نماید، در بلندمدت، کشش قیمتی سیگارها برای آن مصرف‌‌کننده، باکشش می‌‌شود.

کشش درآمدی تقاضا

کشش درآمدی تقاضا، میزان درآمد موجود برای هزینه بر کالاها و خدمات است. این امر نیز بر تقاضا اثر می‌‌گذارد، زیرا میزان درآمد تعیین میکند که به طور کلی، افراد به چه میزان می‌‌توانند هزینه کنند. بنابراین، اگر قیمت یک خودرو، از 25.000 دلار به 30.000 دلار افزایش یابد و درآمد به همان اندازه باقی بماند، مصرف‌‌کننده مجبور می‌‌شود که تقاضای خود برای آن خودرو را کاهش دهد. اگر افزایشی در قیمت وجود داشته باشد و هیچ تغییری در میزان درآمد موجود برای هزینه بر کالا وجود نداشته باشد، یک واکنش باکشش در تقاضا وجود خواهد داشت: اگر تغییری در درآمد وجود نداشته باشد، تقاضا، به تغییر قیمت حساس خواهد بود. بنابراین می‌‌توان نتیجه گرفت که اگر افزایشی در درآمد وجود داشته باشد، به طور کلی، تقاضا، معمولا به همان اندازه افزایش می‌‌یابد. میزان ایجاد افزایش تقاضا به وسیله‌‌ افزایش درآمد، “کشش درآمدی تقاضا” نامیده می‌‌شود که می‌‌توان آن را به صورت معادله زیر نشان داد:

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

اگر EDy (کشش درآمدی تقاضا)، بزرگتر از 1 باشد، در نظر گرفته می‌‌شود که تقاضا برای کالا، کشش درآمدی بالایی دارد. اگر EDy، کمتر از 1 باشد، در نظر گرفته می‌‌شود که تقاضا، از لحاظ درآمد، بی کشش است. کالاهای لوکس، معمولا کشش درآمدی بالاتری دارند، زیرا هنگامیکه افراد، درآمد بالاتری دارند، مجبور نیستند که برای خرید این کالاهای لوکس، به همان اندازه پول از دست دهند. به عنوان مثال، مسافرت تعطیلات که برخی از افراد آن را یک کالای لوکس تلقی می‌‌کنند را در نظر بگیرید. باب، به تازگی افزایشی 10.000 دلاری در حقوق خود دریافت نموده است که در مجموع به او 80.000 دلار برای هر سال پرداخت می‌‌شود. با وجود این قدرت خرید بالاتر جدید، او به این نتیجه می‌‌رسد که اکنون می‌‌تواند از عهده‌‌ی دو بار در سال به تعطیلات رفتن به جای یک بار در سال قبلی خود برآید. به وسیله‌‌ی معادله‌‌ی زیر، می‌‌توانیم کشش درآمدی تقاضا را محاسبه نماییم:

کشش کالا ( اصول اقتصاد – بخش 5 )

کشش درآمدی تقاضا برای سفر هوایی باب، 7 است که پرکشش می‌‌باشد.

ممکن است با افزایش درآمد، عملا درباره‌‌ برخی از کالاها و خدمات، کاهشی در تقاضا را ملاحظه کنیم. این موارد، غالبا شامل کالاها و خدماتی هستند که دارای کیفیت پست در نظر گرفته می‌‌شوند و مصرف آن‌ها توسط مصرف‌‌کننده‌‌ای که یک افزایش حقوق دریافت می‌‌کند، به پایان خواهد رسید. ممکن است مثالی از این امر، کاهش در رفتن به رستوران‌‌های فست‌‌فودی که معمولا دارای کیفیتی پایین‌‌تر از سایر غذاخوری‌‌های جایگزین در نظر گرفته می‌‌شوند، با افزایش درآمد باشد. محصولاتی که با افزایش درآمد، تقاضا برای آن‌ها کاهش می‌‌یابد، یک کشش درآمدی‌‌ کوچکتر از صفر دارند. محصولاتی که علیرغم تغییر درآمد، شاهد هیچ تغییری در تقاضا نیستند، معمولا یک کشش درآمدی صفر دارند. این کالاها و خدمات، کالاهای ضروری تلقی می‌‌شوند و گاهی اوقات، کالاهای گیفن (Giffin Goods) نامیده می‌‌شوند.

ناهنجاری دیگر در کشش، زمانی اتفاق می‌‌افتد که تقاضا برای کالایی، با افزایش قیمت آن، افزایش می‌‌یابد. ما آموخته‌‌ایم که اگر قیمت کالایی افزایش یابد، مردم کمتر تقاضا خواهند کرد، اما کالاهای لوکس یا اعتباری خاص ممکن است موردتقاضا قرار گیرند، زیرا گران‌‌قیمت و دارای کلاس بالایی هستند. برای مثال، لباس دارای مارک طراح یا زیورآلات یا برندهای خودروی لوکس، به اعتبار و کلاس افراد اشاره می‌‌کنند. یک اثر هنری، یک آشپز شخصی یا یک انگشتر الماس، همگی ممکن است دقیقا مورد تقاضای بالایی قرار گیرند، زیرا گران‌‌قیمت هستند. این نوع از کالاها، کالاهای وبلن (Veblen Goods) نامیده می‌‌شوند.

برای مطالعه بخش بعدی این سری مقالات اینجا کلیک کنید. 

منبع

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.