آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

امروزه مسائل و مشکلات زیادی گریبان جوانان را گرفته است. در این مقاله چالش‌های اقتصادی پیش‌روی نسل جوان را بررسی کرده‌ایم تا مشخص شود که شرایط اقتصادی نسل حاضر بهتر است یا نسل‌های قدیم شرایط بهتری داشتند.

0 121

سوال ما اینست که آیا این روز‌ها زمان بدی برای نوجوانان در انگلستان است؟

با بینشی اقتصادی به این سوال پاسخ می‌دهیم.

اولین فکری که به ذهنمان می‌رسید این بود که اگر به تاریخ بلند انگلستان نگاه کنید، الآن به نظر دوران خوبی برای جوانان است.

آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟
آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

حقوق متوسط جامعه امروزه فاصله کمی با بالاترین‌حد ثبت شده تا به حال دارد (حتی بعد از سقوط پس از بحران سال 2008)، امکانات آموزشی بهتر(اگرچه گران‌تر) از قبل شده‌اند. نرخ بی‌کاری نیز (با وجود ناامنی بیشتر در بازار کار) بسیار کم و بازهم رو به کاهش است.

همیشه هوس‌برانگیز است که فکر کنیم در گذشته همه‌چیز خیلی خوب و شاد بوده است. اما استاندارد‌های زندگی به مقدار زیادی در دهه‌های اخیر بالا رفته اند. درست است که در طول پنج‌ سال اخیر میزان درآمد واقعی کاهش پیدا کرده و داراری رکود بوده‌است و این باعث افزایش مخارج زندگی مخصوصا مسکن شده است. اما آیا نسل‌های قبل واقعا وضع بهتری داشته‌اند؟

مشکلات اقتصادی جلوی راه جوانان

دلایل متعددی برای نگرانی از دید جوانان وجود دارد.

اولا مسکن مشکل بزرگی به حساب می‌آید. کمبود خانه‌های مقرون به صرفه در لندن و جنوب انگلستان نمونه بارزی از آن است. این بدان معناست که جوانان نمی‌توانند پول خانه خود را همانند نسل والدینشان، بپردازند. میزان مالکیت خانه‌ها به خصوص در سنین کم‌تر از 30سال در حال افت است.

آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟
آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

قیمت‌های مسکن با سرعت بیشتری نسبت به میزان حقوق مردم در حال بالا رفتن است. در این لینک می‌توانید نسبت قیمت مسکن به درآمد مردم را مشاهده کنید. امروزه خرید خانه برای جوانان تقریبا غیرممکن شده است.

آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟
آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

میزان متوسط درآمد کسانی که در انگلستان رهن می کنند به حدود 45 هزار پوند افزایش یافته است. و این افزایش به خاطر سریع‌تر بودن رشد نرخ مسکن کمک چندانی به کسی نخواهد کرد. و مشکل اینجاست که وقتی کسی نتواند خانه‌ای بخرد مجبور به اجاره آن می‌شود و نرخ اجاره‌ نیز با سرعت خیلی زیادی در حال رشد است و به‌این شکل جوانان مجبور به پرداختن مقدار زیادی از درآمد خالص‌شان برای مسکن خواهند بود.

درآمد خالص

بالا رفتن قیمت‌خانه‌ها فقط بخشی از داستان است. نکته اساسی میزان قدرت خرید شما خواهد بود که بعد از مالیات‌ها، هزینه‌های حمل و نقل، هزینه پس دادن وام‌ها و مسکن برای شما باقی می‌ماند. تمرکز به میزان سرشماری و تولیدات ناخالص داخلی (GDP) می‌تواند ایده‌های نادرستی درباره توان خرید واقعی جوانان به ما بدهد.

وقتی یک فرد بازنشسته رهن خود را می‌پردازد، امکان به حساب آمدن او در گروه درآمد پایین وجود دارد، اما این فرد به خاطر نداشتن هزینه مسکن، می‌تواند از یک فرد جوان تحصیل کرده که در حال پرداخت وام‌ دانشجویی و اجاره خانه است، وضع بهتری داشته باشد.

جالب است که آماری درباره مقاطع درآمد خالص بدست آوریم. درآمدی که بعد از هزینه مسکن، وام دانشجویی، رفت و آمد و مالیات‌ها باقی‌می‌ماند. این آمار می‌تواند نشان دهد که قدرت خرید مردم در چند دهه اخیر در حال کاهش است؛ اما این آمار به آسانی پیدا نخواهند شد.

بیکاری

بر اساس استاندارد‌های تاریخی، بیکاری حداقل در این سطح از چرخه اقتصادی کم است. بیکاری و مخصوصا بیکاری جوانان در دهه 80 قطعا کمتر بوده‌اند و در عوض خیلی از شغل‌های تازه تاسیس شده به خاطر پاره‌وقتی و یا موقتی بودن، می‌توانند حقوق زیادی به همراه نداشته باشند. کار‌های به اصطلاح صفر-ساعتی دارای امنیت بسیار پایینی هستند و این موارد قسمت منفی بازارهای منعطف کاری خواهد بود. از طرف دیگر، بازار‌های منعطف می‌توانند برای جوانانی که قصد شغل آزاد و دورکاری را دارند، مناسب باشد.

آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟
آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

وام‌های دانشجویی

یکی دیگر از مشکلات پیش‌روی این نسل، هزینه‌های بالای تحصیل دانشگاهی می‌باشد. گزارشی از آی‌اف‌اس(IFS)، متوسط هزینه‌ دانشجویان را 44,015 پوند تخمین می‌زند.

جوانانی که فارق‌التحصیل می‌شوند با یک بدهی پیش روی خود در جامعه رها می‌شوند و همان اوایل کارشان مجبور به پرداخت آن‌ها هستند که در مقایسه با دهه 70 و 80 میلادی که آن‌ها توسط دولت‌ها پشتیبانی مالی می‌شدند، ناخوش‌آیند است. هر چند که دلیل گران‌تر شدن دانشگاه‌ها زیادتر شدن کسانیست که از مدرسه خارج شده و به دانشگاه می‌روند. در دهه 70 کسی با همراه داشتن وام از دانشگاه خارج نمی‌شد و در دهه 60 هم که کلا عده کمی فرصت رفتن به دانشگاه را پیدا می‌کردند. (این مقدار در قبل از دهه 60، حدود 10% است که الان هدف دولت 50% است).

چیز دیگری که ارزش گفتن دارد کم بودن دانشجویانی ‌است که وام‌ها را به طور کامل پس می‌دهند. طبق گزارش آی‌اف‌اس فقط 73% آن‌ها وام‌هایشان را به طور کامل پس می‌دهند که این مخارج دانشگاه را از پیش‌بینی‌های دولت بیشتر می‌کند و این‌که دانشجویان توان پس‌دادن همه وام را ندارند؛ بدهی به وجود آمده از وام آن‌ها را بیشتر به رفتن به دنبال کار تشویق می‌کند.

بدهی ملی

می‌گویند که نسل جوان با رکوردی از بدهی ملی همراه است. اما این مورد درست نیست. در دهه 50 میلادی ما شاهد بدهی‌ملی خیلی بیشتری و همچنین میزان تولیدات ناخالصی بیشتری نسبت به امروزه بوده‌ایم.

آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟
آیا نسل‌های جوان‌ بدتر از والدین خود هستند؟

چیزهایی خواهید برد و چیز‌هایی خواهید باخت

انگلستان در سال 2014 دچار نابرابری بین‌نسلی زیادی بود. بازار مسکن عامل مهمی در جابجایی ثروت (به طور کلی) از نسل جوان به نسل پیرتر شد. رشد اقتصادی چند دهه اخیر منفعت‌های بیشتری در زمینه‌های مسکن به نسبت به نسل جوان داشته‌اند. و بعید است که این روند تغییر کند. بازنشستگان موانع مهمی از لحاظ سیاسی هستند. هر وقت که دولت قول ساختن خانه‌های بیشتری میدهد، مردم نسل گذشته با کمپین‌ها و شعار اینکه این ساخت و ساز‌ها در حیاط آن‌ها انجام نشود و جای آن‌ها را کم نکند، نقشه‌های دولت را خراب می‌کنند که در 20 سال گذشته این اتفاقات ادامه داشته و تغییری در آن مشاهده نمی‌شود.

از سوی دیگر، منفعت‌هایی هم هست و آن تجربه نسل جوان است که نسل‌های قبلی از آن بهره‌مند نیستند. فرصت‌های برابری وجود دارد و تبعیض‌های ممنوع شده توسط قانون کمتر از نسل‌های پیشین شایع هستند، هر چقدر که بازار کار منعطف‌تر باشد، قطعا انتخاب‌های بهتری برای افراد حرفه‌ای‌تر وجود خواهد داشت.

محیط اطراف

می‌توانیم بگوییم که نسل قبلی از بنزین،گاز و سوخت‌های فسیلی بهره برده‌اند بدون این‌که نگران گرمایش‌جهانی و سایر مشکلات اقلیمی باشند ولی ما امروزه و در آینده با آن‌ها سروکار داریم. آن‌ها به جای رویارویی با عواقب مصرف زیاد و رشد ‌اقتصادی‌شان، از آن‌ها بهره برده‌اند و امروزه حاضر به جواب‌گویی مشکلات و کاستی‌های کار‌هایشان نیستند. نسل جوان هم راهی جز مواجهت با مشکلات محیطی بزرگی که نسل قبل در بوجود آمدن آن‌ها سهیم بوده نخواهند داشت.

نتیجه‌گیری

آیا من 20 سال زودتر به دنیا آمدن را ترجیح می‌دادم؟ احتمالا نه. من فکر می‌کنم که موقعیت‌های امروزه از 20 سال پیش بیشتر است. اما منفعت‌های رشد اقتصادی بوجود آمده برای نسل‌های جوان و پیر بسیار نابرابر است و این مشکل بزرگیست.

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید.

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.